|
|
|
در ادامه در این فصل ابتدا درباره سود حسابداری، نقاط قوت و ضعف سود حسابداری و انواع اقلام تعهدی مطالبی بیان میشود و همچنین در مورد مفهوم بازده سهام، اجزای بازده سهام، عوامل مؤثر بر بازده سهام، رشد شرکت مطالبی ذکر شده و در پایان به برخی از تحقیقات خارجی و داخلی انجام شده اشاره میشود.

۲-۲٫سود حسابداری
از دیدگاه عملی سود حسابداری را بدین گونه تعریف کردهاند: تفاوت بین درآمد تحقق یافته ناشی از معاملههای دوره و بهای تاریخی منقضی شده مربوطه. تعریف مذبور بیانگر این است که سود حسابداری دارای پنج ویژگی میباشد:
۱-سود حسابداری مبتنی بر معاملههای واقعی است که شرکت آن ها را انجام داده است بر مبنا حرفه حسابداری برای محاسبه سود از روش معاملاتی استفاده کردهاست. این معامله یا داد وستد میتواند درون سازمانی و یا برون سازمانی باشد. معاملههای آشکار یا برون سازمانی در نتیجه کالاها و خدماتی که شرکت از سایر واحدهای میخرد، انجام میشود؛ معاملههای پنهان (درون سازمانی) به سبب استفاده یا تخصیص داراییها در درون شرکت انجام میشوند. معاملههای برون سازمانی از آن جهت آشکار هستند که بر یک مدرک عینی استوارند؛ معاملههای درون سازمانی از آن جهت پنهان هستند که بر مبنای مدارکی قرار دارند که چندان عینی نمیباشد. مانند گذشت زمان و استفاده از اقلام

۲-سود حسابداری بر مبنای فرض دوره مالی، به عنوان یک امر بدیهی، قرار دارد و به عملکرد مالی شرکت در طی یک دوره زمانی مفروض یا مشخص اشاره دارد.
۳-سود حسابداری که بر مبنای فرض تحقق درآمد قرار دارد ایجاب میکند تا درآمد تعریف شود و مورد شناسایی و اندازهگیری قرار گیرد. به طور کلی، اصل تحقق درآمد تعریف شود و مورد شناسایی و اندازهگیری قرار گیرد. به طور کلی،اصل تحقق درآمد معیار یا آزمونی است برای شناسایی درآمد و در نتیجه شناسایی سود.
۴-سود حسابداری ایجاب میکند که بهای جاری را برحسب بهای تاریخی اندازه گیری کرد، یعنی باید اصل بهای تمام شده تاریخی را به صورت دقیق رعایت نبود. یک دارایی بر مبنای بهای تمام شده ثبت میشود، تا زمانی که فروش تحقق یابد. و در آن زمان هر نوع تغییری در ارزش شناسایی میشود. از این رو هزینه های جاری عبارتند از داراییهای منقضی شده یا بهای تمام شده اقلام خریداری شد، که منقضی شدهاند.
۵-سود حسابداری ایجاب میکند که درآمدهای تحقق یافته دوره، در رابطه با هزینه های مربوط،مورد توجه قرار گیرند. از این رو، سود حسابداری بر مبنای اصل تطابق قرار دارد(پارسائیان،۱۳۸۱، ۵۲۸).
۲-۳٫نقاط قوت سود حسابداری
نخستین دیدگاه در تأیید سود حسابداری این است که سود مذبور توانسته است در طی زمان، همواره سربلند بماند. بیشتر استفاده کنندگان از داده های حسابداری براین باورند که سود حسابداری سودمند است و در برگیرنده یک عامل تعیین کننده از شیوه های عملی، روشهای اجرایی و الگوهای فکری تصمیم گیرنده است. کوهلر[۱] در تأیید چنین دیدگاهی میگویند:” موجودیت کنونی حسابداری نه به سبب علاقه یا خواست حسابداران بلکه به سبب اعمال نفوذ تجار، کسبه و سوداگران است. اگر مبنای که درباره سرمایه گذاریها و مدیریت تصمیم میگیرند به گزارشهای مالی مبتنی به بهای تمام شده تاریخی که بر چندین سال سودمند است، دسترسی نداشتند،از مدت هایش تغییراتی در حسابداری به وجود آمده است”.
دوم، از آنجا که سود حسابداری مبتنی بر معاملههای واقعی و حقیقی است، این سود به صورت عینی محاسبه وگزارش میشود، از این رو، اصولا قابل تأیید میباشد. اعتقاد طرفداران استفاده از سود حسابداری مبتنی بر اینکه حسابداری باید واقعیتها را گزارش کند، باعث میشود که عینیت این سود مورد تأیید قرار گیرد. به گفته کوهلر، حسابداری هیچگاه وسیله یا ابزار مناسب برای محاسبه ارزش جاری، تغییر در ارزش یا ارزش فعلی یک قلم دارایی یا گروهی از داراییها نبوده است.
سوم، سود حسابداری از طریق تکیه بر اصل تحقق درآمد برای شناسایی درآمد به شاخص محافظهکاری پایبند باقی میماند . به بیان دیگر، در محاسبه و گزارش سود دوراندیشی، به طور معقول، متجلی میشود.
چهارم، چنین پنداشته میشود که سود حسابداری برای اعمال کنترل سودمند است؛ سود حسابداری بیانگر داستانی درباره شیوهای است که مدیریت بدان وسیله مسئولیت خود را پذیرفته و تعهدات خود را انجام داده است(پارسائیان، ۱۳۸۱، ۵۲۹).
۲-۴٫نقاط ضعف سود حسابداری
در ادبیات حسابداری، همان طور که به صورت بسیار قوی از سود حسابداری دفاع شده، از نظر نقاط ضعف متعدد، به شدت مورد انتقاد قرار گرفته است. اصولا در دیدگاههای مخالف برای استفاده از سود حسابداری موضوع «مربوط بودن» این عدد در تصمیمگیریها مورد پرسش قرار گرفته است. یک دیدگاه مخالف این است که به سبب کاربرد اصل بهای تمام شده تاریخی و تحقق درآمد، سود حسابداری نمیتواند افزایش ارزش تحقق نیافته داراییهایی را که در یک دوره زمانی مشخص نگهداری شدهاند را شناسایی کند. دیدگاه دیگر این است که با توجه به روشهای مختلف پذیرفته شده برای محاسبه بهای تمام شده (برای مثال روشهای مختلف تعیین ارزش یا بهای تمام شده موجودیها) و روشهای مختلف پذیرفته شده برای تخصیص هزینه ها، تکیه بر سود حسابداری مبتنی بر اصل بهای تمام شده تاریخی کار مقایسه اقلام را بسیار مشکل میسازد.
سومین دیدگاه مخالف، بیان میکند تکیه بر سود حسابداری، مبتنی بر اصل تحقق درآمد، اصل بهای تمام شده تاریخی و محافظهکاری باعث میگردد که داده ها گمراه کننده گردند یا اینکه برای استفاده کنند،نامربوط گردند نمونه قابل ذکر در این ارتباط، بیفایده بودن نسبتهای مبتنی بر صورتهای مالی است که با رعایت این اصول محاسبه میشوند(پارسائیان، ۱۳۸۱، ۵۳۰).
۲-۵٫طبقه بندی جریانهای نقد
منابع نقدی در دسترس مؤسسه (نقد ومعادلهای آن)در نتیجه فعالیتهای ان افزایش یا کاهش مییابند. اگر این فعالیتها به طور مناسب طبقهبندی شوند، نشان دادن اطلاعات مربوط به هر طبقه به طور جداگانه در صورت گردش وجه نقد منطقی میباشد. چرا که قابلیت مقایسه افزایش مییابد وارتباط میان طبقهها نیز ارزیابی میگردد.به علاوه تدوین کنندگان استاندارد انتظار دارند اطلاعات جریانات نقدی طبقهبندی شود، برای استفاده کنندگان مفیدتر باشد. ازآنجا که ارائه صورت مذبور در قالب سرفصلهای اصلی به قابلیت مقایسه اطلاعات در سطح واحدهای تجاری مختلف کمک میکند، استاندارد حسابداری ایران طبقهبندی جریانهای نقدی را تحت سرفصلهای اصل مندرج در بند ۱۴ استاندارد شماره ۲ به شرح زیر ضروری میشمارد.
صورت جریان وجوه نقد باید منعکس کننده جریانهای نقدی طی دوره تحت سرفصلهای اصلی زیر باشد:
-
- بازده سرمایهگذاریهاو سود پرداختی بابت تامین مالی
- فعالیتهای تامین مالی ( کمیته تدوین استانداردهای حسابداری،۱۳۸۸)
۲-۵-۱٫جریانهای نقدی ناشی از فعالیتهای عملیاتی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
[پنجشنبه 1401-10-01] [ 11:51:00 ق.ظ ]
|
|
بر این اساس ارتکاب جرم پس از اجرای مجازات و تحمل دوران محکومیت توسط مجرم، مشمول قواعد تکرار جرم خواهد بود. لکن چنان که جرم اخیر پس از صدور حکم محکومیت قطعی و تا قبل از اجرای مجازات واقع شود تکرار جرم نبوده و مشمول مقررات تعدد جرم خواهد بود. ج- ارتکاب مجدد جرم قابل تعزیر ماده ۴۸ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۰ بالعکس ماده ۱۹ قانون راجع به مجازات اسلامی که از تکرار جرم خاص پیروی می کرد، با پذیرش تکرار جرم عام به توسعه و گسترش دامنه ی اجرای مقررات تکرار جرم مبادرت نمود.

مطابق ماده ۴۸ قانون سال ۱۳۷۰ هر جرم قابل تعزیر میتواند به عنوان تکرار جرم مرتکبی محسوب شود که قبلاً مجازات تعزیری یا بازدارنده نسبت به او اجرا شده است. هر چند ماده ۴۸ قانون مذکور از ارتکاب مجدد جرم مستوجب مجازات بازدارنده به عنوان یکی از شروط تحقق تکرار جرم ذکری به میان نیامده است، اما با توجه به این که قانون گذار خود در قسمت اخیر همان ماده سخن از تشدید مجازات بازدارنده در صورت لزوم نموده است، میتوان چنین برداشت کرد که عدم ذکر جرم مستوجب مجازات بازدارنده در کنار جرم قابل تعزیر عمدی نبوده است و هیچ منعی از تسری قاعده ی تکرار به این موارد نیست.
۲-۳ لایحه قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۰
در لایحه جدید مقنن طی مواد ۱۳۵ تا ۱۳۸ به شرح مقررات تکرار جرم پرداخته است؛در ماده ۱۳۵ قانون مذکور بر خلاف قانون سابق حدود را مشمول قواعد تکرار دانسته و طی یک قاعده ی کلی اذعان میدارد:«هر گاه کسی سه بار مرتکب یک نوع جرم موجب حد شود و هر بار حد آن جرم بر او جاری گردد، حد وی در مرتبه چهارم اعدام است.» ماده ۱۳۶ « هر کس به موجب حکم قطعی به یکی از مجازات های تعزیری درجه یک تا شش محکوم شود و از تاریخ قطعیت حکم تا حصول اعاده حیثیت یا مرور زمان اجرای مجازات مرتکب جرم تعزیری درجه یک تا شش دیگری گردد به حداکثر مجازات تا یک و نیم برابر آن محکوم می شود.» همان طور که در متن ماده مشاهده میگردد در لایحه صرف محکومیت قطعی در جرم قبلی برای شمول قاعده تکرار جرم کفایت میکند و نیازی به اجرای آن نمی باشد.  یکی دیگر از شروط تکرار جرم در لایحه قانون مجازات اسلامی ارتکاب جرم جدید تا زمان اعاده حیثیت یا شمول مرور زمان میباشد، که خود نشانگر پذیرش تکرار جرم موقت از سوی مقنن است. و در نهایت اگر مجرم مجدداً مرتکب جرم تعزیری درجه یک تا شش دیگری گردد به بیش از حداکثر مجازات جرم جدید محکوم می شود همان طور که مشاهده می شود، قاضی مکلف است که به بیش از حداکثر مجازات حکم کند، لیکن برخلاف قانون سال ۱۳۷۰که حدود تشدید معلوم نبود، حدود تشدید مشخص گردیده است و قاضی میتواند تا یک ونیم برابر حداکثر مجازات حکم دهد. برای مثال اگر مجازات جرمی ۶ ماه تا ۳ سال حبس باشد و مشمول قواعد تکرار جرم گردد، قاضی میتواند از ۳ سال و یک روز تا چهار سال و شش ماه حبس حکم کند. در مباحث آینده به طور گسترده پیرامون بحث مورد نظر بررسی خواهد شد.
مبحث سوم: مبانی نظری مبانی نظری و تأثیر آن بر قواعد تعدد و تکرار جرم در قانون مجازات اسلامی
گفتار اول: مبانی نظری پذیرش تعدد و تکرار جرم
مبنای پذیرش تعدد و تکرار جرم با دو نظریه سزادهی و اصل فردی کردن مجازات مورد بررسی قرار گرفته در این دو نظریه مجازات بر اساس درجه تقصیر و مجازات متناسب با شخصیت مجرم مورد توجه میباشد.
بند اول: نظریه سزادهی
تکرار جرم از نگاه حقوقدانان کلاسیک به عنوان یکی از کیفیات مشدده ی عمومی ناظر به شخصیت مجرم، اجازه ی تشدید مجازات جرم اخیر را میدهد، با این فرض که تکرار کننده ی جرم از مجرمیت و درجه ی تقصیر بیشتری نسبت به مجرم مبتدی برخوردار است؛ زیرا وی با توجه به اخطار و هشدار قضایی سابق و زیر پا گذاشتن آن متنبه و اصلاح نشده است. بنابرین در راستای اهداف مجازاتها مبنی بر سزادهی و بازدارندگی، بایستی متحمل مجازات شدیدتری شود. تکرار و تعدد جرم نشان دهنده ی بالا بودن درجه ی تقصیر و مجرمیت شخص تکرار کننده نسبت به مجرم مبتدی است، و اعمال اندیشه ی سزادهی و مکافات ایجاب میکند که نسبت به شخصی که میزان مجرمیت او بالاتر است مجازات بیشتری اعمال شود. مبنا و اساس مسئولیت کیفری مجرم و تحمل کیفر توسط وی از دیدگاه مکاتب کلاسیک، اصل آزادی اراده برخورداری بزهکار از مسئولیت اخلاقی در قبال تقصیر و جرم ارتکابی است. طرفداران این نظریه معتقدند هر قدر هم که یک بزهکار تحت تأثیر و فشار عوامل و انگیزه های جرم زا قرار داشته باشد این قدرت اراده و اختیار اوست که وی را مخیر به انتخاب و تمییز خطا از صواب و یا بالعکس می کند.
بند دوم: نظریه حالت خطرناک و اصل فردی کردن مجازات
جرم و پدیده مجرمانه همواره خطرات زیادی را برای بشر و جامعه در بر داشته است. اما گاهی جرم به واسطه ی حالات خاصی که دارد بیش از همیشه و به طور ویژه خطرات و خسارات جبران ناپذیری را برای جامعه به همراه دارد، و این موضوع باعث شده تا قانون گذار برای جلوگیری از چنین خطراتی تدابیر خاصی بیاندیشد. اصل فردی کردن مجازاتها به عنوان یکی از اصول مترقی عام بر مجازات ها، به معنی اعمال و اجرای مجازاتی متناسب با شخصیت و ویژگی های جسمی، روانی، و اجتماعی فرد مجرم است که به اعتبار ماهیت جرم ارتکابی و یا خصوصیات مجنی علیه از طرف مقنن پیشبینی شده و از سوی قوه قضائیه و مجریه به منصه ظهور رسیده و حسب مورد ممکن است منجر به تشدید، تخفیف، تعلیق مجازات و… شود.[۵۲] طرفداران مکتب نئو کلاسیک، شعار اصلی خود را جمله مشهور« نه بیش از آن چه عدالت اقتضاء میکند و نه بیش از آن چه فایده دارد» برگزیدند.[۵۳] پیشنهادات پیروان مکتب نئو کلاسیک موجب بسط دایره کیفیات مشدده و مخففه گردید تا قضات بتوانند مجازات را با توجه به معیارهای فردی و اجتماعی … متناسب با مسئولیت واقعی مرتکب تعیین نمایند. هم چنین تشکیل پرونده شخصیت برای مجرمین، در کنار پرونده کیفری، و توجه قاضی به آن در تعیین مجازات نشانه جدی ظهور اصل فردی کردن مجازاتها بوده است.[۵۴] فردی کردن مجازات به دو صورت تعدیلی و تشدیدی تقسیم می شود: در فردی کردن مجازات با شیوه تعدیلی دادگاه به تناسب ویژگی های فردی و اجتماعی که در وقوع جرم مؤثر بوده مجازات مرتکب را به نحوی تعیین می کند که به نفع او باشد . گاهی جرم ارتکابی برای جامعه خطرات بیشتری به همراه دارد که موجب می شود، در این موارد مقنن از شیوه های تشدیدی فردی کردن مجازات استفاده می کند و ارتکاب جرم را مشمول مجازات های سنگین تری قرار میدهد. به عبارتی کیفیات مشدده عبارت از موجباتی است که اگر جرم مقرون به آن ها باشد مجازات تشدید می شود.[۵۵] کیفیات مشدده در تمام ممالکی که مجازات را قائم بر مسئولیت اخلاقی مرتکب میکنند وجود دارد.[۵۶] کیفیات مشدده جرم به کیفیات عام و خاص تشدید مجازات تقسیم میشوند؛ کیفیات خاص اوضاع و احوال مربوط به جرم خاصی هستند که قانون تشدید مجازات را در آن مورد تصریح کردهاست.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مراد از «قاعده» این نیست که هر چه را طرفین عقد قصد کنند مشروعیت داشته باشد؛ زیرا اگر قصد طرفین به معامله ای غیر عقلایی تعلق گیرد، یا معامله عقلایی باشد، ولی شارع آن را امضا ننموده باشد، قطعاً چنین قراردادی اعتبار شرعی ندارد.[۱۳۶] پس اگر شخصی مالی را به موجب چنین قراردادی تملک کرده باشد، در حکم مقبوض به عقد فاسد است. اما بنابر نظریه غیر حصری بودن عقود و قراردادها، در صورت شک در عقدی که آیا مستحدث و نوپیداست، یا اینکه در زمان شارع وجود داشته به اصل اباحه و جواز تمسک می شود؛ زیرا آنچه از ادله لفظی و روح شریعت استنباط می شود، این است که شارع مقدس کلیه قراردادهای عقلایی و مورد نیاز مردم را، هر چند عنوان شناخته شده شرعی نداشته، ولی ضرورتها موجب اختراع و پیدایش آن ها شده باشد. امضا نموده است و عقلا هم پایبندی به قراردادها را برای نظم اجتماعی و امنیت اقتصادی، لازم می دانند.

بند سوم:مستثنیات حاکمیت اراده
۱٫اختیارات مرید در ایقاعات
اگر دلیل ملتزم شدن شخص را ارتباط آن با حقوق دیگران بدانیم باید هنگامی اعلام اراده را الزام آور دانست که طرف مقابل از آن آگاه شده باشد و قبل از آن مرحله سرنوشت و اختیار آن را در دست ایجاد کننده آن بدانیم. این سخن مستلزم آن است که وی بتواند در طول این زمان، آثار اراده خویش را نسبت به سایرین از بین ببرد. “این نظر با احکام موجود در قوانین تعارض دارد چرا که در بسیاری از موارد اراده ایقاع کننده پیش از آگاهی شخصی که به آن ارتباط دارد برای او ایجاد الزام می کند برای مثال اگر مغبون پیمان زیان بار را فسخ کند یا مالک تصرف فضولی را در مال خود رد نماید دیگر حق عدول از آن را ندارد هرچند که طرف قرارداد از آن آگاه نشده باشد”[۱۳۷]
۲٫قصد و خیارات
میدانیم که در قراردادهای لازم، اختیار فسخ، جنبه استثنایی دارد و مبنای آن را میتوان بر پایه حکومت اراده یا جبران ضرر ناروایی که در نتیجه عقد ایجاد شده، استوار نمود. هر چند برخی از خیارات به نظر حقوق دانان ریشه در عادات و سنتهای تاریخی دارد و از احکام تأسیسی اسلام به شمار نمیآید، مانند: خیار مجلس و حیوان[۱۳۸]. اگر همه خیارات فسخ در عقود لازم را مبتنی بر اراده بدانیم، محتاج ابراز قصد و اعلام آن ضمن عقد نمیباشند مگر خیار شرط[۱۳۹] در این زمینه چنین میخوانیم: خیارالشرط و هو بحسب الشرط اذا کان الاجل مضبوطاً متصلاً بالعقد ام منفضلاً”خیار شرط خیاری است بر حسب شرط هنگامی که مدت مشخص باشد چه (این مدت) متصل به عقد باشد چه منفصل”(بنابرین خیار شرط به خلاف سایر خیارات، نیازمند ابراز اراده است، لذا اگر عقدی بسته شود و در آن خیار شرط قید نگردد چنین خیاری ایجاد نخواهد شد بر خلاف سایر خیارات که در صورت عدم قید آن و مشخص شدن وجود موجبات خیار در زمان عقد، حق خیار برای ذی نفع به وجود خواهد آمد(.بسیاری از مسایل که ایجاد کننده حق برهم زدن عقد است، از اموری است که مبنای تراضی به شمار آمده، در حقیقت وسیلهای برای جبران عیب رضا و اشتباهی است که دو طرف یا یکی از آن ها در جریان تراضی دچار آن می شوند. چنانچه پایه و اساس ایجاد خیار را اصل حاکمیت اراده بدانیم، هرچند هنگام انعقاد قرارداد بدان تصریح شود عرف بر مبنای غلبه موجبات خیار را از قیود تراضی به شمار می آورد و به گفته مرحوم میرزای نایینی داعی یا انگیزه نوعی در تساوی بین عوضین قید تراضی است و داخل در التزام می شود.[۱۴۰] البته به نظر برخی از استادان حقوق اگر خیار وسیلهای جهت پوشاندن ضرر ناشی از عیب رضا باشد، میبایست موجب عدم نفوذ یا بطلان گردد نه خیار فسخ.[۱۴۱] در پاسخ آنان که معتقدند چنانچه در قرارداد، وصفی شرط شود و مشخص گردد که آن شیء فاقد وصف مذبور است، آنچه قصد شده واقع نگردیده و آنچه ایجاد شده قصد نشده است. نتیجهً (لیست العقود تابعه القصود) میتوان گفت در این گونه موارد که مبیع عین شخصی است، دو التزام و قصد وجود دارد. قصد اول انتقال عین خارجی و قصد دوم اتصاف عین به صفتی خاص و این دو التزام مستقل به شمار نمیآیند، به نحوی که یکی از آن ها از دیگری بیگانه باشد پس آنچه واقع شده تمام مقصود وی نیست، نه این که آنچه واقع شده مقصود وی نباشد تا موجب تخلف عقد از قصد و بطلان معامله شود[۱۴۲]
خیار در عقود تسامحی
حال با توجه به فلسفه وجودی خیار این پرسش جای طرح دارد که آیا میتوان معتقد به وجود خیار در عقود تسامحی بود؟ گفتیم پایه و اساس اختیار فسخ معامله در دو امر نهفته است: ۱ـ خواست و اراده هر یک از متعاملین. ۲ ـ جبران زیانهای غیر متعارف ناشی از انعقاد قرارداد. در برخی از قراردادها پایه گذاران آن، همانند طرفینِ معاملهِ معوّض، در پی برخورداری از تعادل نسبی دو ارزش مبادله شده نیستند، و قصد آنان بر انتفاع هرچه بیشتر بنا نهاده نشده است. اینان در چنین عقودی در پی تامین و وصول به هدفهای اخلاقی که انگیزه اصلی ورود در چنین قراردادهایی است هستند و به همین جهت این قراردادها عقود مسامحه نام گرفتهاند. پس اگر مبنای توافق را اساس نفوذ آثار حقوقی در روابط آنان بدانیم، به دلیل تسامح نمیتوان به وجود خیار در چنین عقودی نظر داد زیرا مبنای اختیار فسخ با مبنای تسامح متعارض است.[۱۴۳]
۳٫اخذ به شفعه
یکی دیگر از مواردی که استثنایی بر اصل حاکمیت اراده به شمار می آید، اخذ به شفعه است. مفاد ماده ۸۰۸ قانون مدنی در اخذ به شفعه، چهرهای استثنایی و خلاف قاعده دارد و شریک را بی آن که طرف خطاب شریک فروشنده باشد مجاز میداند که با پرداخت قیمت به مشتری حصه مبیع را تملک نماید. بنابرین در این جا نیز یکی از چهرههای استثنایی تأثیر اراده ظاهر می شود، زیرا اصل بر رضایی بودن معاملات است و تملیک و تملک مال مبتنی بر توافق دو اراده است و نمیتوان ملکی را از ملکیت مالک آن بدون موافقتش خارج نمود. در حق شفعه، اثر یک اراده محدود و اثر اراده دیگر وسیعتر از سایر موارد در نظر گرفته شده است. شریک قصد فروختن مالش را به مشتری دارد و آن را به وی میفروشد. در حالت عادی پس از انجام این عمل حقوقی، هیچ کس بدون رضایت مشتری نمیتواند مورد معامله را تملک نماید، و الا غاصب به شمار آمده، تابع مقررات غصب خواهد شد. اما در این فرض بی آن که اراده فروشنده یا مشتری در این انتقال موءثر باشد، شریک دیگر با پرداخت قیمت مورد معامله را به خویش منتقل می سازد و حتی اقاله بیع پس ازاخذ به شفعه در حق شفیع اثر ندارد و تأثیری این چنین بخشیدن به یک اراده، بی شک خلاف قاعده است.
 در قدرت این اراده همین بس که نه اراده خریدار و نه اراده فروشنده به هیچ وجه در این امر دخالتی نداشته و قادر به جلوگیری از تأثیر اراده شفیع و یا کمرنگ کردن آن نیست. برخی از حقوق دانان آن را ایقاع دانسته و منبع بنیادین اختیار شفیع را حقی دانستهاند که قانون با شرایط ویژه استثنایی به شریک ملک اعطا می کند.[۱۴۴]
۴٫اکراه
یکی دیگر از عواملی که میتواند از جمله عوامل تحدید اراده به شمار آید، اکراه است که قبل از ورود به بحث به تعریف آن میپردازیم.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
کل دانشجویان
پسر
دختر
تعداد
انحراف معیار
میانگین
تعداد
انحراف معیار
میانگین
تعداد
انحراف معیار
میانگین
آماره
خرده مقیاس
۳۶۴
۴۰/۴
۸۹/۱۱
۱۹۸
۳۲/۰
۹۰/۱۱
۱۶۶
۳۳/۰
۸۷/۱۱
پذیرش پاسخهای عاطفی
اختلال تنظیم هیجانی
۳۶۴
۸۰/۴
۱۳/۱۴
۱۹۸
۲۹/۰
۶۰/۱۳
۱۶۶
۴۲/۰
۶۶/۱۴
اختلال در رفتارهای هدفمند
۳۶۴
۷۴/۳
۳۵/۱۳
۱۹۸
۲۵/۰
۳۷/۱۳
۱۶۶
۲۵/۰
۳۳/۱۳
اختلال در کنترل تکانه
۳۶۴
۸۰/۵
۲۸/۲۷
۱۹۸
۳۵/۰
۶۳/۲۶
۱۶۶
۵۱/۰
۰۶/۲۸
نبود آگاهی عاطفی
۳۶۴
۴۰/۵
۲۵/۱۶
۱۹۸
۳۶/۰
۸۴/۱۵
۱۶۶
۴۴/۰
۷۴/۱۶
ضعف راهکارهای تنظیم هیجانی
۳۶۴
۹۶/۳
۵۳/۱۲
۱۹۸
۲۷/۰
۴۱/۱۲
۱۶۶
۳۲/۰
۶۸/۱۲
نبود شفافیت و تفکیک عاطفی
همان طور که در جدول ۴-۱ مشاهده می شود، میانگین نمرهی کل دانشجویان دختر و پسردر خرده مقیاسهای، پذیرش پاسخهای عاطفی برابر ۸۹/۱۱، اختلال در رفتارهای هدفمند برابر۱۳/۱۴، اختلال در کنترل تکانه برابر ۳۵/۱۳، نبود آگاهی عاطفی برابر ۲۸/۲۷، ضعف راهکارهای تنظیم هیجانی برابر ۲۵/۱۶ و نبود شفافیت و تفکیک عاطفی برابر ۵۳/۱۲ میباشد.
در جدول ۴-۴، خردهمقیاسهای تمامی متغیرهای پژوهش به همراه علائم اختصاری آنها معرفی شدهاند.
جدول ۴-۴ معرفی خرده مقیاسهای متغیرهای پژوهش
نام خرده مقیاس
علائم اختصاری
متغیرها
پذیرش پاسخهای عاطفی
EA
اختلال تنظیم هیجانی
اختلال در انجام رفتارهای هدفمند
BT
اختلال در کنترل تکانه
IC
نبود آگاهی عاطفی
LE
ضعف راهکارهای تنظیم عاطفی
SE
نبود شفافیت و تفکیک عاطفی
LT
خودمختاری
AU
نیازهای روانی

شایستگی
CO
ارتباط
RE
رها شدگی/بی ثباتی
TR
طرحوارههای ناسازگار اولیه
بی اعتمادی/ بدرفتاری
DI
محرومیت هیجانی
ED
وابستگی/ بی کفایتی
DE
آسیب پذیری نسبت به ضرر
DE
نقص/ شرم
DS
شکست یا نا کامی
BR
فداکاری/ ازخود گذشتی
SA
بازداری هیجانی
EI
استحقاق/ بزرگ منشی
EG
خودانضباطی ضعیف
KH
بیگانگی اجتماعی/ انزوای اجتماعی
SA
کمال گرایی/ معیارهای سرسختانه
SA
اطاعت
OB
خود تحول نایافته / خود گرفتار
EV
جدول ۴-۵ ماتریس ضرایب همبستگی بین خرده مقیاسهای پژوهش
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
یکی دیگر از ثمرههای تقسیم بندی حقوق نفت و گاز به مادی و معنوی، نوع اقداماتی است که صاحب حقوق نفت و گاز میتواند انجام دهد. مطابق اصول کامن لا برخی انواع اقدامات از قبیل اقامه دعوای تجاوز به ملک غیر، تنها برای کسانی مقدور خواهد بود که صاحب حق مادی در دارایی بودند. به عبارت دیگر در دادگاههای ایالاتی که تئوری مالکیت در محل را پذیرفتهاند چون حقوق نفت و گاز در این دادگاهها حق مادی محسوب میشوند، مالک نفت و گاز مستحق دریافت غرامت از متجاوز است. در مقابل، در ایالاتی که تئوری عدم مالکیت مورد متابعت قرار میگیرد، از آنجا که حقوق نفت و گاز در چنین دادگاههایی حق معنوی به شمار میرود، مالک نفت و گاز چنین استحقاقی نخواهد داشت.[۲۰۱]


خاتمه: فرض باطنی بودن معادن نفت و گاز
مطلبی که در خاتمه فصل تئوریهای مالکیت بر نفت و گاز ضروری است تبیین گردد، این است که چنانچه معادن نفت و گاز، از مصادیق معادن باطنی باشند، وضعیت مالکیتشان به چه شکلی خواهد بود؟ چرا که مفروض ما تا بدین جا مطابق قول اغلب فقها و حقوقدانان، ظاهری بودن معادن نفت و گاز بود، لکن لازم است طرف دیگر مسئله، که باطنی بودن معادن نفت و گاز میباشد، توضیح مختصری داده شود. باید بگوییم به غیر از تفصیل اولی که در مبحث تفصیل بیان گردید، همه تئوریهایی که در این فصل توضیح داده شد، در صورتی که معادن نفت و گاز از مصادیق معادن باطنی باشند، نیز وجود دارد. به بیان دیگر اگر ما معتقد باشیم که معادن نفت و گاز، در زمره معادن باطنی هستند، با توجه به اختلاف فقها و حقوقدانان تئوری ذیل در آن ها جاری خواهد بود:
-
- مالکیت امام یا حاکم یا دولت
-
- مباحات
-
- مالکیت عمومی
-
- تفصیل با توجه به تبعیت مالکیت معدن از مالک زمین (تفصیل دوم و یکی از تئوریهای موجود در حقوق آمریکا)
- عدم مالکیت
همانطورکه در مباحث اول و دوم این فصل بیان گردید، دستهای از فقها مطلقا مالکیت معادن را برای امام میدانند[۲۰۲] که در واقع مطابق این نظر چه معدن ظاهری و چه معدن باطنی، مال امام یا حاکم خواهد بود و همچنین عدهای دیگر مطلقا معادن را در شمار مباحات میدانند[۲۰۳] که مطابق نظر این عده نیز هم معادن باطنی و هم معادن ظاهری، جزو مباحات میباشد. همچنین به اعتقاد برخی دیگر از فقها معادن مطلقا تحت مالکیت عمومی خواهد بود که مطابق این عقیده نیز فرقی بین معادن ظاهری و معادن باطنی وجود ندارد.
اما در مورد چهارم (تفصیل با توجه به تبعیت معدن از زمین) اولا در آمریکا که این تئوری در مورد نفت و گاز مطرح بوده و در ایالاتی که نامشان گذشت، استفاده میشود و ثانیاً در فقه نیز این تفصیل مطابق آنچه که بیان گشت، به طور مطلق هم برای معادن ظاهری و هم باطنی ذکر شده است.[۲۰۴]
تئوری چهارم (عدم مالکیت) نیز از باب اینکه در حقوق آمریکا رواج دارد و در آنجا تفاوتی بین ظاهری و باطنی بودن معادن نفت و گاز قائل نشدهاند، در میان تئوریهای موجود در معادن باطنی گنجانده میشود.
نتیجه؛ مطالعه تطبیقی
با توجه به توضیحات مفصلی که در فصل «تئوریهای مالکیت بر نفت و گاز» بیان گردید، در این فصل درصدد بررسی، مقایسه و تطبیق این تئوریها با یکدیگر و انتخاب بهترین نظریه میباشیم.
در فقه امامیه عدهای معادن را در شمار انفال دانسته و مالکیت حاکم یا امام را برگزیدهاند. این نظریه نه در حقوق ایران و نه در حقوق آمریکا، تئوری منتخب حقوقدانان نبوده و در هیچ یک از این دو نظام حقوقی پذیرفته نشده است. البته در برخی نظامهای حقوقی مثل انگلستان کلیه معادن از جمله معادن نفت و گاز متعلق به حکومت میباشد. در باب مزایای این تئوری میتوان گفت چون از یک سو مالکیت حاکم به مفهوم مالکیت شخصی وی نمیباشد و ایشان موظف است منافع حاصل از اموال دولتی را در راستای بهبود جامعه هزینه کند، و نیز از سوی دیگر حاکم در جامعه، فردی مدیر، مدبّر و کاردان میباشد، لذا با مالکیت وی از پایمال شدن این منافع و تضییع حقوق شهروندان در جامعه ممانعت به عمل میآید و در نتیجه به ارتقاء و بهبود اوضاع جامعه کمک خواهد شد. البته ایراد این نظریه این است که چنانچه حاکم فردی نالایق بوده و در امور مدیریتی جامعه ضعیف باشد، منافع این معادن ارزشمند، صرف امور غیر ضروری شده و از بین خواهد رفت. البته این اشکال در صورتی که امام معصوم، حاکم جامعه باشد منتفی است، لکن به دلیل عدم حضور امام معصوم در عصر حاضر، ایراد مذکور وارد میباشد. البته شایان توجه است که در ایران چون حاکم باید فقیه جامع الشرایط بوده و نیز مطابق اصل یکصد و نهم قانون اساسی واجد صفاتی از قبیل «بینش صحیح سیاسى و اجتماعى، تدبیر، شجاعت، مدیریت و قدرت کافى براى رهبرى» باشد، مالک دانستن وی یکی از راه حل های ایدهآل به نظر میرسد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
-
- بررسی شود که اشکال پیش آمده آیا بر اثر اهمال فروشنده است یا احتمالا بر اثر حمل، تخلیه، جابجایی، بارگیری یا انبارداری نامناسب به وجود آمده است.
-
- در صورت حصول اطمینان از کوتاه فروشنده، مراتب را فورا به وی اطلاع داده ضمنا مسئولیت های او را نسبت به اجرای تعهدات خود یادآوری و درخواست نماید که موضوع سریعا توسط فروشنده بررسی و دلایل به وجود آمدن آن را اعلام نماید.

-
- موضوع عدم تطابق، به بازرس اعلام می شود و درخواست شود تا او نیز عملیات بازرسی خود را بررسی کرده و در خصوص دلایل به وجود آمدن اشکال و عدم تطابق کالا، اعلام نظر نماید.
-
- انجام بازرسی مجدد کالا را از فروشنده و بازرس درخواست نماید.
-
- در صورت عدم همکاری فروشنده و بازرس در مورد انجام بازرسی مجدد کالا، لازم است از مؤسسه بازرسی مستقل دیگری که از اعتبار مناسبی نیز برخوردار باشد، دعوت نمود تا از کالا بازرسی نموده، گزارش مستدل و مصوری تهیه نماید تا در مراحل بعدی بتوان از آن برای اثبات ادعای خود استفاده نمود.
 پس از انجام این بازرسی می توان کالا را جابجا و مورد استفاده قرارداد. در هر حال توصیه می شود که حتما نمونه هایی از کالاهای دارای اشکال و ایراد نگهداری شود. در صورت امکان بهتر است نمونه ها توسط بازرس مستقل مهر و موم شوند.
- به طور مستقیم یا از طریق مشاور متخصص در دعاوی بازرگانی با فروشنده و بازرس جهت حل و فصل مسئله و تأمین غرامت مذاکره و مکاتبه شود.
۱۰-در صورت عدم همکاری فروشنده و بازرس و عدم پذیرش مسئولیت جبران خسارت، مراتب باید به بانک مرکزی و مؤسسه استاندارد جهت اقدامات لازم اعلام شود و موازی با آن از طریق طرح موضوع در مراجع صالحه مراتب پیگیری گردد. ۵) مقطع بازرسی بازرسی در چه محل و در چه زمانی باید به عمل آید؟ اصولا مقطع بازرسی، ارتباط مستقیم با شرایط معامله و تحویل کالا دارد. اگر معامله بر اساس یکی از شرایط اینکوترمز انجام شده باشد، مقطع بازرسی باید در مقطع انتقال مسئولیت از فروشنده به خریدار باشد. ( مثلا در شرایط FOB یا CFR انتقال مسئولیت تحویل کالا به شرکت حمل و عبور آن از نرده کشتی است ) ممکن است بازرسی کالا از زمان تولید شروع شده و در نهایت در انبار فروشنده و هنگام بسته بندی کالا بازرسی شود و همه نتایج هم با شرایط قرارداد مطابقت داشته باشد و کالا نیز آماده حمل باشد. اگر در این مرحله که کالا هنوز در ید فروشنده است، بازرس عملیات خود را خاتمه داده و گواهینامه را صادر نماید، امکان دارد فروشنده کالا را پس از صدور گواهینامه تعویض یا دستکاری نماید، در نتیجه احتمال سوء استفاده فروشنده هنوز باقی است، لذا لازم است بازرس عملیات بازرسی و صدور گواهینامه را ت زمان بارگیری صدور بارنامه توسط مؤسسه حمل و نقل ادامه داده و حتما گواهی خود را بعد یا همزمان با صدور بارنامه صادر نماید . ۲-۸) گمرک ( CUSTOMS ) واژه گمرک از ریشه لاتین Commercium آمده است، که معنی آن تجارت و مبادله کالا میباشد. این کلمه خود نیز مشتق از ریشه یونانی Commrex به معنی حقوق متعلق به کالا میباشد. واژه گمرک در زبان انگلیسی Customs و در زبان فرانسه Douane نامیده می شود. امروزه گمرک به عنوان یک تشکیلات دولتی در همه کشورها، به منظور اجراء و تحقق سیاست های بازرگانی دولت ها وجود دارد. در کشور ما نیز گمرک با تشکیلات گسترده خود در مرزها و داخل کشور، مسئولیت اجرای قوانین و مقررات بازرگانی کشور را برعهده دارد. ۱) حقوق گمرکی ( CUSTOMS DUTIES ) حقوقی است که طبق تعرفه گمرکی وضع شده و به اجناس هنگام ورود به قلمرو گمرکی یا خروج از قلمرو گمرکی تعلق میگیرد. ۲) حقوق و عوارض ورودی ( IMPORT DUTIES AND TAXES ) عبارت است از حقوق گمرکی، عوارض، حق الزحمه یا سایر هزینه هایی که در مورد ورود کالا وصول می شود[۲۷]. ۳) حقوق و عوارض صدوری ( EXPORT DUTIES AND TAXES ) عبارت است از حقوق گمرکی، عوارض، حق الزحمه و سایر هزینه هایی که در مورد صدور کالا وصول می شود. ۴) قلمرو گمرکی ( CUSTOMS TERRITORY ) حوزه ای که در آن مقررات گمرکی یک کشور به طور کامل اجرا می شود. ۵) تشریفات گمرکی ( CUSTOMS FORMALITIES ) کلیه عملیاتی که باید توسط اشخاص ذینفع و گمرک انجام گیرد تا قانون یا مقررات و دستورالعمل های گمرک در ارتباط با کنترل اشخاص در مرزهای گمرکی، ترخیص لوازم و اثاثیه او، ترخیص کالاها و آن چه که به عنوان صادرات یا واردات حمل یا ترانزیت میگردد، اجراء گردد. ۶) ترانزیت گمرکی ( CUSTOMS TRANSIT ) روش گمرکی است که بر اساس آن، کالاها تحت نظارت گمرک، از یک گمرک به گمرک دیگر حمل میگردد. ۷) قانون امور گمرکی قانون امور گمرکی مشتمل بر ۶۰ ماده میباشد که در خرداد ۱۳۵۰ به تصویب رسیده و هم اکنون با اصلاحات جزئی که در متن برخی مواد آن به عمل آمده در گمرکات کشور ما اجراء میگردد. آیین نامه اجرایی این قانون ۳۹۷ ماده دارد که در آن رویه های مختلف گمرکی در خصوص واردات، صادرات، تشریفات گمرکی، ارزیابی، ترخیص، تخلفات، قاچاق گمرکی، اختلافات گمرکی و سایر مسائل مرتبط به مسائل گمرکی تشریح گردیده است. ۸) تعرفه گمرکی تعرفه به دو معنی به کار گرفته می شود. در معنی اول تعرفه به جدول طبقه بندی کالایی یا سیستم طبقه بندی کالا اطلاق می شود که اصطلاح خارجی آن Nomenclature است و دوم تعرفه به معنی جدول طبقه بندی کالایی است. – تعرفه به معنی حقوق و عوارض گمرکی تعرفه در این معنا عبارت است از مالیات و عوارضی که دولت ها به دلیل حمایتی یا مالی یا ترکیبی از آن ها از کالاها اخذ میکنند. اصطلاحا این دریافتی به حقوق ورودی موسوم است.
-
- Letter of credit ↑
-
- Issuing bank ↑
-
- Advising bank ↑
-
- International chamber of commerce ↑
-
- OPEN ACCOUNT TRADE ↑
-
- CLEAN COLLECTION ↑
-
- DOCUMANTARY COLLECTION ↑
-
- DOCUMENTARY LETTER OF CREDIT= L/C ↑
-
- FULL ADVANCE PAYMENT ↑
-
- Uniform Customs and Practice for Doucumentary Credits ↑
-
- چنان چه اعتبار اسنادی دوم نزد همان بانک ابلاغ کننده اعتبار اول افتتاح شود به آن اعتبار اسنادی اتکایی و چنان چه نزد بانک بانک ثالثی افتتاح شود به آن اعتبار متقابل ( Counter L/C ) ↑
-
- پاساوان یا ترانزیت به تشریفات گمرکی که کالا را از یک گمرک به گمرک دیگر هدایت و ارسال میکند، اطلاق می شود . ↑
-
- Mulimodal Transport Operator ↑
-
- CMR: Covention for the International Carriage ↑
-
- Transport International the Road ↑
-
- International Road United Nation ↑
-
- FCR: Forwarders Certificate of Receipt ↑
-
- FCT : Forwarders Certificate of Receipt ↑
-
- FWR : FIATA Warehouse Receipt ↑
-
- CMR : Convention for the International carriage ( merchandises) of goods by road ↑
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بیمه گذار
شخص حقیقی یا حقوقی است که مالک موضوع بیمه است یا به یکی از عناوین قانونی، نمایندگی مالک یا ذینفع را داشته یا مسئولیت حفظ موضوع بیمه را از طرف مالک دارد و قرارداد بیمه را با بیمه گر منعقد میکند و متعهد پرداخت حق بیمه آن میباشد (ابراهیمی،۱۳۹۱).

بیمه شده
شخصی است که احتمال تحقق خطر یا خطرهای مشمول این بیمه نامه برای او انعقاد قرارداد را موجب میگردد (خالقی ماکلولنی،۱۳۸۶).

حق بیمه
مبلغی است که در بیمه نامه مشخص شده و بیمه گذار موظف است آن را هنگام صدور بیمه نامه یا به ترتیبی که در بیمه نامه مشخص می شود به بیمه گر پرداخت نماید.
موضوع بیمه
وسیله نقلیه زمینی است که مشخصات آن در این بیمه نامه درج شده است. لوازمی که مطابق کاتالوگ وسیله نقلیه بیمه شده به خریدار تحویل و یا دو بیمه نامه درج شده است نیز جزء موضوع بیمه محسوب می شود.
نماینده بیمه
طبق مقررات مصوب شورای عالی بیمه، شخصی حقیقی یا حقوقی است که مجاز به عرضه خدمات بیمه ای در داخل کشور به نمایندگی از سوی شرکت بیمه طرف قرارداد خواهد بود.
کارگزار بیمه (دلال رسمی بیمه)
شخصی حقیقی یا حقوقی است که در مقابل دریافت کارمزد، واسطه معاملات بیمه ای بین بیمه گذار و بیمه گر است.
کارمزد
درصدی از حق بیمه که بابت فروش بیمه از طرف شرکت بیمه به نماینده یا کارگزار بیمه پرداخت می شود.
شعبه
واحد سازمانی وابسته و تابع شرکت بیمه است که به عرضه خدمات بیمه ای می پردازد.
تعداد بیمه نامه های صادره
کل تعداد بیمه نامه هایی است که توسط شرکت های بیمه، اعم از انفرادی و گروهی در هر رشته بیمه صادر می شود، این تعداد، الحاقیه بیمه نامه هایی را که قبلاً صادر شده اند، شامل نمی شود.
خسارت پرداختی
خسارت هایی که طی دوره مورد بررسی توسط شرکت های بیمه پرداخت شده است، خسارت پرداختی نامیده می شود.
فرانشیز
بخشی از دو خسارت است که به عهده بیمه گذار است و میزان آن در بیمه نامه مشخص میگردد. (www. alborzinsurance)
مدت اعتبار بیمه نامه
شروع و پایان مدت اعتبار بیمه نامه به ترتیبی خواهد بود که در بیمه نامه مشخص میگردد.
۲-۱۶) بررسی ویژگی های فردی بیمه گر
در یک بنگاه اقتصادی هیچ اتفاق خاصی نمی افتد مگر آن که فروش در آن به خوبی صورت پذیرد. یک سازمان تولیدی یا یک بنگاه اقتصادی مانند شرکت بیمه زمانی مؤفق هستند که فروش خوبی را انجام داده باشند. فروش یک کار کاملاً روان شناسانه است. یک فروشنده ماهر، فروشنده ای است که بداند تا چه حد خود را شناخته و تا چه حد بر خود و توانایی هایش اشراف دارد. یکی از ویژگی های فروشنده مؤفق برقرار کردن رابطه انسانی با طرف مقابل خود است. به قول یک ضرب المثل قدیمی کسی که میتواند زود دوست پیدا کند، میتواند فروشنده خوبی هم باشد. علاوه بر آن اشتیاق فروشنده برای کالاهایش و انتقال این اشتیاق نیز مهم است (ظفرقندی مطلق،۱۳۸۳).
یک فروشنده برای فروش کالاهایش باید سخنگوی خوبی باشد، پی گیر کارها باشد و بتواند ارتباط خوبی با دیگران برقرار کند.
یک فروشنده سالم و مؤفق باید از ویژگی هایی مانند، حد بالای اعتمادبنفس، مسئولیت کامل برای قبول کردن کارهایش، اراده و قدرت تصمیم گیری،روراست بودن با خود مشتریان و. . . برخوردار باشد(ظفرقندی مطلق،۱۳۸۳). بنابرین در راستای این مؤفقیت باید یک فرد بیمه گر ابتدا ویژگی های فردی خود را بررسی نماید تا بداند که استفاده و تقویت کدام یک از ویژگی ها باعث تمایل بیشتر برای خرید بیمه گذاران میگردد. .
از آنجا که جلب مشتری، زیربنای تحقق امر فروش است، بنابرین فروختن بیمه مؤثرتر از بیمه نادرست فروختن است.
در این صنعت باید بتوانید بیمه خود را بفروشید، این که بگویید من با دیگران صحبت کردم و خدمات خود را معرفی کردم، خوب است اما نتیجه نهایی این است که در طول یک ماه چند بیمه نامه فروخته اید. چهار حرکت یعنی آگاه کردن، ترغیب و تشویق، متقاعد کردن مشتری به این خدمت و بستن قرارداد در زمینه انجام مبادلات و فروش صورت میگیرد (خالقی ماکلوانی،۱۳۸۶). در نتیجه باید توجه خود را معطوف به فرد بیمه گر کرد تا با بهره گرفتن از ویژگی های مفید خود بتواند در این امر مهم مؤفق شود.
۲-۱۶-۱) طبیعت انسان
انسان هنوز هم سؤال اساسی و مشترک در همه رشتههای علوم انسانی است و پیشروان این علوم همگی ضرورت شناخت علمی انسان را تأکید میکنند و معتقدند تا خود او چنان که باید شناخته نشود، نمی توان در مسائل اقتصادی مؤفق شد (رحیمی،۱۳۷۸).
بنابرین تا زمانی که ویژگی های فردی بیمه گر و شخصیت او بررسی نگردد، موفقیت در این صنعت (بیمه) حاصل نخواهد گردید.
۲-۱۶-۲) ویژگی های عمده انسان
در بحث از علوم انسانی مخصوصاً روان شناسی به جاست که از ویژگی های انسان که موجب امتیاز او از حیوانات می شود توجه نماییم که در این راستا از ویژگی های خاص انسان می توان خصایصی از قبیل، استعداد ابزار سازی و کاربرد ابزاری، نیاز به زندگی اجتماعی، طولانی بودن دوران نیاز به سرپرست، بهره مندی از فرهنگ، عاطفی بودن و هیجان پرستی، داشتن جهان بینی و ایدئولوژی، شهرت طلبی، خودآگاهی، آینده نگری و. . . ذکر کرد.
انسان همانند سایر موجودات زنده تحت تأثیر عواملی قرار دارد و به وسیله آن ها محدود می شود که مهمترین محدودیت ها عبارتند از: محدودیت های شخصی که شاامل استعداد و توانایی ها، نیازها، رغبتآموزشها، وضع بیولوژیک و فیزیولوژیک و وضع اقتصادی و اعتقادات میباشد. انسان ها از لحاظ فردی باهم تفاوتهایی دارند که این ویژگی ها آن ها را از هم متمایز می کند (خالقی ماکلوانی،۱۳۸۶، به نقل از مورهد، گریفین،۱۳۷۵).
ویژگی هایی که انسان ها را از هم متمایز می کند، شامل تفاوت های فردی و تفاوت های فیزیکی هستند (رابینز،۱۳۷۶).
۲-۱۶-۳) ویژگی های فردی بیمه گر
ویژگی های فردی بیمه گر در راستای پژوه ش حاضر، به عنوان متغیر مستقل با تمایل به خرید بیمه گذاران به عنوان متغیر وابسته مورد بررسی قرار میگیرد تا به نتایجی مفید برای بهبود صنعت بیمه دسترسی پیدا کنیم.
ویژگی های شخصی(فردی) شامل ویژگی های شخصیتی و ویژگی های عمومی می شود. ویژگی های شخصیتی، خصایص یا صفاتی هستند که در موقعیت های گوناگون ظاهرشده و از ثبات نسبی برخوردار است و از فردی به فرد دیگر تفاوت میکند و می توان آن را اندازه گیری کرد (ظفرقندی مطلق،۱۳۸۳).
در راستای تحقیق حاضر، ویژگی های عمومی مانند جنسیت، سن و میزان تحصیلات و ویژگی های شخصیتی مانند رفتار، نحوه بیان، صداقت مورد ارزیابی و آزمون قرار گرفته است.
-جنسیت
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- درمانهای شناختی – رفتاری (مثل خودآموزهای کلامی[۶۱]، آموزش مهارتهای اجتماعی[۶۲] و راهبردهای حل مسأله[۶۳] و الگوسازی شناختی[۶۴] ) (یلهام و همکاران، ۱۹۹۸؛ به نقل از مفتاق، ۱۳۸۸).

محققان متعددی دریافتهاند که ۱) رفتار درمان بالینی، ۲) کنترل وابستگیها (مدیریت مشروط) و ۳) درمانهای رفتاری چند وجهی فشرده، ملاکهای مورد نظر برای درمانهای مورد حمایت تجربی اختلال نقص توجه – بیش فعالی را دارا میباشد اما ۴) درمان های شناختی – رفتاری این گونه نیستند (چامبلس و اولندیک[۶۵]، ۲۰۰۱؛ به نقل از ون دراورد و همکاران، ۲۰۰۸، و یلهام و همکاران، ۱۹۹۸).

فراتحلیلهای اخیر نیز که اندازه اثرهای بالایی را برای درمان با محرک ها گزارش کردهاند، اگرچه از اثربخشی درمانهای روانی – اجتماعی (رفتاری و شناختی – رفتاری) حمایت کردهاند، اما اندازه اثر به دست آمده برای این درمانها در دامنهای از کم تا زیاد و حتی کم تا متوسط گزارش شده است (فابیانو و یلهام و همکاران، ۲۰۰۹؛ ون در اورد و همکاران، ۲۰۰۸؛ تو پلاک و همکاران، ۲۰۰۸).
اگرچه اختلال نارسایی توجه – بیش فعالی نوعی اختلال زیستی دانسته میشود، ولی نشانه های ثانویه از جمله تحمل پایین ناکامی، اضطراب، افسردگی، پیشرفت تحصیلی پایین و مشکلات بین فردی در این اختلال وجود دارد که میتواند از دیدگاه غیر زیستی نیز مد نظر قرار گیرد (الیس و برنارد[۶۶]، ۲۰۰۶). از آنجایی که کنترل این گروه از کودکان در مقایسه با همسالان دشوارتر است، با مشکلات رفتاری بیشتری مواجه میشوند (محمداسماعیل، ۱۳۸۳؛ به نقل از بهمنی و علیزاده، ۱۳۹۰). در واقع، به علت تکانشگری و نداشتن توجه به پیامدهای اعمال خود، رابطه این کودکان با والدین تیره شده و تضاد میان کودک و مادر در سنین پیش دبستانی بیشتر میشود و تا دوران نوجوانی ادامه مییابد (کرونیس[۶۷] و همکاران، ۲۰۰۴). در واقع، خانواده های کودکان با این اختلال مشکلات زیادی دارند، تعاملاتشان منفی بوده و کنترل شدیدی اعمال میکنند (پلیزکا[۶۸] و همکاران، ۱۹۹۹).
بار کلی و همکاران (۱۹۹۹) در بررسی تعاملات کودکان دارای اختلال نارسایی توجه – بیش فعالی با والدیننشان دریافتند که آن ها بیش از کودکان بدون مشکل از سوی والدین دستور دریافت میکنند و همچنین سرزنش و توبیخ میشوند. این شیوه فرزندپروری رفتار نامناسب را تقویت میکند. متوقف کردن این چرخه در مورد کودکان با این اختلال اهمیت دارد.
شواهدی نیز وجود دارد که نشان میدهد، تعاملات والد – کودک زمانی که والدین آموزش لازم را دریافت میکنند و کودک نیز تحت درمان با درمان با داروهای محرک قرار میگیرد، بهبود مییابد (دانفورث و همکاران، ۱۹۹۱؛ به نقل از لهتر – دوآ، ۲۰۰۱).
به علاوه آموزش والدین میتواند برای والدین تاثیر درمانی داشته باشد. به عنوان مثال منجر به کاهش استرس و افسردگی و اضطراب و افزایش عزت نفس آن ها میگردد. در ضمن آموزش والدین به بهبودها و پیشرفت هایی در گزارش والدین از شدت نشانه های ADHD فرزندشان شده است (پیسترمن و همکاران، ۱۹۹۲؛ آناستاپولوس و همکاران، ۱۹۹۳).
بار کلی (۲۰۰۲) معتقد است آموزش والدین موجب افزایش شناخت آنان از ماهیت اختلال شده و اعتماد به نفسشان را در خصوص نقش فرزندپروری بالا خواهد برد و نیز به آن ها کمک میکند تا رفتارهای نامتناسب فرزند خود را کنترل کرده و کاهش دهند و در تربیت آن ها احساس موفقیت بیشتری داشته باشند. همچنین بررسیها نشان میدهد، اثرات درمانی به مدت ۴ تا ۵ سال پس از آموزش همچنان پایدار بوده اند.
زندگی کردن با کودک دارای اختلال یا ناتوانی، اغلب به صورت عاملی استرسزا برای خانواده درک شده و میتواند همه جنبههای خانواده را تحت تاثیر قرار دهد. در این میان از آنجایی که مادر در تعامل بیشتر با این کودکان میباشد، احتمالاً بیشترین تأثیر را خواهد پذیرفت. گرچه رفتارهای والدینی ناکارآمد، شاید به عنوان واکنشی در مقابل مشکلات رفتاری کودک مبتلا به اختلال نقص توجه – بیش فعالی باشد، آن میتواند یک نقش سبب شناسی در ظهور اختلال رفتاری همزمان در بین این کودکان نیز داشته باشد (جانستون و ماش[۶۹]، ۲۰۰۱). هر چند به سهم بالقوه این عامل در سبب شناسی اختلال نقص توجه – بیش فعالی توجه چندانی نشده است (جنسن[۷۰] و همکاران، ۱۹۹۳؛ به نقل از ری[۷۱] و همکاران، ۲۰۰۰).
با توجه مطالب بیان شده، پژوهشگر در این پژوهش، به دنبال این مسأله است که آیا آموزش گروهی فرزندپروری مثبت به طور کلی باعث بهبود رابطه مادر-کودک می شود.
۱-۳- اهداف تحقیق
اهداف این تحقیق عبارتند از:
-
- بهبود نشانه های بیش فعالی در کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه-بیش فعالی.
-
- تغییر شیوه های فرزندپروری ناکارآمد مادران کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه- بیش فعالی.
- بهبود رابطه مادر-کودک از طریق پذیرش کودک توسط مادر، و همچنین کاهش طرد از سوی مادر و بهبود ناهمسانی انضباطی کودک.
۱-۴- ضرورت و اهمیت پژوهش
به دلیل وجود اختلالهای همراه نتایج زیانآور و شیوع آن، ADHD یکی از اختلال های پر هزینه جامعه است. هزینه تشخیص و درمان ADHD در ایالات متحده سالانه بیش از ۵۰ بیلیون دلار برآورده شده که تقریباً مشابه هزینه جامعه برای افسردگی عمده است (پلهام و همکاران، ۲۰۰۷؛ به نقل از فابیانو، ۲۰۰۹). چنین هزینهای برای جوامع گویای اهمیت و ضرورت پژوهش در این حیطه میباشد.
به علاوه تغییر در مفهوم سازی ADHD ما را مجبور میکند تا به طور دائم کفایت رویکردهای درمانیمان را ارزیابی کنیم و این در حالی است که نظریه های موقت ما از ADHD تعامل مهمی با رویکردهای درمان ما دارد. به عنوان مثال استفاده از راهبردهای حل مسأله و میانجیهای کلامی در صورتی که نقایص هسته ای و اصلی ADHD در دوران بیش از تکلم رخ داده باشد، ممکن است در حقیقت ما را گمراه کرده باشد (هین شاو، ۲۰۰۶).
از اوایل دهه ۱۹۹۰، محققان متعددی به تعیین و شناسایی درمان های مبتنی بر شواهد برای اختلالهای روانشناختی مانند ADHD تأکید کردهاند (چامبلس و اولندیک، ۲۰۰۱؛ ویز[۷۲] و همکاران، ۲۰۰۶؛ به نقل از فابیانو،۲۰۰۹).
به نظر میرسد تأکید محققان برای تعیین و شناسایی درمانهای مبتنی بر شواهد برای اختلال ADHD صرف نظر از روشن شدن محدودیتهایی که هر رویکرد درمانی دارد، تناقض و ابهام در نتایج به دست آمده از تحقیقات باشد. مرور پیشینه تحقیقات انجام گرفته و مخصوصاً فراتحلیلها اغلب اوقات نتایج متناقضی را برای هر رویکرد درمانی به ارمغان میآورد. به نظر میرسد یکی از دلایل این تناقضات و ابهامات، تفاوت در طرح تحقیق انتخابی و روش شناختی تحقیقات مختلف باشد.
علیرغم اینکه دارو درمانی به راحتی قابل استفاده شده و به طور وسیعی در دسترس میباشد و نسبت به عوارض جانبی کم در کاهش نشانه های اصلی ADHD است اما محدودیتهایی دارد (تو پلاک و همکاران، ۲۰۰۸). به طور مثال کودکان تحت درمان با محرکها اغلب عوارض جانبی نشان میدهند (شاختر و همکاران، ۲۰۰۱).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مجموع این دو جزء بازده کل اوراق بهادار را تشکیل میدهد که برای هر اوراق بهاداری به صورت زیر است:


افزایش قیمت +
(۲-۲) یا سود دریافتی = بازده کل تمامی اوراق بهادار (TR)
کاهش قیمت –
رابطه (۲-۲) عبارت مفهومی بازده کل[۲۷] برای هر اوراق بهاداری است. عبارت بالا را میتوان اینگونه بیان کرد: نرخ بازده کل اوراق بهادار شامل مجموع دو جزء سود دریافتی و تغییرات قیمت است. قابل توجه است که هر یک از این دو جزء می تواند صفر باشد و یا تغییرات قیمت می تواند منفی باشد. در حالیکه سود دریافتی نمیتواند منفی باشد (همان). بازدهکل معیار مناسبی از بازده کل سهام عادی است و از طریق فرمول زیر محاسبه میگردد:
(۲-۳)
که اجزای معادله عبارتند از:
CFt : جریانات نقدی در طول دوره مورد نظر t
PC : تغییر قیمت در طول دوره (قیمت در پایان دوره یا قیمت فروش منهای قیمت خرید دارایی یا قیمت در شروع دوره)
PB : قیمت خرید دارایی یا قیمت در شروع دوره.
۲-۲-۱۲- انواع بازده
تقسیم بندی بازده عبارت است از: بازده تحققیافته[۲۸] و بازده مورد انتظار[۲۹]. از آنجا که این دو بازده در مسائل و مباحث سرمایه گذاری کاربرد وسیعی دارند، شناخت مفهوم آن ها حائز اهمیت است (جونز، ۲۰۰۳: ۱۱۴).
۱- بازده تحققیافته
بازده تحقق یافته، بازدهای است که واقع شده است، یا بازدهای است که کسب شده است. در واقع، بازده تحقق یافته بازدهای است که، به وقوع پیوسته و واقع شده است (همان).
۲- بازده مورد انتظار
بازده مورد انتظار، عبارت است از بازده تخمینی یک دارایی که سرمایه گذاران انتظار دارند در یک دوره آینده به دست آورند. این بازده با عدم اطمینان همراه است و احتمال دارد برآورده شود و یا اینکه برآورده نشود. سرمایه گذاران برای کسب بازده مورد انتظار بایستی یک نوع دارایی را خریداری کنند و توجه داشته باشند که این بازده ممکن است تحقق نیابد. سرمایه گذاری بر روی اوراق بهادار ریسکدار و بلندمدت می تواند باعث برآوردهشدن بازده مورد انتظار سرمایه گذاران شود، در حالیکه در کوتاهمدت این امر کمتر اتفاق می افتد (همان: ۱۱۵). بازده مورد انتظار برای هر اوراق بهادار به صورت زیر است (همان، ص: ۱۳۸) :
(۲-۴)
که در آن داریم:
E® = بازده مورد انتظار اوراق بهادار
Ri = i امین بازده ممکن
pri = احتمال iامین بازده ممکن
m = تعداد بازدههای ممکن
۲-۲-۱۳- بازده غیرعادی
بازده غیرعادی[۳۰] برابر است با تفاوت بین نرخ بازده شرکت (بازده واقعی) و بازده بازار (بازده مورد انتظار)، برای تعیین بازده غیرعادی از مدل تعدیل شده بازار (مدل ساده بازار) استفاده می شود (ایزدی نیا، ۱۳۸۲: ۱۱۶) :
(۲-۵)
که در این معادله داریم:
ARit = نرخ بازده غیرعادی اوراق بهادارi در طول دوره t
Rit = نرخ بازده واقعی اوراق بهادارi در طول دوره t
Rmt = نرخ بازده بازار اوراق بهادار در دوره t
بازدهی سهام در عرضههای عمومی اولیه به بورس، در بازه زمانی کوتاهمدت و بلندمدت، همواره مورد توجه فعالان بازار بوده است، این بازده؛ بازده غیرعادی نامیده می شود. بازده غیرعادی از عوامل گوناگونی می تواند تأثیر بپذیرد و با توجه به شرایط بازار، این بازده برای برخی از سرمایه گذاران افزایش و برای برخی دیگر با کاهش همراه میباشد.
۲-۳- بخش دوم؛ نوسانات قیمت نفت
نفت یکی از عوامل بزرگ قدرت و نیرومندی دولتها و پایه و ستون ساختمان اقتصادی و اجتماعی کشورها محسوب میگردد (قنبری، ۱۳۹۰: ۴۵). تکانههای نفتی یا نوسانات قیمت نفت یکی از عوامل اصلی بسیاری از بحرانهای اقتصادی در میان کشورهای واردکننده وصادرکنندهی نفت است. برای کشورهای صادرکنندهی نفت، درآمدهای حاصل از فروش نفت، منبع بسیار مهمی از درآمدهای مالی و ارزی دولتها را تشکیل میدهد. وابستگی این درآمدها به قیمت نفت در بازار جهانی و به عبارتی برونزا بودن آن را میتوان دلیلی بر بروز نااطمینانی و بیثباتی در سیاستگذاریهای اقتصادی دانست. بنابرین میتوان گفت که هر گونه نوسان و بیثباتی در بازار جهانی نفت به بروز عدم تعادل و حتی بحران منجر می شود مگر آنکه سیاستهای صحیحی در مواجهه با این نوسانات از سوی دولتها اتخاذ شود (فصلنامه پژوهشنامه اقتصادی، ۱۳۸۵). مطالعات انجام گرفته در زمینه بررسی اثرات نوسانات قیمت نفت بر متغیرهای اصلی اقتصاد کلان، از جمله تولید ناخالص داخلی، اشتغال، سرمایه گذاری و عرضهی پول، بیشتر در کشورهای واردکننده نفت انجام شده است که نتایج تجربی به دست آمده از آن ها (هامیلتون[۳۱] ۱۹۸۳؛ موری[۳۲] ۱۹۹۳؛ براون و یوسل[۳۳] ۲۰۰۲) نشان میدهد که افزایش قیمت نفت، عامل اصلی بروز رکود اقتصادی در این کشورها بوده در صورتی که کاهش قیمت نفت نقش کوچکی در رونق اقتصادی ایجاد شده داشته است همچنین آن ها از مطالعات خود نتیجه می گیرند که رابطهای نامتقارن بین قیمت نفت و فعالیتهای اقتصادی این کشورها وجود دارد. اما کشورهای صادرکنندهی نفت نیز همانند کشورهای مصرف کننده نفت از عواقب و اثرات بحرانهای نفتی در امان نیستند. افزایش قیمت نفت در کشورهای صادرکنندهی آن سبب تحریک هر دو طرف عرضه و تقاضا می شود، اما به دلیل سیستمهای حمایتی در بخش انرژی در برخی از کشورها تنها تحریک کننده طرف تقاضاست (قنبری، ۱۳۹۰: ۱۶۸). از مهمترین عوامل اثرگذار بر نوسانهای قیمت نفت را میتوان عوامل سیاسی، آب وهوا، رشد اقتصادی کشورهای نوظهور مانند چین و هند، عوامل مؤثر بر حملونقل نفت خام، بازار فرآورده های نفتی، میزان ذخایر استراتژیک نفت، تصمیم گیریهای سازمان اوپک و غیره دانست. آمار و اطلاعات موجود در کشور بیانگر این واقعیت است که صدور نفت خام برای سالیان متمادی باعث وابستگی اقتصاد کشور به درآمدهای ارزی حاصل از فروش این ماده شده، به طوریکه کلیه فعالیتهای اقتصادی از جمله فعالیتهای بخش صنعت، کشاورزی و خدمات، به طور مستقیم و غیرمستقیم به صادرات و درآمد این محصول ارتباط پیدا نموده است. علاوه بر آن درآمدهای نفتی بخش قابل ملاحظهای از درآمد دولت را تشکیل میدهد که با توجه به نقش دولتها در کشورهای در حال توسعه این وابستگی تشدید می شود. به طور کلی، نوسانهای قیمت نفت از دو طریق می توانند فعالیتهای اقتصادی یک کشور را تحت تأثیر قرار دهند؛ یکی از طریق تأثیر بر طرف عرضه اقتصاد است که این تأثیرات اصولاً با وقفه نمایان میگردند و با تأثیرگذاری بر ظرفیت تولیدی کشور نقش خود را آشکار میسازند. دیگری از طریق تأثیر بر تقاضای کل میباشد که می تواند در کوتاهمدت آثار خود را بر فعالیتهای اقتصادی کشور برجای گذارد.

۲-۳-۱- ویژگیهای اقتصادی نفت خام
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۴-۱-۳-۲ الگوی برنامه ریزی
“راسل اکاف” در کتابی که درمورد برنامه ریزی دارد سه ویژگی را برای برنامه ریزی بر میشمرد:

-
- برنامه ریزی چیزی است که ما پیش ازهرکاری میکنیم؛ یعنی تصمیم گیری مبتنی بر پیشبینی است.

-
- برنامه ریزی هنگامیلازم است که موقعیتی که ما میل داریم در آینده بدان دستیابیم متضمن مجموعه ای از تصمیماتی باشد که متکی بهیکدیگرند، یعنی بایک نظام تصمیم گیری مواجهیم.
- برنامه ریزی فرایندی است که درجهت ایجاد یک یا چند موقعیت آتی سوق داده می شود که دلخواه هستند و به نظر میرسد روی نمیدهند مگر کاری صورت گیرد.
درباره برنامه ریزی بسیار نوشته اند. بخش بزرگی از نوشته های اولیه به «برنامه ریزی عملیاتی»مربوط می شود: پیشبینی بودجه های مختلف بر مبنای استراتژی های تعیین شده برای سازمان. سپس، توجه معطوف شد به برنامه ریزی خود استراتژیهای سازمانی که وظیفهی مهم و بلند مدت مدیران ارشد را تشکیل میدهد. (کویین و همکاران، ۱۳۸۲)
۵-۳-۲ تکنیکهای تدوین و تنظیم استراتژی
۱-۵-۳-۲ مدل BCG
ابتداییترین و سادهترین شکل از تجزیه و تحلیل سبد تولیدات، آرایه سهم رشد گروه مشاوران بوستن معروف به B.C.Gاست. (هندرسون[۴۵]، ۱۹۹۷) برای تجزیه و تحلیل سازمان بر اساس این روش، مدیران تجارت و کسب و کار خود را مورد بررسی قرار می دهند و آن را به بخشها یا تولیدات و یا بازارها ویا واحدهای تجاری مختلف تقسیم می کنند. سپس سهم بازار خود دریک طبقه قرار می دهند. آنچه به دست می آید در واقع سهم نسبی بازار آن محصول، یا بخش ویا واحد تجاری است که در طول محور افقی شکل نسبی بازار آن محصول،یا بخش ویا واحد تجاری است که در طول محور افقی شکل نشان داده شده است. اگر سهم نسبی بزرگتر از عددیک باشد، نشان دهنده آن است که سازمان بر بازار مورد نظر احاطه دارد. اگر سهم کمتر از عددیک باشد بدین معنا است که سازمان از نظر توان رقابتی در بازار بسیار ضعیف است. سهم نسبی بازار یک معیار اندازه گیری برای محاسبه توان رقابتی مؤسسه در ارتباط با آن تولید، بخش یا واحد تجاری است، زیرا سهم نسبی بالا گویای آن است که مؤسسه در مقایسه با رقیب اصلی(نزدیک) خود در قسمت پایین منحنی تجربه قرار دارد.
مدیران باید نرخ رشد در تقاضای محصول یا بخش یا بازار را که در محور عمودی شکل نشان داده شده است محاسبه کنند. نرخ رشد، معیار مناسبی برای اندازه گیری میزان جذابیت بازار است، یعنی مرحلهای از رشد که مؤسسه به آن دستیافته است. نرخهای رشد سریع بیان کننده کارآفرینی و یا به سخنی دیگر، مراحل رشد و تکامل است. بنابرین برای هر محصول، بازار یا تجارت، سهم بازار و رشد بازار از راه نقطه بر روی آرایه یاد شده مشخص می شود که در نمایشگر ۱-۲ نشان داده شده است.
-
- علامت سؤال-محصولات، بخشهای بازار یا واحدهای تجاری است که به سرعت در حال رشد است و شرکت در زمینه آنها سهم نسبی پایینی دارد. چرخه حیات محصول و تجزیه و تحلیل منحنی تجربه به ما میگوید که علامت سؤال نیاز به سرمایهگذاری سنگینی دارد و احتمال اینکه تا مدتی سودی به دست نیاید، وجود دارد. همچنین ممکن است با رقیبان قوی روبهرو شود. این خانه علامت سؤال نامیده شده است، بدین سبب که مؤسسه باید برای تصمیم گیری درباره اینکه آیا چنین سرمایهگذاری را انجام دهد یا نه، باید ترغیب شود.
-
- ستاره-محصولات، بازارها ویا تجارتهایی است که به سرعت در حال رشد است و مؤسسه سهم نسبی بالایی در آن دارد. چرخه حیات محصول و تجزیه و تحلیل منحنی تجربه به ما میگوید که این محصولات به سرمایهگذاری سنگینی نیاز دارد(جریان نقدینگی منفی)، اما می تواند سود زیادی به دست آورد. این استراتژی بیان کننده آن است که تلاشها و سرمایهگذاری باید روی ستارهها متمرکز شود.
-
- گاو شیرده-محصولاتی است که بازار آنهادر مرحله نبوغ است و رشد آرامیدارد، به گونهای در این بازار، مؤسسه سهم نسبی بالایی دارد. در اینجا توصیه آن است که سرمایهگذاری جدید در مورد این محصولات قطع و به جای نقدینگی برداشت شود. جریان نقدینگی برای گاوها بسیار قوی و مثبت و میزان سود نسبتاً پایین است.
- سگ-محصولاتی است که رشد بازار آنها آرام است و در آن مؤسسه سهم نسبی پایینی دارد. هم جریان نقدینگی و هم سود می تواند منفی باشد. محصول در موقعیت ضعیفی قرار دارد و بنابرین باید حذف شود.
هنگامیکه مدیران تمام محصولات، بازارها یا تجارتها و راهکارهای استراتژیکی را که در نظر دارند در چنین نمایشگری قرار دهند و مرتب کنند، آنگاه می توانند ببینند که عملی بودن و امکان پذیر بودن هریک از راهکارهای استراتژیکی از نظر مالی، به چه میزان است. راهکارهی عملی(راهکارهایی که شرط امکانپذیری را دارند). راهکارهایی خواهد بود که تا حد مناسبی بین خانه های مربعی شکل مختلف، توازن ایجاد کند. اگر مؤسسهای دارای گاوهای شیرده باشد خواهد توانست از پول شیر اینگونه محصولاتیا کسب و کارها برای حمایت از ستارهها و شاید تلاش برای توسعه و گسترش در بعضی از علامت سؤالها بهره گیرد. می تواند سگها را بفروشد و پول حاصل را برای همان مقاصد به کار گیرد. یک سبدیا مجموعه نامتوازن برای مثال دارای ستارههای خیلی زیاد و گاو شیرده کم و ناکافی است و بدین معنا خواهد بود کهیا مؤسسه باید استقراض سنگینی نماید و یا مازاد نقدینگی زیادی به وجود آورد؛ بدون آنکه بداند در چه مواردی باید آن را سرمایهگذاری کند. (استیسی، ۱۳۸۱)
علامت سؤال
ستاره
سگ
گاو شیرده
نمایشگر ۱-۲
پایین
نرخ رشد در بازار مورد نظر
بالا
سهم نسبی سازمان در بخش مورد نظر در بازار
پایین
نمایشگر ۱-۲ ماتریس رشد- سهم بازار بی سی جی
۲-۵-۳-۲ ماتریس تعیین جهت سیاستگذاریها(DPM )
ماتریس تعیین جهت سیاستگذاریها (DPM)، روشی است که در آن به تعیین ضوابطی پرداخته می شود که بر اساس آن بتوان راجع به جذابیت یا عدم جذابیت دورنمای بخش یا صنعتی که واحد استراتژیک تجاری (SBU) در آن فعالیت می کند و نیز موقعیت کنونی واحد از نظر ضعف یا قوت در آن بخش به قضاوت نشست. یکی دیگر از ویژگیهای خیلی مهم این روش امکان ارزیابی تولید و بازارهایی است که مؤسسه در آن فعالیت می کند و همچنین تجزیه و تحلیل میدانهای فعالیتی که هنوز وارد نشده، ولی اندیشه ورود به آنها را دارد. (علی احمدی، ۱۳۸۸)
۲-۵-۳-۲ مدل GE
ماتریس ” جی ای/ مکنزی ” که نخستین بار در اوایل دهه ۱۹۷۰ توسط جنرال الکتریک وشرکت مکنزی و شرکا ابداع شد، در اوایل ۱۹۸۰ به پر طرفدار ترین رویکرد پورتفوی چند عاملی در برنامه ریزی استراتژیک تبدیل شد (سجف، ۱۳۸۳)
مدل GE هفت مرحله اجرایی را به شرح زیر بیان می کند:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۶-۳- از اجلاس کیوتو تا حال
افزایش انتشار گازهای گلخانهای مسبب اصلی بروز پدیده تغییر آب و هوا و اثرات ناگوار ناشی از آن بر کره زمین است.[۱۰۶] مجمع عمومی سازمان ملل در سال ۱۹۸۸ اذعان نمود که فعالیتهای انسانی می تواند روی الگوی آب و هوا تأثیر سوء داشته باشد و بنابرین باید تحت کنترل قرار گیرد.[۱۰۷] متعاقباً مجمع عمومی سازمان ملل متحدد در سال ۱۹۹۰ «کمیته مذاکرات بین دولتی برای کنوانسیون چارچوب مربوط به تغییرات آب و هوا»[۱۰۸] را تشکیل و به آن مأموریت داد که با مشارکت کشورهای عضو سازمان ملل کنوانسیون چارچوبی را در مورد تغییرات آب و هوا تهیه و تصویب نماید، به نحوی که تا ماه ژوئن ۱۹۹۲ برای امضاء کشورها آماده شده باشد.[۱۰۹] کمیته مذبور موفق گردید که در ماه میسال ۱۹۹۲ «کنوانسیون چارچوب سازمان ملل متحد در مورد تغییرات آب و هوا»[۱۱۰] را تهیه و به تصویب رساند. کنوانسیون مذبور در ۲۲ دسامبر به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل رسید. نود روز پس از الحاق پنجاهمین کشور، کنوانسیون چارچوب در تاریخ ۲۱ مارس ۱۹۹۴ بین اعضاء لازمالاجرا گردید. امروزه تقریباً تمام کشورهای، جهان یعنی ۱۹۲ کشور به این کنوانسیون پیوستهاند.[۱۱۱] کنوانسیون مذبور بیشتر در صدد بیان اصول کلی و ترسیم چارچوب تعهدات اعضاء در مواجهه با تغییرات آب و هوا بوده و جزئیات بیشتر به اسناد حقوقی بعدی موکول شده است.[۱۱۲] از آنجا که کنوانسیون چارچوب تغییرات آب و هوا اصول کلی و تعهدات عام کشورهای عضو را ترسیم کرده و عمدتاًً فاقد تعهدات مشخص و معینی جهت کاهش گازهای گلخانهای میباشد، ضرورت داشت که در یک سند الحاقی تعهدات مشخصی برای اعضاء و به خصوص کشورهای توسعه یافته در نظر گرفته شود، اولین اجلاس در این زمینه اجلاس کیوتو بود.


نتیجهاین اجلاس تشکیل معاهده کیوتو بود که اهداف کمی و دقیقی را برای کنترل نشر گازهای گلخانهای تعریف نمود. معاهده کیوتو در مرکز مباحثات مربوط به محیط زیست، قرار دارد که برای مهار گازهای گلخانهای، از سال ۲۰۰۵ تا سال ۲۰۱۲ قابلیت اجرایی یافت.[۱۱۳] مطابق با پروتکل الحاقی به کنوانسیون چارچوب تغییرات آب و هوا (پروتکل کیوتو) کشورهای صنعتی عضو پروتکل متعهد شدهاند که در فاصله زمانی بین ۲۰۰۸ و ۲۰۱۲ نسبت به کاهش گازهای گلخانهای خود به میزان مشخص اقدام نمایند. البتهاین توافقنامه با اعتراض دولت آمریکا و برخی از کشورهای نفت خیز و در رأس آنها عربستان سعودی روبرو بود و مناقشات زیادی میان شمال- جنوب درگرفت. آمریکا اعلام نمود میزان کاهشی را که برای این کشور در نظر گرفتهاند نمیتواند اجرا کند. زیرا به دلیل سطح بسیار بالای کارایی اقتصادی، اگر این کشور بخواهد میزان نشر خود را کاهش دهد هزینه نهایی آن خیلی بالا خواهد بود. آمریکا طرحی به نام «توسعه پاک» پیشنهاد کرد که بر اساس آن میزان کاهش نشر تعیین شده را نه در داخل آمریکا، بلکه در کشورهای در حال توسعهای مانند گواتمالا که کارایی و فنآوری در آن پایین است اعمال نماید. در نتیجهاین امر هزینه نهایی کاهش نشر گازهای گلخانهای پایین بوده و اعتبار کاهشها برای آمریکا منظور می شود. این سازو کار انعطافی «تجارت نشر» نام گرفت که که به موجب آن هر کشور و یا هر کارخانهای می تواند حق انتشار خود را در بازار بفروشد. البته در حال حاضر فقط کشورهای صنعتی قادر به خرید آن هستند.
همچنین اجرای طرح توسعه پاک توسط کشورهای صنعتی، در قالب پروژه های همکاری در جهان سوم به اجرا در می آید تا هم نشر آنها را کاهش دهند و هم به توسعه پایدار آنها کمک کنند ولی اعتبار این کار را به حساب خود منظور میکنند.[۱۱۴] در طرف مقابل برخی از کشورهای درحال توسعه به ویژه کشورهای تولید کننده نفت از کم شدن مصرف هیدروکربنها نگران بودند. اوپک معتقد بود که با اجرای اهداف پروتکل کیوتو، کشورهای عضو این سازمان، شاهد کاهش قابل ملاحظهای در درآمدهای حاصل از صادرات نفت خواهند بود.[۱۱۵] در نتیجه تعارض میان دیدگاه شمال و جنوب، برخی از کشورهای در حال توسعه مانند گروه ۷۷ و چین، در خصوص کاهش گازهای گلخانهای، هیچ گونه تعهد کمّی به عهده نگرفتند و کنگره آمریکا اعلام کرد تا این کشورها شرکت مؤثر خود را در قبول تعهدات کمّی اعلام نکنند، پروتکل کیوتو را تصویب نخواهد کرد. یکی از نکات برجسته معاهده کیوتو، تعیین کمّی میزان نشر و جدول زمانی دقیق برای کاهش آن بوده است. لکن در این پروتکل، نحوه تخصیص وام به کشورهای آسیبپذیر بسیار مبهم بوده و سازوکار اعطای وام پروژه به پروژه که مقرر شد بر اساس نمایه آسیب پذیری یا بر اساس کوششهای کشورهای جنوب جهت تخفیف آسیب زیست محیطی به آنها پرداخت شود، به وضوح مشخص نشده است.[۱۱۶] پس از برگزاری کیوتو، اجلاس بالی در اندونزی برگزار گردید. در این اجلاس، کشورهای در حال توسعه و گروه ۷۷ به رهبری ونزوئلا، عدم پرداخت هزینه های تخریب محیط زیست در گذشته و حال توسط کشورهای پیشرفته را محور اصلی مذاکرات قرار دادند. لکن کشورهای صنعتی به رهبری ایالات متحده ارتباطی میان موضوع محیط زیست و مسائل سیاسی برقرار نموده و با طرح ایده «حکومت مطلوب» شرط ارائه کمکهای، مالی و فنی زیست محیطی از سوی کشورهای توسعه یافته به کشورهای در حال توسعه را وجود شاخص های «حاکمیت مطلوب» در آن کشورها قرار دادند. این انتظارات متناقض میان شمال و جنوب باعث شد تا اجلاس بالی بدون دستیابی به توافق در مورد مسائل اساسی به کار خود پایان دهد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بند اول- ایران کشوری تک ساخت یا بسیط
در این گونه کشورها یک مرکز واحد عملکرد سیاسی وجود دارد و قدرت سیاسی به طور کلی توسط همان شخصیت واحد حقوقی اعمال می شود. کلیه افرادی که زیر لوای دولت یکپارچه قرار دارند، از یک اقتدار سیاسی تبعیت میکنند و قاعدتاً یک قانون اساسی در سراسر این قلمرو بر آنان حکم می راند. بافت قدرت، غیرقابل تفکیک و تجزیه ناپذیر است.[۱۴۳]

بند دوم- عراق کشوری مرکب و از نوع فدرالی
در کشورهایی نظیر عراق، برخلاف نوع اول ، چندین مرکز عملکرد سیاسی در کشور قدرت سیاسی را اعمال میکنند. البته باید بیان کرد که در دولت- کشورهای مرکب، در حقیقت، تجمع اداری چندین دولت حاکم، حول محور یک حکومت مرکزی و سپردن میزانی از اختیارات حاکمیت و قدرت سیاسی خود به شخص یا نهاد موردنظر صورت میگیرد که در درجه ی بالاتری از نهادهای عضو قرار میگیرد.[۱۴۴]
با دقت در این تعریف و نگاهی اجمالی به تاریخچه ی کشورهای مرکب که غالباً در پی اتحاد بعدی چند دولت که قبلاً مستقل بوده اند، به وجود آمده اند، روشن می شود که برگزیدن این نوع حاکمیت برای کشور عراق با توجه به سابقه ی تاریخی و تاریخ سیاسی این کشور غیرعادی است.[۱۴۵]

از آنجایی که در این تحقیق به دنبال تحلیل و تفسیر چرایی برگزیدن انواع نظام و ساختار ملی نیستیم، صرفاً به طور خلاصه اشاره میگردد که به نظر میرسد وجود ساختار فدرالی در کشور عراق محصول سه علت اصلی تنوع قومی و دینی مردم این کشور ، شرایط خاص زمان تدوین قانون اساسی جدید این کشور، خصوصاًً شرایط خاص منطقه کردستان عراق، و در نهایت تأثیرات ناشی از حضور عناصر خارجی در تدوین قانون اساسی و شکل گیری ساختار جدید حاکمیتی عراق باشد.
در هر صورت کشور فدرال که نوعی از کشورهای مرکب است، در اصل مرکب از کشورهای کوچکتری است که از حیث حقوق داخلی، روابط بین خود برقرار کرده باشند. در دولت فدرالی قدرت به دو قسمت حکومت مرکزی و ایالات تقسیم شده است و دولت مرکزی از یک قدرت مطلق برخوردار نیست، بلکه قدرت در دست مردم و ایالات نیز قرار گرفته است. در این نظام هر ایالت قوای اجرایی، قانون گذاری و قضایی خاص خود را دار است. این ایالات از طریق یک حکومت فدرال که به نوبه خود قوه مقننه، مجریه و قضائیه دارد، به یکدیگر مرتبط شده و یک نظام ملی را تشکیل میدهند. در این سیستم حکومتی، اختیارات و مسئولیت های حکومت فدرال تعیین شده است و در نتیجه، آنچه مشخصاً به حکومت فدرال اختصاص نیافته است، در حیطه اختیارات و وظایف ایالت ها قرار گرفته است و به عبارت دیگر، ایالت ها میتوانند در مورد کلیه مسائل تصمیم بگیرند، مگر درباره ی موضوعاتی که طبق قانون اساسی فدرال، در حیطه اختیارات حکومت فدرال است.[۱۴۶]
بند سوم- تونس کشوری تک ساخت یا بسیط
تونس کشوری است که پس از انقلاب اخیر خود در سال ۲۰۱۰ و درگیریهای فراوان میان گروه ها و احزاب سیاسی بر سرِ نوعِ نظام سیاسی این کشور، مجلس موسسان این کشور برای نظام دمکراتیک جدید این کشور، ساختار سیاسی نیمه ریاستی (ریاستی- پارلمانی) را برگزیده اند. با این حال تونس کشوری بسیط و تک ساخت میباشد.[۱۴۷]
گفتار سوم- نوع نظام یا رژیم سیاسی حاکم
از جمله مواردی که غالباً در قوانین اساسی به آن ها اشاره می شود، تعیین نوع حکومت است .قوانین اساسی ایران و عراق , تونس نیز از این قاعده ی غالب مستثنی نبوده اند و هر سه کشور در همان اصول اولیه خود، به معرفی کلی نوع حکومت خود پرداختهاند.
قانون اساسی عراق در ماده ۱ خود بیان میدارد:
««جمهوری عراق کشوری مستقل و دارای حاکمیت است که نظام حکومتی آن جمهوری پارلمانی دمکراتیک و فدرال است»»
اصل ۱ قانون اساسی ایران نیز نوع نظام ایران را جمهوری اسلامی معرفی کرده که در اصل ۲ و اصول بعدی به معرفی آن پرداخته است.
قانون اساسی جدید در ۱۴۹ فصل در ۱۰ باب از جمله اصول کلی، حقوق و آزادی ها، قوه مقننه، قوه مجریه(شامل رئیس جمهوری و دولت)، قوه قضائیه، نهادهای قانونی مستقل(شامل شورای انتخابات، شورای ارتباطات سمعی بصری، شورای حقوق بشر، شورای توسعه پایدار و حقوق نسل های آینده، شورای حاکمیتی و مبارزه با فساد)، تعدیل قانون اساسی،احکام پایانی و احکام انتقالی تدوین شده است.
برای روشن تر شدن ساختارهای موجود و امکان مقایسه ی صحیح تر به معرفی اجمالی انواع ذکرشده می پردازیم.
بند اول- نظام جمهوری
جمهوریت دو نظام که تنها وجه مشترک ساختار کلان سیاسی در دو کشور است، در مقابل رژیم سلطنتی قرار دارد. در رأس حکومت سلطنتی یک نفر قرار میگیرد که به هیچ وجه مسئول اعمال خود نمی باشد، اما ریاست دولت جمهوری در دست یک و گاهی چند نفر است که برای مدت معینی انتخاب شده و مسئول اعمال خود هستند.[۱۴۸]
از این حیث در هر سه کشور ریاست دولت در اختیار اشخاصی است که مادام العمر حکومت نمی کنند و نسبت به اعمال خود نیز مسئول و پاسخگو هستند.(ر.ج.ک به قوانین اساسی سه کشور)
بند دوم- نظام پارلمانی
نظام پارلمانی که از جمله خصیصه های متمایز ساختارهای اساسی سه کشور به شمار می رود، در مقابلِ نظام ریاستی قرار دارد و مصداق تفکیک نسبی قوا میان قوای حکومتی با برتری قوه ی مقننه یا مجلس قانونگذاری میباشد. در این نظام از یک سو فردی مانند پادشاه و رئیس جمهور، و از سوی دیگر، فردی مانند نخست وزیر یا صدراعظم در مجموعه حکومتی قابل تشخیص است. این نوع قوه مجریه، محصول اندیشه تفکیک نسبی قواست. همکاری میان قوای مجریه و قوای مستتر در این گونه نظام ها، ابزارهای اعمال کنترل و ایجاد تعادل را به تناسب در اختیار دو قوه قرار داده است تا از زیاده خواهی های احتمالی قوا در برابر یکدیگر ممانعت به عمل آورد.
کشور انگلستان از جمله قدیمی ترین مثال ها برای چنین نظامی تلقی می شود. ریاست کشور با پادشاه یا ملکه انگلیسی است؛ اما ریاست قوه مجریه یا ریاست حکومت از آن نخست وزیری است که مجلس او را برگزیده است.[۱۴۹]
در رژیم پارلمانی، رئیس کشور نقش بسیار مهمی ندارد و قدرت واقعی در دست نخست وزیر و هیئت دولت است. در این رژیم قوای حکومتی، به ویژه قوه مقننه و مجریه در برابر هم دارای اختیارات و وسائلی اند که از آن برای اعمال نفوذ در یکدیگر استفاده میکنند. وزرا در مقابل مجلس مقننه مسئوول اند. مجلس میتواند آن ها را استیضاح کند یا با ندادن رأی اعتماد آن ها را از کار برکنار نماید و متقابلاً قوه مجریه نیز میتواند مجلس مقننه را منحل سازد.[۱۵۰]دموکراتیک بودن نظام نمایش دهنده ی شیوه اعمال حاکمیت است. نظام دموکراتیک نظامی «مردم سالاری» است که در آن، حاکمیت از طریق مردم اعمال می شود که غالباً معادل فارسی برای آن استفاده می شود. این نوع رژیم در مقابل رژیم دیکتاتوری قرار دارد و ناظر به طرق و وسایل اداره ی حکومت است.[۱۵۱]
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
-
- بلوکه شدن برخی دارایی های خارجی
-
- به مخاطره افتادن بانکهای خصوصی (به دلیل محرومیت از تسهیلات با نرخ بهره تک رقمی از بانکهای خارجی)

-
- محدودیت مبادلات فعالان اقتصادی که با ارز دلار کار میکنند.
-
- افزایش هزینه مبادلات و ریسک مبادلاتی کشور به دلیل حضور واسطه ها و دلالان مالی
-
- افزایش قیمت تمام شده کالاها و خدمات تولیدی و کاهش قدرت رقابت تولیدات داخلی
-
- افزایش هزینه های مالی و افزایش هزینه انجام معاملات
-
- کاهش شاخص های بورس اوراق بهادار

-
- افزایش نرخ تورم، بورز رکود و بیکاری
-
- اخلال در تهیه و توزیع بنزین و گازوئیل مصرفی داخلی
-
-
- وقفه در اجرای پروژه های نفت و گاز و سایر پروژه های زیر بنایی اگر آن کشور از استخراج کنندگان نفتی باشد، مهترین تدابیر برای مقابله با تحریم اقتصادی (بخصوص تحریم بانکها):

-
- تهیه بودجه سایه کشور با لحاظ کلیه آلترناتیوهای متصور؛
-
- توجه و تقویت حساب ذخیره ارزی(تامین ذخائر ارزی کافی با توجه با توجه به افزایش قیمت نفت)؛
-
- کاهش سهم دلار در سبد ذخائر ارزی (به دلیل آسیب پذیری این ارز)؛
-
- توجه به تأمین ذخائر کافی کالاهای اساسی؛
-
- تبدیل سپرده های ارزی به اوراق قرضه ارزی بلند مدت؛
-
- انتقال سپرده های بانکی خارجی کشور به داخل یا به بانکهای امن؛
-
- تقویت نقش بانکهای دولتی و عمومی که در لیست تحریم نیستند؛
-
- تقویت جایگاه بانکهای خصوصی با توجه به رشد قابل ملاحظه ای که در سالهای اخیر داشته اند. تحریم ها میتواند فرصتی برای رشد و توسعه آن ها بخصوص در عرصه مبادلات بینالمللی باشد؛
-
- برای مقابله با روند نزولی شاخص های بورس می توان نهادها، بنیادها و مؤسسات عمومی غیر دولتی را به خرید سهام سوق داد؛
- با توجه به وابستگی کمتر بخش خصوصی به درآمدهای نفتی یا درآمد دولت در مقایسه با بخش دولتی، باید نقش و جایگاه قوی تری برای بخش خصوصی قائل شد زیرا آسیب پذیری کمتری نسبت به تحریم ها دارند.
۱-۱-۴-۳-بند سوم: سایر ملاحظات
در مورد تحریم ایران از سوی غرب، ممکن است آثار سیاسی بینالمللی نیز خود را بروز دهد. نمونه ای از این آثار میتوانند به صورت زیر نشان داده شوند:
-
- در صورت فشار شدید آمریکا و اتحادیه اروپا برای وضع تحریم های همه جانبه علیه ایران احتمال دارد چین و روسیه در قبال دریافت تضمینهای سیاسی و اقتصادی (از جمله تامین انرژی و جبران زیانهای احتمالی) با آمریکا و اروپا همراه شوند.
-
- محافل اروپایی اعتقاد دارند وضع تحریم های همه جانبه بر علیه ایران بیشتر به ایران و اروپا آسیب می رساند و بر آمریکا تاثیر زیادی نخواهد داشت (در حال حاضر ۵۰۰ شرکت آلمانی با ایران روابط تجاری دارند و کشورهای سوئیس، فرانسه و ایتالیا نیز روابط مشابهی دارند.)
- افزایش قیمت نفت مهمترین عامل آسیب رسانی به اقتصادهای صنعتی و بخصوص قدرتهای اقتصادی پیشرو از جمله چین، هند، اتحادیه اروپا.. است وا قتصاد جهانی از این جهت متحمل آسیب زیادی خواهد شد.[۱۶]
۱-۲- مبحث دوم: تحریم ها و شورای امنیت سازمان ملل متحد
۱-۲-۱- گفتار اول: اختیارات شورای امنیت در خصوص تحریم
۱-۲-۱-۱- بند اول: کار ویژه شورای امنیت طبق منشور ملل متحد
بر اساس ماده ۲۴ منشور دولتهای عضو به منظور تأمین اقدام سریع و مؤثر از سوی ملل متحد «مسئولیت اولیه حفظ صلح و امنیت بینالمللی» را به شورای امنیت واگذار نموده اند. بنابرین ماده ۲۴ صریحاً وظیفه اصلی شورا را داشتن مسئولیت اولیه حفظ صلح و امنیت بینالمللی اعلام کردهاست. بعبارت دیگر منشور ملل متحد شورای امنیت نسبت به سایر ارکان ملل متحد، مسئولیتهای حیاتی تری یا بعبارت صحیح تر اختیارات موثرتری به منظور حفظ صلح اعطا نموده است.[۱۷] این در حالی است که در کنفرانس سانفرانسیسکو تلاشهای فراوانی صورت پذیرفت تا اولویت شورای امنیت خصوصاًً از طریق توسعه اختیارات و مسئولیتهای مجمع عمومی و سازمانهای منطقه ای از بین برود. در هر دو مورد، مقرراتی به منشور افزوده گردید. لکن اولویت جایگاه شورا بویژه در زمینه اقدمات قهری دست نخورده باقی ماند.[۱۸]
در خصوص اولویت وظیفه حفظ صلح شورای امنیت برخی معتقدند که عبارت اولیه در مورد وظایف شورای امنیت بموجب منشور بدین معنا است که سایر ارکان (مجمع) دارای نقش ثانویه میباشند[۱۹] و علت اصلی واگذاری مسئولیت اولیه حفظ صلح و امنیت بینالمللی به شورا این بوده است که سازمان قادر به تامین اقدام سریع و مؤثر در این زمینه باشد. توجیه منطقی قضیه این است که تنها دول قوی و قدرتمند دارای توان نظامی قادر هستند با اعمال قدرت و زور استفاده از نیروی نظامی استقرار صلح را تضمین کنند و هر کشوری که بخواهد صلح و امنیت بینالمللی را بخطر اندازد و یا تهدیدی علیه آن بعمل آورد و اقدام به تاجوز نماید از این تصمیمات بازدارند. بر این اساس قدرت و توان نظامی در خصوص تصمیمات لازم الاجرای شورای امنیت حرف اول را می زند و جلوگیری از تهدید صلح و نقض آن و برطرف کردن تجاوز از طریق استفاده از زور مسیر باشد.
۱-۲-۱-۲- بند دوم: اختیارات شورای امنیت طبق منشور ملل متحد
بر اساس بند ۲ ماده ۲۴ منشور«شورای امنیت در اجرای وظیفه حفظ صلح و امنیت بینالمللی طبق اهداف و اصول ملل متحد عمل میکند. اختیارات ویژه ای که برای انجام ظایف مذکور به شورای امنیت واگذار گردیده در فصول ۶، ۷، ۸ و ۱۲ بیان شده است.»[۲۰]
لازم به ذکر است که برخلاف دولتها که دارای حقوق حاکمیتی کاملی برای خود میباشند، سازمانهای بینالمللی و ارکان مربوطه صرفاً دارای آن اختیاراتی هستند که دولتهای عضو به آن ها اعطاء نموده اند. (اصل تفویض اختیارات) بعلاوه این اختیارات نامحدود نمی باشد، بلکه محدود به آن شرایطی است که برای تحقق اهداف مندرج در معاهده موسس ضروری است، اهدافی که برای تعیین دامنه تفویض اختیارات مهم میباشند. علیرغم برخی تشابهات، هر نهاد بینالمللی تابع شرایط مندرج در اساسنامه خود میباشد. به این دلیل غیر ممکن است که یک تئوری کلی در خصوص اختیارات و صلاحیتهای سازمانهای بینالمللی ایجاد نمائیم. بموجب حقوق نهادهای بینالمللی، ملل متحد نمونه ای از یک سازمان سنتی است (به این مفهوم که هیچ لطمه ای به حاکمیت دولتهای عضو وارد نمی سازد) بلکه صرفاً یکسری محدودیتهایی را بر آزادی دولتها تحمیل میکند. دکترین حقوقی به طور اجماع تأکید می نمایند که ملل متحد دارای ویژگی سنتی است.[۲۱]
بر این اساس، آیا حوزه عملیاتی شورای امنیت طبق منشور صرفاً فصول ۸، ۷،۶و ۱۲ (مذکور در ماده ۲۴) میباشد؟ یا اینکه شورا میتواند از صلاحیتهایی فراتر از موارد مذکور در این فصول (از جمله قانونگذاری) برخوردار گردد؟
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
-
- . محسن محبی، نظام داوری اتاق بازرگانی بین المللی، مجله حقوقی دفتر خدمات بینالملل ـ جمهوری اسلامی ایران، شماره ۲۴، ۱۳۷۸، ص ۳۸۰٫ ↑
-
- . سورناراجام، ام «معاهدات دوجانبه سرمایهگذاری» ترجمه حبیبزاده، توکل، مجله حقوقی دفتر خدمات حقوقی بینالمللی جمهوری اسلامی ایران، شماره ۳۰، بهار ۱۳۸۳، ص ۳۱۱٫ ↑
-
- . محسن محبی، نظام داوری اتاق بازرگانی بین المللی، همان، ص ۳۸؛ حسین صفایی، حقوق بینالملل و داوریهای بینالمللی، چاپ اول، نشر میزان، بهار ۱۳۷۵، ص ۹۳٫ ↑
-
- . Alternative dispute resolutions (En) Resolutions alternatives de con flit (fr). ↑
-
- . Albert fiadge, alternative dispute resolutions, Cavendish publishing LTD. London-2004,PP.21-30. ↑
-
- . Albert fiadjoe, Alternative dispute resolutions, Cavendish publishing LTD. London, 2004. P.10. ↑
-
- . در متون اخلاقی و مذهبی حل اختلاف از طریق گفتگو مورد سفارش قرار گرفته است: در آیه ۱۲۵ سوره نحل، خداوند به پیامبر اکرم (ص) میفرماید: «… و با آن ها با بهترین روش ممکن به گفتگو بنشین…». ↑

-
- . علی حسین مصلحی و محسن صادقی، نگاهی به شیوه های جایگزین حل و فصل اختلاف، مجله نامه مفید، سال دهم، ۱۳۸۳، ش ۴۶، ص ۱۳۶٫ ↑
-
- . http: www.cidra. Ora/articles/undf/uf2002OT.htm#nd drc ↑
-
- . کلادیوام اشمیتوف، حقوق تجارت بینالملل، ترجمه بهروز اخلاقی، سازمان مطالعات و تدوین کتب علوم انسانی (سمت) تهران، ۱۳۸۷، چاپ اول، ج ۲، ص ۹۸۶٫ ↑
-
- . مواد ۱۷۸ تا ۱۹۳ قانون آیین دادرسی مدنی. ↑
-
- . Administrative mediation. ↑
-
- . Disputes avoidance and disputes resolution in china: at www.ita.dos.gov/exportamerican/technical advice/to-china dispute.pdf.P.2 ↑
-
- . Albert fiadjoe, OP.Cit, P.25. ↑
-
- . محمدجعفر لنگرودی، دایرهالمعارف حقوقی دانشنامه حقوقی، انتشارات امیرکبیر، تهران، ج ۳، ۱۳۷۵، چ ۴، ص ۴۴۲٫ ↑
-
- . www.world bank.org/IC SID/bsicod.HTM. ↑
-
- . Moshe Hurch, the arbitration mechanism of the ICSID, Netherlands. 1993.P.180. ↑
-
- . www.un.org.at/uncitral/en-index-htm. ↑
-
- . R. Doak Bishop & W. Michael Reisman, James Crawford, op. Cit. O.225. ↑
-
- . لعیا جنیدی، قانون حاکم در داوریهای تجاری بینالمللی، نشر دادگستر، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۶، ص ۱۹٫ ↑
-
- . حسین صفایی، همان، ص ۱۴۳٫ ↑
-
- . کلایوام اشمیتوف، همان، ص ۹۸۶٫ فرهاد امام، حقوق سرمایهگذاری خارجی ایران، نشر یلدا، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۳، ص ۲۸۰٫ ↑
-
- . مرتضی شهبازینیا، حل و فصل اختلافات از سرمایهگذاری خارجی، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای بازرگانی، تهران، چاپ اول، ۱۳۸۶، ص ۴۷٫ ↑
-
- . حسین صفایی، همان، ص ۹۳؛ مرتضی شهبازینیا، همان، ص ۴۶٫ ↑
-
- . حسین صفایی، همان، ص ۹۳٫ ↑
-
- . محسن محبی، همان، ص ۴۳٫ ↑
-
- . نجادعلی الماسی، تعارض قوانین، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، چاپ اول، سال ۱۳۶۸، ص ۱۱٫ ↑
-
- . لعیا، جنیدی، نقد و بررسی تطبیقی قانون داوری تجاری بینالملل، همان، ص ۷۲٫ ↑
-
- . محسن محبی، همان، ص ۷۳٫ ↑
-
- . نجادعلی الماسی، همان، ص ۱۳٫ ↑
-
-
- . پروین محمدی دینانی، داوری اختلاف در چارچوب معاهدات دوجانبه حمایت از سرمایهگذاری خارجی، پایاننامه برای دریافت درجه دکتری حقوق بینالملل دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی سال تحصیلی ۸۷-۱۳۸۶، ص ۲۱۱-۲۰۷٫ ↑

-
- . همان، ص ۲۱۴٫ ↑
-
- . پروین محمدی دینانی، همان، ص ۲۱۷٫ ↑
-
- . همان، صص ۴۵۹-۴۵۸٫ ↑
-
- . www.uncitral.org/pdf/english/texts/arb-rales/arbrales ↑
-
- . مرتضی شهبازینیا، همان، ص ۴۶٫ ↑
-
- . محسن محبی، نظام داوری اتاق بازرگانی بینالمللی، همان، ص ۴۲٫ ↑
-
- . حسین صفایی، همان، ص ۹۴٫ ↑
-
- . Gerard couches, Langlade, Jean-pierr eet lebeau, Daniel duve civile, Paris: palloz, 1998. N. 609 P.413. ↑
-
- . Natalie fricero, Lessen tielde la procedure civile, 3ed, Gualino editeur EJA, Paris, 2004, P.51. ↑
-
- . عبدالله شمس، آیین دادرسی مدنی، ج ۲، ص ۱۳۱؛ انتشارات دراک، چاپ ۶، ۱۳۸۳٫ ↑
-
- . کلایو. ام اشمیتوف، ج ۲، ۱۳۷۸، ص ۱۰۳۰٫ ↑
-
- . همان، ص ۱۰۲۷٫ ↑
-
- . ناصر علیدوستی شهرکی، حقوق سرمایه گذاری خارجی، چاپ اول، تهران، انتشارات خرسندی، ۱۳۸۹، ص ۱۲۶٫ ↑
-
- . ناصر کاتوزیان، اثبات و دلیل اثبات، ج۱، نشر میزان، چاپ دوم، ۱۳۸۲، ص ۶۲٫ ↑
-
- . حسن امامی، حقوق مدنی، ج ۶، انتشارات اسلامیه، چاپ ۸، ۱۳۷۶، ص ۱۸٫ ↑
-
- . عبدالله شمس، آیین دادرسی مدنی، ج ۲، ص ۵۶٫ ↑
-
- . همان، ص ۵۶٫ ↑
-
- . آیین دادرسی بینالمللی ترجمه ابراهیم بیگزاده، مجله حقوقی دفتر خدمات بینالمللی ج.ا.ا، شماره ۲۴، ۱۳۷۸، صص ۱۶۱-۱۶۰٫ ↑
-
- . همان، ص ۱۶۲٫ ↑
-
- . بهروز اخلاقی، حقوق تجارت بینالملل، جزوه دوره دکترای خصوصی دانشگاه تهران، ۱۳۸۳-۸۲، ص ۳۸٫ ↑
-
- . حسین صفایی، همان، ص ۱۴۶٫ ↑
-
- . M. Sornarajah, the international low on poreign investment. The hague, kluwer, 2000, P.410. ↑
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
کیفیت زندگی به معنای رفاه یا خوشحالی است. رفاه به صورت کلی عبارت است از دستیابی به اهداف، انتظارات و به کمال رسیدن فرد. پنچ حوزه برای کیفیت زندگی وجود دارد: سلامت و رفاه، ارتباطات بین فردی، حضور فرد در خانه و جامعه، رشد فردی، مقام منزلت و عزت نفس. که از آن ها حداقل سه مورد وابسته به فرد است و شاید تنها ارتباطات بین فردی و حضور فرد در خانه و جامعه ظاهراً در حوزه خارجی قرار میگیرد (لی واشر، ۲۰۰۹؛مندلویز و استین[۱۸۰]، ۲۰۰۰).

 کیفیت زندگی وابسته به سلامت اصطلاحی است که در پزشکی به کار می رود. شاخص های کیفیت زندگی مرتبط با سلامتی، معمولا توانایی فرد را برای داشتن عملکرد مؤثر جسمانی؛ عاطفی، اجتماعی و احساس خوب بودن در برمی گیرد. سلامتی کلی تحت تاثیر عوامل متعدد از قبیل رفاه اجتماعی سلامت رفتاری و روان شناختی فرد است (دانان جایا[۱۸۱]، ۲۰۰۴). کیفیت زندگی وابسته به سلامت را جزیی از بعد جسمانی کیفیت زندگی میداند که اغلب به جای هم قابل استفاده هستند. وی ابعاد کلیدی کیفیت زندگی وابسته به سلامت را عملکرد جسمانی، احساسات، میزان مراقبت از خود، عملکرد شناختی، درد جسمانی، سلامت روانی و عاطفی بر می شمرد(مستف، ترومپنار، هک، میکیلسن، هدیامونت و وریز[۱۸۲]، ۲۰۰۷ ). کیفیت زندگی وابسته به سلامت حس خوب بودن فرد تعریف می شود که ابعادی از جمله ابعاد جسمانی، روانی، اجتماعی، معنوی و روحی فرد را شامل می شود (آکین و همکاران[۱۸۳]، ۲۰۰۸؛ شالوک، ۲۰۰۴). دیدگاه مرتبط دیگر، کیفیت زندگی وابسته به سلامت است که آن را اینگونه می توان تعریف کرد: ادراک فرد از وضعیت سلامتی خود که وابسته یا متاثر از وجود بیماری و اقدامات درمانی باشد. به عنوان یک مفهوم چند بعدی، اجتماعی و عملکرد شناختی میباشد. این مفهوم همچنین شامل جنبههای منفی نشانگان و اختلال روان تنی ناشی از بیماری و درمان آن می شود(دلگادو و سانز [۱۸۴]و همکاران، ۲۰۱۱ ). ۲-۹-۲ -ویژگیهای کیفیت زندگی اطلاع از ویژگیهای کیفیت زندگی میتواند ما را در شناسایی مقیاس های آن یاری نماید. این ویژگی ها عبارتند از چند بعدی بودن و پویا بودن. در ادامه هر کدام از این ویژگیها به طور خلاصه تعریف میشوند : الف ) ویژگی چند بعدی بودن : کیفیت زندگی بر پایه ابعادی که در ارتباط نزدیکی با یکریگر دارند، بنا شده است. از اینرو می توان کیفیت زندگی را در ابعاد زیادی اندازه گیری کرد. به طور کلی سه بعد اساسی کیفیت زندگی مربوط به سلامت ابعاد جسمی، روانی واجتماعی میباشند که هر یک از آن ها به زیر مجموعه های دیگری تقسیم میگردد(اندرسون[۱۸۵]، میکولیک[۱۸۶]و ساندور[۱۸۷]؛ ۲۰۱۰). بعد جسمی: به دریافت فرد از توانایی هایش در انجام فعالیت ها و وظایف روزانه که نیاز به صرف انرژی دارد اشاره میکند و میتواند در بر دارند، مقیاس هایی مثل تحریک، توان و انرژی ، درد و ناراحتی، خواب و استراحت و ظرفیت توان کاری باشد. بعد روانی: جنبههای روحی و احساس سلامت را مانند افسردگی، ترس، عصبانیت، خوشحالی و آرامش در برمی گیرد. بعضی از زیر رده های این بعد عبارتند از: تصویر از خود، احساس مثبت، احساس منفی، اعتقادات مذهبی، فکر کردن و یادگیری، حافظه و تمرکز بعد اجتماعی: به توانایی فرد در برقرار کردن ارتباط با اعضای خانواده، همسایگان وسایر گروههای اجتماعی، وضعیت شغلی و شرایط اقتصادی کلی مربوط می شود. ب) ویژگی ذهنی بودن : با توجه به تعارف، کیفیت زندگی به انتظارات، احساسات، اعتقادت و پندارهای فرد بستگی دارد. از این رو ارزیابی شخص از سلامت یا خوب بودنش عامل کلیدی در مطالعات کیفیت زندگی میباشد. اگر چه ارزیابی عینی در این مطالعات از جایگاه مهمی برخوردار است، اما قضاوت خود فرد درباره اثر بیماری و درمان و شرایط سلامتی اش بر کیفیت زندگی از اهمیت بیشتری برخوردار میباشد. به طور کلی می توان گفت عامل اصلی تعیین کننده کیفیت زندگی عبارت است از تفاوت درک شده بین آنچه هست و آنچه که از دیدگاه فرد باید باشد(اندرسون و همکاران، ۲۰۱۰ ) ج) ویژگی پویا بودن : با توجه به این تعریف که کیفیت زندگی دارای ساختاری وابسته به زمان است که متاثر از تجربه شخص و درک او از زندگی میباشد و با تغییر زمان تغییر میکند”در می یابیم که پویائی کیفیت زندگی از این روست که با تغییر زمان تغییرمی کند و به تغییرات فرد و محیط او بستگی دارد و این مشخصه در یک مطالعه طولی به خوبی قابل مشاهده است(اندرسون و همکاران، ۲۰۱۰). ۲-۹-۳- طبقه بندی کیفیت زندگی در طبقه بندی کلاسیک کیفیت زندگی به ” عینی ” و” ذهنی ” دسته بندی می شود و عینی بودن کیفیت زندگی به درجه استانداردهای روشن یک زندگی خوب اشاره دارد که توسط افراد بیطرف ارزیابی می شود برای مثال نتایج آزمایشات پژشکی و ذهنی بودن به خود ارزیابی های مبتنی بر معیارهای ضمنی و تلویحی مثل احساس ذهنی فرد از سلامتی باز میگردد. این دو مفهوم به هم مرتبط نیستند؛ به طور مثال فردی ممکن است از نظر پژشک معالجش در شرایط سلامتی خوبی باشد اما با این حال احساس بدی داشته باشد(ون هاون، ۲۰۰۶ ). بر این اساس زاف[۱۸۸](۱۹۸۴ )(به نقل از فریش ترجمه خمسه، ۱۳۸۹ )یک طبقه بندی چهار گانه از این مفاهیم پیشنهاد میکند : _ وقتی شرایط عینی بر طبق اندازه گیری ها، خوب و ادراک ذهنی فرد از زندگی نیز مثبت باشد او واژه ” خوشبختی ” را به کار میبرد. _ وقتی ارزیابی شرایط عینی و ادراک ذهنی فرد منفی باشد وی از واژه ” محرومیت ” صحبت میکند. _ وقتی کیفیت عینی زندگی خوب باشد اما ادراک ذهنی فرد منفی باشد، واژه نا هنجاری یا ناموزونی به کار می رود. _ ترکیب شرایط بد با ادراک مثبت بر چسب ” سازگاری ” دریافت میکند. ۲-۹-۴- مدل های کیفیت زندگی
فلس و پری در سال ۱۹۹۵ بعد از بررسی ۱۵ مدل مفهومی از کیفیت زندگی، مدلی طراحی کردند که در این مدل کیفیت زندگی به عنوان نوعی به زیستی کلی تعریف می شود که توصیف های عینی و ارزیابی های ذهنی از به زیستی فیزیکی، مادی، اجتماعی و هیجانی همراه با میزانی از رشد و اقدامات هدف گرایانه فرد در جهت ارزش های شخص ترکیب شده است. این مدل دارای پنج طبقه اصلی است. اولین طبقه، به زیستی جسمی[۱۹۰]است که شامل سلامت[۱۹۱]، تناسب[۱۹۲]، تحریک[۱۹۳]وامنیت شخص[۱۹۴]است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
نگذاشت. تنها تاثیر اتوماسیون در این دوره ایجاد دقت و سرعت موازنه حساب ها و حذف دفاتر و کارتهای
حساب از شعب بانک ها بود.
دوره دوم – اتوماسیون جلوی باجه
این دوره از زمانی آغاز می شود که کارمند شعبه در حضور مشتری عملیات بانکی را به صورت الکترونیکی ثبت و دنبال میکند. از اواخر دهه ۱۹۷۰ امکان انتقال برخط از طریق به کارگیری ترمینال ها در جلوی باجه فراهم آمد. این ترمینال ها به ظاهر شبیه به کامپیوترهای شخصی امروزی بودند، از طریق خطوط مخابراتی به کامپیوترهای بزرگ مرکزی متصل بودند و امکان انتقال اطلاعات به طور مؤثر در بین شبکه های بزرگ کامپیوتری و ترمینال های ورودی و خروجی به وجود آمد. در این دوره کارمندان شعب قادر شدند به صورت لحظه ای به حساب های جاری دسترسی داشته باشند. به طور مثال نات وست یکی از بانک های انگلیس با به کارگیری ترمینال های نصب شده در جلوی باجه ارائه سرویس های لحظه ای به مشتریان حساب های جاری خود را آغاز نمود. اما کماکان به روز رسانی حساب ها و تهیه گزارش های مربوط توسط پردازش گرهای مرکزی، شبانه انجام می شد. در این دوره بانک ها مجبور بودند برای نیل به اتوماسیون جلوی باجه، شبکه های مخابراتی اختصاصی را داشته باشند در حالی که شبکه های مخابراتی موجود در اختیار و انحصار شرکت های دولتی بود و استفاده از آن ها نه تنها از نظر تکنولوژیکی محدودبود، بلکه بسیار گران و پرهزینه بود. این شبکه ها اطلاعات ترمینال های بانکی را به مراکز کامپیوتری ثبت باجه مرتبط و متصل می ساخت. در این دوره یعنی در دهه ۱۹۸۰ بدون شک سرعت دسترسی کارکنان بانک ها به حساب های مشتربان و سرعت انتقال اطلاعات افزایش یافت و ارائه خدمت به مشتریان بهبود یافت. در حال حاضر اثرات اقتصادی و رقابتی این شیوه خدمت رسانی محدود شده است. در این دوره هنوز تمایل به استفاده از اسناد کاغذی وجود دارد. اگرچه ترمینال ها امکان جستجو و پردازش را سهولت بخشیده، لکن هنوز تمامی کارها توسط کارمندان بانک و از طریق ورود اطلاعات و گردش حساب ها به ترمینال ها صورت میگیرد و فقط نیاز به استفاده انبوه از اسناد کاغذی تا حدودی برطرف می شود. در این دوره نمی توان کارکنان بانک ها را کاهش داد، چراکه هنوز نیاز به افرادی که پاسخگوی مراجعین به بانک ها باشند وجود دارد. نرم افزارهایی که در این دوره به کار گرفته میشوند کماکان غیریکپارچه و جزیره ای است. علیرغم امکان دسترسی لحظه ای بانک ها به حساب مشتریان، محصولات مختلف بانکی شامل انواع حساب های بانکی، وام ها، سرویس های بیمه ای و نقل انتقال وجوه مستلزم مراجعه مشتری به شعب بانک هاست و یکپارچگی و پیوستگی بین نرم افزارهای تولید شده وجود ندارد.


دوره سوم: متصل کردن مشتریان به حساب ها
در این دوره که از اواسط دهه ی ۸۰ آغاز شد امکان دسترسی مشتریان به حساب هایشان فراهم میگردد. یعنی مشتری از طریق تلفن یا مراجعه به دستگاه خودپرداز و استفاده از کارت هوشمند یا کارت مغناطیسی یا کامپیوتر شخصی به حسابش دسترسی پیدا میکند و ضمن انجام عملیات دریافت و پرداخت، نقل و انتقال وجه را به صورت الکترونیکی انجام میدهد. سالن بانک ها به مرور خالی از صف طولانی مراجعین می شود. آن دسته از کارکنانی که در جلوی باجه به امور دریافت و پرداخت از حساب ها اشتغال دارند، به بخش های دیگر نظیر بازاریابی و خدمات مشتریان منتقل میشوند.
خطوط هوایی مثل ماهواره ماکروویو، مودم های بدون سیم حجم زیادی از کار را پیش میبرد ولی نه همه ی آن را. به طور کلی می توان گفت در این دوره وجود نیروی انسانی در شعب بانک ها هنوز الزام است و مشتریان احساس میکنند که خدمات بهتری را دریافت میکنند. زیرا خود شاهد کار خود هستند. پول کاغذی هنوز در جریان است و این رو دریافت پول یکی از فشارهای کاری است. سیستم های تلفنی امکان استفاده ۲۴ ساعته مشتریان را فراهم میسازند و محدودیت ساعت کار بانک ها تنگنای جدی مشتریان نیست. متصل شدن مشتریان به حساب های بانکی خودشان همانقدر که برای مشتریان سودمند است، برای بانک ها نیز مفید است. زیرا حذف کاغذ و صرفه جویی در کارکنان امکان پذیر میباشد.
در این دوره مشتری کماکان برای دریافت دیگر خدمات بانکی مثل وام و خدمات بیمه ای و غیره باید به شعب مراجعه کند و فقط عملیات بانکداری شعبه ای، شامل دریافت های مشتریان بدون مراجعه به بانک انجام می شود. از مهم ترین ویژگی های دوره سوم که آن را از دوره های قبل و بعد متمایز میسازد عبارتند از:
توسعه جزیره ای سیستم های مکانیزه در جلوی باجه و پشت باجه و همچنین توسعه ی سیستم های ارتباطی مشتریان با حساب هایشان مثل پایانه خودپرداز و تلفن بانک و فاکس بانک. در دوره ی سوم هنوز
نیروی انسانی در ارائه ی خدمات مؤثر است و بخشی از نیروی انسانی وظیفه ی ایجاد هماهنگی بین سیستم های جزیره ای و نیازهای مختلف مشتریان را بر عهده دارد. کارت اعتباری و هوشمند به معنای واقعی و به صورت کاملاً الکترونیکی نشده و به عبارت دیگر بخشی از فرایند الکترونیک وارد عملیات بانکی و سیستم های مکانیزه شده است.
میتوان گفت در این دوره، عملیات بانکی نیمهالکترونیکی شده است. دو شکل اساسی در این دوره بهچشم میخورد، یکی از عدم یکپارچگی سیستم های مکانیزه، جزیره ای بودن آن ها و ناهماهنگی آن ها برای ارائه خدمات به مشتریان و دیگر عدم وجود و تکامل خطوط مخابراتی مطمئن و پروتکل های ارتباطی مربوط به متصل نمودن مشتری به شعب و شعب بانک ها به یکدیگر.
دوره چهارم – یکپارچه سازی سیستم ها
آخرین دوره ی زمانی آغاز می شود که همه نتایج به دست آمده از دوره های قبل به طور کامل به سیستم عملیات الکترونیکی انتقال یابند، تا هم بانک و هم مشتریان بتوانند به صورت دقیق و منظم اطلاعات مورد نیازشان را کسب نمایند. اگر چه آهنگ این تحولات متفاوت است، اما این چهار دوره به طور یکسان در صنعت بانکداری روی خواهد داد. لازمه ورود به این مرحله داشتن امکانات و تکیه گاهی مخابراتی و ارتباطی پیشرفته و مطمئن است. این دوره با جمع بندی بخش های نرم افزاری و سخت افزاری در دوره های پیشین، به صورت واقعی ارتباط بین بانک و مشتریانش را به تصویر می کشد. در دوره های قبلی اغلب بانک ها بدون ساماندهی و نظم مشخص، تنها به خلق جزایر مکانیزه پرداختند. دوره ی چهارم به یکی از دو وجه زیر تأکید دارد:
-
- تلاش برای استاندارد سازی نرم افزاری و سخت افزاری در سیستم های کامپیوتری موجود برای رسیدن به یک سیستم یکپارچه.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در این فصل ابتدا به نظریاتی در ارتباط با حل مسئله و هوش هیجانی و سپس تحقیقات داخلی و خارجی که در این زمینه به عمل آمده است ،پرداخته خواهد شد.

بخش اول- سبک حل مسأله
تعریف
افراد اغلب به این دلیل در مشکلی می مانند که سرسختانه تنها یک راه حل را برای مشکل خود به کار میبرند, هنگامی که این راه حل عمل نمی کند آن ها با تلاش بیشتر و با همان راه حل , کارشان را ادامه میدهند.رشد تحقیقات درباره نقش واسطه ای ارزیابی و سبک شناختی در سال های اخیر موجب گسترش و توسعه دانش و کاربرد این نقش در عرصه سلامت روان گردیده است. یکی از جنبههای ارزیابی شناختی که در ادبیات تحقیق مطرح شده است سبک حل مسأله است.

نزو ( ۱۹۸۷) سبک حل مسأله را به عنوان فرایندی شناختی – رفتاری تعریف میکند که افراد به وسیله آن راهبردهای مؤثری برای رویارویی و کنار آمدن با موقعیت های مشکل زا در زندگی روزمره را شناسایی و کشف میکنند.
هاگا ( ۱۹۹۵) شیوه حل مسئله را وسیله ای مفید برای مقابله با مشکلات موقعیتی تعریف میکند که به صورت فرایندی شناختی یا رفتاری , انواع پاسخ های بالقوه مؤثر را به موقعیت های مشکل آفرین ارائه میکند واحتمال انتخاب موثرترین پاسخ را از میان این راه حل های مختلف افزایش میدهد.
نزو( ۱۹۸۷) یک فرایند پنج مرحله ای را پیشنهاد میکند که اگر به نحو مؤثری به کار گرفته شود، فرد نسبت به استرسورهای بیرونی مقاومت بیشتری نشان میدهد و کمتر مستعد افسردگی خواهد شد .

الف ) موقعیت یابی مشکل [۱۴] – تشخیص این که مشکل وجود دارد.
ب ) تعریف و فرمول بندی مسأله [۱۵] – ارزیابی حیطه مشکل و تعیین اهداف واقع گرانه.
ج ) ایجاد راه حل های گوناگون [۱۶] .
د ) تصمیم گیری [۱۷] – انتخاب راه حلّی برای اجرا.
و) اجرا و ارزیابی راه حل انتخاب شده [۱۸] . نظارت و ارزیابی موفقیت های حاصله از انجام راه حل برگزیده شده و تقویت خود برای موفقیت ها.
بر طبق این نظر حل مسأله مقدمتاً یک فرایند مقابله ای آگاهانه ، منطقی ، پر تلاش و هدفمند است که میتواند توانایی فرد را برای مقابله سودمند با انواع وسیعی از مومفقیت های استرس زا افزایش دهد.
بسیاری از مردم عقیده دارند که ، حل مسئله عالیترین نمونه تفکر است. در کار حل مسئله تلاش بر آن است که به هدفی برسیم ولی هدف را حاضر و آماده برای این کار در اختیار نداریم. باید هدف را به پاره هدفها واین پاره هدفها را نیز به هدفهای جزئی تقسیم کنیم تا در نهایت به سطحی برسیم که وسیله وصول برای ما آماده و مهیا است. (آندرسون ۱۹۹۰ به نقل از اتکینسون و همکاران / براهنی و همکاران ۱۳۷۹)
راهبردهایی که مردم برای تجزیه هدفها به پاره هدفها بر می گزینند از موضوعات اساسی درحل مسئله است. نکته مهم دیگر نحوه بازنمای مسئله است . در ادامه به هر دو موضوع پرداخته می شود.
راهبردهای حل مسئله:
یکی از راهبردها این است که تفاوت وضعیت فعلی در موقعیت مشکل زا با وضعیت هدف که همان صورت حل شده مسئله است کاهش دهیم. راه حلهای شبیه به هم و پیچیده تر نیز هست که تحلیل وسیله – هدف نام دارد. در این راهبرد ، موقعیت فعلی با موقعیت هدف مطابقت داده می شود تا مهمترین تفاوت این دو موقعیت معلوم گردد.
راهبرد دیگر این است که کار را از هدف آغاز کنیم و رو به عقب برگردیم. این روش مخصوصا” در حل مسائل ریاضی بسیار مفید و مؤثر است.(اتکینسون و همکاران /براهنی و همکاران ۱۳۷۹)
بازنمایی مسئله:
موفقیت در حل مسئله نه تنها تابع نوع راهبرد تجزیه مسئله به عناصر آن است ، بلکه به چگونگی بازنمایی مسئله نیز وابسته است. گاه نوعی بازنمایی گزاره ای مفید است و بعضی وقتها نیز بازنمایی دیداری یا تجسمی مؤثر تر است . علاوه بر مسائل مربوط به گزاره ها در قیاس با تصویر های ذهنی , پرسش هایی نیز درمورد محتوای بازنمایی به چشم میخورد. گاه به این دلیل نمیتوانیم مسئله ای را حل کنیم که در بازنمایی آن یا عنصر با اهمیتی را نادیده گرفته ایم یاعنصر کم اهمیتی را به آن اضافه کرده ایم.(اتکینسون و همکاران / براهنی و همکاران ۱۳۷۹)
الگوی سبک حل مسأله با تأکید بر نظریه سبک اسنادی افسردگی ابداع شده که می توان آن را به طور گسترده ای در مورد فرایند استرس نیز به کار برد. در تحقیقاتی که در ادبیات روان شناسی بر روی عنوان حل مسأله ، استرس و اختلالات عاطفی بین سال های ۱۹۹۱ – ۱۹۸۵ صورت گرفته است پیش از ۸۶ مطالعه متفاوت شناسایی گردید که در تحقیقات اولیه توجه بر مهارت های حل مسأله [۱۹] با بهره گرفتن از یک چارچوب مشخص رفتاری تأکید بیشتری داشته است. هر چند در مطالعات اخیر تأکید از نگاه رفتاری به سوی فرایند شناختی با عنوان سبک های حل مسأله تغییر کردهاست . با این حال در ادبیات روان شناسی بین مفاهیم مهارت های حل مسأله و سبک های حل مسأله توافق کاملی وجود ندارد. نزو (۱۹۸۹) از شواهدی که از بررسی های خود به دست آورده بود اظهار میدارد که سبک های حل مسأله یک مفهوم واحد نیست .
در تأئید این یافته مطالعات هپنرو و پترسون ( ۱۹۸۲) و هپنر ، کامپا و برونینگ ( ۱۹۸۷) نیز طبیعت چند بعدی ساخت حل مسئله را شناسایی و تأئید کردهاست . همچنین از شواهدی که از تحقیقات به دست آمد، مشخص شد که سبک های حل مسأله و طیفی از سایر متغیرها از قبیل سبک اسنادی ، انگیزه پیشرفت ، منبع کنترل ، و واکنش های عاطفی در فرایند استرس مداخله دارند. مطالعات بیشتر نشان داد که بین این متغیرها تعامل وجود دارد. برای نمونه دیکسون ، هپنر واندرسون ( ۱۹۹۱) رابطه بین سبک حل مسأله ، درماندگی و میزان استرس وارده را با میزان پیشبینی خودکشی دانشجویان دانشگاه در مطالعه خود به دست آوردند .
تعداد زیادی از مطالعات سودمندی مداخلات حل مسأله را در چندین حوزه تأیید میکنند. مثلاً دنهام [۲۰] و آلمدیا[۲۱] ( ۱۹۸۷) گزارش میکنند که ارتباطی عمیقی بین مداخلات مهارت های حل مسأله و سازگاری رفتاری در کودکان وجود دارد . دوبو [۲۲] و همکارانش ( ۱۹۹۱) در بررسی بر روی کودکان دریافتند، که تغییرات مثبت در مهارت های حل مسأله اجتماعی [۲۳] با تغییرات مثبت در شاخص های سازگاری در طی زمان ارتباط دارد. تیسدیل و لارنس [۲۴] ( ۱۹۸۶) در مرور ادبیات تحقیق نتیجه گرفتند که این رویکرد در مورد کودکان ناسازگار ، نوجوانانی که اختلال هیجانی [۲۵] دارند و بیماران روانپزشکی بزرگسال موفق بوده است و حاکی از این است که مهارتهای حل مسئله به طور کلی پیشبینی کننده سازگاری موفقیت آمیز در زندگی هستند .
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ازسوی دیگر، موبایل رسانه ای است با کاربردهای متعدد و متنوع (مولتی مدیا) که بر اساس مدل نظری تحول ارزشی اینگلهارت، میتواند در جهت جبران برخی کمبودات معنوی جوامع در حال توسعه عمل نموده و در دست ودل دانش آموزان جای گیرد و بر اساس نظریه گسر از شکل استفاده ابزاری از آن به سمت استفاده بیانگر و عاطفی و احساسی سیر نماید نتیجه این امر تشکیل هویتی تازه در دانش آموزانی است که از آن به میزان زیادتری استفاده میکنند (نظریه کاستلز)لذا این امر بر جامعه پذیری مدرسه ای که جنبه رسمی و هنجاری داشته وبا کارکرد انتقال ارزشها و هنجارها، از اهداف اصلی هر نظام آموزش و پرورشی است (نظریه پارسونز) تاثیر گذاشته،گاها آن را تضعیف نموده ویا با آن در رابطه و همبستگی معنادار باشد.

فرضیات پژوهش
حال با بهره گرفتن از ادبیات نظری وتجربیِ تحقیق فرضیات زیر قابل تدوین وارائه میگردند:
-
- جامعه پذیری مدرسه ایِ شاگردانِ استفاده کننده ازموبایل نسبت به آنانی که استفاده نمی کنندمتفاوت است.
-
- الگوی کاربری موبایل توسط دانش آموزان با جامعه پذیری مدرسه ای دارای ارتباط معناداری میباشند.
-
- میان الگوی کاربری موبایل با هریک ازمولفه ها وابعاد جامعه پذیری مدرسه ای رابطه وجوددارد.
-
- میزان استفاده (شدت ،ضعف) از موبایل توسط دانش آموزان با جامعه پذیری مدرسه ای رابطه معنادار دارد.
-
- نوع استفاده (ابزاری یا بیانگر ) ازموبایل توسط دانش آموزان با جامعه پذیری مدرسه ای رابطه معنادار دارد.
-
- موقعیتهای (مناسب یا نامناسب) استفاده از موبایل توسط دانش آموزان با جامعه پذیری مدرسه ای رابطه معنادار دارد.
- سابقه استفاده از موبایل توسط دانش آموزان با جامعه پذیری مدرسه ای رابطه معنادار دارد.
مدل نظری تحقیق
با توجه به فرضیات تحقیق، مدل نظری این پزوهش به شکل زیرارائه میگردد:
میزان استفاده از موبایل
نوع استفاده از موبایل
موقعیت استفاده از موبایل
سابقه استفاده از موبایل
میزان جامعه پذیری مدرسه ای
فصل سوم
روش شناسی تحقی
روش تحقیق
جامعه آماری
جمعیت نمونه وشیوه نمونه گیری
فرضیات تحقیق و تعریف عملیاتی متغیرها
ابزارتحقیق واعتبار و روایی آن
روش تحقیق
در این فصل روش پژوهش مورد بحث و کنکاش قرارمی گیرد. موضوعاتی که در این راستا مورد بحث قرار می گیرند عبارتند از روش پژوهش ،جامعه آماری و نمونه ،تعریف عملیاتی متغیرهای مستقل و وابسته ، بررسی روایی و پایایی ابزار پژوهش .
از آنجایی که در مطالعه پدیدههای علوم اجتماعی کاربرد الگوی همبستگی و رابطه ای بیشتر متداول است ما نیز در این پزوهش این الگو را برای بررسی های خود در نظر گرفته ایم . درمجموع جهت تبیین و بررسی اهدا ف به دو روش زیر عمل شده است:

در بخش نظری با بهره گرفتن از روش مطالعه اسنادی و کتابخانه ای و مراجعه به مقالات لاتین و تحقیقاتی که طی سنوات گذشته در خصوص ابعاد اجتماعی –فرهنگی موبایل صورت گرفته سعی بر آن شده که ادبیاتی جامعه شناختی و متقن برای پژوهش فراهم آید . از آنجایی که توجه و تأمل به ابعاد اجتماعی فرهنگی موبایل حوزه ای جدید در مطالعات اجتماعی(خصوصاً در ایران) محسوب می شود بنابرین سعی بر آن شده ضمن حفظ جامعیت کار، بروز بودن و جدید بودن ادبیات و پیشینه حفظ گردد . دربخش تجربی تحقیق نیزبمنظور جمع آوری داده های لازم وبررسی و اندازه گیری آن ها – همانند اکثر تحقیقات اجتماعی- ازروش پیمایشی بهره گرفته ایم.
جامعه آماری
جامعه آماری در این تحقیق را کلیه دانش آموزان دختر و پسر مشغول به تحصیل در پایه های دوم ، سوم وچهارم دبیرستان در سال جاری (۸۹-۹۰) شهرستان کوهدشت تشکیل می دهدکه تعداد مجوع آن ها بر اساس آمار واحد آمار و بودجه آموزش و پرورش شهرستان کوهدشت ۵۰۳۴ نفر است. (پسر ۲۵۰۴نفرو دختر۲۵۲۹نفر) این تعداد دانش آموزان در۱۰ دبیرستان دخترانه و۹دبیرستان پسرانه که در سطح شهر و در قالب یک منطقه آموزشی پراکنده شده اند . از آنجایی که بازدهی نهاد آموزش وپرورش در زمینه جامعه پذیری در سالهای پایانی دوران دبیرستان بهتر قابل سنجش میباشد لذا در این خصوص تصمیم بر این شد که در نمونه آماری خود که متشکل از دانش آموزان سالهای دوم ،سوم و چهارم میباشند تعداد بیشتری به سالهای سوم و چهارم اختصاص داده شود که آمار مربوط به تعداد و درصد این نمونه ها در جدول مربوطه آمده است.
جمعیت نمونه و شیوه نمونه گیری
با در نظرگرفتن سطح اطمینان ۹۵%که در تحقیقات اجتماعی معمول است و با بهره گیری از فرمول تعیین حجم نمونه کوکران تعداد نمونه ای که برای این پژوهش در نظر گرفته شده ۲۴۳ نفر خواهد بود که در جهت جلوگیری از آثار ریزشی حاصل از جمع آوری نمونه ها تعداد ۳۲ نفر دیگر به این آمار اضافه شده و نمونه ۲۸۰نفری رابرای این پژوهش تعیین شد.
برای تعیین مدارس موردبررسی درتحقیق ازشیوه های نمونه گیری تصادفی دومرحله ای استفاده شد به گونه ای که ازبین ۲۰ دبیرستان پراکنده در یک منطقه آموزشی تعداد ۱۰ دبیرستان انتخاب شد.(۵دبیرستان دخترانه و ۵ دبیرستان پسرانه ) .
لازم بذکراست که حضور در دبیرستانهای مذکور و انتخاب نمونه مورد نظر در هر یک از دبیرستانها و ارائه پرسشنامه به ایشان توسط شخص محقق و در طول بازه زمانیِ یک هفتگی صورت گرفته است. جدول زیر نمایانگر حجم و تعداد نمونه های مورد نظر در این پزوهش برحسب پایه و رشته و جنس میباشند.
حجم نمونه :
فرمول کوکران برای تعیین حجم نمونه به صورت زیر اعمال گردیده است.
۲۴۳٫۷ = n=
N=5025 n =243 d = 0/06 p =0/6 q =0/4 t = 1/96
N : جامعه آماری n : حجم نمونه t : سطح اطمینان
p,q: به ترتیب وجود صفت و عدم وجود صفت در جامعه آماری
d: میزان دقت احتمالی مطلوب میباشد که آن را با ۰۶/۰ برآورد کرده ایم .
رشته
پایه دوم
پایه سوم
پایه چهارم
جمع کل
زن
مرد
زن
مرد
زن
مرد
ریاضی و فنی
۱۰
۱۰
۲۰
۲۰
۱۰
۱۰
۸۰
علوم تجربی
۱۰
۱۰
۲۰
۲۰
۲۵
۲۵
۱۱۰
علوم انسانی
۱۰
۱۰
۱۰
۱۰
۲۵
۲۵
۹۰
جمع کل
۳۰
۳۰
۵۰
۵۰
۶۰
۶۰
۲۸۰
۶۰
۱۰۰
۱۲۰
جدول ۱:پرکندگی جمعیت نمونه بر اساس جنس،رشته و پایه تحصیلی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
اسمیت و همکاران(۱۹۸۳) به اثرات زمینه های شهری، روستایی بر دوحیطه رفتار مدنی دست یافتند . افراد دارای زمینه های روستایی بیشتر به انجام رفتارهای مدنی گرایش نشان می دهند . این محققان تبیین این مسئله رابسیار مشکل مییابند، اما مطرح کردند که این یافتههایشان ممکن است از طریق اخلاق شغلی قابل تبیین باشد . اخلاق شغلی به عنوان باورهای یک شخص مبنی بر خوب و درست بودن شغل، واینکه هر چه بیشتر کار کنید بیشتر به دست میآورید تعریف می شود . همچنین افراد با اخلاق شغلی قوی تمایل دارند در صورت تنبلی خودشان را مورد تحقیر قرار دهند . کارکنان با اخلاق شغلی بالا اعتقاد دارند که باید در جهت یک تلاش روزانه عادلانه همت گماردند، همچنین، این ها انگیزه بالایی برای تلاش بیشتر دارند ومعتقدند که در صورت خستگی ویا ناامیدی باید به تلاش ادامه داد . علاوه براین مسئولیت کارهایشان را میپذیرند، خودشان را بهانجام تکلیف در بالاترین سطح از توانایی ملزم میدانند اشخاص با اخلاق شغلی بالا وقوی وقتی باور کنند آنطور که شاید وباید سختکار نمیکنند ممکن است احساس گناه کنند (گرینبرگ[۴۲]، ۱۹۷۷) . بنابرین افراد با اخلاق شغلی بالا ممکن است بیشتر به انجام رفتارهای مدنی از قبیل تمیز کردن محیطکار، داوطلب شدن برای انجام کارهایی که جزء وظایفشان محسوب نمی شود، اقدام کنند . در این الگو پیشنهادی اخلاق شغلی جایگزین زمینه شهری/ روستایی شده است، چون افراد با زمینه های شهری هم ممکن است یک اخلاق شغلی قوی را رشد دهند . بر اساس این یافته ها پیش بینی می شود که اخلاق شغلی اثر مستقیم ومثبتی بر هر دو نوع رفتار مدنی دارد .


خودپایی
به میزان حساسیت افراد به محیطشان گفته می شود . این محیط شامل منابع اطلاعاتی مربوط به موقعیت یا منابع اطلاعاتی بین فردی است (بریگز، چک وباس[۴۳]،۱۹۸۰) . افراد با خودپایی بالا نسبت به محیطشان حساسیت خیلی زیادی دارند وتحت تأثیر محیط خود هستند . همچنین این ها به رفتار دیگران به عنوان علایمی برای انجام رفتار مناسب توجه دارند وتحت تأثیر محیط خود هستند(سیندر[۴۴]،۱۹۸۰) . حتی
ممکن است افراد با خودپایی بالا نیازهای شخصیتی خودشان را سرکوب کنند تا موقعیتشان را باخودشان هماهنگ کنند(سیندر وکانتور[۴۵]، ۱۹۸۰) . از طرف دیگر، افراد باخود پایی پایین به علائم موقعیتی وبین فردی جهت تنظیم رفتارهای خود کمتر توجه دارند .
بنابرین، افراد با خودپایی بالا احتمالاً بیشتر اقدام به انجام رفتار مدنی بکنند، زمانی که علایم موقعیتی مانند الگوهای رهبری و همکاران وعلایم اجتماعی، این رفتارها رابه عنوان رفتارهای مناسب مطرح کنند .
نیازها
اسمیت و همکاران (۱۹۸۳) اثر مستقیم معنیدار مقیاس دروغگویی آیزنگ(۱۹۵۸) بر روی رفتار مدنی اطاعت تعمیم یافته مشاهده کردند . مقیاس دروغگویی به قصد سنجش تمایل فرد به پاسخهای مطلوب اجتماعی به پرسشنامه های طرحریزی شده است . این مقیاس ممکن است عملاً نیاز به تأیید اجتماعی را بسنجد . نیاز به تأیید اجتماعی ممکن است شخص را به انجام رفتارهای مدنی اطاعت یافته تشویق سازد . این چنین رفتارهایی بیشتر در گروههای اجتماعی از جمله گروههای شغلی یا سازمانی رخ می دهند تا در موقعیتهای انفرادی، اما این ویژگی بر رفتار مدنی نوعدوستانه که مستلزم کمک به فرد مشخصی است اثر مستقیم معنیداری ندارد .
همچنین در این الگو پیش بینی شده که نیاز به موفقیت اثر مستقیم ومثبتی بررفتار مدنی اطاعت تعمیم یافته دارد . نیاز به استقلال ممکن است زمینه را برای تمایل به انجام رفتارهای یاریدهنده که منافع سازمان یا کارکنان دیگر را تأمین کند فراهم نیاورد . در این الگو مطرح شده که نیاز به استقلال اثر منفی مستقیمی بر هردو حیطه رفتار مدنی دارد .
عدالت ادراک شده
ارگان(۱۹۸۸) به طور متقاعد کننده ای مطرح کرده که مقیاسهای خشنودی شغلی بیشتر شناخت را دربر می گیرند تا عواطف را . علاوه برآن این جزء شناختی از ادراک عدالت یا بی عدالتی نشأت میگیرد . این ادراک از عدالت بر اساس مقایسه اجتماعی انجام میگیرد (آدامز[۴۶]، ۱۹۶۵) . بنابرین افرادی که ادراک بی عدالتی دارند ممکن است از انجام رفتارهای مناسب خودداری کنند .
وانداین وگراهام(۱۹۹۴) اخیراًً برای بررسی رفتارمدنی سازمانی الگو جدید و جالبی را ارائه داده اند که نگاره آن در شکل ۴-۲ گردیده است .
نگرشهای مثبت شغلی
+
بدگمانی
–
رفتار مدنی سازمانی
رابطه قراردادی دو
طرفه
ارزشهای محل کار
+
خصوصیات شغلی برانگیزاننده
+
سابقه استخدام
–
سطح شغل
شکل۴-۲ :الگو جدید رفتار مدنی سازمانی ، وانداین و گراهام (۱۹۹۴)
همان طور که در این شکل مشاهده می شود وانداین وگراهام شش متغیر را بهعنوان پیشایندهای رفتار مدنی در نظر گرفتهاند که عبارتند از: نگرشهای شغلی مثبت، بدگمانی، ارزشهای محل کار، ویژگیهای شغلی برانگیزاننده، سابقه استخدام وسطح شغل میباشند . در این الگو مطرح شده که این متغیرها به شکل مستقیم بررفتار مدنی اثر نمیگذارند، بلکه این متغیرها بر یک متغیر میانجی با عنوان رابطه قراردادی دوطرفه اثر میگذارند واین رابطه قراردادی دوطرفه منجر به بروز رفتار مدنی سازمانی میگردد . وقتی که در محل کار نگرشهای مثبت شغلی وجود داشته باشد، بدگمانی در سازمان وجود نداشته باشد وکارکنان در سازمان دارای ارزشهای مشترک باشند وکار از ویژگیهای شغلی برانگیزاننده برخوردار باشد وهمچنین کارکنان به مدت زیادی در سازمان مشغول کار باشند ونسبتاً از سطح شغلی بالایی برخوردار باشند این عوامل بیانگر اهمیت سازمان به کارکنان است . در چنین شرایطی کارکنان نیز نسبت به سازمان متعهد میشوند و در نتیجه یک میثاق دو طرفه بین کارکنان وسازمان ایجاد می شود که باعث بروز رفتار مدنی سازمانی از سوی کارکنان میگردد .
در اینجا این متغیرهای پیشایند ونقش آن ها را درفتار مدنی سازمانی از دید وانداین وگراهام (۱۹۹۴) مورد بررسی قرار میدهیم .
۱- نگرشهای مثبت شغلی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بر طبق رویکرد اصل موضوعی، مجموعه ای از خواص به شکل قضایا بیان می شود. سپس این قضایا به منظور یافتن فرمول مناسب برای مقایسه به کار میروند. از طرف دیگر نظریات اقتصادی نشان داده است که یکسری روابط تابعی میان متغیرهای مختلف اقتصادی وجود دارد. بنابرین شاخص ها میباید درقالب چنان چارچوب هایی محاسبه و در نظر گرفته شوند. این ایده منجر به رویکرد تابعی در طراحی شاخص ها گردید. رویکرد تابعی وجود روابط درونی را برای تعریف شاخص های مختلف به منظور محاسبه تغییرات در ستاده ها و بهره وری مدنظر قرار میدهد. دی ورث از بنیانگذاران رویکرد تابعی میباشد، وی ضمن تبیین خواص نظری اقتصادی بسیاری از شاخص های رایج، ایده شاخص های دقیق[۲۰] و عالی[۲۱] را برای توصیف خواص نظری انواع شاخص ها معرفی نمود.


اما در رویکرد تصادفی به این سوال پاسخ داده می شود که عدد شاخص به دست آمده تا چه حدی معنیدار میباشد و یا به عبارت بهتر، درجه اعتبار آن چقدر است. ازآنجا که این رویکرد بیشتر در مورد جامعههای آماری بسیار بزرگ که همواره مشمول خطاهای نمونه گیری میباشند، به کار میرود، در واقع نوعی نگرش آماری به شاخص ها محسوب می شود که در برگیرنده تحلیلهای ریاضی آماری بسیار پیچیدهای است [۲].
واژه شاخص[۲۲] به معنای وسیله تشخیص است و عدد شاخص عددی است که به وسیله آن تغییرات ایجاد شده در یک پدیده را در فاصله دو زمان مختلف(یا دو مکان مختلف) بررسی میکنیم. بنابرین میتوان گفت، شاخص عددی است برای اندازه گیری و سنجش تغییرات عوامل مختلف در فواصل زمانی یا مکانی. همچنین شاخص را میتوان نماگری دانست که بیانگر روند عمومی پارمتر مورد نظر در میان گروهی از متغیرهای مورد بررسی است که تغییرات آن در مقایسه با یک سال پایه ( تاریخ مبدأ) در نظر گرفته می شود. معیار مقایسه تغییر مقدار عدد شاخص در هر زمان نسبت به سال پایه، عدد مبنا است. عدد مبنا به طور معمول ۱۰۰ در نظر گرفته می شود. در این صورت از تقسیم میزان شاخص در هر زمان بر عدد مذبور میتوان رشد پارامتر مورد نظر را در میان گروه متغیرهای مورد بررسی به دست آورد. البته باید توجه داشت که ارزش عددی شاخص، بار اطلاعاتی چندانی ندارد بلکه روند تغییر شاخص در یک دوره زمانی مشخص، می تواند بیانگر عملکرد آن در دوره مذکور باشد.
در واقع شاخص، مفهومی انتزاعی است که معمولا برای اندازه گیری تغییر در یک مجموعه متغیرهای مرتبط در طول زمان یا برای مقایسه سطوح کلی(عمومی) این متغیرها در بین کشورها یا نواحی مختلف به کار میرود. در اکثر رشته های علوم، شاخص ها مورد استفاده واقع میشوند، اما در علم اقتصاد جایگاه و اهمیت خاصی دارا هستند. شاخص ها ابزار سودمندی در اقتصاد میباشند، زیرا حرکات یا تغییرات متغیر مورد نظر را به سادهترین و راحتترین شیوه ممکن بیان میکنند. به عنوان مثال، شاخص قیمت مصرف کننده [۲۳]، که تغییرات قیمت مجموعه ای از کالاها و خدمات مصرف را نمایش میدهد، یکی از پر کاربردترین شاخص های اقتصادی در هر کشور محسوب می شود. از دیگر شاخص های مهم، میتوان به شاخص های مالی (همانند شاخص داوجونز و نیکی) در بازار سهام اشاره نمود.

به بیان دیگر شاخص بازار سهام یک معیار مفید و خلاصه شدهای از انتظارات جاری در مورد آینده سهام میباشد که به عنوان میزان الحراره حساسی، آثار پدیده های سیاسی، اقتصادی و غیره را منعکس ساخته و تغییرات ساختاری و بلند مدت در اقتصاد را منعکس می نماید. بنابرین اگر شاخص های بازار سهام به درستی طراحی شوند، درآن صورت میتوان از آن ها به عنوان معرف و نماگر پیشرو عملکرد اقتصادی کشور نام برد. امروزه اندازه و روند شاخص های قیمت سهام یکی از مهمترین عوامل تاثیرگذار بر تصمیمات سرمایه گذاران در بازارهای مالی محسوب می شود. با توجه به اینکه سرمایه گذاران با علائق و سلایق خاصی اقدام به سرمایه گذاری در بورسهای اوراق بهادار می نماید، لذا در اکثر بورسهای پیشرفته علاوه بر شاخص های کل، شاخص های معینی جهت نمایش رفتار بخش خاصی از بازار طراحی و محاسبه میگردند. در سطح بازارهای مالی محاسبه شاخص موارد استفاده و کاربرد زیادی دارند و در واقع شاخص ها، بیان کننده بازده کل بازار یا عناصر مشخصی از بازار در یک دوره معین بوده و میتوان از شاخص ها به عنوان مبنایی در جهت مقایسه عملکرد انواع پرتفوهای تشکیل شده در بازار استفاده نمود.
تعاریف شاخص
اصطلاح شاخص در ادبیات مالی، فوقالعاده زیاد به کار رفته اما ظاهراً به شیوه دقیقی تعریف نشده است. فرهنگهای لغات معمولا شاخص را به عنوان چیزی که نشان میدهد، مشخص می کند، نمودار یا نماینده است، وصف میکنند. ولی پر واضح است که اصطلاح در ادبیات مالی حاکی از معنای گستردهتری از مقداری است که با تغییرات خود، دگرگونیهای روی داده در طی زمان یا مکان را نشان میدهد، البته منظور آن دسته از دگرگونیهایی است که دامنه تغییرات آن ها بگونهای است که قابلیت اندازه گیری مستقیم به خودی خود یا مشاهده مستقیم را در عمل ندارند [۳]. در زیر تعاریف بعمل آمده از شاخص را جهت آشنایی بیشتر ذکر میکنیم:
-
- شاخص یک نماینده از کمیتهای همگن متعدد است که اندازه و جهت نوسانات را بر اساس یک عدد پایه و در یک زمان معین نشان میدهد [۴].
-
- شاخص را میتوان به عنوان یک توصیف آماری معرفی کرد که خلاصهای از تغییرات نسبی را در گروه های اصلی متغیرها ارائه میدهد. به بیان دیگر از شاخص برای مقایسه سطح متوسط نمودارها و برای تعیین تغییرات نمود مرکب بر اثر تغییرات هر یک نمودهای ساده تشکیلدهنده آن (بر حسب زمان ) استفاده می شود [۵].
-
- شاخص یک معیار آماری برای نمایش تغییرات در یک متغیر یا گروهی از متغیرهای مرتبط میباشد که با توجه به زمان، محل جغرافیایی یا سایر ویژگیها طراحی می شود [۶].
-
- شاخص از نظر لغوی به معنی وسیلهای جهت تشخیص و یا تمیز بین دو پدیده از یکدیگر میباشد، اما از نظر آماری، شاخص کمیتی است که به صورت نسبت، برای مقایسه بزرگی اندازه های مختلف یک یا چند متغییر به کار میرود و تغییرات نسبی اندازه صفتی را نسبت به یکی از اندازه های همان صفت به نام پایه نشان میدهد [۳].
-
- شاخص عبارت است از وسیله اندازه گیری، مقایسه و سنجش پدیدههایی که دارای ماهیت مشخص و لاقل یک خاصیت مشخصکننده هستند. این اعداد معمولا تغییرات را در طول زمان اندازه گیری مینمایند و آن ها را به صورت درصد بیان میکنند. به طور کلی اگر پدیده های مختلف اقتصادی و اجتماعی را با هم مقایسه نمود و تغییرات ایجاد شده را بررسی کرد، باید از شاخص ها بهره جست.
-
- شاخص کمیتی است که به عنوان نماینده کمیتهای همگن متعدد به کار میرود و می تواند جهت و میزان تغییر کمیتهای مورد نظر را در طول زمان نشان دهد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
پیشنهادات
۱- قانون تشدید مجازات اختلاس و ارتشاء و کلاهبرداری بیش از ۲۵ سال قدمت دارد و از این حیث نیازمند بازنگری میباشد.اولین تغییری که ضرورت آن احساس می شود در عنوان این قانون است که باید مطابق با ترتیب جرایم ذکر شده در این قانون، تغییر یابد.

۲- نکته دوم این که نصاب های تعیین شده در این قانون جهت تعیین ارزش مال مورد اختلاس، با نرخ تورم و ارزش پول در زمان حاضر تطابق ندارد و لازم است نصاب های مذکور در این قانون، متناسب با نرخ تورم ، تغییر یابد.
۳- نکته سوم به تعیین جزای نقدی معادل دو برابر مال مورد اختلاس مربوط می شود.به نظر میرسد با توجه رد مال مورد اختلاس و همچنین مجازات حبس تعیین شده در این خصوص برای مباشر جرم و انفصال از خدمت، امکان پرداخت جزای نقدی معادل دو برابر مال مورد اختلاس به هیچ عنوان وجود نداشته باشد.لذا تعیین چنین جزای نقدی، عملا به معنای ادامه حبس مختلس از باب عجز از پرداخت جزای نقدی خواهد بود.

-
- – دهخدا، علی اکبر، لغت نامه دهخدا ج۱، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ دوم، ص ۵۶٫ ↑
-
- – عمید ، حسن، فرهنگ فارسی عمید ،ج ۱ و ۲، امتشارات راه رشد،چاپ اول،تهران، ۱۳۸۹، ص ۸۳٫ ↑
-
- – ولیدی، محمدصالح، حقوق جزای اختصاصی ، ج۲، نشر خیام، ۱۳۷۷، ص۳۱۲ ↑
-
- – شامبیاتی، هوشنگ، جرایم علیه اموال و مالکیت، انتشارات فروزش، چاپ نهم، تهران، ص۱۳۳ ↑
-
- -آقایی، دکتر بهمن، فرهنگ حقوقی بهمن، انتشارات گنج دانش، چاپ اول،تهران،۱۳۷۸، ص۴۸۱و۴۸۲ ↑
-
- – رمضانی،احمد، بررسی فقهی و حقوقی اختلاس، دانشگاه مفید قم، ۱۳۷۹، ص۴۳ ↑
-
- -الجورانی، عبدالرحمن، جریمه الاختلاس الاموال العامه فی التشریع و القضاء العراقی، مطبعه الجاحظ، بغداد، ۱۹۹۰، ص ۲۹٫ ↑
-
- ۱- الجبعی العاملی (شهید ثانی)، زین الدین حسن، شرح المعه الدمشقیه ج۹ ، دار احیاء التراث العربی، مؤسسه التاریخ العربی، چاپ دوم، بیروت، ص۳۰۴ ↑
-
- ۲- الطباطبایی سید علی، ریاض المسائل ج۱۰، ناشر: مؤسسه آلالبیت(علیهمالسلام) لاحیاء التراث ، ص۲۱۹ ↑
-
- ۱- ابن ادریس، محمد بن احمد، السرائر ، مؤسسه النشر الاسلامی،چاپ دوم، قم، ۱۴۱۰ ه ق ، ص۵۱۲ ↑
-
- ۱- الجبعی العاملی (شهید ثانی)، پیشین، ص۳۰۴ ↑
-
- ۲- الطباطبایی سید علی، پیشین، ص۲۱۹۳– ابن ادریس حلی ، پیشین، ص۵۱۲ ↑
-
- – دهخدا، علی اکبر، مؤسسه لغت نامه دهخدا، مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، چاپ دوم از دوره جدید، ۱۳۷۷، ج ۳، ص۶۷۶۵٫ ↑
-
- – همان، ج ۵، ص ۶۷۶۵٫ ↑
-
- – معین، احمد، فرهنگ فارسی، امیرکبیر، چاپ نهم، ۱۳۷۵، ص ۱۰۸۹٫ ↑
-
- – جندی عبدالملک، الموسوعه الجنائیه، دار احیاء التراث العربی، ج ۱، ص ۴۳۴، ↑
-
- – عبدالقادر القهوجی ، محمد زکی ابوعامر، القانون الجنایی، القسم الخاص، الدار الجامعیه، ۱۹۸۸، صص ۸۸ و ۸۹ و ۹۰٫ ↑
-
- – الشاذلی، فتوح عبداللّه، الجرائم المضره بالمصلحه العامّه فی القانون العراقیه، الطبعه الاولی، الکتب الجامع الحدیث، ۱۹۹۱، صص ۳۶۳ و ۳۶۴ و ۳۶۵ ↑
-
- ابن ادریس، پیشین، ۱۰۹٫ ↑
-
- آقایی، دکتر بهمن، فرهنگ حقوق بهمن، پیشین، ص ۴۹۶٫ ↑
-
- علی آبادی، عبدالحسین ، حقوق جنائی ، جلد دوم، اتشارات بانک ملی، تهران، ۱۳۵۲، ص ۲۳۸٫ ↑
-
- – عدای، حسن سعید، الاخلال بواجبات الوظیفه العامه من صور الفساد الاداری، مجلهالدراساتالاستراتیجیه، کانونالاول٢٠٠۶م،ص ۱۲٫ ↑
-
- صانعی، پرویز، حقوق جزای عمومی ، جلد دوم، چاپ ششم، گنج دانش، ۱۳۷۴، ص ۲۵۳٫ ↑
-
- – نوربها، رضا، حقوق جزای عمومی، نشردادآفرین،چاپ دوم، تهران، ۱۳۸۴، ص ۸۹٫ ↑
-
- – همان، ص ۹۰٫ ↑
-
- – نجفی ابرند آبادی، علی حسین، بادامچی، حسین، تاریخ حقوق کیفری بین النهرین، انتشارات سمت، چاپ اول، تهران، ۱۳۸۳، ص ۵۳٫ ↑
-
- – نجفی، محمدحسنبن باقر،جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام،جلد ۴۱، دار الکتب الإسلامیه، تهران، ۱۳۶۸٫ص ۵۰۳٫ ↑
-
- – اردبیلی، محمد علی، جلد اول، نشر میزان، چاپ پنجم، ص ۱۳۸۲، ص ۱۲۶٫ ↑
-
- ۱ـ میر محمد صادقی، حسین : پیشین ، صص ۴۷ و ۴۸ ↑
-
- نجفی ابرندآبادی، علی حسین، بادامچی، حسین، تاریخ حقوق کیفری بین النهرین انتشارات سمت، چاپ اول، تهران، ۱۳۸۳، ص ۹۷٫ ↑
-
- – باهری، محمد: حقوق جزای عمومی، تهران: انتشارات رهام، چاپ اول، ۱۳۸۱، ص۱۵۶ـ ۱۵۵ ↑
-
- – صانعی، پرویز: حقوق جزای عمومی، ج۱، تهران: انتشارات گنج دانش، چاپ ششم، ۱۳۷۴، ص۲۵۳ ↑
-
- – نوربها، رضا: زمینه حقوق جزای عمومی، تهران: انتشارات دادآفرین، چاپ هشتم، ۱۳۸۲، ص۱۸۲٫ ↑
-
- – شامبیاتی، هوشنگ: پیشین، ص ۱۳۳٫ ↑
-
- -میرمحمد صادقی، حسین، جرایم علیه اموال و مالکیت، نشر میزان، چاپ دوم، ۱۳۷۶، ص ۱۶۰٫ ↑
-
- – شامبیاتی، هوشنگ، پیشین، صص ۱۳۳،۱۳۴،۱۳۵٫ ↑
-
- – احمد امین، پیشین، ص ۸۰٫ ↑
-
- – رمسیس بهنام، الجرایم المضره بالمصلحه العمومیه، منشأه المعارف، بغداد،۱۹۹۶، ص ۶۸٫ ↑
-
- – امامی، حسن، حقوق مدنی، جلد اول، انتشارات اسلامیه،چاپ ۲۳، ۱۳۸۲،ص ۲۶٫ ↑
-
- – جندی عبد الملک: الموسوعه الجنائیه، ج ۱، الطبعه الثانیه، دار العلم للجمیع ،بغداد، ص ۴۳۴٫ ↑
-
- – امامی، حسن، حقوق مدنی، پیشین، ص ۲۹٫ ↑
-
- – عبدالرحمن الجورانی،جریمهاختلاس الاموال العامهفی التشریع والقضاءالعراقی، دراسه مقارنه،بغداد،١٩٧۵،ص۶٧. ↑
-
- – امامی، حسن، پیشین، ص ۲۹٫ ↑
-
- ۱- منصور آبادی، عباس،بررسی تطبیقی خیانت در امانت و اختلاس ، مجله علوم اجتماعی و وانسانی دانشگاه شیراز، شماره ۳۳، ۱۳۸۰،ص ۲۲٫ ↑
-
- – یزدانی نجف آبادی، فائزه، مطالعه تطبیقی تعدیات مأموران دولت نسبت به دولت در حقوق ایران و فرانسه ، دانشگاه تهران، دانشکده حقوق و علومسیاسی، سال ۱۳۵۴ ـ ۱۳۵۳، ص ۵۵٫ ↑
-
- – کشاورز، بهمن، مجموعه محشای قانون تعزیرات ،گنج دانش، چاپ اوّل، ۱۳۷۵، ص ۱۵۱٫ ↑
-
- – الجورانی، عبدالرحمن، پیشین، ص ۱۷۵٫ ↑
-
- – الشاذلی، فتوح عبداللّه، پیشین، ص ۳۳۳٫ ↑
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
(۴-۱) تعریف مفاهیم
(۱-۴-۱) بیوفیدبک
تعریف نظری: بیوفیدبک دستگاهی است که عملکرد نوروماسکولار واحدهای حرکتی را نمایش میدهد و بواسطه آن فرد کنترل ارادی روی فعالسازی انتخابی از یک واحد حرکتی به دست می آورد که اساسی برای آموزش حرکتی است و باعث فعالسازی پیشرونده و مهار مجموعه واحدهای حرکتی بزرگتر میگردد [۱۰].


تعریف عملیاتی: دستگاه بیوفیدبک مورد استفاده در این پژوهش یک دستگاه پروکامپ۵، پنج کاناله است. این دستگاه دارای دو فیبر نوری و یک الکترود خنثی است که مجموعا به یک کامپیوتر اتصال دارد.
(۲-۴-۱) سکته مغزی
تعریف نظری: بیماری سکته مغزی مجموعه ای از علائم کلینیکی است مربوط به عملکرد ناحیه ای یا کلی مغز که به طور ناگهانی ایجاد شده و بیش از ۲۴ ساعت تداوم مییابد، هیچ علت واضحی جز منشا عروقی ندارد [۱, ۱۶].
تعریف عملیاتی: این بیماری که اختلالات حرکتی مختلفی از جمله فلج اندام فوقانی و تحتانی ایجاد میکند، نیازمند درمانهای متفاوت از جمله توانبخشی است.
(۳-۴-۱) دامنه حرکتی مفاصل دست
تعریف نظری: میزان حرکت قابل انجام در مفصل به عبارتی قوس حرکتی مفصل که در صفحه خاص حرکتی صورت میگیرد.
تعریف عملیاتی: در این پژوهش عبارت است از میزان حرکتی که در مفصل وجود دارد، به وسیله ابزار گونیامتر ارزیابی میگردد و بر حسب درجه محاسبه می شود. گونیامتر مورد استفاده در این پژوهش با جنس استیل و با نام تجاری Toff میباشد.
(۴-۴-۱) وضعیت شناختی
تعریف توصیفی: مجموعه ای از جریان های فکری پیچیده که از طریق آن، فرد محیط خود را شناخته و در آن عمل کرده و از تجربیات گذشته بهره میگیرد و ایده های نو برای بقای خویش خلق میکند. ( کوکرول و همکاران،۱۹۸۸)[۱۶] [۱۷]
تعریف عملیاتی: وضعیت شناختی در این پژوهش عبارت است از کسب امتیاز توسط فرد بیمار در آزمونMMSE که یکی از معیارهای ورود میباشد.
(۵-۴-۱) عملکرد روزمره زندگی
تعریف توصیفی: تکالیف معمول عملکردی هستند که در حیطه زندگی روزمره قرار دارند و شامل مراقبت از خود، اداره منزل، ارتباطات، مراقبت شخصی و تردد در جامعه میباشد. طبق چک لیست استاندارد بارتل ۱۰ فعالیت روزانه شامل (غذا خوردن، حمام کردن، لباس پوشیدن و…) ارزیابی میگردد [۱۸].
تعریف عملیاتی: در این پژوهش عبارت است از کسب نمره ای که فرد از آزمون بارتل[۱۷] میگیرد. ارزیابی وضعیت عملکردی واستقلال فرد در دامنه ۰ تا۱۰۰ با بهره گرفتن از پرسشنامه بارتل که یک ابزار مؤثر و کارآمد در ارزیابی میزان استقلال یا وابستگی فرد در انجام دادن فعالیت های روزمره زندگی میباشد.
(۶-۴-۱) میزان تون عضلانی (اسپاستی سیتی)
تعریف توصیفی: اسپاستی سیتی جزء سندرم نورون عصب مرکزی[۱۸] است که پروسه توانبخشی بسیاری از بیماران سکته مغزی را تشکیل میدهد. بعبارت دیگر افزایش شدت مقاومت در برابر حرکت در اثر افزایش پسیو طول عضله است که به دلیل برداشتن مهار قسمت های فوقانی نخاع از روی نخاع در طول استرچ هر دو گروه عضلات فازیک و تونیک صورت میگیرد [۱۸]. برای ارزیابی شدت اسپاستیسیتی از آزمون آشورث اصلاح شده[۱۹] استفاده میگردد. آشورث این معیار را برای درجه بندی میزان اسپاستی سیتی بیماران مالتیپل اسکلروزیس به کار برد [۱۹]. سپس اسمیت و بوهانون آن را اصلاح کرده و روایی و پایایی آن را بررسی کردند [۲۰].معیار آشورث در همه گروههای عضلانی ارزیابی شده [۲۱, ۲۲] و در ایران نیز روایی و پایایی این تست بررسی شده است [۲۳].
تعریف عملیاتی: در این پژوهش عبارت است از نمره ای که بر اساس آزمون آشورث اصلاح شده به میزان سفتی عضلات فلکسور مچ داده می شود.
(۵-۱)اهداف کلی
(۱-۵-۱) هدف کلی:
ارزیابی کارآمدی بیوفیدبک تراپی بر روی عملکرد دست بیماران سکته مغزی بزرگسال
(۲-۵-۱) اهداف اختصاصی
-
- بررسی تاثیر بیوفیدبک تراپی بر اسپاستی سیتی بیماران سکته مغزی بزرگسال
-
- بررسی تاثیر بیوفیدبک تراپی بر روی حرکت اکستنسیون آرنج، مچ دست و بند اول[۲۰] انگشتان دست بیماران سکته مغزی بزرگسال
- بررسی تاثیر بیوفیدبک تراپی بر فعالیت های روزانه زندگی بیماران سکته مغزی بزرگسال
(۳-۵-۱) اهداف کاربردی:
معرفی یک روش مکمل در کنار مداخلات کاردرمانی با هدف افزایش کیفیت زندگی افراد دچار سکته مغزی و خانواده های آن ها
(۶-۱) سوالات و فرضیهها
-
- آیا استفاده از مدالیته بیوفیدبک روی اسپاستی سیتی اندام فوقانی تاثیر دارد یا خیر؟
-
- آیا استفاده از مدالیته بیوفیدبک میتواند روی افزایش دامنه حرکتی مفصل آرنج تاثیر داشته باشد؟
-
- آیا استفاده از مدالیته بیوفیدبک میتواند روی افزایش دامنه حرکتی مفصل مچ تاثیر داشته باشد؟
-
- آیا استفاده از مدالیته بیوفیدبک میتواند روی افزایش دامنه حرکتی مفصل انگشتان (متاکارپوفالنجیال) تاثیر داشته باشد؟
- آیا استفاده از مدالیته بیوفیدبک بر فعالیت های روزانه زندگی فرد تاثیر خواهد داشت؟
فصل دوم
فصل دوم
(۱-۲) مقدمه
در این فصل اطلاعات نظری مربوط به سکته مغزی، مشکلات حرکتی پس از سکته مغزی، وضعیت عملکردی روزانه و کیفیت زندگی و تکنیک های مورد استفاده در توانبخشی و کاردرمانی توضیح داده می شود، همچنین معرفی تکنیک درمانی الکترومیوگرافی بیوفیدبک و سپس خلاصه ای از تحقیقات انجام شده در رابطه با استفاده ازالکترومیوگرافی بیوفیدبک به تفضیل بیان خواهد شد.
(۲-۲) سکته مغزی
آسیب های عروقی مغز شایعترین بیماری های ناتوان کننده دستگاه عصبی میباشند. سکته مغزی زمانی اتفاق می افتد که جریان خون مغز دچار اختلال شود و قسمتی از بافت مغز به دلیل کاهش اکسیژن از بین برود. علت این امر میتواند انسداد یا خونریزی عروق خونی باشد. مرگ نورون ها بواسطه از دست دادن اکسیژن از طریق فرآیندهای پیچیده ای صورت میگیرد؛ افزایش میزان سمیت واسطه های شیمیایی، رهایی بیش از حد گلوتامات از نورون های آسیب دیده، افزایش میزان کلسیم داخل سلولی و افزایش فعالیت آنزیم های وابسته به کلسیم میباشد [۲۴].
-
- کاهش اکسیژن با ایجاد رادیکال آزاد نیز باعث مرگ نورون ها می شود، مرگ سلولی که به صورت ژنتیکی برنامه ریزی شده آپوپتوز نامیده می شود.
-
- علیرغم افزایش درک پایه ای ازفرایندهای زیستی شیمیایی مرگ نورون، بهترین درمان برای سکته مغزی تامین جریان خون مغز قبل از تشکیل لخته و آمبولی، با بهره گرفتن از داروهای ضد انعقاد خون مثل آسپرین، هپارین و وارفارین است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در کشور ایران نیز علیرغم آنکه از زمان محمدبن زکریای رازی و بعد، ابوعلی سینا به بیماران روانی (دیوانگان آن زمان) توجه داشته و برای آن ها از دستورات مختلف داروئی و روش های گوناگونی همچون تلقین استفاده میکردند، ولی به طور رسمی در سال ۱۳۳۶ برنامه های روانشناسی و بهداشت روان از رادیوی ایران آغاز شد و در سال ۱۳۳۸ اداره بهداشت روانی در اداره کلّ بهداشت وزارت بهداری وقت، تشکیل گردید. اگرچه از سال ۱۳۱۹ تدریس بیماری های روانپزشکی دانشگاه تهران آغاز شده بود با قبول استراتژی P.H.C توسط جمهوری اسلامی ایران و ایجاد شبکه های بهداشتی درمانی، در کشور، موضوع بهداشت روان به منزله جزء نهم خدمات اوّلیه بهداشتی پذیرفته شد و در حال حاضر نیز از موضوعات بسیار ضروری در کشور، مورد توجه قرار دارد.


یکی از محورهای ارزیابی سلامت جوامع مختلف ،بهداشت روانی آن جامعه است.سلامت روانی ،نقش مهمی در تضمین پویایی و کارآمدی هر جامعه ایفا میکند و از آن جایی که دانشجویان از اقشار برگزیده جامعه و از سازندگان فردای هر کشور میباشند بنابرین سلامت روانی آنان از اهمیت ویژه ای در یادگیری و افزایش آگاهی علمی برخوردار است(دادخواه ۱۳۸۵). از ضروریات اساسی زندگی دانشجویی که توجه به آن در رشد و توسعه جامعه اثر مستقیمی دارد و پرداختن به آن شرط اساسی در بهره وری بهینه از نیروهای کارآمد و تحصیل کرده میباشد ،بهداشت روانی دانشجویان است.دوران دانشجویی به دلایلی از جمله میل به تفریحات متعدد اجتماعی در مقابل تمایل به درس خواندن ،احتیاج به پیشرفت در دروس در برابر احساس بی کفایتی ،ترس از ابراز شخصیت در برابر میل به خودنمایی ،میل به ازدواج در برابر موانع ،ارتباط با جنس مخالف ،تنفر از دیگران در برابر ناتوانی در بروز احساسات خود و مشکلات اقتصادی که مانع رسیدن به هدف ها ی هنریاست ؛دوره خاصی از زندگی تلقی می شود(ادهم ،سالم صافی،امیری ،دادخواه ،علی محمدی،مظفری،ستاری و رادیشان،۱۳۸۷).
سازمان بهداشت جهانی در سال ۱۹۴۸ ابعاد سه گانه سلامتی ،یعنی رفاه کامل جسمی ،روانی و اجنماعی را مطرح کردهاست .که هر سه بعد لازم و ملزوم و مکمل یکدیگرند. به خاطر اهمیت مسئله ،بهداشت جهانی سال ۲۰۰۱ را به عنوان سال بهداشت روانی اختصاص داده است. و در این سال تمام ملل جهان این وظیفه را به عهده داشتند که سطح بهداشت روان خود ،خانواده و جامعه شان را ارتقا دهند(شاه محمدی ،۱۳۷۹).از سوی دیگر تلویحاَّ چنین معلوم است که سلامت روانی را می توان عکس بیماری عکس بیماری روانی تعریف نمود.با چنین فرضی فقدان پسیکولوژی معادل رفتار بهنجار شمرده می شد.اخیراً تردیدهایی در مورد مفید بودن این فرض ابراز شده و ارائه مفاهیم و تعاریف دقیق تری برای سلامت روانی و بهنجاری اهمیت فزاینده ای یافته است .روان پزشکان با بیرون آمدن از مطب ها و ورود به اجتماع با گروه هایی از جمعیت مواجه شده اند که قبلا آن را ندیده بودند(سادوک ،۱۹۸۸).در همین رابطه بررسی بهداشت روانی دانشجویان به عنوان آینده سازان این مملکت از جایگاه والایی برخوردار است چرا که با ارتقای بهداشت روانی دانشجویان می توان انتظار داشت که در عرصه های علم و ادب گام های مؤثری بردارند .
سلامت جسم و روان تواما یکی از اساسی ترین نیازهای بشر میباشد.همان طور که سلامت جسمی برای انسان لازم است و باعث تداوم زندگی شخص می شود ،سلامت روان نیز یکی از نیازهای حیاتی انسان میباشد .اگر عقل سالم در بدن سالم است ،اگر تن آدمی به خستگی نااستوار میگردد و کسالت نصیب انسان میسازد ،روان آدمی نیز اوقات بسیاری در برابرمصائب ،ناروایی ها،نابهنجاریهای اجتماعی ،خستگی های ناشی از زندگی ماشینی شتاب زده ،تبعیض ها ،بهتان ها و…پریشان میگردد.انسان همچون طفلی ناآرام به دنبال آن می گرددتاخسته و روح پریشان خویش را به آرامش برساند(مقیمی ،۱۳۸۲)
یکی از هدفهای پیگیر روانشناسی نیز بررسی ماهیت رفتار انسان است .به طور کلی هر موجود زنده ای جز از راه شناخت رفتار در موقعیتهای مختلف شناخته نمی شود .چون آدمی مخلوق انگیز ها ،کششها و احساس های هوشیار و همچنین استعدادها و امکانات فطری خویش است .بنابرین رفتار انسان هنگامی بهنجار است که موازنه یا تعادلی میان این عوامل برقرارگردد.در واقع تن و روان چنان با هم ارتباط نزدیک دارند که هر دگرگونی در یک ،موجب دگرگونی در دیگری می شود.از سوئی ،وقتی شخصی گرفتار بیماری مزمن است ممکن است چنان بر اعصاب و عوامل انگیزشی او فشار و تنش وارد گردد که رفتار و کردارش به وضع نابهنجار درآید ،و نشانه های بیماری روانی مانند نوروز و پسیکوز در او نمایان گردد؛از سوی دیگر اختلال و بیماری روانی ممکن است چنان تاثیر نامطلوبی در تن به وجود آورد که دستگاهها و اعضاء دیگر تن نتواند وظائف خود را به خوبی انجام دهند و در نتیجه عوارض و اختلال های بدنی پدید آید .اکثر ناسازگاهری های فکری ،عاطفی و اجتماعی براثر همین ناراحتی های بدنی روانی به گونه ای متقابل ایجاد میگردد.بهداشت روانی تنها به درمان محدود نمی شود،بلکه وظیفه اصلی آن پیشگیری از بروز بیماری های روانی است و تا زمینههای ایجاد این بیماری ها روشن نگردد نمی توان به اهمیت بهداشت روانی پی برد(اطیایی،۱۳۸۱).
کوریسنی (۲۰۰۲)بهزیستی را در حالت تهی از خوب بودن که شامل شادمانی ،عزت نفس و رضایت زندگی است تعریف کردهاست ،او معتقد است که سلامت روان حالتی از ذهن است که به وسیله بهزیستی هیجانی،رهایی نسبی از اضطراب ونشانه های ناتوان کننده و ظرفیتی برای ساختن روابط سازنده و انطباق با درخواست های معمول و استرس های زندگی مشخص می شود.
کریتس(۲۰۰۰)سلامت روانی را در حالت کامل بهزیستی جسمانی ،روانی و اجتماعی میداند و صرفا فقدان بیماری یا معلولیت (ناتوانی)سلامت نیست ،سلامت کامل و حقیقی شامل پیشگیری از نابهنجاری و بیماری و نیز ارتقاء سلامت مثبت است.
هدف بهداشت روانی این است تا با جلوگیری و پیش گیری از عدم تعادل های روانی و اضطراب یک حیات پرآرامش و سراسر موازنه برای افراد به وجود بیاورد.یکی از نکاتی که برای بهداشت روان بسیار مفید میباشد،این است که شخص به محدودیت ها و جایز الخطا بودن انسان معتقد باشد و گمان نکند که همه اغراد می توانندمانند معصومین و مردمان انگشت شماری که از لحاظ تکامل روحی و تهذیب اخلاقی در میان بشریت برجسته هستند ،باشند.زیرا کسی که چنین بیندیشد چون در خویشتن کاستی و زبونی بسیار به خود خواهد پیچید و چون خود را کامل نخواهد یافت بسیاری عوارض وخیم در وی پدید خواهد آمد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
گفتار دهم: شرط های غیر معتبر بر معاهدات حقوق بشری
اسناد بینالمللی حقوق بشر همگی در یک نقطه که همانا احترام و تضمین حقوق بنیادین، کرامت و ارزش ذاتی انسان است مشترک هستند. بنابرین، می توان ادعا کرد هر گونه شرط یا اعلامیه تفسیری که در نهایت این هدف محوری اسناد بینالمللی حقوق بشر را نادیده بگیرد شرط غیر معتبری تلقی می شود و فاقد وجاهت است، خواه مورد اعتراض کشور های دیگر قرار گیرد یا نه، اصولاً هر کشوری که به سندی ملحق می شود منکر لزوم احترام به کرامت انسانی نمی شود. سخن در این است که تفسیر کرامت انسانی و تجلی آن در سند مربوطه چگونه در نظر گرفته شده است. از همین رو داشتن ملاک های دقیق تر و اصول شفاف تری در این زمینه ضروری به نظر میرسد، به علاوه، معاهدات بینالمللی به گونه ای هستند که در عمل ممکن است کشور ها با شرط هایی مبهم و تفسیر بردار به آن ها بپیوندند. شرط هایی که نتوان عملاً ادعا کرد که تعهد آن کشور مذبور نسبت به معاهده را را تحت تاثیر خود قرار دهد. تا جائی که نتوان عملاً ادعا کرد که تعهد آن کشور در واقع با توجه به شرط وارد شده چه خواهد بود، اگر چه ممکن است شرط مذبور به صورت صریحی با اهداف محوری سند مذبور در تعارض نبوده و سند مذبور به صراحت چنان شرطی را منع و یا شرایط خاصی را تجویز نکرده باشد. بنابرین ممکن است در بادی امر شرط ایرادی آن کشور به ظاهر در توافق با اصول حاکم در این زمینه باشد، لیکن آیا شرط مبهم و تفسیر برداری که در معرض تفسیر های گوناگون بوده میتواند ارزیابی کرد که آیا این شرط با اهداف سند مذبور در توافق است یا نه ؟ و دیگر کشور های عضو چگونه میتوانند نسبت به آن واکنش نشان دهند ؟


نمونه ای از اینگونه شرط ها را می توان در شرط هایی یافت که برخی کشور ها به کنوانسیون رفع تبعیض بر علیه زنان وارد کردهاند. برای مثال، کشور مصر در شرطی که هنگام الحاق به کنوانسیون فوق وارده نموده اعلام داشته است که مفاد کنوانسیون را در صورتی رعایت خواهد کرد که تعارض یا شریعت نداشته باشد، قید عدم تعارض یا شریعت قیدی است کلی و تفسیر دار، چرا که شریعت در مکتبها و مذاهب مختلف احکام مختلفی را شامل می شود. اصولاً ارزیابی چنین شرط کلی و تفسیر برداری بر مبنای اصول و مقررات کنوانسیون کار دشوار و حتی در عرصه حقوق بین الملل نا ممکن است.
مهمترین نکته در زمینه ایراد شرط بر اسناد حقوق بشری به نظر میرسد موضوعی است که کمیته حقوق بشر در نظریه تفسیری خود پیرامون مسئله شرط بر میثاق بینالمللی حقوق مدنی، سیاسی را مد نظر داشته لیکن ملاک مطرح شده توسط آن کمیته به نظر میرسد اختصاص به سند مذبور نداشته، بلکه قابل اعمال در تمام اسناد حقوق بشری خواهد بود. بر اساس تفسیر این کمیته، گرچه میثاق حقوق مدنی و سیاسی گونه ها و انواعی از شرط ها را منع نکرده و گونه هایی را نیز تجویز ننموده است، این بدان معنی نیست که هر گونه شرطی را بتوان به میثاق وارد کرد. شرط هایی که هنجار های غیر قابل تغییر و لازم الاطاعه میثاق را نادیده می گیرند با اهداف و مقاصد میثاق ناسازگارند. به رغم آن که در معاهدات عادی بینالمللی کشور ها میتوانند در بین خود پاره ای از قواعد و اصول عمومی بین الملل را با ایراد شرط نادیده بگیرند، این امر در معاهدات حقوق بشری امکان پذیر نیست، چرا که معاهدات حقوق بشری در حقیقت به منظور حفظ منافع و حمایت از افراد درون صلاحیت کشور ها است و کشورها نمی توانند حقوق و آزادی های بنیادینی که حقوق بینالمللی بر مبنای هنجار های تخطی ناپذیر و از این نقطه نظر قطعی و مطلق پیشبینی نموده است با وارد کردن شرط بر معاهدات حقوق بشری نادیده بگیرند.
در حقیقت کشورها در قلمرو معاهدات حقوق بشری نمی توانند با وارد کردن شرط از زیر بار تعهداتی که به صورت عرف بینالمللی درآمده اند شانه خالی کنند و اگر چنین کنند شرط ایرادی فاقد وجاهت و غیرمعتبر است. براین اساس، از دیدگاه کمیته ، مقررات و هنجارهایی که حقوق عرفی بینالمللی را نمایندگی میکنند نمی توانند موضوع شرایط های معتبر قرار گیرند. نکته فوق العاده حائز اهمیت که تفسیر کمیته را از قلمرو میثاق به سایر اسناد بینالمللی حقوق بشر سرایت می دهدارائه فهرستی از حقوق و آزادیهای بنیادی است که از نقطه نظر کمیته به عنوان یکی از مهمترین مراجع صلاحیت دار در تبیین و اعلام هنجار های عرفی حقوق بین الملل بشر در حال حاضر به صورت هنجار های عرفی بینالمللی درآمده اند. بر مبنای تفسیر کمیته، کشور ها نمی توانند نسبت به حقوق و آزادیهای ذیل که نمایانگر هنجار های عرفی حقوق بین الملل بشر هستند ایراد شرط کنند:
-منع برده داری.
-منع شکنجه.
– منع رفتار و مجازات غیر انسانی و یا بی رحمانه وترذیلی.
– سلب خود سرانه حیات افراد.
– زندان و بازداشت خود سرانه افراد.
– جلوگیری از آزادی اندیشه ، عقیده و مذهب.
– اصل برائت.
– منع اعدام زنان باردار و کودکان.
– تجویز و حمایت از نفرت مذهبی، ملی و نژادی.
– انکار حق ازدواج افرادی که به سن ازدواج رسیده اند.
-انکار حق اقلیت ها برای بهره مندی از فرهنگ خود و یا عمل بر طبق مذهب خود و یا بهره گیری از زبان خود.
– و در مواردی که به برخی از بند های مواد ۱۴ میثاق بتوان ایراد شرط کرد، چنین شرطی نمی تواند به صورت عمومی حق افراد نسبت به محاکمه عادلانه را شامل شود[۶۸].
کمیته مذبور با توجه به ملاک انطباق شرط با اهداف و مقاصد به این نتیجه رسید که ایراد شرط بر ماده دوم میثاق که اصل عدم تبعیض را مقرر میدارد نمی تواند مورد قبول باشد، همچنین ایراد شرط نسبت به ماده ۱ که در حقیقت حق تعیین سرنوشت سیاسی را برای مردم پیشبینی نموده و همچنین حق آن ها را تعقیب و توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را مقرر داشته است قابل قبول نیست.
فصل دوم :
میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی
گفتار اول:کلیات و فرایند تدوین میثاق حقوق مدنی و سیاسی
میتوان گفت که نظام جدید بین المللی حقوق بشری پدیدهای بعد از جنگ جهانی دوم است. نقض حقوق انسانها در دوران جنگ جمعی را بر این باور قرار داد که اگر یک نظام مؤثر حمایت از حقوق بشر در جامعه ملل وجود داشت، ممکن بود اینگونه نقض حقوق انسانی و احتمالاً خود جنگ رخ ندهد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در نتیجه، بر اساس آموزههای دینی، نخستین گام برای مبارزه با فساد اداری و دیگر بیماریهای اجتماعی مدرن، تزریق جهانبینی صحیح در جامعه است؛ همچنین عمل به اصول اسلامی به طور کامل، برای هدایت انسان به سمت صلح و شکوفایی حقیقی باید تشویق شود. پاسخگویی و مسئولیتپذیریای که از درون انسان بجوشد، مؤثرتر و ماندگارتر از پاسخگویی است که از نظارت بیرونی ناشی میشود.


ایمان و پایبندی به آموزههای اسلامی، عامل بسیار مهمی در ایجاد خودکنترلی در انسان است. هرچه ایمان به حقایق دینی و باورهای اسلامی قوی باشد، پایبندی به نظام ارزشی ـ که مراقبت درونی جزئی از آن است ـ نیز بیشتر، و در نتیجه خودکنترلی، شدیدتر میگردد. (خدمتی و دیگران، ۱۳۸۱، ص ۸۴).
ب- کنترل و نظارت اجتماعی (بیرونی)
شکی نیست که ایجاد پاسخگویی و مسئولیتپذیری درونی که از جهانبینی اسلامی ناشی میشود، بهترین شیوه برای مبارزه با مفاسد در جوامع مدرن است. نهادینهسازی سیستم ارزشی در جوامع امروزی، فرایندی بلندمدت است؛ بنابرین، مسئولیتپذیری درونی باید با مسئولیتپذیری بیرونی مبتنی بر کنترل و نظارت سیستمی تکمیل شود تا افراد را از رفتاری غیرعادلانه با یکدیگر بازدارد.
از دیدگاه اسلامی، انسان موجودی اجتماعی است و بسیاری از عوامل رشد و تکامل یا عقبماندگی و سقوط وی، در روابط اجتماعیاش با دیگران قرار دارد؛ ازاینرو، حساسیت به این روابط، و تلاش در جهت سالمسازی جامعه، از وظایف اصلی انسانهاست. از اینروست که آیات و روایات بسیاری، از جهات متعدد و متنوعی، بر این وظیفه اجتماعی، دینی و سیاسی تأکید نموده و ابعاد مختلف آن را گوشزد کردهاند. علت برتری امت اسلامی بر امتهای دیگر، عمل به همین فریضه دانسته شده است: امر به معروف را بهمنزله یک سازوکار نظارت اجتماعی، میتوان چهار گونه دستهبندی کرد:
۱٫ نظارت مسئولان بر مردم؛ ۲٫ نظارت مردم بر مسئولان؛ ۳٫ نظارت مردم بر مردم؛ ۴٫ نظارت مسئولان بر مسئولان.
در جوامع امروزی برای هریک از انواع نظارت بیرونی، سازوکارهایی وجود دارد. نظارت مسئولان بر مردم، خود را از طریق قوانین و مقررات نشان میدهد. نظارت مردم بر مسئولان، بیشتر از طریق مطبوعات و رسانه ها قابل پیگیری است.
در انجام وظیفه امر به معروف نسبتبه مسئولان، میتوان گفت که در حکومت و نظام اسلامی، مردم دو نقش و وظیفه اساسی دارند: یکی مشورت دادن به مسئولان در تصمیمگیرى است که دلیل آن، این آیات قرآن کریم است: «وَ شاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ» و «أَمْرُهُمْ شُورى بَیْنَهُمْ»؛ نقش دوم جامعه در امور حکومتى نسبتبه مسئولان نظام اسلامى، مراقبت، پاسدارى و نگهبانى از اجراى قوانین است.مردم موظفاند که هرجا خللى در اجراى قانون ببینند، تذکر دهند و اگر مفید واقع نشد، اعتراض کنند. این وظیفه، امر به معروف و نهى از منکر است که خداوند در قرآن صریحاً به آن امر مىکند [۳۴].
ج- سلامت کارگزاران نظام اداری و حکومتی:
هر نظام اداری و حکومتی برای اینکه بتواند امور جامعه خود را بهدرستی اصلاح کند، باید از کارگزاران شایسته و متعهد بهره گیرد. در میان همه حکومتها، تاکنون هیچ حکومتی، مانند حکومت امیرالمؤمنین علی(ع) درخصوص امور کارگزاران خود حساسیت و دقت به خرج نداده است. این واقعیت را میتوان از نامهها و خطبههای گوناگون حضرت به کارگزاران و والیان حکومتی در ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی و دینی جستوجو کرد. در همه نامهها و عهدنامههای حضرت به کارگزاران، مسئله رعایت تقوا و ترس از خدا و توجه به آخرت دیده میشود.
در اندیشه سیاسی اسلام، کسانی که از امکانات و اموال و اختیارات حکومتی بهرهمند میشوند، باید صفات و ویژگیهایی داشته باشند تا بتوانند وظیفه خود را بهدرستی انجام دهند؛ در غیر این صورت، باعث تباهی امور میشوند. علی(ع) هیچگاه در عزل و نصبهای خود، مسئله رفاقت و خویشاوندی را مدنظر قرار نمیداد و روش سیاستمداران دنیاپرست را که تنها در راستای بقای حکومت خود عمل میکردند، نداشت؛ بلکه تنها به رضای خدا میاندیشید و مصلحت مردم را در نظر میگرفت. در اندیشه سیاسی حضرت، هیچ خطری برای جامعه اسلامی بیشتر از خطر بر سر کار آمدن افراد فاقد اهلیت و کمصلاحیت نیست.
حضرت مرتباً مردم را به مسئله کارگزاران توجه میدادند و میفرمودند که مبادا زمامداران بیاهلیت بر سر کار آیند و جامعه و مردمان را به تباهی کشانند؛ چراکه اگر حساسیت مردم به چگونگی رفتار کارگزاران از بین رود، آنگاه افراد بیلیاقت و فاقد صلاحیت در مراتب زمامداری قرار میگیرند و جامعه را به تباهی میکشانند (مجلسی، ۱۴۰۲ق، ج ۶۹، ص ۱۷۶).
نتیجه آنکه اگر در نظام اداری و حکومتی از افراد سالم و متعهد استفاده شود، و از طرفی نظارت مستمر برای تداوم حسن سلوک و تعامل مطلوب با مردم نیز حاکم باشد، یقیناً میتوان به اقامه عدل و قسط در جامعه امیدوار بود. بدیهی است تنها در این صورت است که میتوان امیدوار بود مردم به نظام حکومتی جامعه اقبال کنند و در رفع فساد و تخلف، با کارگزاران همکاری و همگامی نمایند.
د-. مبارزه با انحصارگراییها و انحصارطلبیها:
چنانکه گفته شد، در بخش عوامل فساد مربوط به حاکمان و قدرتمندان، انحصارطلبی و در قبضه گرفتن قدرت و اقتدار سیاسی و اداری، یکی از عوامل اصلی و گلوگاهی فساد اداری است. ازآنجاکه انحصارگرایی و انحصارطلبی دارای آثار سوء اجتماعی بسیاری است و نقشی برجسته در فساد و سقوط حکومت و نظام اداری دارد، در ادبیات دینی توجه خاصی به آن شده و احادیث فراوانی به جریانشناسی شکلگیری، آثار و عواقب، و راههای مبارزه با آن پرداختهاند.
نکته قابل توجه اینکه انحصارطلبی ممکن است دو شکل داشته باشد:
الف) انحصاری که تجاوز به حقوق دیگران نیست و تنها اقدامی است برخلاف ایثار که ارزشی اخلاقی است؛ ب) انحصاری که افزون بر مخالف بودن با ایثار، تجاوز به حقوق دیگران نیز هست (محمدی ریشهری، ۱۳۸۴، ص ۲۰۸).
عوامل زیادی در انحصارطلبی انسانها نقش دارند؛ همچون بیاعتنایی به حقوق مردم، بیرغبتی به مکارم اخلاقی، حرص، بخل و خست؛ اما اصلیترین عوامل و ریشههای انحصارطلبی، خودخواهی، بیایمانی یا ضعف ایمان است. اگر ایمان، خودخواهی ذاتی انسان را مهار نکند، انسان به طور طبیعی انحصارطلب میشود و همه چیز را برای خود و وابستگان خود میخواهد. به فرموده امام علی(ع): «هر کس به فرمانروایی رسد، انحصارطلبی پیشه کند» [۳۵].
یکی از بهترین روشهای مبارزه با انحصار طلبی زیردستان، دوری کردن مسئولان ردهبالا از انحصارطلبی است؛ چنانکه پیشوایان دینی ما چنین بوده و چنین کردهاند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شورای نگهبان از مجلس خواست که مجلس مشخص کند که آیا در تعیین نهاد سرپرستی از مقام معظم رهبری اذن گرفته است یا خیر؟ در همان سال ۸۸ مجلس شورای اسلامی برای شورای نگهبان نامه نوشت که تصویب این قانون با اذن مقام معظم رهبری صورت گرفته است، اما همچنان شورای نگهبان بر نظر خود تأکید کرد که باید مطمئن شویم که اذن، گرفته شده یا نه. مذاکراتی در این خصوص انجام شد و برخی از فقهای شورای نگهبان با معاون حقوقی بیت رهبری تماس گرفته و سرانجام این اذن گرفته شد و از طریق دبیر شورای نگهبان اعلام گردید و این مصوبه دوباره در تاریخ ۵/۲/۹۱ به شورای نگهبان ارسال شد اما شورای نگهبان بیان داشت این موضوع باید در صحن علنی مجلس مطرح شود و مجلس با توجه به این اذن لایحه را تصویب کند، مجلس نیز مجدداً این لایحه را تصویب کرد و برای اظهار نظر ماهوی در تاریخ ۴/۵/۹۱ به شورای نگهبان ارسال کرد. (همان)


شورای نگهبان پس از بررسی ماهوی این لایحه ۲۳ ایراد بر این قانون وارد دانست که یکی از آن ها در رابطه با قانون اساسی و اصل ۸۵ بود به این ترتیب که ایراد درباره لزوم صدور شناسنامه جدید برای طفل و اصلاح شناسنامه سرپرستان بود که پس از صدور حکم کلی، سایر ترتیبات را به آیین نامه سپرده بود که شورای نگهبان بیان داشت که این بند با اصل ۸۵ قانون اساسی مغایر است و بقیه ایرادات به اشکالات فقهی و شرعی مربوط می شد که برخی خیلی زود برطرف شد و چند ماده آن مشکل دار بود. (مرادی، ۱۳۹۲، کد خبر: ۵۵۵۶)
بعد از بررسی در کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی و رفع ایرادهای مطرح شده، لایحه مجدداً به شورای نگهبان ارسال شد، در نهایت و بعد از اتمام این رفت و برگشت ها قانون حمایت از کودکان و نوجوانان بی سرپرست و بدسرپرست مشتمل بر ۳۷ ماده و ۱۷ تبصره در جلسه علنی روز یکشنبه مورخ سی و یکم شهریور ماه یکهزار و سیصد و نود و دو در مجلس شورای اسلامی تصویب شد و در تاریخ ۱۰/۷/۱۳۹۲ به تأیید شورای نگهبان رسید و در تاریخ ۱/۸/۱۳۹۲ از سوی رئیس جمهور برای اجرا ابلاغ شد.
بر اساس قانون جدید، نقش سازمان بهزیستی کشور به عنوان بزرگترین سازمان دولتی حامی این کودکان، افزایش یافته و اختیارات قانونی بیشتر و مؤثرتری به این سازمان محول شده، به گونه ای که در قانون قبلی بهزیستی مجری بود و دادگاه برای سرپرستی حکم تعیین می کرد، اما در این قانون از همان ابتدا بهزیستی در بطن ماجراست و بدون شک ایفای این نقش به طور مؤثر و مستمر، میتواند مصالح عالیه کودکان و نوجوانان را بیش از پیش تضمین کند.
۲-۲ شرایط سرپرستی
به صراحت ماده ۲ قانون حمایت از کودکان و نوجوانان بی سرپرست و بدسرپرست، هدف اصلی این قانون تأمین نیازهای مادی و معنوی کودک و نوجوان است؛ به همین منظور قانون گذار وجود شرایط خاصی را برای متقاضیان لازم دانسته است به علاوه می بایست در کلیه مواد قانون و تنظیم روابط سرپرست و فرد مورد سرپرستی این هدف مورد غفلت قرار نگیرد، سرپرستی دو هدف را دنبال میکند؛ در مرحله نخست قصد دارد کانون مناسبی برای کودکان و نوجوانان بی سرپرست و بدسرپرست بیابد و دیگر آنکه تحکیم بنیان های خانوادگی را دنبال کند به همین منظور برای رسیدن به این هدف و مصالح یاد شده شرایطی برای متقاضیان و افرادی که به سرپرستی گرفته میشوند وجود دارد، شرایط مذکور در قانون حمایت از کودکان و نوجوانان بی سرپرست و بدسرپرست را مورد بررسی قرار میدهیم و به تطبیق و مقایسه آن با قانون قبلی حمایت از کوکان بی سرپرست می پردازیم.
۲-۲-۱ شرایط متقاضیان سرپرستی
۲-۲-۱-۱ تأهل
قانون گذار در قانون جدید نسبت به این شرط برای متقاضیان سرپرستی دست به نوآوری زده است به این ترتیب که در بند ج ماده ۵ در خصوص افراد واجد شرایطی که میتوانند تقاضای سرپرستی کنند، مقرر میدارد «دختران و زنان بدون شوهر، در صورتی که حداقل سی سال سن داشته باشند، منحصراًً حق سرپرستی اناث را خواهند داشت». اما طبق ماده ۱ قانون قبلی سرپرستی، متقاضیان سرپرستی باید حتماً زن و شوهر بودند؛ یعنی اینکه فقط کسانی که بین آن ها رابطه زوجیت وجود داشت می توانستند با توافق یکدیگر تقاضای سرپرستی کودکی را کنند از این تغییر رویکرد قانون گذار مباحث مختلفی به ذهن متصور می شود، ابتدا از دیدگاه مثبت به این قضیه می نگریم به این صورت که قانون گذار با این اقدام موجب وسعت بخشیدن دامنه فرزندپذیری به دختران و زنان مجرد شده است، زنان و دختران مجردی هستند که پایگاه اجتماعی، اقتصادی، ارزشی و فرهنگی بالایی دارند و به هر دلیل نمی خواهند ازدواج کنند اما فطرت مادر بودن در آن ها زنده است. بنابرین از یک جهت امید را در دل دختران و زنانی که تنها مانده اند روشن میکند و میتوانند با پذیرش فرزندی تنهایشان را پایان ببخشند. شاید درست باشد که زنان آسیب پذیرتر از مردان هستند ولی اگر آن فرزند در پرورشگاه بماند بیشتر آسیب می بیند یا در کنار خانواده ای که یک مادر دارد قطعاً حضور در کنار یک مادر بهتر است، این بهتر است که بچه درون خانواده باشد حتی اگر در آن یک والد وجود داشته باشد. این درحالی است که وقوع این مسئله در تمام کشورهای پیشرفته اتفاق می افتد و در جامعه امروزی ما هم با توجه به اینکه دختران ازدواج نکرده و زنان بدون شوهر روز به روز تعدادشان در حال زیاد شدن است، این اقدام در صورتی که تمام جوانب آن بررسی شود و حساسیت های لازم در مورد مجرد ماندن این افراد و موارد دیگر مورد توجه قرار گیرد، میتواند اقدامی مفید و مؤثر باشد.
اما انتقاداتی هم به این تصمیم وارد است به این صورت که پذیرش کودک نباید جای تشکیل خانواده را بگیرد و نیاز کسانی را که از نکاح می گریزند برآورده سازد و وسیله ارضای کمبودهای عاطفی اشخاص مجرد قرار گیرد و سرپوش برای جبران شکست ها و محرومیت های طبیعی و خانوادگی باشد. (کاتوزیان، ۱۳۸۳، ج ۲: ۳۸۶)
انتقاد دیگری هم که به این تصمیم قانون گذار می شود وارد دانست، این است که چرا این فرصت به آقایان داده نشده است، از طرف دیگر قانون گذار در اولویت بندی خود در تبصره ۳ ماده ۵ برای افراد متقاضی سرپرستی اولویت این افراد را بالاتر از اولویت زن و شوهر دارای فرزند دانسته است، آیا بهتر این نبود که فرزند در خانواده ای بزرگ شود که سایه پدر بر سرش باشد، و از طرفی هم می توان گفت آوردن این مورد اصلاً در قانون لزومی نداشت زیرا همان طور که در بالا اشاره شد در تبصره ۳ ماده ۵ گفته شده «اولویت در پذیرش سرپرستی به تر تیب با زن و شوهر بدون فرزند، سپس زنان و دختران بدون شوهر و فاقد فرزند و در نهایت زن و شوهر دارای فرزند است» و در حال حاضر بسیاری از خانواده های بدون فرزند در نوبت هستند مگر اینکه از دید خوشبینانه بگوییم این یک راهکار خوبی است برای اینکه کودکان با سنین بیشتر که اغلب خانواده ها رغبت کمتری نسبت به پذیرش آن ها دارند میتوانند به سرپرستی این افراد در آیند که این هم یک توجیه خوشبینانه است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۳-۷-۷- اثر بر پس انداز
مطالعه نوشتارهای موجود مرتبط با اثرگذاری اعمال مالیات بر پس انداز، تأکید برخی از اقتصاددانان به وجود یک رابطه منفی بین مالیات و پس انداز را خاطرنشان میسازد. در این راستا عنوان میشود که تمام مالیاتها، حتی مالیاتهای خنثی به دلیل کاهش درآمد قابل تصرف و لذا باقی گذاشتن مقدار کمی از درآمد برای مصارف حال و آتی کاهش پس انداز را موجب میگردند. اما از آنجا که این نوع مالیات به مصرف کننده تعلق میگیرد و قیمتها افزایش مییابد از مصرف غیرضروری جلوگیری خواهد شد و در نتیجه پس انداز بیشتر میشود. بنابرین از آنجا که در سیستم مالیات بر ارزش افزوده به درآمد پس انداز شده، مالیات تعلق نمیگیرد. همین مسئله میتواند به ابزاری برای تشویق پس انداز تبدیل شود (همان منبع).


۲-۳-۷-۸- اثر بر تجارت خارجی
مالیات بر ارزش افزوده از نوع مصرف که بر اساس اصل مقصد اجرا میشود، به دلیل آنکه بر مبنای مصرف داخلی است دلالت بر این دارد که برای صادرات، مالیاتی تعلق نمیگیرد، چرا که محصولهای صادراتی در خارج از کشور مصرف میشوند. بنابرین، جهانگردان خارجی که کالاهای داخلی را خریداری و از کشور خارج میکنند و بنگاههایی که در امر صادرات کالاها و خدمات فعالیت دارند، با ارائه مدارک میتوانند همه مالیات پرداختی در مراحل قبل را درخواست کنند و کل مبلغ مالیاتی به آن ها برگردانده میشود. به این ترتیب، قیمت کالای صادراتی برای فروشنده، کمتر از قیمت داخلی آن تمام میشود و این تفاوت قیمت، ابزار مناسبی برای تحریک صادرات است. با همین استدلال، میتوان بیان کرد که چون واردات در داخل کشور مصرف میشود، پس مشمول این نوع مالیات میشود (سعیدی و همکاران، ۱۳۹۰).
۲-۳-۷-۹- اثر بر سطح قیمتها (تورم)
تأثیر مالیات بر ارزش افزوده به تغییرات قیمتها را از دو زاویه میتوان نگاه کرد:
الف- در نظریه های اقتصاد، مقدار افزایش قیمتهای بازار ناشی از اعمال مالیاتهای غیرمستقیم به کشش نسبی توابع عرضه و تقاضا بستگی دارد. در واقع، با انتقال بار مالیاتی روبرو هستیم. به عبارتی کل افزایش قیمت ناشی از اعمال مالیات بر ارزش افزوده به بازار منتقل نمیشود، بلکه با توجه به کشش توابع عرضه و تقاضا در دوره ی تغییرات قیمت، سهمی به تولیدکننده و سهمی به مصرف کننده منتقل میشود. به عنوان مثال، اگر توابع عرضه و تقاضا به گونه ای باشد که ۵۰% مالیات مصرف کننده و ۵۰% دیگر به تولیدکننده منتقل شود و حدود ۱۰% مالیات بر ارزش افزوده به کل اقتصاد وضع گردد، افزایش قیمتها حدود ۵۰% است و اگر به فرض بخشی از اقتصاد که پایه ی مالیات بر ارزش افزوده است، نیمیاز اقتصاد باشد، افزایش قیمتها بین ۲درصد و ۳ درصد است.
ب- تجزیه و تحلیل آثار تورمی مالیات بر ارزش افزوده نمیتواند بدون در نظر گرفتن وضعیت اقتصادی و تراز بودجه ی دولت مطرح شود. در کشور، کاهش دوره ی طولانی است که دولت با کسری بودجه روبرو بوده و مطالعات نشان داده که یکی از عوامل تورم در کشور ما کسری بودجه دولت بوده است. دولت نیز با استقراض از بانک مرکزی یا کاهش ذخیره ارزی حجم پول را افزایش داده و فشار نقدینگی به وجود آمدن تورم را باعث شده است. این مسأله همان اثبات عملی نظریه ی فریدمن درباره ی تورم و ارتباط مستقیم آن با نقدینگی است. قانون مالیات بر ارزش افزوده چنانچه درآمدهای دولت را افزایش میدهد و هزینه های دولت افزایش نیابد، به کاهش کسری بودجه یا حتی تراز بودجه منجر شود و از این منظر تورم را کاهش میدهد. از این دید میتوان گفت اجرای مالیات بر ارزش افزوده ممکن است تورم را کاهش داده و اثر کل بر تورم میتواند خنثی یا حتی منفی شود (ارشدی و همکاران، ۱۳۹۰).
۲-۳-۸- ساختار نرخهای مالیات بر ارزش افزوده
نرخ مالیاتی میتواند به عنوان ابزار واحدی برای تحقق اهداف اقتصادی و اجتماعی ناشی از وضع مالیات به طور کلی و مالیات بر ارزش افزوده به طور اخص مورد استفاده قرار گیرد. از این دیدگاه نرخهای مالیاتی را میتوان در چهار دسته طبقه بندی نمود.
-
- نرخ استاندارد: نرخ استاندارد به نرخ عمومی مالیات بر ارزش افزوده اطلاق میگردد که بیشتر کالاها و خدمات این نرخ مشمول مالیات میشوند (آقایی و همکاران، ۱۳۸۰).
-
- نرخ زیر استاندارد: این نرخ پایین تر از نرخ استاندارد بوده و در جاهائیکه نرخ گذاری دوگانه اعمال میشود، به کار میرود. هدف از این نرخ گذاری این است که در بسیاری از کشورها تلاش میشود بر کالاهای مصرفی ضروری که عمدتاًً توسط اقشار کم درآمد مصرف میشود، نرخ پایین تر از نرخ عمومی اعمال شود. با این روش خاصیت تنازلی بودن مالیات بر ارزش افزوده کاهش مییابد. به طور کلی این نرخ در موارد حمایتی اعمال میگردد (موسوی جهرمی و همکاران، ۱۳۸۶: ۴۰).
-
- نرخ فوق استاندارد: این نرخ بالاتر از استاندارد بوده و برای کالاها و خدمات تجملی (لوکس) در نظر گرفته میشود.
- نرخ صفر: به مواردی اطلاق میشود که ضمن عدم شمول مالیات به فروش، مالیاتهای متعلقه قبلی به خریدهای مؤدی مشمول نرخ صفر، مسترد میگردد. در واقع، تولیدکننده یا عرضه کننده ای که نرخ مالیات بر روی کالایش صفر است از پرداخت هر نوع مالیات معاف میباشد و تمام پرداختی بابت نهادهها را نیز بازپس میگیرد. این نرخ معمولاً در مورد صادرکنندگان به کار گرفته میشود (آقایی و همکاران، ۱۳۸۰)
یکی از موضوعات مهم در بحث اجرای مالیات بر ارزش افزوده مسأله تعدد و میزان نرخهای قابل اعمال در این مالیات است. عدم تعدد نرخها به این معنا است که مالیات بر ارزش افزوده با نرخی واحد برای کلیه کالاها و خدمات در مراحل مختلف تولید و توزیع اعمال شود (ضیائی بیگدلی و همکاران، ۱۳۸۸: ۴۳).
جدول ۲-۳- نرخ مالیات بر ارزش افزوده و عوارض کالاهای غیرمعاف و خاص در ایران
شرح
مالیات بر ارزش افزوده
عوارض
انواع سیگار و محصولات دخانی
۱۲٪
۳٪
انواع بنزین و سوخت هواپیما
۲۰٪
۱۰%
نفت سفید و نفت گاز
۵/۱%
۱۰%
نفت کوره
۵/۱%
۵٪
سایر کالاها و خدمات غیرمعاف در سال ۱۳۹۱
۹/۲%
۱/۲%
مأخذ: کتاب قانون مالیات بر ارزش افزوده
-
- مزایای استفاده از نرخ واحد:
-
- با اعمال یک نرخ واحد، محاسبه مالیات بر ارزش افزوده و اعمال آن بسیار ساده تر خواهد بود و این امر موجب میشود تا به پرسنل اجرایی کمتری نیاز باشد و سازمان مالیاتی با مشکلات اجرایی کمتری در بخش عملیاتی روبرو باشد. همچنین کنترل و حسابرسی و مشکلات ناشی از آن کمتر خواهد بود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۲-۱۲ اضطراب

«اضطراب» نوعی ناراحتی و بیمناکی است که گاهی اوقات نشانه های آزارنده و ناخوشایند بدنی دارد. این نشانه ها عبارت از سفت شدن عضلات، افزایش ضربان قلب وتند شدن تنفس، خشک شدن دهان، معده درد، عرق کردن و لرزش. وقتی اضطراب شدید است، سر گیجه، ضعف، درد ناحیه سینه، تار شدن دید، احساس خفگی، داغ شدن، یا سرد شدن پوست، حالت تهوع، تکرار ادرار و اسهال نیز جزء علائم آن میباشد (فیروز بخت ۱۳۸۵، ۶۸).
اضطراب خود انگاره هیجانی است که به دنبال به خطر افتادن «خود» با ارزشمندی انسان ایجاد می شود. این اضطراب وقتی ایجاد می شود که می ترسد در فلان کار شکست بخورید، احمقانه عمل کنید یا دیگران شما را تأیید نکنند. به این ترتیب هیجانات ناخوشایندی مثل احساس کناه با شرم در شما ایجاد می شود وبه رفتار اجتناب رو می آورید (فیروز بخت ۱۳۸۵، ۴۳).
اضطراب شدید را می توان از موجی بودن خطوط بزر گتر بودن نقطه ها وتبدیل نقطه ها و تبدیل شکل او ۳و۵ به دو ایر کوچک استنبا ط کرد (کرمی۱۳۹۰، ۵۳).
هسته مر کزی حالت روان نژندی یا نورتیک، اضطراب است واضطراب مرحله اوّل نورز به شمار می رود در مکتب فروید، اضطراب یک ترس درونی شده است، ترس از اینکه مبادا تجارب درد آور گذشته یا د آوری شوند.اضطراب با ترس مترادف است.با این تفاوت که ترس منشاء خارجی دارد، ولی اضطراب منشاءدرونی دارد. فروید اضطراب را به سه دسته تقسیم میکنند. اوّل اضطراب ناشی از واقعیّت دنیای خارجی یا اضطراب عینی، که درآن منشاء خطر در دنیای خارج قراردارد و ادراک این خطر موجب حالت رنج آور عاطفی می شود. دوم اضطراب روان نژندی است، که که منشاءآن ادراک خطری است که از غرایز ناشی می شود. سوم اضطراب اخلاقی به صورت احساس گناه یا شرمساری بروز می کندوناشی از ادراک خطر از ناحیه وجدان اخلاقی است (شفیع آبادی ۱۳۸۴، ۱۴۵).
الیس ،اضطراب واختلال عاطفی را نتیجه طرز تفکر غیر منطقی وغیر عقلانی میداند. به اعثقاد راجز خویشتن پندار فرد مضطرب یا روان نژند با تجربه ارگانیزمی او ناهماهنگ و در تضاد است (شفیع آبادی ۱۳۸۴، ۱۴۵)
اضطراب فاصله و شکاف میان حال وآینده است. انسان بدان دلیل مضطرب می شود که وضعیت موجود را رها می کند و درباره آینده و نقشهای احتمالی که ایفا خواهد به تفکر می پردازد / اگر فرد در زمان حال به سر برد مضطرب نخواهد شد، زیرا هیجان و تحریک به فوریت در فعالیّت خود به خودی او جریان مییابد و خلاّق و مبدع می شود (پرز ۱۹۶۹، ۵۸؛ شرتزرواستون ۱۹۷۹، ۴۰).
۲-۲-۱۳ خصومت
خصومت نوعی خشم آزاد وشناور است که هیچ هدف مشخصی ندارد و ممکن است دراثر هر موقعیتی که انتظار است شخص را بر آورده نمیسازد، بر انگیخته شود. این تخلیه شدید اغلب با سطح تنش در زندگی شخص ارتباط دارد. خصومت حالت عاطفی مبهم و شدیدی است که حتّی ممکن است متّوجه اشیاء وبه وضوح فاقد پرخاشگری است (فرجی ۱۳۸۹، ۱۱۸).
۲-۲-۱۴ فوبیا
درصورتی فرد به فوبی خاص[۱۴] تشخیص داده می شود که ترس مستمری داشته باشد که بیش از اندازه یا نا معقول بوده و وجود موضوع یا موقعیتی خاص موجب آن شود. فرد از موقعیّت فوبیک اجتناب کرده یا با اضطراب و ناراحتی زیاد آ را تحمل میکند مدّت آن حداقل ۶ماه است. گر چه افرادی که به فوبی ها مبتلا هستند معمولاً می دانند که ترس آن ها قدری نامعقول است، امّا میگویند که نمی توانند به خودشان کمک کنند. اگر آن ها سعی کنند به موقعیت فوبیک نزدیک شوند، غرق در ترس یا اضطرابی میشوند که ممکن است از احساس خفیف نگرانی و ناراحتی تا فعال شدن تمام عیار پاسخ جنگ و گریز تفاوت داشته باشد. رفتار فوبیک صرف نظر از اینکه چگونه شروع شده باشد، می شود، زیرا هر بار که فرد مبتلا به فوبی از مو قعیت ترسناک اجتناب میکند، اضطرب او کاهش مییابد به علاوه، منافع ناشی از ناتوان بودن، مانند توجه بیشتر همدردی، و مقداری کنترل بر افتار دیگران، نیز گاهی میتواند فوبی را تقویت کند. یک طبقه از فوبی های خاص که احتمالاً در تقریباً ۳تا۴ درصد جمعیت یافت می شود، چند ویژگی جالب و منحصر به فرد دارد. در فوبی خون- تزریق- جراحت[۱۵] افراد مبتلا حداقل به اندازه ترس، دچار نفرت می شود آن ها وقتی با خون یا جراحت مواجه میشوند، پاسخ فیزیولوژیکی منحصر به فردی نیز نشان میدهند این افراد بر خلاف اغلب افراد مبتلا به فوبیها که وقتی با موضوع فوبیک خود روبرو میشوند.
افزایش ضربان قلب و فشار خون نشان می دهند، ابتدا شتاب و بعد کاهش چشم گیر ضربان قلب و فشار خون این غالباً با تهوع سر گیجه و یا ضعف کردن همراه است که در فوبیهای خاص دیگر رو نمی دهند (سیّد محمّدی ۱۳۸۸، ۸۸).
۲-۲-۱۵ پارانویا
افراد دچار اختلال شخصیّت پارانوئید ،نسبت به دیگران بی اعتماد شکاکند و ممکن است تصّور کند دیگران عملاً کاری میکنند که آن ها را ناراحت کرده ویا به آن ها صدمه بزند. اغلب آنها در اظهارات دیگران، تهدیدها یا تحقیرهای پنهان را کشف میکنند. این افراد ممکن است در موارد وفاداری یا قابل اعتماد بودن دوستان یا همکاران نگران باشند و اغلب مایل نیستند به دیگران اعتماد کنند زیرا معتقدند وقتی مطلبی خصوصی را با کسی در میان میگذارند برایشان تمام خواهد شد. افراد دچار اختلال شخصیّت پارانوئید ممکن است در زمینه کنترل خشم مشکلاتی داشته باشند. این ها وقتی وارد یک رابطه میشوند، اغلب نگران عدم وفاداری و خیانت طرف مقابل هستند (کاپلان و سادوک ۱۳۸۸، ۴۰).

۲-۲-۱۶ روان پریشی
اختلال روان پریشی مشترک .مشخصه اختلال روان پریشی مشترک که جنون دو نفر[۱۶] نیز نامیده میشود، شکل گیری باور هذیانی در فرد نزدیک به بیماری است که دچار هذیان تثبیت شده میباشد. محتوای هذیان ،شبیه هذیان بیمار دارای تثبیت شده است. اختلال روان پریشی ناشی از بیماری طبیّ عمومی زمانی تشخیص داده میشوند که شواهد حاکی از آن باشد که توهّم یا هذیان پیامد مستقیم یک بیمار طبیّ عمومی به جز دلیر یوم یا دمانس هستند. اختلال روان پریشی ناشی از مواد. اختلال روان پریشی ناشی از مواد، مشابه اختلال روان پریشی ناشی از بیماری طبیّ عمومی است با این تفاوت که اینجا علّت هذیان یا توهّم مسمومیت با مواد، ترک مواد ،یا مصرف دارو است (کاپلان و سادوک ۱۳۸۸، ۴۱).
۲-۳- پرخاشگری
۲-۳-۱ تعریف پرخاشگری
پرخاشگری معمولاً به رفتاری اطلاق می شود که قصد آن صدمه رساندن (جسمانی یا زبانی) به فرد دیگر یا نابود کردن دارایی افراد است، که به لحاظ اجتماعی غیر قابل قبول است (اتکینسون ۱۹۸۳؛ ترجمه براهنی و همکاران ۱۳۷۳، ۱۸۹). رفتار پرخاشگرانه باید مورد قضاوت قرار گیرد و به انگیزه رفتار و زمینه آن نیز توجه شود (پارک و اسلاپی[۱۷]؛ به نقل از واستا[۱۸] و همکاران ۱۹۹۲، ۹۷).
۲-۳-۲ انواع پرخاشگری
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
– واگذاری امور تصدی گری صادرات به بخش خصوصی
– ارتقاء سطح کارایی و اثر بخشی منابع سازمانی
– توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات

– توسعه و ارتقاء مهارتهای علمی و عملی منابع انسانی

– ساماندهی ساختار و تشکیلات سازمانی
– اعمال جهت گیری استراتژیک در برنامه های سازمان
د) فصول ابتدایی اساسنامه سازمان توسعه تجارت ایران :
برای شناخت بیشتر این سازمان فصول ابتدایی اساسنامه سازمان توسعه تجارت ایران را که درخصوص معرفی سازمان و وظایف و اهداف آن میباشد را ذیلاً ذکر می نمایم .

۱-د) فصل اول : کلیات
ماده ۱ اساسنامه- سازمان توسعه تجارت ایران که در این اساسنامه ” سازمان ” نامیده می شـود از ادغـام مرکـز توسعه صادرات ایران در مرکز تهیه و توزیع کالا تشکیل گردیده و طبـق مقـررات ایـن اساسـنامه اداره خواهد شد.
ماده ۲ اساسنامه- سازمان دارای شخصیت حقوقی مستقل بوده و به صـورت موسـسه دولتـی وابـسته بـه وزارت بازرگانی اداره می شود و با رعایت قوانین و مقرات مربوط و این اساسنامه اداره خواهد شد .
ماده ۳ اساسنامه- مرکز سازمان در تهران است و سازمان میتواند بر حسب مورد و نیاز در داخل و خارج از کشور با رعایت قوانین، دفتر بازرگانی یا نمایندگی تأسيس نماید . هر یک از دفاتر بازرگانی و نمایندگیهای مزبورمی توانند در صورت تفویض اختیار کلیه وظایف سازمان را در حوزه مأموریت خود انجام دهند.
فصل دوم : اهداف و وظایف
ماده ۴ اساسنامه- اهداف سازمان عبارت است از :
توسعه تجارت خارجی، بازاریابی، تبلیغ و گسترش بازارهای جهانی کالا و خدمات صادراتی کشور ، فراهم آوردن موجبات توسعه بنگاه های تجاری و افزایش توانمندی آن ها به منظور توسعه صادرات غیـر نفتـی و بهبود تراز بازرگانی، اطلاع رسانی تجاری و انجام اقدامات لازم به منظور روان سازی حذف تشریفات زائد تجاری و همچنین تهیه و تنظیم قوانین و مقررات مناسب برای فعالیتهای تجاری و توسـعه همکاریهـای
دوجانبه،چندجانبه و منطقه ای با سایر کشورها و نیزارایه تسهیلات و کمـک بـرای توسـعه صـادرات وارتقاء کیفی کالاها و خدمات با توجه به مزیت های نسبی و رقابتی کشور.
ماده۵ اساسنامه- وظایف سازمان عبارت است از برنامـه ریزی،حمایـت، پـشتیبانی، برقـراری تـسهیلات و ایجـاد زیرساختهای ضروری در امر توسعه تجارت و سایر مواردکه به شرح زیر میباشد:
۱٫ مطالعه و بررسی بازارهای جهـانی و تجزیـه و تحلیـل فعالیـت آنهـا بـه منظـور اسـتفاده دربرنامه ریزی های تجارت خارجی.
۲٫ مطالعه و بررسی کالاها و خدمات قابل صدور توانمندیهای صادراتی کشور
۳٫ اطلاع رسانی به صادرکنندگان و واردکنندگان کالا وخدمات
۴٫ ارائه خدمات مشاوره ای ، بازاریابی و آموزشی به صادرکنندگان و واردکنندگان.
۵٫ کمک و مساعدت به شرکتها و تشکلهای تجاری در زمینههای بیمه، حمل و نقل ، امـور بـانکی،امور گمرکی، ضمانت صادرات و روش های نـوین تجـاری از طریـق طـرح موضـوع بـا نهادهـا وسازمانهای ذیربط و پیگیری آن ها
۶٫ برگزاری سمینارها و کارگاه های آموزشی در خصوص موضوعات مرتبط با امر تجـارت در داخـل و خارج از کشور
۷٫ ارائه آموزشهای کاربردی به منظور بالابردن مهارت و افزایش توانمندیهای بازرگانـان کـشور در عرصه تجارت جهانی
۸٫ تولید هر گونه نرم افزار به زبانهای مختلف به منظور معرفی فرصتهای تجاری و کالاها و خدمات صادراتی به سایر کشورها
۹٫ حمایت و هدایت تجار داخلی و خارجی در جهت دستیابی به اهداف توسعه تجارت کشور.
۱۰٫ کمک و پشتیبانی و تسهیل در امور مربوط به تبادل دانش فنـی و تکنولـوژی بـین واحـدهای تولیدی و صادراتی و بنگاه های اقتصادی جمهوری اسلامی ایران با سایر کشورها
۱۱٫ بررسی درمورد مناقـصات بـازار داخلـی وبـین المللـی و سـایر کـشورها جهـت اعـلام بـه ذصادرکنندگان خدمات فنی و مهندسی کشور و بالعکس
۱۲٫ تلاش جهت تشویق صادرکنندگان و بنگاه های تجاری در راستای تحقق اهداف تجارت خارجی.
۱۳٫ آشنا نمودن بنگاه های اقتصادی و تجاری با روش های نوین تبلیغات،بازاریابی و مبادلات تجاری
۱۴٫ انجام همکاریهای لازم و ارائه مشاوره های تخصصی با بنگاه های صادراتی کشور در جهت انعقاد قراردادهای بینالمللی تجاری
۱۵٫ هماهنگی و انجام همکاریهای لازم باسازمانها ونهادهای مرتبط با تجارت خـارجی در داخـل وسایر کشورها
۱۶٫ برگزاری کمیسیونهای مشترک اقتصادی، بازرگانی با کشورهای مختلف و پیگیری امور مرتبط بااین کمیسیونها
۱۷٫ انجام کلیه امور اجرایی در خصوص تأیید صدور یاتمدید کارت بازرگانی
۱۸٫ انجام اقدام لازم به منظور ثبت سفارش ورود کالا و دریافت کارمزد مربوط بر طبق مقررات
۱۹٫ تهیه بسته های مناسب حمایتی و تشویقی از صادرات کالا و خدمات
۲۰٫ برنامه ریزی در جهت بینالمللی کردن بنگاه های کشور
۲۱٫ فراهم نمودن زمینههای مناسب جهت جلب توجه جهانگردان به کالاها و فرآورده های تولیدی داخل کشور
۲۲٫ ارائه خـدمات مـشاوره ای و کمـک بـه تحقیقـات در خـصوص بـسته بنـدی کـالا و رعایـت استانداردهای جهانی کیفیت جهت حضور مؤثر بنگاه های ایرانی در بازارهای جهانی
۲۳٫ ارائه خدمات مشاوره ای وکمک به افزایش استانداردهای حمل کالا و کاهش هزینه های حمـل به بازارهای هدف
۲۴٫ نظارت کامل بر رفتار تجارجهت ایجادفضای سالم رقابتی و کسب و کار منصفانه وجلوگیری ازرفتارسوء تجاری و اعمال محدود کننده فعالیتهای رقابتی با رعایت قوانین و مقررات مربوط و ازطریق مراجع قانونی ذیربط
۲۵٫ ارائه طرق مناسب به منظور حل اختلاف و داوریهای بینالمللی در خـصوص موضـوعات قابـل پیگیری بین تجار، بنگاه های اقتصادی داخلی و شرکتهای خارجی
۲۶٫ اعزام هیاتهای تجاری و بازاریابی به منظور بررسی زمینه هـای لازم بـرای انعقـاد قراردادهـای تجاری
۲۷٫ انعقاد قراردادهای بازرگانی با سایر کشورها با رعایت قوانین و مقررات مربوط .
۲۸٫ اجرای یادداشتهای تفاهم،موافقتنامه ها و قراردادهای تجاری و برگزاری کمیسیون مشترک بـاسایر کشورها با رعایت قوانین و مقررات مربوط .
۲۹٫ کمک به ارائه اطلاعات مربوط به سرمایه گذاری در بنگاه های اقتـصادی ایـران بـه شـرکتهای خارجی و بالعکس
۳۰٫ ایجاد ارتباط بین خریداران خارجی و صادرکنندگان داخلی و اطلاع رسـانی بـه موقـع در ایـن خصوص
۳۱٫ انجام برنامه ریزی لازم در خصوص برگزاری نمایشگاه های بین المل لی و داخلی در جهت توسعه صادرات غیرنفتی، تبادل دانش فنی و ارتقاء کمی و کیفی محـصولات داخلـی و صـدور مجـوزبرگزاری نمایشگاه های بینالمللی و تخصصی و یا اختصاصی در داخل و سایر کـشورها و ارایـه خدمات و تسهیلات لازم در این زمینه
۳۲٫ دعوت از بازرگانان و نمایندگان تجاری کش ورها و مؤسسات تجاری خارجی جهـت آشـنانمودن آنان با فرصتهای بازار، کالا و خدمات کشور
۳۳٫ توسعه و تقویت اتحادیه ها و تشکلهای تجاری کشور و ساماندهی امور مربوط به آن ها
۳۴٫ تشویق واحدهای تولیدی- تجاری و بنگاه های اقتصادی کشور به گـسترش فعالیتهـای بـرون مرزی و صادراتی وارایه هر گونه کمک و خدمات لازم به آن ها به منظور توسعه صادرات غیرنفتی
۳۵٫ کوشش جهت تعمیق فرهنگ صادراتی در بنگاه های اقتصادی کشور
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شکل زیر چارچوب چند بعدی و یکپارچه ای برای توجه به فرایند اعتماد درون سازمانی را نشان میدهد.


( شکل ۲-۱) : فرایند اعتماد(دیتز[۲] و همکاران، ۲۰۰۶).
۲-۲-۴- ابعاد اعتماد
ابعاد کلیدی پنهان در مفهوم اعتماد کدامند؟ مدارک و شواهد تازه پنج بعد را شناسایی کردهاست: صداقت، شایستگی، ثبات، وفاداری، رک و راست بودن
صداقت
ثبات شایستگی
وفاداری رک بودن
( شکل ۲-۲): ابعاد اعتماد(رابینز[۳]، ۲۰۰۳)
صداقت:
صداقت بر درستی و شرافت دلالت دارد. نظر به میرسد که به هنگام ارزیابی میزان قابل اعتماد بودن دیگری این بعد با اهمیت تر از بقیه باشد(درک بدون ویژگی اخلاقی و صداقت اولیه دیگران، دیگر ابعاد اعتماد معنی نخواهد داشت) (رابینز[۴]، ۲۰۰۳).
شایستگی:
شایستگی دانش و مهارتهای میان افراد و دانش و مهارتهای فنی را در برمی گیرد. آیا شخص میداند راجع به چه چیزی سخن میگوید؟ احتمال قریب به یقین این است که وقتی به تواناییهای کسی احترام نمی گذاریم، به سخنانش گوش نمیدهیم. این باید باور را داشته باشیم که شخص مورد نظر برای اجرای آنچه به انجام آن قول میدهد مهارتها و تواناییهای لازم را دارد.
ثبات:
ثبات به پایایی، پیشبینی پذیری و مناسب قضاوت در برخورد با وضعیتها دلالت دارد. ثبات نداشتن در گفتار و عمل از اعتماد می کاهد. این بعد برای مدیران بسیار مناسب است. هیچ چیز زودتر از ناهماهنگی میان آنچه مدیران اجرایی موعظه میکنند و آنچه انتظار دارند همکارانشان به آن عمل کنند مورد توجه قرار نمی گیرد.
وفاداری:
وفاداری یعنی میل به حفظ آبروی دیگری داشتن. لازمه اعتماد آن است که انسان بتواند به اشخاص اتکا کند تا فرصت طلبانه عمل نکنند.
رک و راست بودن:
آیا می شود به افراد برای بازگو کردن همه حقیقت اعتماد کرد؟ چنین می کند که اعتماد صفت اولیه ملازم رهبری است. جزئی از وظیفه رهبر، کارکردن با افراد برای یافتن و حل مشکلات بوده و خواهد بود، ولی اینکه آیا رهبران به آگاهی و تفکر خلاق لازم برای حل مشکلات میرسند یا خیر به این بستگی دارد که افراد تا چه حد به آنان اعتماد دارند و اعتماد قابلیت اعتماد داشتن به دیگران، دسترسی رهبر را به آگاهی و همکاری تعدیل میکند. زمانی که پیروان به رهبری اعتماد می مایل کنند، هستند که در برابر اعمال رهبر آسیب پذیر باشند؛ یعنی اطمینان داشته باشند که از حقوق و منافع آنان سوءاستفاده نمی شود. مردم کسی را که شرافتمند نمی دانند و یا کسی را که احتمال می رود در پی سوءاستفاده باشد، احترام نمی گذارند و از او پیروی نمی کنند. مثلاً در فهرست صفاتی که مردم در رهبران خود تحسین میکنند، شرافت همواره در رأس قرار دارد. شرافت برای رهبری ضرورت مطلق دارد. در صورتی که مردم بخواهند با میل و رغبت از کسی تبعیت کنند، چه در میدان جنگ و چه در اتاق هیئت مدیره، قبل از هر چیز می خواهند اطمینان داشته باشند که او ارزش اعتماد آن ها را دارد (رابینز[۵]، ۲۰۰۳).
۲-۲-۵- انواع اعتماد در سازمان
در ارتباطات سازمانی سه نوع اعتماد وجود دارد:
مبتنی بر بازدارندگی، مبتنی بر آگاهی، بر مبتنی شناسایی.
۲-۲-۵-۱- اعتماد مبتنی بر بازدارندگی
شکننده ترین ارتباطات با اعتماد مبتنی بر بازدارندگی مهار می شود. یک تخطی و یا یک ناهماهنگی ممکن است ارتباط را ضایع کند. این شکل از اعتماد مبتنی بر ترس از تلافی جویی است آنگاه که از اعتماد تو استفاده می شود. کسانی که ارتباطشان اینگونه است، آنچه میگویند عمل میکنند؛ زیرا از عواقب به انجام نرسیدن وظایفشان هراس دارند. اعتماد مبتنی بر بازدارندگی تا جایی مؤثر است که امکان مجازات وجود دارد، عواقب کار روشن است و در صورتی که اعتماد مورد تخطی قرار گیرد، مجازات واقعاً اعمال خواهد شد. یک مثال از اعتماد مبتنی بر بازدارندگی ارتباط میان مدیر و کارمند است. انسان معمولاً در مقام یک کارمند به جدید کارفرمای خود اعتماد میکند؛ حتی اگر تجربه ای که اعتماد خود را به آن متکی میکند اندک باشد. پیوند به وجود آورنده این اعتماد اقتدار کارفرما و مجازاتی است که میتواند در مقابل انجام ندادن بر کارمند اعمال کند.
۲-۲-۵-۲- اعتماد مبتنی بر آگاهی
بیشتر ارتباطات سازمانی ریشه در اعتماد مبتنی بر آگاهی دارد. به عبارت دیگر ، اعتماد مبتنی است بر پیشبینی پذیری رفتاری که حاصل تجارب تعامل گذشته است. وجود چنین اعتمادی هنگامی است که شخص آگاهی لازم از افراد برای درک کافی و وافی کارکنان داشته باشد تا بتواند ر فتار محتمل آنان را به درستی پیشبینی کند. اعتماد مبتنی بر آگاهی به جای اتکای به بازداری، متکی به آگاهی است. از آگاهی دیگری و پیشبی نی پذیری رفتار او جای قراردادها، مجازاتها، و ترتیبات حقوقی را معمول که بیشتر اعتماد مبتنی بر بازدارندگی است میگیرد. اینگونه اعتماد، به مرور، و بیشتر به عنوان کنش تجربه ای که ایجاد اعتماد و با ارزش بودن میکند، به وجود میآید. هر قدر کسی را بهتر بشناسید پیشبینی صحیح تری از رفتار او در آینده خواهید داشت. پیشبینی پذیری اعتماد را تقویت میکند؛ حتی اگر پیشبینی کنید که دیگری قابل اعتماد نیست زیرا راه های سوءاستفاده او از اعتماد را می توان پیشبینی کرد. هر قدر با افراد دیگر ارتباط بیشتر و تعامل منظم تر داشته باشید، این شکل از اعتماد بیشتر ایجاد خواهد شد و بیشتر به آن می توان متکی بود. جالب اینجا است که در سطح اعتماد مبتنی بر آگاهی رفتار متناقض لزوماًً سبب شکست اعتماد نمی شود.
۲-۲-۵-۳- اعتماد مبتنی بر شناسایی
زمانی به بالاترین سطح اعتماد میرسیم که میان دو طرف یک ارتباط عاطفی وجود داشته باشد. نوع این ارتباط به یکی از طرفین اجازه میدهد که به عنوان کارگزار طرف دیگر عمل کند و در مراوده بین های افراد جانشین آن شخص شود. چنین اعتمادی را اعتماد مبتنی بر شناسایی می گوییم. در اینجا وجود اعتماد بدین خاطراست که هر دو طرف از قصد یکدیگر آگاهند و به خواسته و ها آرزوهای هم احترام میگذارند. این تفاهم دو جانبه تا آنجا پیشرفت میکند که هر یک از دو طرف میتواند به گونه ای اثر بخش به جای دیگری عمل کند . در این سطح، کنترل در کمترین حد است. نیازی به مراقبت از دیگری نیست، زیرا وفاداری بدون قید و شرط وجود دارد(حسن زاده، ۱۳۸۴).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تعاریف اصطلاحات
تعریف نظری وابستگی خاص نسبت به همسر :
وابستگی خاص نسبت به همسر یک نوع وابستگی هیجانی افراطی در روابط زناشویی است که به عنوان شیوه ای که از همسر آزاری انگیزش در نظر گرفته می شود . وابستگی به طور عمده به عنوان تکیه کردن های افراطی در روابط بین فردی تعریف می شود، به عنوان مثال ، تلاش های بسیار زیادی در جهت کسب و حفظ روابط نزدیک با دیگران انجام میدهند . ( بک [۱]، ۱۹۸۲ ، بلات و همکاران ۱۹۸۲ ، هیرسفلد[۲] و همکاران ۱۹۷۸ )
تعریف نظری سبک دلبستگی :
دلبستگی پیوند عاطفی عمیقی است که با افراد خاص در زندگی خود داریم که باعث می شود وقتی به آن ها تأمل میکنیم لذت ببریم و در مواقع استرس از نزدیکی آن ها احساس آرامش کنیم(لورابرگ،۱۳۸۷) واژه دلبستگی برای توصیف تمایل کودک به نزد افراد خاص ماندن و احساس امنیت بیشتر درخصوص این افراد به کار می رود. الگوهای دلبستگی ممکن است منعکس کننده ی تعامل بین خلق وخوی کودک وپاسخ دهی والدین باشد (اتکینسون ،۱۳۸۵) 
تعریف نظری رضایت زناشویی :
ورف،یونگ ، کومن[۳] (۲۰۰۰) . در تعریف رضایت زناشویی میگویند : انطباق رفتارهای زناشویی زوجها با یکدیگر و وجود تفاهم و همدلی و عشق بین آن ها است . به عبارت دیگر رضایت زناشویی وجود یک رابطه همراه با منطق ، تفاهم درک یک دیگر ، ،ارضای نیازهای مادی و معنوی زن و مرد است .
تعریف عملیاتی وابستگی خاص نسبت به همسر
وابستگی خاص نسبت به همسر نمره ای است که به وسیله آزمون وابستگی خاص نسبت به همسر در دو جنس ( زن – مرد ) اندازه گیری شده است[۴] – پرسشنامه وابستگی خاص نسبت به همسر ( جنس زن )[۵] – پرسشنامه وابستگی خاص نسبت به همسر ( جنس مرد )[۶] تعریف عملیاتی رضایت زناشویی منظور از رضایت زناشویی نمره ای است که توسط آزمون رضایت زناشویی (( Enrich)) سنجیده شده است .
تعریف عملیاتی سبک دلبستگی
منظور از سبک دلبستگی نمره ای است که آزمودنی در پرسشنامه سبک دلسبتگی سیمپسون کسب کردهاست .
فصل دوم پیشنه پژوهش
این فصل به بررسی مبانی نظری وپژوهش های پیشین اشاره دارد که توضیحاتی درمورد وابستگی خاص نسبت به همسر و نظریه های درمورد سبک های دلبستگی و رضایت زناشویی اشاره شده همچنین درپایان به پژوهش های انجام شده داخلی وخارجی سالهای اخیر متغییرهای این پژوهش اشاره شده است
وابستگی :
تعریف زیادی از وابستگی وجود دارد که امروز استفاده می شود و غالباً از این اصطلاح بیشتر از استفاده میکنند و به غلط به کار میبرند. سازه نخستین وابستگی در حدود ۱۰ سال پیش در نتیجه سالها مطالعه روابط بین فردی درخانواده های افراد الکلی شکل گرفت. در طی این سالها وابستگی بسط یافته است در تعریفی که بیانگر یک الگوی ناکارآمد از زندگی و حل مسأله که در دوران کودکی شکل میگیرد رفتار مرد وابسته به واسطه تماشا و تقلید دیگر اعضای خانواده که این نوع از رفتار را روال عادی زندگی به نمایش میگذارند آموخته می شود . ( برگر[۷] ، ۲۰۰۵). ویکیپیدیا [۸]فرد را به عنوان شخصی تعریف میکند که نسبت به اشخاصی که به او وابسته اند نگرانی و توجه بسیار زیاد و نادرستی ابراز میکند. وابستگی در واقع الگوی رابطه ای است که با زندگی کردن به خاطردیگری ، کنترل دیگران ، حل مشکل دیگران و نگرانی بیش از حد درباره ی صمیمیت مشخص می شود. وابستگی هنگامی رخ میدهد که شخص ( همسر ، شریک ،همکار،خواهر یا برادر و یا دوست ) با رفتارهای اعتیاد گونه و نا کارآمدش ، افسار و احساسات و رفتار اشخاص دیگر را تحت تأثیر خود قرار میدهد. انجمن بهداشت روانی ملی اظهار میدارد که وابستگی یک رفتار اعتیادی و یک الگوی روانی است که دست کم ۸۰ میلیون انسان به آن گرفتارند و یک رفتار آموخته شده است که میتواند از یک نسل به نسل دیگر منتقل شود . وابستگی یک وضعیت هیجانی و رفتاری است که بر توانایی فرد برای داشتن یک رابطه متقابل رضایت بخش و سالم اثر میگذارند .وابستگی با عنوان « اعتیاد رابطه » نیز شناخته می شود، زیرا افرادی با این شکل اغلب روابطی را شکل میدهند یا حفظ میکنند. که یک طرفه ، به لحاظ هیجانی مخرب و یا متجاوزانه است(هاریس[۹]، ۱۹۹۰).
 وابستگی را می توان به عنوان مجموعه ای، از رفتارهای ناسازگارانه و وسواسی دید که شخص یاد میگیرد تا در خانواده ای که درد واسترس هیجانی فوق العاده را تجربه میکند ، مثل اعضای الکلی خانواده یا دیگر اعتیاد ها ، سواستفاده جنسی و یا سایر بد رفتاری ها در خانواده یا اعضای مبتلا به بیماری های مزمن یک خانواده ؛ روزگار را سپری میکند . افراد وابسته تمایل شدیدی به ورود به رابطه با افرادی را دارند که به لحاظ هیجانی ( در استرس) نیازمند هستند . فرد وابسته تلاش میکند تا یک رابطه را کنترل کند بدون آنکه نیازها و تمایلات خود را ابراز کند. این شیوه ، همواره افراد را در یک حالت عدم کامروایی مداوم قرار میدهد. افراد وابسته همیشه احساس میکنند که برای فرد مورد علاقه خود دست به عمل میزنند ، برای آن ها دشوار است که ماهیت کنترل کنندگی رفتار خود را ببینند . ( باتی[۱۰]، ۲۰۰۱). آن ها نیات خوبی دارند آن ها سعی میکنند از شخصی که دچار یک وضعیتی بحرانی، است ، مراقبت کنند. اما مراقبت و توجه به یک وسواس و ناکامی تبدیل می شود. فرد وابسته غالباً نقش یک فداکار را ایفا میکند و به یک حامی مهربان برای فرد نیازمند تبدیل می شود . یک همسر ممکن است بر الکلی بودن شوهرش سر پوش بگذارد . یک مادر ممکن است بابت فرزند مدرسه گریزش عذر و بهانه بیاورد ، یا یک پدر از فرزندش در قبال نتایج ارتکاب رفتارهای بزهکارانه حمایت و پشتیبانی کند. مشکل اینجا است که این تلاش های رهائی بخش مکرر موجب می شود که فرد نیازمند به روند مخرب خود همچنان ادامه داده و حتی به مراقبت های ناسالم درحامی مهربان ، وابسته تر شود. همچنان که این اتکاء وابستگی افزایش مییابد فرد وابسته به دلیل مثمر بودن احساس ثواب ورضایت بیشتر میکند، هنگامی که مراقبت به صورت وسواس در میآید ، فرد وابسته احساس بیچارگی و درماندگی در رابطه میکند اما قادر به کنار گذاشتن این چرخه رفتاری که سبب این وضعیت شده ، نیست . افراد وابسته به چشم یک قربانی به خود می نگرند و در روابط دوستانه و عاشقانه جذب افراد ضعیف و بی دست و پا میشوند . یک شخص وابسته حتی وقتی که با یک شخص سالم مواجهه می شود ، باز هم به شیوه خودش رفتار میکند. این افراد علاقه چندانی به بر قراری ارتباط با افراد دارای شخصیت سالم ندارند. یک نمونه ، زنی است که برای الکل نوشی شوهرش عذر و بهانه می آورد حتی حالات خماری او را علائم بیماری تعبیر میکند چنین رفتارهایی که ممکن است در کوتاه مدت تعارض را کم کند و تنش موجود در خانواده راتسکین دهد، در بلند مدت مخرب و نابارور هستند. چون در چنین مواردی زن ، حامی(اجازه دهنده ) رفتار الکل نوشی شوهرش است. این رفتار ستیزی ارزش است چرا که زن در چنین مواردی وابسته به رفتار الکل نوشی شوهرش است. در صورتی که وی به روشنی متوجه بروز و پدیدار شدن وابستگی شوهرش بشود. ممکن است واقعاً احساس آشفتگی و سردرگمی ، تهدید شدگی بکند ، تهدید جایگاه اش به عنوان یک شخص قابل اتکاء و مورد نیاز باعث می شود که به طور نا خوداگاه در برابر حرکت رو به بهبودی شوهرش مقاومت کند. به طور مشابه یک والدین وابسته نیز ممکن است در برابر گامهای فرزندانشان به سمت استقلال سر بگذارند. (برگر، ۲۰۰۵).
علائم و نشانگان :
ظاهراًً وابستگی با درجات مختلفی نمود پیدا میکند به این نکته توجه داشته باشید که فقط یک متخصص خبره میتواند وابستگی را تشخیص بدهد. برخی از این ویژگیها و نشانگان وابستگی عبارتند از :
-
- زیاده روی در خوش گذرانی و تفریح کردن
-
- حساسیت بیش از حد به انتقاد
-
- عدم انعطاف پذیری و حفظ کنترل
-
- تلاش مستمر برای گرفتن تأیید دیگران حتی در هنگام به مخاطره افتادن
-
- فقدان اعتماد به نفس در تصمیم گیری ها
-
- کناره گیری و ترس از مردم ، تنفر از اقتدار طلبی
-
- وابستگی به دیگر ان و ترس از تنهایی

موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مهمترین و اصولی ترین پرسش نهفته در ارزیابی عملکرد سازمانها این است که اولا : ًوضعیت کارکرد و عملکرد سازمانها در مقایسه با دو وضع موجود و مطلوب چگونه است؟ و ثانیاًً : به منظور کاهش فاصله میان وضع موجود و مطلوب یک سازمان چه راهبردی را باید به کارگیری نمود؟ و ثالثاً: کارآمدترین مدل رایج کاهنده فاصله میان وضع موجود و مطلوب کدامند؟همان طور که شاهد هستیم،در دنیای پویای امروزی ، فراگیر و بدون مرز بودن دامنه علوم و فنون باعث پیچیده تر شدن دائمی ابزارها و تکنیک ها شده است،به طوری که اگر به انسانها به عنوان عضوی از جوامع بشری به طور دائمی آموزش داده نشود و دانش آن ها همگام با تغییرات محیطی نباشد،حتی برای تامین نیازهای خود با مشکل مواجه خواهند شد،که این نشان دهنده اهمیت و جایگاهی است که آموزش و تربیت در زندگی انسانها دارا است( فرهادی محلی،۱۳۸۷)

برای ارزیابی عملکرد، علل مختلفی بیان شده است، پارکر علل ارزیابی عملکرد را به شکل زیر بیان میکند (پارکر،۲۰۰۲) ۱- ارزیابی عملکرد ،مشخص میکند که مشکل در کجاها وجود دارد و کجاها نیاز به بهبود دارد. ۲- ارزیابی عملکرد،به سازمان ها کمک میکند تا فرایندهایشان را بخوبی بشناسند و به این شناخت برسند که چه چیزی را می دانند و چه چیزی را نمی دانند. ۳- اطمینان از این که تصمیمات مبتنی بر واقعییات هستند نه مفروضات و حدسیات.

مدل های تعالی سازمانی به عنوان ابزاری قوی در پاسخگویی به اینگونه نیاز سازمان ها از موفقیت چشمگیری برخوردار بوده اند.مدل های تعالی سازمانی به گونه ای طراحی شده اند که هم به عنوان ابزار مناسبی برای رقابت و هم برای آسیب شناسی و طراحی برنامه های توسعه سازمانی کاربرد دارد. مدل EFQM،مدلی نوین جهت ارزیابی عملکرد میباشد که سازمان را نسبت به روش های سنتی به صورت جامع تری مورد ارزیابی قرار میدهد،یکی از برتری های این مدل استفاده از ابزاری قوی جهت امتیاز دهی سازمانها به نام منطق RADARمی باشد(محبی مقدم،۱۳۸۷). بررسی های انجام شده نشان داد که تا کنون به منظور ارزیابی عملکرد از مدلهای نوین ارزیابی عملکرد در شرکت ملی پخش فراورده های نفتی استان قم استفاده نشده است و از طرفی ارزیابی های پیشین نتوانسته آن طور که باید و شاید نقاط ضعف و قوت سازمان را کاملاً نمایان ساخته و دو وضع موجود و مطلوب آن را در حیطه های مختلف شفاف نموده و در جهت بهبود فاصله این دو وضع مؤثر واقع شود.
۲-۲-۸٫ مزایای مدل تعالی سازمان
-
- برخورداری این مدل از دیدگاه سیستماتیک و فراگیر
-
- مدیریت مبتنی بر فرآیندهای سازمانی
-
- توجه ویژه به نتایج کسب شده توسط سازمان
-
- شناسایی نقاط قوت و زمینههای قابل بهبود
-
- ارائه تصویر واقعی از فعالیتهای سازمان
-
- تبادل تجربیات درون و برون سازمانی با به کارگیری ابزار بهینهکاوی (Benchmarking)
- استفاده از رویکرد خودارزیابی به منظور تعالی سازمان
(www.touse.mohme.gov.ir)
۲-۲-۹٫انواع مدل های تعالی سازمانی
کیفیت و اثربخشی از مفاهیم علم مدیریت است که درارزیابی سازمان ها و مدیران مورد توجه است .آن چه میتواند به عنوان بهترین شاخص برای نشا ن دادن میزان توجه و تمرکز برخواسته های مشتریان مطرح شود ، مقوله است .کیفیت به عنوان یک مشخصه و شکل « کیفیت »جامع، ترکیبی از عناصربازاریابی، تحقیق و توسعه، طراحی، تولید محصول و ارائه خدمات پس از فروش است . بنابرین
بهبود کیفیت را می توان یکی از رویکردهای اصلی برای ارتقای توانایی سازمان در جهت بهبود فرایندها، محصولات و خدمات دانست . لذا سازمانی از بقاء و تعالی برخوردار خواهد بود که به مقوله کیفیت در تمام سطوح سازمان توجه نماید . پس می توان گفت که کیفیت نقطه شروعی برای تعالی سازمانی است. برای این که بتوان در مسیر تعالی سازمانی موفق بود و فاصله تا هدف را تشخیص داد می توان از الگو های تعالی نظیر بالدریج، دمینگ ،EFQM و غیره استفاده نمود (خداداد، ۱۳۸۵)
مدل های تعالی سازمانی همگی بر مبنای مفاهیم وفلسفه مدیریت کیفیت گسترش پیدا کرد ه اند وهدف این مدلهادستیابی به کیفیت جامع است و این فلسفه میتواند برای همه سازما نها قطع نظر ازموقعیت، اندازه یا بخش آن صادق باشد Male Cristina)،۲۰۰۶(
نگاهی مختصر به فهرست جوایز کیفیت در دنیا و نحوه شکل گیری آن ها نشان میدهد که عمدتابر اساس ۳ مدل مهم بنیان نهاده شده اند که عبارتند از:
۱- مدل دمینگ
۲- مدل مالکوم بالدریج
۳- مدل EFQM
۲-۲-۹-۱ . مدل تعالی عملکرد دمینگ
خاستگاه نخستین جایزه کیفیت در دنیا کشور ژاپن بود.اتحادیه دانشمندان و مهندسین ژاپن در جولای
۱۹۵۰ ، از پروفسورادوارد دمینگ برای حضور در ژاپن دعوت کرد .دمینگ با حضور در ژاپن، دوره های مختلف یک روزه و چند روزه برای سطوح مختلف فعالان در عرصه صنعت اعم از رهبران ، مدیران، مهندسان، محققان آن کشور برگزار کرد .آموزه ه ای وی تاثیر شگرفی در ایجاد تفکر مشارکتی و حرکت به سمت کنترل کیفیت در ژاپن شد که در آن زمان در ابتدای راه قرار داشت.
این جایزه از قدیم ی ترین جوایز کیفیت و بهره وری در سطح جهان است که با توجه به تئوری های جدید مدیریت و شرایط نوین اقتصادی به منظور:
بهبود وضعیت صادرات کشور ژاپن از طریق بهبودکیفیت محصولات
ترویج کنترل فراگیر در سطح شرکت یا کنترل کیفیت جامع در بین صنایع
شناخت راهبردهای موفقیت آمیز د ر امر کیفیت وارتقاء آگاهی در خصوص اهمیت و روش ه ای مدیریت
شکل گرفت .(رازانی، ۱۳۸۱)
۲-۲-۹-۲٫ مدل تعالی عملکرد مالکوم بالدریچ
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
اهداف آموزش ضمن خدمت در کشورهای مختلف دنیا، همانند اهداف آموزش و پرورش، تحت تاثیر مجموعه متنوعی از متغییر های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی قرار دارد. بنابرین نمی توان از مجموعه ای از اهداف آموزش ضمن خدمت سخن گفت که مورد قبول تمام نظام های اجتماعی و حتی سازمانی باشد. با این همه مهمترین مواردی که به منزله مقاصد نسبتا مشترک سازمان ها و نظام های مختلف در خصوص آموزش ضمن خدمت قابل ذکر است به شرح زیر میباشد:


-
- بهنگام سازی دانش و توانش نیروی انسانی در سازمان: به علت انفجار اطلاعات و تغییر و تحولات علمی همچنین ویژگی های فردی و تأثیر تحولات اجتماعی بر محیط کار و جو سازمانی مسئله آموزش های ضمن خدمت برای ممانعتت از نابهمگان شدن افراد در حرفه شان، مودر توجه جدی است.
- تقویت روحیه همدلی و همکاری در بین کارکنان سازمان که از یک سو زمینه ارتباط متقابل با دیگر کارکنان را در محیط آموزش فراهم میسازد و از سوی دیگر، از طریق افزایش دانش و اطلاعات شغلی، برداشت ها و علائق حرفه ای تغریبا یکسانی را در آنان ایجاد میکند (فتحی واجارگاه، ۱۳۸۷).
۲-۷٫ اصول آموزش ضمن خدمت کارکنان:
در بحث آموزش ضمن خدمت مبانی نظری و اصول، نقش مهمی را ایفا میکنند. این اصول، چهارچوب نظری ویژه ای را بر این آموزش ها فراهم میکند تا بر مبنای آن ها، فعالیت های آموزشی را دنبال کنند. این اصول به طور خلاصه عبارتند از:
-
- آموزش ضمن خدمت کارکنان باید متناسب با ویژگی و نیازهای فراگیران باشد.
- در آموزش ضمن خدمت فراگیران باید نقش فعالی در فرایند یاددهی – یادگیری داشته باشند (امام جمعه و سعیدی رضوانی،۱۳۸۱).
کمیسیون آموزش ضمن خدمت کنفرانس بینالمللی آموزش انگلیسی، اصولی را در مورد آموزش ضمن خدمت معلمان به شرح زیر مطرح کردهاست:
-
- اصل مالکیت: همیشه در آموزش ها حق با معلمان است. آن ها اختیار دارند تا با توجه به آموزش هایی که به آن ها داده می شود، اعمالشان را تغییر بدهند یا ندهند.
-
- اصل همکاری های جامعه و مدرسه: آموزش ضمن خدمت همکاری بین معلمان، اولیای مدرسه و اعضای جامعه، مورد قبول قرار گرفته است، ارتباط بین مدرسه، معلمان جامعه را تقویت میکنند.
-
- اصل حمایت پنهان و آشکار: آموزش و پرورش باید از معلمانی که در آموزش های ضمن خدمت شرکت میکنند حمایت کرده و مورد تشویق قرار دهد.
-
- اصل تداوم:پیشرفت های علمی و فناوری در حال تغییر، لزوم وجود نظام مستمری از آموزش ضمن خدمت را موجب می شود.
- اصل یارگیری متقابل: برای برپا کردن دوره های آموزشی نیاز است تا محیط یادگیری متشکل از مدرس و معلمان شرکت کننده به وجود آید تا هر دو طرف از تجارب یکدیگر استفاده نمایند (فتحی واجارگاه، ۱۳۸۷).
۲-۸٫ آموزش و فناوری اطلاعات و ارتباطات:
معلمان و استادان دانشگاه در زمینه ی دانش علمی و فناوری مورد استفاده در آموزش، با تغییرات سریعی مواجه هستند. پیشرفت های که در زمینه ی فناوری نوین از قبیل رایانه، لیزرها، ربات ها صورت گرفته است، دریچه ای نوین به روی متخصصان آموزش گشوده است، تا بتوانند با بهره گرفتن از فناوری های یادشده، شیوه های آموزش تدریس را بهبود بخشند.
فناوری اطلاعات و ارتباطات واژه ای است که اوایل دهه ی ۱۹۹۰ در ادبیات فناوری و سپس در ادبیات برنامه ریزی توسعه، مطرح شد. این مفهوم از تعامل سه قلمرو به دست آمد؛ ابتدا قلمرو اطلاعات و رایانه با هم ادغام شد و از تعامل آن در فناوری اطلاعات به وجود آمد. فناوری اطلاعات حوزه ای است که هم اکنون در زمینههای مختلفی مورد استفاده قرار میگیرد.سپس با تعامل حوزه ی فناوری رایانه . فناوری ارتباطات از دهه ی ۱۹۸۰ به بعد، قلمرویی تحت عنوان ارتباطات و فناوری در دنیا پدید آمد و در نهایت از تعامل این سه حوزه، قلمرو فناوری اطلاعات و ارتباطات شکل گرفت (جهانگرد، ۱۳۸۳).
امروزه فناوری اطلاعات و ارتباطات به عنوان یکی از فناوری های نوین بشری نه تنها خود دست خوش تغییرات ژرفی شده است، بلکه به سرعت در حال تأثیرگذاری بر الگوی زندگی، روش آموزش، مدیریت، حمل و نقل، مسائل امنیتی، کار و تجارت و زمینههای دیگر زندگی است (علی احمدی و قلی زاده، ۱۳۸۲).
۲-۹٫ روش های آموزشی مبتنی برفناوری اطلاعات و ارتباطات
فرنچ، هال و جانسون (۱۹۹۳) سه روش را برشمرده اند که از طریق آن ها فناوری اطلاعات و ارتباطات را می توان برای پشتیبانی مؤثر محیط یادگیری دانش آموز محور مورد استفاده قرار داد:
-
- تدریس غنی شده[۶]: تدریس غنی شده یعنی این که معلمان بتوانندفعالت های تدریس خود را با بهره گیری از فعالیت های مبتنی بر فناوری اطلاعات و ارتباطات پربار کنند. در کلاس های غنی شده، ممکن است از هر نوع امکانات مانند ارتباط پست الکترنیکی برای، ایجاد بحث بین دانش آموزان و معلمان و نیز همایش گروهی استفاده شود.
-
- یادگیری مجازی: یادگیری مجازی به فرایند یادگیری و تدریس از طریق شبکه جهانی اینترنت و بدون هر گونه تماس چهره به چهره بین افراد شرکت کننده گفته می شود. در این حالت، به جای سخن رانی فرصت های نوینی از طریق اینترنت برای یادگیری انعطاف پذیر و خودگردان فراهم می شود.
- آموزش پیشرفته: آموزش پیشرفته به فرایند کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات گفته می شود که برای تدریس و یادگیری پیشرفته فناوری بر اساس تفکر یادگیری مداوم و همیشگی است که بیان گر فرایند دست رسی به آموزش در زمان مورد نیاز برای یادگیری است (رضوی،۱۳۸۶).
۲-۱۰٫ تاریخچه فاوا در آموزش پرورش ایران
مجموعه اقدامات انجام شده در خصوص ورود فاوا به آموزش و پرورش ایران شامل ۴ مرحله میباشد:
-
- اولین گام برای ورود فناوری های جدید به آموزش و پرورش طرح جامع انفورماتیک در سال ۱۳۶۷ بود، که هدف از آن مکانیزه کردن سیستم اداری آموزش و پرورش از قبیل نقل و انتقال معلمان بود، در این مرحله فاوا به صورت یک ابزار مدیریت در ساختار اداری و مدیریتی آموزش و پرورش بود.
-
- در این مرحله فاوا به مثابه یک درس در آموزش و پرورش مطرح شد. پس ضرورت آشنایی با دانش آموزان مورد توجه قرار گرفت و درس آشنایی با رایانه وارد نظام درسی شد. در ابتدا بیشتر مفاهیم علوم رایانه ای ارائه می شد. در سال ۱۳۷۹ در بازنگری این درس، گرایش به فاوا ایجاد گردید. در نتیجه گرایش کار با رایانه در میان معلمان متوسطه تقویت شد. و باعث حضور فارغ التحصیلان رشته ی رایانه در آموزش و پرورش شد و همین کار توسعه ی فرهنگ فاوا در آموزش و پرورش شد.
-
- به تدریج با درک تحولات عمیق جهانی و نقش فاوا در توسعه، توجه مضاعف مسئولان آموزش و پرورش به گسترش بیش از پیش فناوری ها در سیستم آموزشی شد. این امر باعث شد توسعه فاوا به صورت یک جهت گیری کلی مورد توجه مدیران آموزش و پرورش قرار گیرد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
نهم– حیله و تقلب اعانت و کمک آشکار بر اثم و عدوان است.
دهم– حیله و تقلب ظلم و ستم در حق خداوند است و ظلم نسبت به حق رسول او ، و حق دین او و حق خود شخص حیله گر و متقلب و حق افراد به طور خصوص و حق جامعه به طور عموم میباشد. از نظر تاریخی ابن قیم معتقد است که هیچیک از ائمه اربعه، فتوی به جواز حیله و تقلب نداده اند بلکه متاخرین و پیروان ائمه، حیله هائی را از پیش خود ساختند و آن را به ائمه نسبت دادهاند،(۱)

در حالی که اینان در این نسبت خطا کارند و در پیشگاه خداوند با ائمه روبرو خواهند بود. و از جمله در مقام دفاع از شافعی میگوید: کسیکه به روش شافعی و میزان فضیلت و بزرگی او در بین مسلمین آشنا باشد میداند که او هرگز مرتکب حیله نشده و راهنمائی و دلالتی بر ارتکاب حیله و تقلب نکرده است . تمام آنچه شافعی گفته و بعضی به ناروا نسبت طرفداری از حیله را به او دادهاند این است که بنظر او ملاک صحت
عقود، ظاهر حال و کلام متعاقدین است و به قصد عاقد و نیت او توجهی نمی کند . او به هیچ وجه مردم
۱ – ابن تیمیه میگوید : اولین موذدی که فتوی بجواز این حیل داده شده مربوط به اواخر عصر تابعین است .
را راهنمائی به دروغ و نیرنگ نمی کند و اگر در مورد خاصی یقین حاصل شود که باطن عقدی برخلاف ظاهر آن است و این نکته مسلم شود ، نه تنها شافعی بلکه کسیکه بمرتبه علم و دانش او نرسیده است نیز چنین چیزی را مباح و صحیح نمی داند.
فرق است بین اعتبار دادن به ظاهر عقد، و تجویز عقدی که بنیان آن بر مکر و خدعه بوده و باطن آن خلاف ظاهر آن باشد. آنچه شافعی و سائر ائمه تجویز کردهاند همانند عمل قاضی در دادرسی است. یعنی قاضی همینقدر که ظاهر امر حکایت از عدالت شهود داشته باشد، حکم صادر میکند هرچند در واقع بدروغ شهادت داده باشند و حال آنکه عقیده مدافعین حیله به مثابه دادرسی است ، که علم به دروغ بودن شهادت داشته باشد و بداند که شهادت شهود برخلاف حقیقت است و معذلک به استناد اینکه ظاهر امر حاکی از عدالت آنان است، طبق شهادت حکم صادر نماید. ابن قیم در قسمت دیگر در تأیید همین مطلب میگوید: جایز نیست که این حیله ها به هیچ یک از ائمه نسبت داده شود زیرا نه تنها بر اثر این نسبت، حیله شرعیت پیدا نمی کند بلکه این نسبت موجب لکه دار شدن حیثیت آن امام است و مستلزم سرزنش است و مردمی است که بچنین کسی به عنوان امام و پیشوا اطمینان و اعتماد کردهاند».(۱)
این بود قسمتهایی از فتاوی مهم فقهی مخالف حیله، تقلب که شیوه استدلال در کلیه آن ها یکسان است. همگی آنان به حکمت وضع قانون و این امر که حیله متضمن نقض غرض شارع است عنایت کردهاند و این حقیقتی است که موافقین حیله و تقلب از آن غفلت ورزیده اند زیرا اگر بتوان با حیله و تقلب قوانین را دگرگون ساخته و بی مهابا برخلاف آن ها رفتار نمود معلوم نیست که ارزش و اعتبار قانون سرانجام بکجا خواهد رسید و حکمت این همه تأکید که در کتاب عزیز، بانحاء مختلف آمده است چیست. مثلاٌ اگر کسی دست از ربا برنمیدارد اعلان جنگ با خدا و رسول او بدهد.(۲)
آیا معقول است چنین تهدید عظیمی با این حیله و تقلب بی اثر شود؟ و اصولاٌ در مورد این تهدید شدید حیله مؤثر باشد دیگر کدامیک از دستورات و قوانین اسلامی از تجاوز آن مصون تواند بود و نقش قانون و مذهب در جامعه چیست؟
موافقین حیله نیز در این باب فتاوایی دادهاند که چون در خلال مباحث آتی مورد بررسی های مفصل قرار خواهد گرفت فعلاٌ از ذکر آن خودداری می شود.
بررسی مقررات اسلام که شامل آیات و احادیث و فتاوای مهم فقهی بود نتایج زیر را در بر دارد. اولاٌ: در مقررات اسلام مدارک و نصوص فراوانی بر بطلان حیله و تقلب و حرمت آن وجود دارد که هر یک به نوبه خود میتواند، مبنی و مستند ابطال حیله و تقلب قرار گیرد.
۱ – دلایلی از قرآن و حدیث و اجماع بر تحریم حیله و تقلب آمده است .
۲ – « فان لم تفعلوا فاذانوا بحرب من الله و رسوله » .
ثانیاًٌ: فقهای اسلام با کوششهای علمی خود در طول تاریخ مبنای استواری برای مبارزه با حیله و تقلب به وجود آورده اند و با توجه به اینکه مبانی قوانین مدنی ما با قوانین و فتاوای فقهی ارتباط دارد، باید از این منابع برای خنثی کردن حیله و تقلب استفاده کامل بشود. با این حال باید دانست علیرغم زمینههای بسیار مساعدی که در مقررات اسلام وجود داشته، ولی به علت کثرت موافقین حیله، بخصوص در فقه امامیه، فقها در باب حیله به یک نظریه کلی که در جمیع موارد حیله و تقلب قابل استناد باشد نرسیده اند و حال آنکه استخراج این نظریه و ایجاد یک راه حل کلی و عام برای خنثی کردن حیله و تقلب به طوری که در این پایان نامه آمده ممکن خواهد بود.

مبحث دوم: ماهیت تقلب نسبت به قانون و مطالعه تطبیقی آن در حقوق بین الملل خصوصی
قبل از اینکه مفهوم کلاسیک و جدید تقلب نسبت به قانون بیان شود لازم است توضیح مختصری در مورد اصطلاح حقوق بین الملل خصوصی بیان شود.
اصطلاح حقوق بین الملل خصوصی که به فرانسهDoroit international prive و به انگلیسی Private international law گفته می شود، نخستین بار در سال ۱۳۸۳ به وسیله یک حقوقدان آمریکایی بنامStory به کار رفت و چند سال بعد به وسیله فولیکس وارد فرانسه گردید.
این دانشمنددر سال ۱۸۴۳ کتابی تحت عنوان « کتاب حقوق بین الملل خصوصی » منتشر کرد و پس از آن این اصطلاح در فرانسه معمول و رایج گردید. امروز اصطلاح حقوق بین الملل خصوصی در کلیه کشورهای اروپای بری رایج و پایدار شده است. در انگلستان روز به روز استعمال آن بجای اصطلاح قدیمی تعارض قوانین گسترش بیشتری مییابد.
لیکن در ایالت متحده آمریکا به کار بردن اصطلاح حقوق بین الملل خصوصی نادر، و استعمال«تعارض قوانین » متداول است.( یک مفهوم از تعارض قوانین ). در ایران حقوق بین الملل خصوصی رشته ای نسبتاً جدید و تازه است و هنوز به مرحله کمال نرسیده، با اینکه استادان این رشته بویژه پس از پیروزی انقلاب اسلامی کارها و خدمات ارزش مندی در این زمینه به زبان فارسی ارائه و انتشار دادهاند، بنظر می رسد که هنوز بسیاری از مباحث حقوق بین الملل خصوصی برای حقوق دانان ایران ناشناخته است و نیاز به کار و تلاش و همت بیشتر در این زمینه محسوس است.(۱)
لذا با توجه به اهمیت دانستن حقوق بین الملل خصوصی و لزوم تعلیم و آموزش آن در محافل علمی و دانشگاهی ایران لازم به یادآوری است که در جهان معاصر برای هیچ ملتی میسر نیست که در چهار دیواری سرزمین کشور خود محصور بماند زیرا در هیچ دوره ای از ادوار روابط بین کشورها و اتباع آن ها به این اندازه توسعه و گسترش نیافته است.
۱ – صفایی ، دکتر سید حسین ، مباحثی از حقوق بین الملل خصوصی ، نشر میزان ، چاپ اول ،تهران، تابستان ۷۴ .
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ماده ۷۵۴ ق.م مقرر نموده است: «هر صلح نافذ است، جز صلح بر امری که غیر مشروع باشد» پس انواع اموال (اعم از عین و منفعت) و حقوق (اعم از حق انتفاع و ارتفاق) ممکن است موضوع صلح قرار گیرد.[۸۳] مشروط بر آنکه استفاده از مال با بقاء عین آن ممکن باشد.
بنابرین طریق دیگری که برای برقراری حق انتفاع به موجب قانون مدنی متصور میباشد، استفاده از قالب عقد صلح میباشد. نظر به دامنه وسیع و ظرفیت عقد صلح، علماء و حقوق دانان از آن به عنوان سیدالعقود یا آقای قراردادها نام میبرند.


قانون مدنی تعریفی از عقد صلح بعمل نیاورده اما در تعریف آن گفته شده: «صلح عبارت است از توافق برای ایجاد یا انتفاء یک یا چند اثر حقوقی بدون اینکه بستگی به احکام خاصه عقود معینه داشته باشد.»[۸۴]
به موجب ماده ۷۵۸ ق.م صلح در مقام معاملات نتیجه معامله ای را که به جای آن واقع شده است را میدهد هر چند شرایط و احکام خاص آن معامله را نداشته باشد.
بنابرین اگر مورد صلح، عین باشد در مقابل عوض، نتیجه آن همان نتیجه بیع خواهد بود بدون اینکه شرایط و احکام خاص بیع در آن مجری شود.
همچنین به موجب ماده یک قانون روابط موجر و مستاجر، مصوب اردیبهشت سال ۱۳۶۲ که بیان میکند: (اماکنی که برای سکنی با تراضی با موجر به عنوان اجاره یا صلح منافع و یا هر عنوان دیگری به منظور اجاره به تصرف متصرف داده شده یا بشود اعم از اینکه سند رسمی یا سند عادی تنظیم شده یا نشده باشد مشمول مقررات این قانون است) صلح در مقام اجاره همان نتیجه اجاره را میدهد. در واقع جوهر صلح و وجه امتیاز آن به معامله ای که همان نتیجه را میدهد تسالم و جلوگیری از تنازع است. صلح از جمله عقودی است که علم اجمالی به موضوع آن کافی است مشروط بر آنکه منتهی به علم شود زیرا مجهول مطلق قابل تنفیذ و اجراء نیست.[۸۵]
در مواردی ممکن است مالک و منتفع از عقد صلح برای برقراری حق انتفاع استفاده کنند و قرارداد خود رادر قالب عقد صلح منعقد نمایند اما نکته مهم و قابل توجه آن است که با توجه به مفاد ماده ۷۶۰ ق.م صلح عقد لازم است و در صورتی که در مقام عقود جایز نیز واقع شده باشد اثر لزوم آن از بین نمی رود و هیچ یک از طرفین نمی توانند آن را بر هم زنند مگر در موارد فسخ به خیار یا از طریق اقاله.
بنابرین با فوت یا جنون یا سفه هیچ یک از طرفین نیز عقد مذبور منفسخ نمی شود، در نتیجه چنانچه به موجب عقد صلح، حق انتفاع به صورت حبس مطلق به نفع منتفع برقرار شود با وجود آنکه حبس مطلق از جمله عقود جایز است لیکن فوت یا جنون یا سفه مالک تاثیری در بقاء یا زوال صلح نخواهد داشت زیرا صلح، عقد لازم است و طرفین باید نسبت به موضوع صلح پایبند بوده و مفاد آن برای طرفین لازم الاتباع میباشد همچنین است اگر واگذاری حق انتفاع به صورت حبس مطلق ضمن عقد لازم قید گردد که در اینصورت نیز واگذاری مذبور برای طرفین لازم الاتباع بوده و طرفین حق فسخ آن را به صورت یک طرفه نخواهند داشت.
با توجه به مراتب فوق الذکر، مالک میتواند حق انتفاع را به موجب عقد صلح به منتفع صلح، (منتقل) نماید در اینصورت چنانچه حق انتفاع به صورت عمری (به مدت عمر مالک یا منتفع و یا شخص ثالث) به منتفع صلح شود عنوان حقوقی آن «صلح عمری» خواهد بود.[۸۶] در حالی که اگر حق انتفاع به موجب شرط ضمن عقد برای منتفع برقرار شود چنانچه عقد اصلی در مورد فروش ملکی توسط فروشنده به خریدار باشد و بنابر ملاحظات و مصالحی، طرفین، معامله مذبور را در قالب عقد صلح انجام دهند ممکن است در ضمن عقد صلح مذبور، حق انتفاع نیز برای منتفع به مدت عمر برقرار شود.
در این صورت عنوان عقد مذبور «صلح به شرط عمری» خواهد بود یعنی صلح در مورد عمری نیست بلکه در مقام معامله اصلی (اعم از بیع و غیر آن) واقع شده و حق عمری نیز به صورت شرط ضمن عقد مذبور به نفع منتفع به صورت تبعی و فرعی برقرار می شود.
چنانچه عقد صلح به صورت مستقل در مورد انتقال و برقراری حق انتفاع برای منتفع برقرار شده باشد (به صورت عمری، رقبی یا حبس مطلق) در این صورت ممکن است با توجه به لازم بودن عقد صلح برای هر یک از طرفین به خصوص مالک، حق فسخ معامله و یا خیار فسخ معامله قرار داده شود، تا هر لحظه بخواهد در مدت معین نسبت به فسخ یک طرفه عقد اقدام کند، در نتیجه، عقد صلح مربوط به حق انتفاع نیز عنوان «صلح خیاری» خواهد داشت.
همچنین هر گاه برقراری حق انتفاع به صورت تبعی به موجب شرط ضمن عقد صلحی
که به عنوان مثال در مقام بیع منعقد شده، صورت گیرد حق فسخ به دو صورت ممکن است در ضمن عقد برای هر یک از طرفین یا یکی از آن ها برقرار شود.
نخست اینکه، ممکن است حق فسخ یا خیار فسخ نسبت به عقد اصلی برقرار شود در این صورت صاحب حق میتواند عقد صلح را در مدت معین و یا در صورت تخلف از مفاد شرط مقرر از سوی طرف مقابل، فسخ کند در این مورد با انحلال عقد صلح، شرط ضمن عقد که برقراری حق انتفاع برای منتفع میباشد نیز منحل میگردد مگر طرفین برخلاف آن تراضی نموده باشند.
دوم اینکه، ممکن است حق فسخ یا خیار فسخ فقط نسبت به عقد تبعی و حق انتفاع برقرار شود که در این صورت حق فسخ نسبت به معامله اصلی و عقد اصلی لطمه ای نخواهد زد بلکه تنها در مورد حق انتفاع، صاحب حق خیار میتواند در مدت معین و یا دراثر تخلف طرف مقابل از شرط مقرر، حق انتفاع را به صورت یک طرفه فسخ کند در نتیجه استفاده از حق فسخ لطمه ای به عقد صلح وارد نمی سازد و عقد مذبور تداوم خواهد داشت و لیکن حق انتفاع از بین خواهد رفت.
بنابر موارد ذکر شده در این مبحث، می توان گفت که صلح عمری یا صلح به شرط عمری ممکن است به صورت مطلق بین مالک و منتفع برقرار شود که در این صورت هیچ یک از طرفین حق فسخ آن را نخواهند داشت ولی در صورتی که صلح عمری یا صلح به شرط عمری به صورت خیاری یا مشروط منعقد شود در اینصورت مطابق هر یک از شقوق متصور که بیان شد صاحب حق فسخ یا ذوالخیار میتواند نسبت به فسخ یک طرفه قرارداد اقدام کند و در این خصوص هیچ مانعی وجود ندارد.
قالب پیشنهادی برای سند مذکور بشرح نمونه شماره ۷ قسمت ضمایم میباشد.
بند هفتم – سند صلح به شرط عمری، رقبی یا سکنی
عمری، رقبی و سکنی را می توان به صورت شرط ضمن عقد صلح نیز برقرار نمود. که قالب پیشنهادی برای سند مذکور بشرح نمونه شماره ۸ قسمت ضمایم میباشد.
مبحث سوم – وجوه اشتراک در تنظیم سند رسمی واگذاری حق انتفاع
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
نگاره شماره ۸۷: جدول نتایج تحلیل واریانس چند طرفه سفر به صورت مستقل یا با تور گردشگری بر متغیرهای وابسته ۱۲۳
نگاره شماره ۸۸ :جدول میانگین و انحراف استاندارد و اندازه نمونه برای گروههایی که برای بار اول یا چندم مسافرت کردهاند ۱۲۶


نگاره شماره ۸۹: جدول آزمون لون برای برابری واریانس برای گروههایی که برای بار اول یا چندم مسافرت کردهاند ۱۲۷
نگاره شماره ۹۰ :جدول نتایج تحلیل واریانس چند طرفه سفر برای اولین بار یا برای چندمین بار بر متغیرهای وابسته ۱۲۸
فصل اول :
کلیات
۱-۱ مقدمه
صنعت گردشگری با توجه به ابعاد فراگیر اقتصادی،فرهنگی،سیاسی و … به یکی از مهم ترین منابع مفید و پر سود دنیای امروز تبدیل شده است و در این میان کشورهای برخوردار از جاذبه های غنی توریستی و اکوتوریستی با برنامه ریزی های کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت مصمم به گسترش توریسم در ابعاد داخلی و خارجی میباشند.

توسعه صنعت گردشگری در نیمه دوم قرن بیستم مطرح شده و رفته رفته به یک پدیده و پیشرفت فنی در صحنه جهانی تبدیل شده و رقابت شدیدی را جهت جذب بیشتر جهانگرد به وجود آورده است.که از این طریق کشورها قادر شده اند مسایل مهمی نظیر کسب دآمد ارزی، رونق اشتغال، تبادل و تعامل فرهنگی، ایجاد بازار مصرف تولیدات، خدمات پر کردن اوقات فراغت مردم و حضور فعالانه و آگاهانه در عرصه اطلاعات و ارتباطات جهانی را برای مردم خودشان به ارمغان آورند.
کشور ما نیز با وجود ظرفیت های بسیار غنی در زمینه صنعت گردشگری نظیر: شرایط اقلیمی و آب و هوایی خاص، وجود بسیاری از مواهب طبیعی در سرزمینی با وسعت زیاد، برخورداری از تمدنی چندین هزارساله و فرهنگ غنی، هنر،معماری و صنایع دستی متنوع میتواند با بهره گرفتن از نیروی انسانی متخصص در کشور ، درامدهای قابل توجهی را از این راه کسب نماید.اما متاسفانه تا کنون علیرغم وجود جاذبه های بسیار، سهم درآمدهای ارزی ایران از این فعالیت بسیار ناچیز بوده است.
طبق پیشبینی سازمان جهانی گردشگری(UNWTO[1]) ، درآمد حتی پایین ترین کشور در فهرست ۲۰ کشور توریست پذیر در سال ۲۰۲۰ ، افزون بر ۲۰ میلیون دلار و حد متوسط ۲۰ کشور اول دنیا ۵۰ میلیارد دلار خواهد بود. اما سهم کشوری مثل ایران در این بخش ۳۴/۲ میلیون گردشگر خارجی و تنها ۸۰۰ میلیون دلار درآمد اقتصادی است که از لحاظ جذب گردشگر بینالمللی رتبه ۵۵ و از لحاظ درآمد اقتصادی رتبه ۴۵ را در دنیا دارا است.
کارشناسان اقتصادی با توجه به اهمیت صنعت گردشگری در چرخه اقتصادی بر این باورند که این صنعت در اواخر قرن ۲۱ به بزرگترین کارفرمای جهان تبدیل خواهد شد.علاوه بر این معتقدند که هم اکنون درامدهای خالص از جذب یک گردشگر با فروش چندین بشکه نفت برابری میکند.در سال ۲۰۱۰ تعدادمشاغل بخش سفر و گردشگری به۶/۲۵۱ میلیون یا ۱/۹ درصد از کل مشاغل جهان خواهد رسید(سازمان جهانی گردشگری،۲۰۱۰).
در مجموع صنعت توریسم به دلیل اثرات مثبت و چشم گیر اقتصادی،اجتماعی،فرهنگی،سیاسی و امنیتی آن و فواید بی شماری که عاید گردشگران و مناطق میزبان میکند دارای اهمیت انکار ناپذیر است.از این رو توسعه این صنعت به عنوان نیاز اساسی این کشور مطرح میگردد و در این راستا سازماندهی و اجرای طرح های پژوهشی در این خصوص از اهمیت خاصی برخوردارند. در این تحقیق به دنبال شناسایی عوامل انگیزشی و بررسی سطح رضایت گردشگران خارجی از سفر به استان کرمان می باشیم. تا با شناسایی عوامل انگیزشیی گردشگران بتوان با تحریک و تبلیغات مناسب زمینه جذب گردشگران را فراهم کرد و با افزایش رضایت گردشگران به دنبال افزایش جمعیت گردشگران ورودی به استان کرمان باشیم.

۱-۲ بیان مسأله تحقیق
در جهان امروز سه صنعت مهم از جهت درآمدی از اهمیت بالایی برخوردارند که به ترتیب عبارتند از: صنعت نفت، صنعت جهانگردی و صنعت خودروسازی. محققان معتقدند که صنعت گردشگری با پیشرفت و سیر صعودی که دارد تا سال ۲۰۱۴ اولین صنعت جهان به لحاظ اقتصادی و درآمد خواهد بود.
امروزه صنعت گردشگری به عنوان جایگزینی مطمئن برای درآمدهای ارزی حاصل از صدور نفت و سایر اقلام صادراتی شناخته می شود. بررسی های صورت گرفته در خصوص درآمدهای گردشگری و سهم خدمات گردشگری در کل مبادلات تجاری جهان و رشد سالانه آن نوید بخش آینده ای روشن برای کشورهایی است که توان استفاده امکانات خود در جهت جذب گردشگران خارجی را دارند(سازمان جهانی گردشگری،۲۰۰۷)
متأسفانه در کشور ما صنعت توریسم و گردشگری چنان که شایسته ی آن است گسترش و توسعه نیافته است. با وجودی که در تمامی برنامه های توسعه سالیان اخیر، بر روش هایی غیر از اقتصاد تک محصولی متکی بر صادرات نفت تأکید شده در مقام عمل موفقیت و کامیابی ملموس و محسوس در این زمینه به دست نیامده است. در حالی که رشد و توسعه صنعت گردشگری در ایران به عنوان یکی از راهکارهای علمی رهایی از اقتصاد تک محصولی و متنوع سازی منابع درآمد کشور، باید بیش از پیش مورد توجه برنامه ریزان و سیاست گزاران کشور قرار بگیرد.
از طرفی بر اساس سند چشم انداز ۲۰ ساله کشور و برنامه ی چهارم توسعه ، سهم ایران از بازار جهانی گردشگری در افق سال ۱۴۰۴، ۱/۵ درصد از تعداد گردشگران خارجی (یعنی ۲۰ میلیون نفر) و۲درصد از درآمد صنعت گردشگری جهانی هدف گذاری شده است و برای رسیدن به هدف مذکور رشد سالانه گردشگری در طول برنامه چهارم توسعه ۳۰ درصد تعیین گردیده است(الماسی،۱۳۸۶).
آگاهی از این آمارها با در نظر داشتن جاذبه های توریستی کشور دلایل محکمی بر ضرورت توجه به جنبههای مختلف این صنعت در کشور، به منظور رشد و توسعه همه جانبه آن و حصول درآمدهای سرشار ارزی از این طریق میباشند به طوری که در صورت وجود برنامه ریزی های دقیق و بررسی ابعاد همه جانبه آن، درآمد سرشاری از این صنعت نصیب کشور خواهد شد.
ازجمله موارد مهم در برنامه ریزی این بخش ، شناسایی عوامل انگیزشی گردشگران و بررسی میزان رضایت گردشگران از وضعیت کنونی است که از اهمیت خاصی برخوردار است. اندازه گیری و مدیریت رضایت مشتری ، برای بقا توسعه و موفقیت صنعت گردشگری بسیار مهم است. رضایت مشتری اغلب در قلب فعالیت های بازاریابی قرار دارد چراکه میتواند این اطمینان را بدهد که نتایج استراتژیک مورد نظر به دست آمده اند.سطح بالاتر از رضایت مصرف کننده به احتمال زیاد منجر به افزایش وفاداری مشتری،کاهش کشش قیمتی، جداسازی سهم بازار حاضر از رقبا،کاهش هزینه های شکست،جذب مشتریان جدید، کمک به توسعه و شهرت در بازار می شود.

در تحقیق حاضر درصدد پاسخگویی به سوالات زیر هستیم :
-
- رتبه بندی انگیزه های گردشگران خارجی از مسافرت به استان کرمان چگونه است؟
-
- روش های کسب اطلاعات در گردشگران خارجی چگونه است؟
-
- رتبه بندی رضایت گردشگران خارجی از ویژگی های استان کرمان چگونه است؟
-
- سطح رضایت گردشگران خارجی از هرجزیی از ویژگی های استان کرمان چگونه است؟
-
- چه تفاوتی بین گردشگران خارجی که به صورت مستقل سفر کردهاند با گردشگرانی که با تور سفر کردهاند از لحاظ سطح اهمیت منابع اطلاعاتی،سطح رضایت از ویژگی های گردشگری استان کرمان وجود دارد؟
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
توانمندسازی کارکنان یکی از تکنیک های مؤثر برای ارتقای بهره وری کارکنان و استفادۀ بهینه از ظرفیتها و توانایی های آنان در زمینه ی اهداف سازمانی است تعاریف گوناگونی از واژه ی توانمندسازی از سوی صاحب نظران ارائه شده است زیمرمن[۶۷] (۱۹۹۵) معتقد است:


توانمندسازی واژه ای است که ارائه ی تعریف از آن سهل و ممتنع است هر کسی تصوری از آن را در ذهن خود پرورش میدهد اما حقیقتاً افراد کمی به آن اشراف دارند . تاریخچه ی اولین تعریف اصطلاح توانمندسازی به سال ۱۲۸۸ میلادی برمیگردد که در آن توانمندسازی را تفویض اختیار در نقش سازمانی فرد میدانستند این اختیار باید به فردا اعطا گردد یا در نقش سازمانی او دیده شود (آقایار، ۱۳۸۲ ص، ۸۷) در فرهنگ لغت توانمندسازی معانی متفاوتی را تداعی میکند. به کسی اقتدار رسمی دادن تفویض اختیار کردن، مأموریت دادن و اختیار دادن از معانی موجود در فرهنگ لغت است(گرو، ۱۹۷۱ ؛ به نقل از آقایار ، ۱۳۸۲) .
در علم مدیریت نیز توانمندسازی صرفا از یک جنبه مورد توجه قرار نمیگیرد بلکه حتی در مدیریت نیز جنبههای متعددی را برای توانمندسازی قائلند به طور کلی، با بررسی تحقیقات مدیریتی و سازمانی تعاریف توانمندسازی در سه دسته طبقه بندی میشود:
الف: توانمندسازی به عنوان تفویض اختیار
ب: توانمندسازی به عنوان ایجاد انگیزش
ج: توانمندسازی بر اساس دو رویکرد مکانیکی و ارگانیکی . (نادری و جمشیدیان ، ۱۳۸۶ ) .
گرو(۱۹۷۱)، شاول ، دسلر و رینیک (۱۹۹۳) ، بلانچارد ، کارلوس و رندولف (۱۹۹۶) ، فوی(۱۹۹۷) و اتور(۱۹۹۷) توانمندسازی را اعطای اختیار تصمیم گیری به کارکنان به منظور افزایش کارایی آنان و ایفای نقش مفید در سازمان می دانند . اما امروزه این مفهوم گسترش یافته و توانمندسازی تنهابه معنی اعطای قدرت به کارکنان و تفویض اختیار نیست ؛ بلکه فرآیندی است که به موجب آن کارکنان با فراگیری دانش، مهارت و انگیزه میتوانند عملکردشان را بهبود بخشند . بنابرین «توانمندسازی فرآیندی است که از مدیریت عالی سازمان تا پائین ترین رده امتداد مییابد» (ساواجی،۲۰۰۱) . اگر چه وتن و کمرون (۱۹۹۸) توانمندسازی را به معنی قدرت بخشیدن به کارکنان می دانند . بدین معنی که به آنان کمک کنیم تا حس اعتماد به نفس را در خود تقویت و بر ناتوانی ها یا درماندگی ها غلبه کنند و همچنین برای انجام فعالیتها به آنان انرژی و انگیزه ی درونی بدهیم . در عین حال متذکر شدند : توانمندسازی فقط تفویض قدرت به کارکنان نیست اگرچه قدرت همانند توانمندسازی ، دلالت بر توانایی انجام کارها را دارد ، قدرت و توانمندسازی یک چیز نیستند . افراد میتوانند هم قدرت داشته باشند و هم نداشته باشند . اگرچه فردی میتواند به فرد دیگری قدرت بدهد ، باید قابلیت پذیرش توانمندشدن را داشته باشد . بنابرین بین توانمندسازی و تفویض اختیار یک رابطه دوسویه وجود دارد. برخی نویسندگان مانند کانگر و کانونگو(۱۹۸۸) توانمندسازی را فرایند احساس خودکارآمدی در افراد از طریق شناسایی و حذف شرایطی که موجب ناتوانی کارکنان شده است می دانند . توانمندبودن به ایجاد شرایطی برای افزایش انگیزش انجام وظایف محوله از طریق تقویت احساس خودکارآمدی شخص اشاره دارد (به نقل از عبدالهی و نوه ابراهیم، ۱۳۸۵) .
کانگر و کانونگو(۱۹۸۸) با توجه به این مفهوم، الگوی توانمندسازی را در مراحل زیر خلاصه میکنند:
مرحله ی اول: شامل شناسایی و حذف شرایطی که موجب احساس بی قدرتی در کارکنان میشود، است این عوامل میتواند شامل تغییرات سازمانی، ساختار سازمانی، نظام پاداش دهی و ماهیت شغل باشد.
مرحله ی دوم: به کارگیری فنون و راهبردهای مدیریتی یا مدیریت توانمندسازی است. این راهبردها شامل مدیریت مشارکتی، نظام بازخورد، پاداش مبتنی بر شایستگی و غنای شغلی است.
مرحله سوم: استفاده از منابع اطلاعاتی کارآمد است این منابع به مؤثر بودن اقدامات توانمندسازی که در مرحلۀ دوم به آن ها اشاره شد کمک خواهد کرد.
مرحله چهارم: کسب تجربۀ کارکنان از طریق فرایند توانمندسازی است . مراحل قبل ، احساس توانمندی یا خودکارآمدی را در زیردستان تقویت میکنند(نادری و جمشیدیان ، ۱۳۸۶) .
در علم روانشناسی نیز توانمندسازی از جنبههای مختلف مورد توجه قرار میگیرد . یکی از انواع توانمندسازی ، روانی میباشد . توانمندسازی روانی خود به چهار بعد تقسیم میشود: معناداری – شایستگی – خودمختاری – اثرگذاری .
توانمندسازی روانشناختی:
توانمندسازی روان شناختی به مجموعه ای از حالات روانشناختی اشاره دارد که برای احساس کنترل افراد در رابطه با کارشان لازم و ضروری میباشند به جای تمرکز بر رویه های مدیریتی که قدرت را با کارکنان در همه سطوح سازمان تقسیم می کند . توانمندسازی روانشناختی تمرکز بر این دارد که کارکنان کارشان را چگونه تجربه می نمایند. این دیدگاه به توانمندسازی به عنوان باورهای فردی کارکنان درباره نقش شان در رابطه با سازمان اشاره دارد (اسپریتزر[۶۸]، ۲۰۰۸) .
یکی از مقاله هایی که منجر به پژوهش های بیشتری شد و به صورت متفاوتی توانمندسازی را مورد بحث و بررسی قرار دادند، مفهوم سازی کانگر و کانونگو(۱۹۸۸) در مورد توانمندسازی بود .
آن ها استدلال نمودند که دیدگاه ساختار اجتماعی توانمندسازی ناقص است . زیرا اگر رویه های مدیریتی توانمندسازی کارکنان، فاقد احساس خودکارآمدی باشند ، اثر کمی بر آن ها دارند . آن ها معتقد بودند توانمندسازی فرایند افزایش خودکارآمدی بین اعضای سازمان میباشد که این خودکارآمدی از طریق همانند سازی و رفع شرایطی که باعث افزایش ناتوانی میگردد حاصل میشود (کانگر و کانونگو، ۱۹۹۸) .
توماس و ولتهوس(۱۹۹۶) با ایجاد چارچوب نظری برای بررسی توانمندسازی به عنوان انگیزش شغلی درونی در چهار شناخت که جهت گیری به کار را نشان میدهند ، عقیده و نظر کانگر و کانونگو (۱۹۸۸) را گسترش دادند و به جای ویژگی های موقعیتی ، توانمندسازی را به عنوان مجموعه ای از شناخت با حالتهایی تعریف نمودند که به واسطۀ محیط کاری که منجر به جهت گیری فعال نسبت به شغل میشود تأثیر میپذیرند . به دست آوردن این چهار شناخت منجر به احساس توانمندسازی میگردد . اسپریتزر(۱۹۷۷) متون پژوهشی بین رشته ای دربارۀ توانمندسازی شامل روانشناسی ، جامعه شناسی ، مددکاری اجتماعی و آموزش را مورد مطالعه قرار داد . وی برای این چهار بُعد در بین این متون بین رشته ای حمایت گسترده ای یافت نمود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
از همین رو با توجه به اهمیت رضایت زناشویی و نقشی که طرحوارههای ناسازگار اولیه در کیفیت روابط زناشویی زوجین دارد، این پژوهش در پی پاسخ به این سؤال است که آیا مرحله سنجش و آموزش رویکرد طرحواره درمانی می تواند فعالیت طرحوارههای ناسازگار اولیه را کاهش و رضایت زناشویی را افزایش دهد؟

۲-۱ سؤالهای پژوهش[۱]
سؤال اول: آیا اجرای مرحله سنجش و آموزش رویکرد طرحواره درمانی بر فعالیت طرحواره محرومیت هیجانی اثربخش است؟
سؤال دوم: آیا اجرای مرحله سنجش و آموزش رویکرد طرحواره درمانی بر فعالیت طرحواره وابستگی/ بیکفایتی اثربخش است؟
سؤال سوم: آیا اجرای مرحله سنجش و آموزش رویکرد طرحواره درمانی بر فعالیت طرحواره بازداری هیجانی اثربخش است؟
سؤال چهارم: آیا اجرای مرحله سنجش و آموزش رویکرد طرحواره درمانی بر فعالیت طرحواره بی اعتمادی/ بدرفتاری اثربخش است؟
سؤال پنجم: آیا اجرای مرحله سنجش و آموزش رویکرد طرحواره درمانی بر فعالیت طرحواره رهاشدگی/ بیثباتی اثربخش است؟
سؤال ششم: آیا اجرای مرحله سنجش و آموزش رویکرد طرحواره درمانی بر فعالیت طرحواره ایثار اثربخش است؟
سؤال هفتم: آیا اجرای مرحله سنجش و آموزش رویکرد طرحواره درمانی بر فعالیت طرحواره معیارهای سرسختانه/ عیبجویی افراطی اثربخش است؟
سؤال هشتم: آیا اجرای مرحله سنجش و آموزش رویکرد طرحواره درمانی بر رضایت زناشویی اثربخش است؟
۳-۱ تعریف متغیرهای پژوهش
۱-۳-۱ سنجش و آموزش رویکرد طرحواره درمانی
رویکرد طرحواره درمانی دارای دو مرحله است که مرحله اول آن سنجش و آموزش است. در این مرحله مدل طرحواره را به بیماران آموزش می دهند و بیماران یاد می گیرند سبکهای مقابلهای ناکارآمد خود را بشناسند و ببینند چگونه پاسخهای مقابلهایشان باعث تداوم طرحوارههای آنها میشوند. سنجش یک فرایند چندبعدی است که شامل مصاحبه درباره تاریخچه زندگی، تکمیل پرسشنامه های طرحواره، تکالیف خود – بازنگری و تمرینهای تصویرسازی ذهنی است (یانگ، ۲۰۰۳).
۲-۳-۱ طرحوارههای ناسازگار اولیه
تعریف نظری: طرحوارههای ناسازگار، الگوهای هیجانی و شناختی خود آسیبرسان در فرد هستند که در ابتدای رشد و تحول در ذهن شکل گرفته و در مسیر زندگی تکرار میشوند (یانگ و همکاران، ۱۳۸۹). طرحوارههای ناسازگار اولیه باورهای هستهای (پیش فرضهای غیرشرطی) در مورد خود و دیگران را بازنمایی کرده و پردازش اطلاعات بیرونی را به مسیری ناکارآمد منحرف میکنند. بنابرین، روابط بین فردی و ادراک از خود را تحت تأثیر قرار می دهند (نوعی، اصغرنژادفرید، فتی و عاشوری، ۱۳۸۹).

تعریف عملیاتی: نمرهای که فرد در پرسشنامه طرحواره یانگ در طرحوارههای ناسازگار اولیه کسب کند.
۳-۳-۱ رضایت زناشویی
تعریف نظری: الیس[۲] (۱۹۹۲؛ نقل در سلیمی، آزادمرزآبادی، امیری و تقوی، ۱۳۸۷) رضایت زناشویی را ناشی از احساسات مرتبط با خشنودی، رضایت و لذت تجربه شده زن یا شوهر میداند. رضایت زناشویی یعنی انطباق بین انتظاراتی که فرد از زندگی زناشویی دارد و آنچه در زندگی خود تجربه می کند (مادنز[۳]، ۱۹۸۱؛ نقل در قربانعلیپور، فراهانی، برجعلی و مقدس، ۱۳۸۷).
تعریف عملیاتی: نمرهای است که فرد از پرسشنامه رضایت زناشویی انریچ کسب می کند.
فصل دوم
مبانی نظری و پیشینه پژوهش
۱-۲ تاریخچه سازه طرحواره
کلمه «طرحواره» در حوزه های پژوهشی مختلفی بهکار برده شده است. طرحواره به طور کلی، بهعنوان ساختار، غالب یا چهارچوب تعریف می شود. طرحواره در نظام فلسفی کانت، درک و دریافت نقطه اشتراک تمام عناصر یک مجموعه تعریف می شود. این واژه همچنین در نظریه ریاضی مجموعهها، هندسه جبری، آموزش، تحلیل ادبی و برنامه ریزی کامپیوتری نیز بهکار برده شده است. واژه طرحواره در روانشناسی و به طور گسترده تر در حوزه شناختی، تاریخچهای غنی و برجسته دارد. در حوزه رشد شناختی، طرحواره را به صورت غالبی در نظر می گیرند که بر اساس واقعیت یا تجربه شکل میگیرد تا به افراد کمک کند تجارب خود را تبیین کنند. علاوه بر این، ادراک از طریق طرحواره، واسطهمندی می شود و پاسخهای افراد نیز توسط طرحواره جهت پیدا میکنند (یانگ[۴]، کلوسکو[۵] و ویشار[۶]، ۱۳۸۹).
طرحواره، بازنمایی انتزاعی خصوصیات متمایزکننده یک واقعه است. بهعبارت دیگر، طرحی کلی از عناصر برجسته یک واقعه را طرحواره میگویند (یانگ و همکاران، ۱۳۸۹). طرحوارهها را میتوان ساختارهایی برای بازیابی مفاهیم کلی ذخیره شده در حافظه یا مجموعه سازمان یافتهای از اطلاعات، باورها و فرضها دانست (عارفنیا، سرندی و یوسفی، ۱۳۹۱). در روانشناسی، احتمالا این واژه بیشتر با کارهای پیاژه تداعی می شود، چرا که او در مراحل مختلف رشد شناختی به تفصیل در خصوص طرحوارهها بحث کردهاست (یانگ و همکاران، ۱۳۸۹). پیاژه در سال ۱۹۵۴ و بالبی در سال ۱۹۶۹ بیان کردند که عملکرد والدین سبب ایجاد و گسترش مدلهایی در درون سازمان شناختی فرد به نام طرحواره می شود. این طرحوارهها در زندگی فرد بهعنوان عدسیهایی عمل میکنند که تفسیر، انتخاب و ارزیابی فرد از تجارب وی را شکل می دهند (گانتی[۷]، ۲۰۰۸).
در حوزه رشد شناختی طرحواره بهعنوان نقشه انتزاعی شناختی در نظر گرفته می شود که راهنمای تفسیر اطلاعات و حل مسئله است (یانگ و همکاران، ۱۳۸۹). در رویکرد شناختی طرحواره مفهومی است که به بررسی این نکته می پردازد که ما چگونه میاندیشیم، درک و پردازش میکنیم و چگونه اطلاعات را به یاد میآوریم. طرحواره چارچوب شناخت عامی است که فرد درباره یک موضوع خاص دارد. طرحواره به ادراک سازمان و جهت میبخشد ( رضایی، حسینزاده، دولتشاهی، مصافی و جعفری، ۱۳۹۰). بنابرین ما به یک طرحواره زبانی برای فهم یک جمله و به یک طرحواره فرهنگی برای تفسیر یک افسانه نیاز داریم. ژرفترین ساختارهای شناختی، طرحوارهها هستند (سویتزر[۸]، ۲۰۰۶؛ نقل در سلمانپور، فرید، سلمانپور و قاسمزاده، ۱۳۹۳). طرحوارهها در رویارویی با محرکهای جدید بر پایه ساختار پیشین خود، اطلاعات بهدست آمده را غربال، رمزگردانی و ارزیابی میکنند و بدین ترتیب بر نوع نگرش افراد نسبت به خود و جهان پیرامونشان تأثیر میگذارند (جاگوین[۹]، ۱۹۹۷؛ نقل در سلمانپور و همکاران، ۱۳۹۳).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
رضایت از زندگی
در تحقیقی با عنوان بررسی رابطه عزت نفس، نفوذ اجتماعی و رضایت از زندگی با تمایل به خرید تفننی که با هدف بررسی تاثیر متغیر های عزت نفس، نفوذ اجتماعی و رضایت از زندگی بر تمایل به خرید تفننی انجام گرفته است جامعه اماری این پژوهش خریداران مراکز خرید در شهر تهران میباشد که با بهره گرفتن از روش نمونه گیری تصادفی ۳۹۸ نمونه قابل قبول جمع اوری شده است که پس از تجزیه و تحلیل داده ها نتایج حاصل از انجام پژوهش در نمونه مورد بررسی نشان از عدم وجود رابطه بین رضایت از زندگی با بعد عاطفی تمایل به خرید تفننی میباشد در حالی که رابطه معکوس رضا یت از زندگی بعد شناختی تمایل به خرید تفننی به تأیید نرسیده است و همچنین بعد هنجاری نفوذ اجتماعی با بعد عاطفی تمایل به خرید تفننی نیز رابطه مستقیمی نشان نمی دهد در حالی که ارتباطی معکوس بین بعد اطلاعاتی نفوذ اجتماعی با بعد شناختی تمایل به خرید تفننی به دست امده ،همچنین رابطه معکوس بین بعد خود دوستی وبعد شایسته دانستن خود از شاخص عزت نفس با عاطفی تمایل به خرید تفننی به تأیید نشده در حالی که عدم وجود ارتباط بین ابعاد عزت نفس بعد شناختی تمایل به خرید تفننی مورد تأیید قرار گرفته است(مریم جلالی،شهناز نایب زاده و مسعود حکاکی :تابستان ۱۳۹۳)

منوچهر حسنی نیز در تحقیقی با عنوان بررسی رابطه سطح سواد و درامد بامتغیر رضایت از زندگی که در سال ۱۳۷۴ در سطح کل کشور انجام داده رابطه مستقیم بین متغیر های سطح سواد و درامد با متغیر رضا یت از زندگی را گزارش کردهاست(منوچهر حسنی ۱۳۷۴)
امید واری
در تحقیقی با عنوان رابطه علی بین نگرشهای مذهبی، امیدواری ، سلامت روانی و سلامت جسمانی در دانشجویان دانشگاه شهید چمران اهواز که با هدف بررسی برازش مدل رابطه بین چهار متغیر نگرشهای مذهبی، امیدواری ، سلامت روانی و سلامت جسمانی انجام گرفت. نمونه تحقیق مشتمل بر ۳۹۶ نفر دانشجوی دانشگاه شهید چمران اهواز که در سال تحصیلی ۸۱-۸۰ به تحصیل اشتغال داشتند، میباشد. پس از جمع آوری داده ها، از روش های آمار توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل مسیر و آزمون t جهت تحلیل داده ها استفاده شد. بر اساس نتایج این پژوهش، مسیرهای مستقیم از نگرشهای مذهبی به خوشبینی، از امیدواری به سلامت روانی و از سلامت روانی به سلامت جسمانی معنی دار بود. همچنین مسیرهای غیرمستقیم از نگرشهای مذهبی به سلامت روانی و جسمانی و از امیدواری به سلامت جسمانی معنی دار بود. اما مسیرهای مستقیم بین نگرشهای مذهبی و سلامت روانی و جسمانی و بین امیدواری و سلامت جسمانی، معنی دار نبود(شهنی ییلاق و دیگران،۱۳۸۳).

در تحقیقی با عنوان خوشبینی-بدبینی و راهبردهای کنار آمدن: پیش بینی سازگاری روانشناختی در نوجوانانو با هدف بررسی تاثیر خوشبینی بر راهبردهای کنارآمدن و سازگاری روانشناختی در نوجوانان انجام شده است. در یک بررسی همبستگی و علمی-مقایسه ای ۲۰۸ دختر و ۱۴۷ پسرِ داوطلب کنکور سراسری که به روش خوشهای-تصادفی انتخاب شده بودند، به کمک آزمون بازنگری شده جهتگیری زندگی، پرسشنامه روشهای کنارآمدن، مقیاس رضایت از زندگی و پرسشنامه سلامت عمومی مورد بررسی قرار گرفتند. یافته ها حاکی بر آن هستند که خوشبینها بیشتر از بدبین ها از راهبردهای کنارآمدن مسئلهمدار، بهره میگرفتند، همچنین از سلامت عمومی بهتری برخوردار بودند و از زندگی رضایت بیشتری داشتند. تحلیل رگرسیون نشان داد که خوشبینی-بدبینی مقدار معنیداری از واریانس راهبردهای کنارآمدن و سازگاری روان شناختی را تبیین می نماید. نتایج این یافته ها، نقش خوشبینی را در داشتن سازگاری روانشناختی بهتر تأیید می کند(موسوی نسب و تقوی، ۱۳۸۵).
در تحقیقی با عنوان بررسی روابط ساده و چندگانه نگرش مذهبی، امیدواری و سبکهای دلبستگی با رضایت زناشویی در دانشجویان مرد متاهل دانشگاه شهید چمران اهواز که با هدف بررسی روابط ساده و چندگانه نگرش مذهبی، امیدواری و سبکهای دلبستگی با رضایت زناشویی در دانشجویان مرد متاهل دانشگاه شهید چمران اهواز انجام گردید.نتایج تحقیق نشان دادند که بین هر یک از متغیرهای امیدواری نگرش مذهبی و خرده مقیاس های آن، امیدواری و سبکهای دلبستگی با رضایت زناشویی رابطه مثبت معنی دار وجود دارد(عطاری و دیگران،۱۳۸۵).
در تحقیقی با عنوان ارتباط امیدواری و سبک های دلبستگی با رضایت زناشویی در کارکنان بیمارستان با هدفتعیین رابطه بین امیدواری و سبک های دلبستگی با رضایت زناشویی در کارکنان بیمارستان انجام گردید.این پژوهش از نوع همبستگی میباشد. جامعه پژوهش آن شامل کلیه کارکنان زن متاهل بیمارستان فاطمه زهرا (س) نجف آباد بوده است و نمونه تحقیق ۸۸ نفر از این زنان بودند که به روش تصادفی ساده در سال ۱۳۸۷ انتخاب شدند. یافته ها نشان داد که امیدواری و سبک های دلبستگی با رضایت زناشویی دارای رابطه معنی داریدارد. (مردانی و حیدری،۱۳۸۹).
در تحقیقی با عنوان تاثیر آموزش مهارت های امیدواری بر هوش هیجانی پسران کانون اصلاح وتربیت شهر کرمان و با هدفبررسی تاثیر آموزش گروهی مهارت های امیدواری بر هوش هیجانی پسران کانون اصلاح و تربیت شهرستان کرمان انجام گردید. در این راستا از روش نیمه آزمایشی با طرح دو گروهی انتساب تصادفی با پیش آزمون و پس آزمون استفاده شد و پرسشنامه هوش هیجانی به عنوان ابزار پژوهش بر روی نمونه مورد بررسی به اجرا گذاشته شد.از آزمون آماری t گروه مستقل برای تحلیل داده ها استفاده شد و نتایج به دست آمده نشان داد که آموزش راهبردهای امیدواری در ارتقای هوش هیجانی گروه آزمایش به صورت معنی داری مؤثر بوده است(رقیبی و ربانی، ۱۳۹۱).

در تحقیق با عنوان بررسی رابطه امیدواری با سلامت عمومی در دانشجویان دانشگاه های شهر یزد و با هدف بررسی ارتباط امیدواری با سلامت عمومی در دانشجویان دانشگاه های شهر یزد طراحی و اجرا گردید. داده ها از بین ۳۰۰ نفر از دانشجویان دانشگاه های علوم پزشکی، یزد، آزاد اسلامی شهر یزد به روش طبقهای تصادفی جمع آوری گردید.تحقیق از نوع توصیفی همبستگی بوده و نتیجه گرفته شد که بین امیدواری و سلامت عمومی رابطه معناداری وجود دارد(باقیانی مقدم و دیگران، ۱۳۹۲).
عرت نفس
در تحقیقی با عنوان بررسی نقش میانجی عزت نفس و خود کار امدی در رابطه بین سبک زندگی اسلامی ساز گاری اجتماعی جوانان شهر مشهد انجام گرفته که هدف ان بررسی نقش میانجی عزت نفس و خود کار امدی در رابطه بین سبک زندگی اسلامی ساز گاری اجتماعی جوانان شهر مشهد است که با بهره گرفتن از پرسشنامه اطلاعات از ۳۲۵ نفر جمع اوری شد و پس از تجزیه وتحلیل داده ها نتایج حاکی از ان است که سبک زندگی اسلامی اثر مثبت و معناداری بر عزت نفس وخود کار امدی دارد عزت نفس وخود کار امدی اثر مثبت و معناداری بر ساز گاری اجتماعی دارد(زینب طولابی، سعید صمدی و فاطمه مطهری نژاد-بهار ۱۳۹۲)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
محمدعالمزاده(۱۳۸۶) در مقاله خود “حکم اجتماع سبب و مباشر در فقه امامیه و حقوق موضوعه ایران”اشاره می کندکه این بحث در فقه اسلام تحت عنوان تزاحم موجبات ضمان مطرح شده و تحت این عنوان از اجتماع سبب و مباشر و اجتماع اسباب سخن به میان میآید. منظور از مباشر عامل مستقیم ورود خسارت و منظور از سبب عاملی است که به صورت غیرمستقیم در تلف مال نقش ایفا میکند. در مورد اجتماع سبب و مباشر در فقه امامیه، قاعده کلی، ضمان مباشر است. در تحلیل مسئولیت مباشر به عنوان قاعده باید گفت مباشر عامل نزدیک و بی واسطه ورود ضرر است و تا قبل از اقدام مباشر، همه چیز در حالت طبیعی و عادی قرار دارد. اما مباشر به عنوان آخرین علت مؤثرترین عامل در ورود خسارت محسوب میگردد برخی دیگر از علمای فقه و حقوق حکم به مسئولیت مشترک سبب و مباشر دادهاند. در حقوق موضوعه ایران ماده ۳۳۲ قانون مدنی و ماده ۳۶۳ قانون مجازات اسلامی به تأسی از قول فقهای امامیه حکم اجتماع سبب و مباشر را بیان نموده است.

محمد حسنی(۱۳۸۸) در مقاله خود با عنوان سبب اقوی از مباشر پرداخته و در ادامه مفاهیمی مانند مباشر معنوی و تسبیب در جنایت اشاره میکند از نظر نویسنده مقصود از اقوی بودن سبب از مباشر در این مواد، غلبۀ شدت تأثیر سبب بر مباشر در وقوع جنایت نیست؛ زیرا با توجه به تعریفی که از سبب و مباشر به عمل آمده (مواد ۳۱۷ و ۳۱۸) سبب در هیچ شرایطی نمیتواند از جهت تأثیر مادی در وقوع جرم با مباشر برابری کند و تنها شرایط تأثیر فعل مباشر را فراهم میآورد؛ زیرا مباشرت ایجاد علت تلف است و سبب فی الجمله در بروز جنایت مؤثر است از اینرو علت در بروز جنایت نمیتواند اخف از تأثیر سبب باشد. ملاک و ضابطه اقوی بودن سبب به وضعیت و شرایطی باز میگردد که به لحاظ عدوان و تعدی آن را اقوی از مباشر میسازد و نه از حیث تأثیر مادی آن.
رابطۀ میان مباشر و جنایت بسیار قویتر و نزدیکتر از رابطۀ میان سبب و جنایت است. عمل کسی که دیگری را در چاه میاندازد با کسی که چاه را حفر کردهاست، هرگز تأثیر یکسانی ندارد و بدیهی است که عقل از میان آن ها کسی را مسئول میشناسد که رابطهاش با جنایت نزدیکتر باشد. سبب وسیلهای بیش برای مباشر نیست. در بیشتر مواردی که سبب و مباشر با هم جمع میشوند، نه تنها سبب قصد جنایت ندارد، بلکه احتمال وقوع آن را هم نمیدهد. بنابرین عنصر معنوی جرم (نسبت به اعمال مجازات) و عنصر علیت (نسبت به پرداخت خسارت) به کلی در مورد سبب منتفی است، در حالی که این دو عامل از عوامل بدیهی و اولیۀ مسئولیت کیفری و مدنی محسوب میشوند

سوال های پژوهش
۱-در صورت اجتماع سبب و مباشر کدام یک ضامن میباشد؟
۲-در چه مواردی سبب اقوی از مباشر میباشد ومعیارهای تشخیص چیست؟
۳-مسئولیت کیفری سبب و مباشر در جرائمی که توسط اشخاص حقوقی به وقوع می پیوندددر قوانین کیفری ایران چه ضوابطی میباشد؟
۴-حدود مسئولیت سبب و مباشر جرم در جرائم مطبوعاتی که توسط افراد و دست اندر کاران در مطبوعات (صاحب امتیاز،مدیر مسئول،نویسندگان و پدیدآورندگان و…)در حقوق کیفری ایران چیست؟
فرضیات پژوهش :
۱- در صورت اجتماع مباشر و سبب در جنایت، مباشر ضامن است مگر اینکه سبب اقوی از مباشر باشد
۲-ملاک و ضابطه اقوی بودن سبب از مباشر به وضعیت و شرایطی باز میگردد که به لحاظ عدوان و تعدی آن را اقوی از مباشر میسازد و نه از حیث تأثیر مادی آن
۳-نگرش و دیدگاه کشورها در مورد مسئولیت کیفری اشخاص حقوقی یکسان نیست. در برخی کشورها هنوز اصل فردی بودن مسئولیت کیفری رسمیت دارد و مسئولیت کیفری اشخاص حقوقی پذیرفته نشده است . در نظام کیفری ایران اصل بر مسئولیت کیفری اشخاص حقیقی است.
۴- سه نظریه «مسئولیت جمعی (تضامنی)»، «مسئولیت ترتیبی» و «مسئولیت شخص واحد» در قلمرو جرایم مطبوعاتی در خصوص چگونگی احراز مسئولیت کیفری مرتکبین جرایم مطبوعاتی وجود دارد.
اهداف پژوهش :
هدف کلی
بررسی مسئولیت کیفری سبب و مباشر جرم در حقوق کیفری ایران.
اهداف فرعی :
ا- بررسی مسئولیت کیفری سبب و مباشر درصورت اجتماع سبب و مباشر در حقوق کیفری ایران
۲- بررسی مسئولیت کیفری سبب و مباشر در جرائمی که توسط اشخاص حقوقی به وقوع می پیوندددر قوانین کیفری ایران .
۳-بررسی حدود مسئولیت سبب و مباشر جرم در جرائم مطبوعاتی که توسط افراد و دست اندر کاران در مطبوعات به وقوع می پیوندد.
روش پژوهش :
روش تحقیق کتابخانه ای بوده و با مراجعه به کتابخانه های معتبر تلاش نمودهام تا با بهره گیری از کتب حقوقی و فقهی معتبر به هدف تحقیق دست یابم. علاوه بر این منابع، از نشریات و سایتهای مختلف استفاده نموده ایم
فصل اول
کلیات
در این فصل به بررسی کلیات پژوهش در سه مبحث پرداخته خواهد شد. در مبحث اول به بررسی مسئولیت کیفری و ارکان آن و تفاوت مسئولیت کیفری با مسئولیت اخلاقی پرداخته می شود و در مبحث دوم اصول حاکم بر مسئولیت کیفری و در مبحث سوم سایر اصطلاحات مرتبط با موضوع پایان نامه پرداخته خواهد شد.
مبحث اول:مسئولیت کیفری و اصول حاکم بر آن
گفتار اول:مسئولیت کیفری
مسئولیت کیفری، مبتنی بر قصد و سوءنیت است. در صورتی فاعل فعل زیانبار مجازات میگردد که فعل او جرم تلقی گردد. هنگامی یک عمل جرم است که دارای عنصر معنوی(سوءنیت عام و سوءنیت خاص) و عنصر مادی باشد. بعلاوه قانون نیز باید آن عمل را جرم و مستوجب مجازات بداند. در مسئولیت کیفری، علاوه بر مجنی علیه، جامعه نیز از وقوع جرم متضرر می شود در حالی که در مسئولیت مدنی، متضرر یک شخص خصوصی است.در این گفتار ابتدا به تعریف مسئولیت کیفری پرداخته خواهد شد و در ادامه اصول حاکم بر مسئولیت کیفری مورد بحث و بررسی قرار میگیرد.
بند اول:تعریف مسئولیت کیفری
« مسئولیت در لغت به معنی موظف بودن به انجام امری است و مسئول کسی است که تعهدی در قبال دیگری به عهده دارد. که اگر از ادای آن سر باز زند از او بازخواست می شود. بنابرین مسئولیت همواره با التزام همراه است. این التزام در قلمرو حقوق مدنی و حقوق کیفری محتوای واحدی ندارد.»[۱]
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
دو مورد اول بیان کننده انگیزه مدیران، جهت افزایش سود دوره جاری با بهره گرفتن از انتقال سود دورهای آتی به دوره جاری میباشند، تا امکان بر کنار شدن آن ها را در کوتاه مدت کاهش دهند، این انگیزه زمانی افزایش خواهد یافت که عملکرد دوره جاری ضعیف باشد. مورد سوم مبنی بر مهمتر بودن سودهای دوره آتی خواهد بود به عبارت دیگر مدیر خوب گذشته جبران مدیریت ضعیف آتی را نخواهد کرد. مدیران در دوره های عملکرد قوی، کمتر نگران بر کناری خواهند بود، اما ترجیحاً آن ها در چنین دوره هایی تر غیب میشوند تا از ذخیره سود برای دوره هایی که عملکرد ضعیف دارند استفاده کنند. این کار به وسیله انتقال سود از دورهای جاری به دوره آتی میسر خواهد بود که انتقال سود موجب افزایش دوره تصدی آن ها خواهد شد.


از سال ۱۹۵۳، هیورت مدعی شده است که انگیزه هموارسازی سود بر این پایه قرار دارد که رابطه با اعتباردهندگان و کارکنان بهبود یابد و از سوی دیگر از طریق اقدامهای روانشناسانه چرخهها و نوسانهای تجاری کاهش یابد. گوردن بر این باور است که:
-
- شاخصی که مدیریت شرکت در انتخاب از میان روشهای حسابداری به کار میبرد این است که روش مذبور، مطلوبیت یا رفاه را به حداکثر برساند.
-
- همین مطلوبیت تابعی از امنیت شغلی، سطح و نرخ رشد حقوق و سطح و نرخ رشد شرکت (از نظر اندازه یا بزرگی) میباشد.
- رضایت سهامداران از عملکرد شرکت باعث میشود که مقام و میزان پاداش مدیران بالا رود. یعنی اگر سایر عوامل ثابت باشد، هر قدر سهامداران ابراز رضایت یا سعادت بیشتری کنند، امنیت شغلی، درآمد و سایر خواسته های مدیریت نیز بیشتر خواهد شد.
با توجه به انگیزه های فوق یک مدیر:
-
- سود مورد گزارش را هموار میسازد
- نرخ رشد سود را هموار میسازد.
مقصود از هموارسازی نرخ رشد سود به شرح زیر است: اگر نرخ رشد بالا بود، رویههایی به اجرا در میآید تا آن را کاهش دهد و عکس قضیه هم صادق است.
«بیدلمن» دو دلیل ارائه میکند که مدیریت بر آن اساس میکوشد سودهای خالص مورد گزارش را هموار سازد. نخستین دلیل بر این فرض استوار است که یک جریان ثابت سود میتواند انتظارات ذهنی سرمایه گذار را نسبت به نتایج احتمالی سود و سهام آتی تحت تأثیر قرار دهد در نتیجه بر ارزش سهام شرکت اثری مطلوب میگذارد، زیرا میزان ریسک کل شرکت را کاهش میدهد.
بیدلمن دومین انگیزه را برای هموارسازی، توانایی مقابله با ماهیت ادواری بودن سود و کاهش احتمالی همبستگی بازده مورد انتظار شرکت با بازده مجموعه بازار میداند و میگوید: «تا آنجا که عادی شدن موفقیت آمیز است و تا میزانی که سرمایه گذاران کاهش کوواریانس بازده سهم و بازده بازار را تشخیص داده و در فرایند ارزشیابیشان دخالت میدهند، هموارسازی روی ارزش سهام، اثرات سودمندی خواهد داشت» (آقایی و کوچکی، ۱۳۷۴، ۲۴).
در واقع هموارسازی سود، ناشی از احساس به این نیاز است که مدیریت میخواهد پدیده عدم اطمینان محیط را خنثی نماید و نوسانهای عملکرد سازمان را که ناشی از چرخه میان دوره ای که مبتنی بر رونق و کساد است، کاهش دهد.
دلایل بیدلمن در تحقیقی که میچلسون و همکارانش در سال ۱۹۹۹ انجام دادند تأیید شد. تحقیق آن ها نشان میدهد که هموارسازی سود بر بازده سهام شرکتها تأثیر گذاشته و بازار به سودهای هموار پاسخ مثبت نشان میدهد (میچلسون و همکاران[۴]، ۱۹۹۹، ۶۴).
اما تحقیقی که به بررسی تأثیر هموارسازی سود بر بازده سهام شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته است، نتیجه دیگری داده است. نتایج تحقیق مشخص کردهاست که در مجموع ۵/۳۰ درصد شرکتهایی که متغیر هموارسازی در آن ها برای دوره زمانی ۱۳۷۴-۱۳۷۹ مورد مطالعه قرارگرفته، هموارسازند. بر اساس نتایج تحقیق مذکور در بورس اوراق بهادار تهران، هموارسازی را نمیتوان ابزاری مؤثر بر بازده سهام شرکتها دانست (قائمی و دیگران، ۱۳۸۲، ۱۴۸).
همان طور که گفته شد هموار سازی سود در غالب تئوری نمایندگی تعریف میشود. اولین فرض تئوری نمایندگی این است که اشخاص بر حسب منافع شخصی خود عمل میکنند در حالی که این منافع لزوماًً در تمامی دوره ای با منافع شرکتها همسو و همسان نیست. فرض با اهمیت دیگر تئوری نمایندگی، قرار داشتن شرکت در تقاطع ارتباطات قراردادی است که میان مدیریت، سرمایه گذاران، اعتبار دهندگان و دولت وجود دارد.
یکی از فرضیه های تئوری نمایندگی حاکی از این است که مدیریت سعی در حداکثر نمودن منافع خود دارد که این هدف لزوماًً همسان و همسو با حداکثر کردن ارزش شرکت نیست. در حالی که مدیریت سعی میکند حقوق و مزایای خود را به حداکثر ممکن برساند، اما ناگزیر باید این کار را در چارچوب افزایش سود خالص، بازده سرمایه گذاری یا معیارهای مشابه حسابداری انجام دهد و در عین حال افزایش قیمت اوراق بهادار شرکت را نیز مد نظر داشته باشد. اگر چه انگیزه اصلی مدیریت معمولاً بهبود عملکرد است اما ممکن است مدیریت سعی در انتخاب آن دسته از روشهای حسابداری داشته باشد که سود شرکت را در آینده نزدیک افزایش دهد که خود موجب بالا رفتن حقوق و مزایای مدیران میشود. در این قبیل موارد، امکان دارد که تصمیمات مدیران، همسو با علایق و منافع سهامداران نباشد (شباهنگ، ۱۳۸۷، ۳۱).
۲-۲-۴ ابعاد هموار سازی سود
به طور کلی، مقصود از ابعاد هموارسازی سود ابزار یا روشهایی است که به وسیله آن اعداد و ارقام مربوط به سود یکسان میشود. بارنز و همکاران تفاوت بین سه روش هموارسازی را به صورت زیر بیان نمودهاند:
۱- هموارسازی از طریق وقوع رویداد و (یا) شناخت و ثبت آن:
مدیریت میتواند زمان معامله های واقعی را به گونه ای تعیین کند که آن ها بر درآمد مورد گزارش اثر بگذارند و بدین گونه در طول زمان نوسانها را مهار کند. در بیشتر موارد، تعیین زمان طبق برنامه برای وقوع رویدادها (مانند وقوع هزینه تحقیق و توسعه) تابع مقررات حسابداری است که بر فرایند شناخت و ثبت این رویدادها حاکم است.
۲- هموارسازی از طریق تخصیص بر دوره های زمانی: با فرض وقوع رویداد و شناخت و ثبت این رویداد، مدیریت برای تعیین دوره هایی که تحت تأثیر مقادیر کمی این رویدادها قرار میگیرند، از اختیارات زیادی برخوردار است و میتواند بر آن ها اعمال کنترل نماید.
۳- هموارسازی از طریق طبقه بندی (از این رو، آن را هموارسازی طبقه ای مینامند): هنگامی که آمار و ارقام موجود در مورد مدیریت سود و زیان، به غیر از سود خالص (پس از کسر همه هزینه ها از همه درآمدها) موضوع هموارسازی باشد، مدیریت میتواند اقلام مربوط به اجزای سود را طبقه بندی نماید و بدین وسیله تغییرات مربوط به دوره زمانی متعلق به این آمار را کاهش دهد (آقایی و کوچکی، ۱۳۷۵، ۶۳).
آرتورلویت، رئیس هیئت مدیره کمیسیون بورس اوراق بهادار بر این باور است که شرکتهای سهامی عام برای اعمال مدیریت بر سود شرکت از شش روش حسابداری (در مرحله عمل) استفاده کردهاند:
-
- ارائه بیش از واقع ارقام ناشی از تغییرها، با هدف پاک کردن تراز نامه.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
به عنوان ملاکی برای ایجاب نخواهد بود.[۹]


بند ب : ایجاب و دعوت به ایجاب
ایجابی که پس از ضمیمه شدن قبول به آن به انعقاد قراردادی می انجامد، باید متضمن تعهدی از طرف گوینده آن باشد. موجب باید تعهد خود را به صورت نهایی اعلام دارد و اختیار قبول یا رد آن را برای مخاطب بگذارد. گوینده ایجاب نباید تنها آغاز کننده مذاکراتی باشد که ممکن است به قراردادی بینجامد یا منجر به آن نشود بلکه او باید آماده متعهد شدن در صورت قبول مخاطب باشد.
در حقوق کامن لانیز برخی انواع معاملات محاکم را دچار آشفتگی کردهاست مثلاً در مورد معامله حراج، آرای محاکم در خصوص این که تقاضای حراج گذار ایجاب است یا دعوت به ایجاب، مختلف است. به نظر میرسد در اغلب موارد ایجاب عمومی، پیشنهاد صاحب کالا، دعوت به معامله و دعوت به ایجاب است، نه اعلام اراده جدی بر انعقاد معامله.[۱۰] از جمله مصداق های دعوت به معامله را می توان حراج، مزایده، آگهی و فهرست کالاهای مورد فروش، عرضه کالا با نصب قیمت روی ویترین، مذاکرات مربوط به فروش زمین و. . . دانست.
برای نمونه پرونده ای از محاکم انگلیس را بیان میکنیم. مثال در خصوص مذاکرات فروش زمین است. در پرونده مشهور «هاروی به طرفیت فاسی»۳ خواهان ها از طریق تلگراف از خواندگان استعلام کردند که آیا قطعه زمین خاص را به ما می فروشید؟ در صورت مثبت بودن جواب، پایین ترین قیمت را با تلگراف به ما اعلام کنید. خواندگان در پاسخ، از طریق تلگراف اظهار کردند. پایین ترین قیمت نهصد پوند است خواهان موافقت خود را مبنی بر خرید زمین به همان نهصد پوند اعلام کرده و درخواست کردند که اسناد مالکیت را برای آن ها ارسال کنند، اما طرف مقابل سکوت کرد. کمیته قضایی شورای سلطنتی رأی داد در این مورد قراردادی منعقد نشده و تلگراف دوم ایجاب نبوده است. بلکه تنها بیانی در مورد حداقل قیمت در صورت تمایل به فروش است. بنابرین تلگراف سوم قبول تلقی نمی شود.[۱۱]
بر اساس بند یک ماده ۱۴ کنوانسیون بیع بینالمللی در پیشنهاد انعقاد قرارداد به یک یا چند فرد معین چنانچه به اندازه کافی مشخص و دال بر قصد التزام ایجاب کننده در صورت قبول طرف مقابل باشد ایجاب محسوب است. بنابرین مفهوم بند یک این است که اگر پیشنهاد به یک یا چند فرد معین نباشد ایجاب عام محسوب نمی گردد.چنان که در بند ۲ ماده ۱۴ به صراحت آمده است. در این بند مقرر شده است « در پیشنهاد جزء در موردی که خطاب به یک یا چندین نفر معین است، دعوت برای ایجاب محسوب میگردد، مگر در صورتی که پیشنهاد کننده خلاف آن را به وضوح اعلام کند.» بر اساس بند ۲ به طور استثنائی ایجاب عام پذیرفته شده است مستفاد از ذیل بند ۲ این است که اگر در ایجاب عام به صراحت بیان شود که این پیشنهاد به عموم ایجاب محسوب می شود. از نظر کنوانسیون مانعی وجود نخواهد شد.
بند ج : ایجاب و وعده یکطرفه بیع
وعده یک طرفی بیع به حالتی گفته می شود که یکی از طرفین قراردادکه معمولا فروشنده است متعهد به مفاد توافق می شود به این صورت که ،فروشنده شرایط معامله وقیمت را تعیین و اراده خود رابرانتقال مبیع اعلام وانتقال آن را موکول به تمایل خریدار میکند به گونه ایی که اگر اوپیشنهادرابپذیرد عقدواقع شود.[۱۲]
به عبارت دیگر طرفین با آنکه نیاز به تشکیل بیعی را برای خود احساس میکنند، زمینه انشای فعلی آن را ندارند. از این رو به منظور اطمینان یافتن طرفین از انجام معامله پس از رفع موانع یا ایجاد ترغیب و تهیه شرایط به تشکیل قراردادی عادی یا رسمی همت می گمارند که موضوع آن تعهد هر یک از دو طرف در برابر طرف دیگر به تشکیل بیع مال مذبور ( در تعهد طرفین) و یا تعهد یک طرفه ( در تعهد یک طرفی ) است. موضوع قرارداد تشکیل بیع، یک عمل حقوقی یعنی انشای عقد بیع یا در حقیقت تعهد بر انشای آن است.
هر گاه قرارداد مذبور بر حسب اراده طرفین معوض باشد یعنی هر یک از ایشان بر اساس قرارداد در برابر دیگری متعهد به انشاء بیع شده باشند موضوع قرارداد هرچند به ظاهر موضوع واحدی به نظر میرسد، اما در حقیقت متعدد است و تعهد هر یک به انشای عقد به عنوان بایع یا خریدار در برابر تعهد دیگری به انشای آن بعنوانی دیگر قراردارد، یعنی یکی از دو طرف تعهد بر فروش مال و طرف دیگر متقابلاً تعهد بر خرید آن میکند که در این مورد نتیجه انجام تعهد طرفین، پیدایش ماهیت حقوقی واحد، یعنی عقد بیع است. اما اگر این قرارداد در اراده دو طرف غیر معوض باشد، یعنی یکی از دو طرف در برابر دیگری قصد انشای بیع کرده و طرف دیگر صرفاً این تعهد را پذیرفته باشد، بدون اینکه متقابلاً او هم به انشای عقد متعهد شده باشد، مورد این قرارداد او در حقیقت واحد است.اگرچه اجرای آن و تأثیر انجام تعهد متعهد در تشکیل عقد مستلزم همکاری اراده طرف دیگر در ایجاد این ماهیت است زیرا تعهدی بر عهده طرف دیگر بر انشای متقابل عقد قرار نگرفته؛بلکه این طرف صرفاً متعهدله درقرارداد تشکیل بیع است. در نتیجه او خواهد توانست از این همکاری اراده در جهت ایجاد عقد خودداری و تعهد مذبور را از ذمه متعهد مانند هر طلب دیگری اسقاط کند.۱
حالت دوم چیزی است که ما از آن به تعهد یک طرفی بیع یاد میکنیم. بنابرین تعهدات مقدماتی یا به صورت تعهد یک طرفی و یا تعهد دو طرفی شکل میگیرد.
با توجه به مطالب فوق در خصوص مفهوم تعهد یک طرفی بیع و شباهت های زیادی که بین وعده یک طرفی بیع و ایجاب وجود دارد، این توهم ایجاد می شود که وعده یک طرفی بیع در واقع ایجاب معامله است زیرا ایجاب همانند وعده یک طرفی بیع زمینه ای را ایجاب میکند که با ضمیمه شدن
_____________________
۱-شهیدی، مهدی، قرارداد تشکیل بیع ، مجله تحقیقات حقوقی ، انتشارات دانشکده شهید بهشتی،ش ۱۰ص۶۳
قبول به آن،عقد بیع را محقق میسازد.از طرفی نیز ایجاب، همانند وعده یک طرفی بیع برای گوینده
آن ایجاد التزام میکند. در آنجا که برای اعتبار ایجاب ،گوینده اراده نهایی خود را به انتقال اعلام میکند در وعده یک طرفی هم پیشنهاد کننده اراده نهایی خود به انتقال را اعلام و وقوع بیع را موکول به رضای خریدار میسازد. آیا این شباهت ها کافی است تا ایجاب و وعده یک طرفی بیع را یکی بدانیم؟ با ملاحظه مفهوم این دو نهاد حقوقی و یافتن تفاوت های ماهوی و تفاوت آثار آن دو امتیاز ایجاب از وعده یک طرفی بیع آَشکار می شود.[۱۳]نخست به چند مثال از وعده یک طرفی پرداخته، سپس به بیان تفاوت ها مبادرت خواهیم کرد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در این پژوهش سعی داریم به این نتیجه برسیم که بین افشای مسئولیت اجتماعی شرکت ها و هزینه سرمایه طبق نقش تمایلات ذی نفعان و شفافیت مالی چه رابطه ای وجود دارد؟

۱-۲ اهمیت و ضرورت انجام تحقیق
مسئولیت اجتماعی، تعهد تصمیم گیران برای اقداماتی است که به طورکلی علاوه بر تامین منافع خودشان، موجبات بهبود رفاه جامعه را نیز فراهم می آورد. در این تعریف، عناصر چندی وجود دارد: اولاً، مسئولیت اجتماعی، یک تعهد است که مؤسسات باید درقبال آن پاسخگو باشند. ثانیاًً، مؤسسات مسئولند که از آلوده کردن محیط زیست، اعمال تبعیض در امور استخدامی، بی توجهی به تامین نیازهای کارکنان خود، تولیدکردن محصولات زیان آور و نظائر آن که به سلامت جامعه لطمه میزنند، بپرهیزند. و سرانجام، سازمانها باید با اختصاص منابع مالی، در بهبود رفاه اجتماعی موردقبول اکثریت جامعه بکوشند. این قبیل اقدامات عبارتند از: کمک به فرهنگ کشور و مؤسسات فرهنگی و بهبود کیفیت زندگی». درنهایت، مقصود از مسئولیت اجتماعی این است که، چون سازمانها تاثیر عمده ای بر سیستم اجتماعی دارند، لاجرم چگونگی فعالیت آن ها باید به گونه ای باشد که در اثر آن زیانی به جامعه نرسد، و درصورت رسیدن زیان، سازمانهای مربوطه ملزم به جبران آن باشند. به عبارت ساده تر، سازمانها باید به عنوان جزئی مرتبط با نظام بزرگتر که در آن قرار دارند، عمل کنند.(فروغی،۱۳۸۷)


لازم به ذکر است که بین اخلاق مدیریت، پاسخگویی اجتماعی و تعهد اجتماعی با مسئولیت اجتماعی تفاوت وجود دارد. در این خصوص «اندرسن» در کتاب خود چنین می نویسد: «هر دو اصطلاح اخلاق مدیریت و مسئولیت اجتماعی در رابطه با رعایت ارزشها و هنجارها و اصول اخلاقی جامعه و تامین هدفهای سازمان ازسوی مدیران هستند… با این تفاوت که مسئولیت اجتماعی در ارتباط با مسائل کلان سازمان و اخلاق در ارتباط با رفتار فردی مدیران و کارکنان است .(میرسپاسی،۱۳۷۴)
با توجه به اهمیت مسئولیت های اجتماعی حرفه های مختلف بویژه مسئولیت اجتماعی حسابداری و موءلفه های مرتبط با آن انجام تحقیقی که بتواند رابطه این شیوه ها را بررسی نماید . دارای اهمیت ویژه و ضروری است.

۱-۳ اهداف تحقیق
هدف اصلی ما بررسی رابطه بین افشای(CSR) مسئولیت اجتماعی شرکت و هزینه ضمنی سهام سرمایه میباشد. گزارش دهی داوطلبانه مسئولیت داوطلبانه شرکت میتواند یک فرایند خود گزینی باشد. به عنوان مثال شرکت های گزارش کننده تصمیم خواهند گرفت که به خاطر هزینه های مشاهده شده در مزایای سهام افشای مسئولیت اجتماعی شرکت دست به افشا بزنند، در حالی که شرکت های غیر گزارش کننده به خاطر عدم درک و مشاهده مزایا از افشا اجتناب میکنند.
طبق بررسی های به عمل آمده مشخص گردیده است هفت گروه از اطلاعات شرکتها استفاده میکنند که چون مدلهای تصمیم گیری این گروه ها مورد توجه قرار نمی گیرد, لذا انتشار اطلاعات با ماهیت حسابدرای اجتماعی عملی نبوده و اکثر اطلاعات منتشر شده دارای اهداف متفاوت و مجزا از یکدیگر میباشند شامل سرمایه گذاران , بستانکاران, کارکنان, تحلیل گران, طرفهای تجاری, دولت و عموم میباشند که بعضاً هدفهایی که هر گروه ممکن است در استفاده از اطلاعات داشته باشند متفاوت از هم بوده و ارائه اطلاعات برای گروههای دیگر نامطلوب هم باشد. حتی ممکن است در داخل یک گروه استفاده کننده اجزاء آن با یکدیگر منافع متضاد داشته باشند؛ مثلاً مخالفانی که به صورت نمایندگان کارگری در داخل یک گروه از کارکنان باشند که مقاصدشان منطبق با اکثریت نباشد. نتیجه انکه نه فقط در شناسایی اهداف برای اطلاعات حسابداری اجتماعی مورد نیاز مشکل وجود دارد بلکه در ایجاد الگوهای ثابت و با دوام قضاوتهای ارزشی در مورد فعالیتهای گزارش شده طبق آن و ثبات در “نظریات” افراد رسمی یک گروه از استفاده کنندگان هم مشکل وجود خواهد داشت؛ بدین لحاظ آرو در سال ۱۹۶۳ عدم امکان ایجاد برتریهای عمومی را بر مبنای برتریهای فردی تعیین کردهاست.
این موارد در مباحثات تئوریک مربوط به پاسخگویی اجتماعی شرکتها مطرح میگردد و نویسندگان را بر آن داشته تا به بیان اهداف و ارائه اطلاعات حسابدرای اجتماعی بپردازند. به عنوان مثال راماناتان در سال ۱۹۷۶ سه هدف برای اطلاعات حسابداری اجتماعی بیان نموده است:
۱- تعیین و اندازه گیری ادواری خالص منافع اجتماعی یک مؤسسه فردی که در بر گیرنده هزینه های اجتماعی و درآمدهای درونی برای مؤسسه و افزایش صرفه جویی های خارجی بخشهای اجتماعی باشد.
۲- کمک به تعیین اینکه آیا عملکرد واستراتژی یک مؤسسه فردی بگونه ای است که ارتباط با منابع محیطی و بخش های اجتماعی تأثیر دائمی میگذارد؟
۳- در دسترس قرار دادن راه بهینه سازی همه اجزاء اجتماعی که اطلاعات را روی اهداف , سیاستها , برنامه ها / عملکرد شرکت ومنافع اهداف اجتماعی مرتبط سازد.
به نظر میرسد دو هدف اول مربوط به اندازه گیری حسابداری اجتماعی میباشد که لازم است این اندازه گیری انجام شود و هدف سوم, یک هدف گزارشگری است. این مسأله ممکن است مرتبط با دو مسأله قبلی دیده شود برای اینکه اگر هدف اندازه گیری روشن نباشد استانداردهای اندازه گیری نمی تواند توسعه یابد و تجزیه و تحلیلها نمی تواند راهگشا و هدایت کننده باشد.
۱-۴ سؤالات تحقیق
۱٫ افشای مسئولیت اجتماعی شرکت در شرکت های ذینفع گراتر چه رابطه ای با هزینه سرمایه دارد؟
۲٫ سطح بالای شفافیت چه رابطه ای با هزینه نظارت سرمایه گذاران و هزینه انتشار سهام دارد؟
۳٫ در شرکت های دارای شفافیت مالی کمتر افشای مسئولیت اجتماعی شرکت چه رابطه ای با هزینه سرمایه دارد؟
۱-۵ فرضیه های تحقیق
۱٫ افشای مسئولیت اجتماعی شرکت در شرکتهای که ذینفع گراتر هستند رابطه منفی تری با هزینه سرمایه دارد.
۲٫ سطح بالایی از شفافیت باعث کاهش هزینه نظارت توسط سرمایه گزاران و هزینه انتشار سهام خواهد شد.
۳٫ در شرکتهایی که عدم شفافیت مالی بیشتری دارند،رابطه افشای مسئولیت اجتماعی شرکت با هزینه سرمایه منفی تر است.
۱-۶ متغیرهای تحقیق
۱-۶-۱ متغیرهای مستقل
هزینه سرمایه
۱-۶-۲ متغیر وابسته
افشا مسئولیت اجتماعی؛ ذینفعان؛ عملکرد مالی شرکت
۱-۶-۳ متغیرهای کنترلی
شفافیت مالی؛ افشای مسئولیت اجتماعی شرکت ؛ هزینه نظارت سرمایه گذاران ؛ هزینه انتشار سهام
۱-۷ قلمرو تحقیق
۱-۷-۱ قلمرو موضوعی
بررسی رابطه بین افشای مسئولیت اجتماعی شرکتی و هزینه سرمایه: نقش تمایلات ذینفعان و شفافیت مالی میباشد
۱-۷-۲ قلمرو مکانی
شامل کلیه شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است.

۱-۷-۳ قلمرو زمانی
شرکتهایی در نظر میباشند که دارای ویژگی های زیر باشند:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
فرضیه های پژوهش به شرح زیر طراحی شده است: ( مورادگلیو و سیواپرساد، ۳۲۹:۲۰۱۲)
-
- فرضیه اصلی ۱: بین ساختار سرمایه بر اساس ارزش دفتری و بازده غیر عادی در هر صنعت رابطه معناداری وجود دارد.

-
- فرضیه فرعی ۱: بین نسبت بدهی ها به جمع کل بدهی ها و حقوق صاحبان سهام بر اساس ارزش دفتری و بازده غیر عادی در هر صنعت رابطه معناداری وجود دارد.
-
- فرضیه فرعی ۲: بین نسبت بدهی های بلندمدت به حقوق صاحبان سهام بر اساس ارزش دفتری و بازده غیر عادی در هر صنعت رابطه معناداری وجود دارد.
-
- فرضیه اصلی ۲: بین ساختار سرمایه بر اساس ارزش بازار و بازده غیر عادی در هر صنعت رابطه معناداری وجود دارد.
- فرضیه فرعی ۳: بین نسبت بدهی ها به جمع کل بدهی ها وارزش بازارحقوق صاحبان سهام
و بازده غیر عادی در هر صنعت رابطه معناداری وجود دارد.
-
- فرضیه فرعی ۴: بین نسبت بدهی های بلندمدت به ارزش بازارحقوق صاحبان سهام و بازده غیر عادی در هر صنعت رابطه معناداری وجود دارد.
- فرضیه اصلی ۳: بین میزان متمرکز بودن بازار صنعت یا تعداد شرکت های فعال در صنعت و بازده غیر عادی رابطه معناداری وجود دارد.
۱-۷- روش انجام پژوهش:
۱-۷-۱- روش پژوهش وگرد آوری داده ها:
پژوهش حاضر از لحاظ هدف از نوع پژوهش های کاربردی است، زیرا با هدف بهره مندی از نتایج یافته ها جهت حل مسایل موجود در سازمان ها و بنگاه های اقتصادی صورت گرفته است. طرح این پژوهش از نوع شبه تجربی و پس رویدادی است. پژوهشگر زمانی از یک طرح شبه تجربی و پس رویدادی استفاده میکند که داده ها از محیطی که به گونه طبیعی وجود داشته فراهم شود یا از واقعه ای که بدون دخالت مستقیم او رخ داده است، به وجود آمده باشد.(نمازی،۳۵:۱۳۷۹) رساله پیش رو از نظر روش پژوهش در زمره پژوهش های همبستگی است و در آن از مدل رگرسیون چند متغیره استفاده می شود. در پژوهش های همبستگی معمولا پژوهشگر به دنبال کشف یا تعیین رابطه بین یک یا چند متغیر متمرکز است. (دلاور،۱۹۹:۱۳۸۷)
۱-۷-۲- جامعه آماری ونمونه پژوهش:
جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره زمانی سال ۱۳۸۱ تا ۱۳۹۰ میباشد.
روش نمونه گیری پژوهش حاضر از نوع انتخابی غیر تصادفی است، بدین منظور با اعمال محدودیت های زیر، شرکت های حائز شرایط انتخاب میشوند:
-
- سال مالی شرکت منتهی به پایان اسفند ماه هرسال باشد.
-
- طی دوره زمانی پژوهش تغییر سال مالی نداشته باشد.
-
- جزء مؤسسه های مالی سرمایه گذاری و بانک ها نباشد.
- به علت نیاز به بازدهی ۱۲ ماهه، بر روی سهام شرکت معامله صورت گرفته باشد.
۱-۷-۳- روش تجزیه و تحلیل داده ها:
در پژوهش حاضر با توجه به نوع داده ها، از روش داده های ترکیبی استفاده شده است. در داده های ترکیبی عناصر هر دو دسته از داده های سری زمانی و مقطعی وجود دارد. بدین معنی که اطلاعات مربوط به داده های مقطعی در طول زمان مشاهده می شود. به بیان دیگر، چنین داده هایی دارای دو بعد میباشند،که یک بعد آن مربوط به واحد های مختلف در هر مقطع زمانی خاص است و بعد دیگران مربوط به زمان است. تحلیل داده ها با بهره گرفتن از روش پنل و به کمک نرم افزار آماری E-views نسخه ۷ انجام خواهد شد.
۱-۸- متغیر های پژوهش
۱-۸-۱- متغیرهای مستقل
۱-نسبت های اهرمی صنعت:
میانگین نسبت اهرمی صنعت از طریق میانگین نسبت اهرمی شرکت های موجود در هر صنعت محاسبه می شود.
در پژوهش حاضر نسبت های اهرمی صنعت به شرح زیر است: ( از چپ خوانده شود.)
جمع کل بدهی ها و حقوق صاحبان سهام صنعت / کل بدهی های صنعت = نسبت بدهی صنعت :Industry L1i,t
حقوق صاحبان سهام صنعت / بدهی های بلند مدت صنعت = نسبت بدهی های بلند مدت به حقوق صاحبان سهام صنعت : Industry L2i,t
جمع کل بدهی ها وارزش بازار حقوق صاحبان سهام صنعت / کل بدهی های صنعت = ارزش بازار نسبت بدهی صنعت : Industry LM1i,t
ارزش بازارحقوق صاحبان سهام صنعت / بدهی های بلند مدت صنعت =ارزش بازار نسبت بدهی های بلند مدت به حقوق صاحبان سهام صنعت :Industry LM2i,t
ارزش بازار حقوق صاحبان سهام از طریق حاصل ضرب تعداد سهام در قیمت بازار سهام محاسبه می شود.

۲-شاخص هر فیندال Herfindahl Index:
این شاخص تمرکز صنعت را اندازه گیری میکند و از جمع مربعات سهم بازار همه شرکت های موجود در صنعت و از طریق رابطه زیر محاسبه می شود.
Sij عبارت است از سهم بازار شرکت iدر صنعت j که از تقسیم فروش خالص شرکت i به فروش خالص صنعت j به دست میآید و N تعداد شرکت های موجود در صنعت است.
وجود تعداد زیادی بنگاه با سهم مساوی در بازار، این شاخص را به صفر نزدیک میکند و عدد یک بیانگر وجود حالت انحصار کامل در بازار است. به عبارتی، محدوده شاخص H، از ۱ تا ۱/Nاست.
مزیت مهم این شاخص در این است که چون سهم هر بنگاه به توان دو میرسد، پس بنگاه های بزرگ تر که احتمال اعمال قدرت بیشتری دارند، وزن بیشتری خواهند داشت. یعنی با انتقال سهم فروش از بنگاه کوچک تر به بنگاه های بزرگ تر شاخص H افزایش مییابد، چون در این شاخص وزنه اهمیتی سهم بازار بنگاه های بزرگ بیشتر از بنگاه های کوچک است. اهمیت شاخص های تمرکز در تحلیل وضعیت ساختاری بازار است.
۱-۸-۲-متغیر وابسته
۱-میانگین انباشته بازده غیر عادی سهام
میانگین انباشته بازده غیر عادی سهام (CAARi,t)[4] به صورت سالانه و بر اساس میانگین ۱۲ دوره ماهانه محاسبه می شود. معادلات مورد استفاده به شرح زیر میباشد: (مورادگلیو و سیواپرساد،۳۳۲:۲۰۱۲)
ARi,t بازده غیر عادی سهم i در دوره t است، که بر اساس الگوی بازار برابر است با تفاضل بازده واقعی سهم i با بازده مورد انتظار بر اساس الگوی بازار و به صورت زیر محاسبه می شود:
در معادله فوق Ri,t بازده واقعی سهم i در دوره t است که بر اساس تغییر در قیمت سهام پس از تعدیل از بابت تقسیم سود و تجزیه و حق تقدم خرید سهام به صورت سالانه و بر اساس میانگین ۱۲ دوره ماهانه طبق رابطه زیر محاسبه می شود. (ایزدی نیا و کربلایی کریم ۲۵:۱۳۹۱)
E(Ri,t) بازده مورد انتظار بر اساس الگوی بازار است. a و B پارامترهای برآوردی برای الگوی بازار و RI بازده صنعت در دوره t است. پارامترهای مذکور بر مبنای روش حداقل مربعات خطا (OLS) طبق رگرسیون زیر و بر مبنای داده های تاریخی برآورد می شود:

در معادله فوق بازده غیر عادی در هر دوره زمانی از طریق ei ( خطای تصادفی) نشان داده می شود. (کرمی و تاجیک، ۳۴۵:۱۳۸۷)
۱-۸-۳- متغیرهای کنترلی:
- اندازه:
اندازه صنعت از طریق لگاریتم ارزش بازار صنعت محاسبه می شود. ارزش بازار صنعت حاصل جمع ارزش بازار شرکت های موجود در هرصنعت است و ارزش بازار شرکت از حاصل ضرب قیمت پایان دوره سهام در تعداد سهام عادی در پایان سال به دست میآید.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ب) اینکه متهم آن موضوع را ارزیابی کردهاست.

۸- آخرین پرونده مربوط به قصد غیر مستقیم در انگلستان، پرونده متیوس و آلین[۱۹۶] (۲۰۰۳) است که در آن این دو متهم قربانی را از روی پل به داخل رودخانهی عمیق پرت میکنند، در حال که به آن ها گفته بود که شنا بلد نیست. قاضی رسیدگی کننده گفته است که دادستان تنها قصد را اثبات میکند، هم
-
- به وسیله مطمئن شدن از اینکه قصد خاص در ذهن متهم بوده است.یا
- الف) با مطمئن شدن از اینکه مرگ متوفی عملاً قطعی بوده است.و
ب) متهمی که پرونده او را بررسی میکند، در موقع پرت کردن متوفی از روی پل ارزیابی کردهاست که این است و قصد نجات آن را نداشته است. و میدانسته است یا تشخیص داده است که دیگران نیز قصد نجات او را ندارند.
با مداقه در پرونده های فوق الذکر، مشاهده میشود که تا چه اندازه رویه دادگاه های تجدید نظر و خانه لردها که اکثراً رأی دادگاه های بدوی را نقض کردهاند، در جهت محدود ساختن مفهوم قصد، و منحصر ساختن آن در مفهوم قصد مستقیم بوده است. در واقع علی رغم بحثهای بسیاری که در بین حقوق دانان این کشور دال بر در برگرفتن نتایج قطعاً عملی، توسط مفهوم قصد وجود دارد و دادگاه های بدوی نیز این بحثها را به کار میگیرند ، لکن دادگاه های عالی این مهم را نپذیرفته و حتی در پرونده Woolin نیز که ذکر آن گذشت، از خود مقاومت نشان میدهند. و چنین مواردی را تنها دلیل بر قصد[۱۹۷] میدانند و نه خود قصد. شاید یکی از دلایلی که میتوان برای این مقاومتها نشان داد، رها کردن احراز و استنباط مفهوم قصد برای هیئت منصفه باشد، که معمولاً به دنبال معنای روزمره و معمولی قصد هستند. هیئت منصفه که اصولاً از بین اقشار مختلف جامعه انتخاب میشوند، احتمالاً، در مفهوم قصد از مفاهیم رغبت و اراده نیز کنکاش میکنند، حال آنکه حقوق دانان برآنند که قصد لزوماًً محتوی این مفاهیم نیست، و بدون آن ها نیز قوام پیدا میکند.

اینکه چقدر ملاکهای مورد اشاره میتوانند با استانداردی که در فقه و حقوق ما تحت عنوان نوعیت عمل[۱۹۸] مطابقت دارد نیز جالب است. با توجه به اینکه معیار متخذه در قانون ما یک معیار ذهنی است، پس هر کدام یک از معیارهای فوق که نوعی باشند خود به خود کنار میروند. درباره ملاکهای ذهنی ـ که تقریباً همه آن ها اینگونه هستند ـ نیز باید گفت که اصولاً از این معیارها همان خصوصیت نوعیِ در حقوق ما را اراده کردهاند. تا حدودی نزدیک به معیار پذیرفته شده در حقوق ما باشد.
گفتار سوم: ادله فقهی ـ حقوقی
در حقوق کشور ما برای اینکه قصد تبعی بتواند در کنار قصد مستقیم باقی بماند دلایلی روایی و فقهی وجود دارد که توجیهگر عمد بودن قصد مذکورند.
مبحث اول: ادله فقهی
روایتهایی از ائمه ما نقل شدهاند، که گویای شناسایی قصد تبعی از سوی آن ها و اکتفا به نوع عملی که از افراد سر میزند و مفروض دانستن عمد آن ها در انجام عمل است. در این روایات عمد در قتل تعریف شده است به قصد کردن چیزی و زدن آن با آلاتی که مانند آن ها کشنده است.
الحلبی از امام صادق (ع) نقل کردهاست که فرموده است” عمد هر آنچه است که کسی چیزی را قصد کند، و با آهن، سنگ، عصا یا مشت به آن بزند، همه این ها عمد هستند…………”[۱۹۹]
همینطور از أبی الصباح الکِنانی نقل شده است که از امام صادق (ع) درباره مردی پرسیده شده است که دیگری را با عصا میزند و از این کار دست برنمیدارد تا که میمیرد، که جواب امام مبنی بر عدم رها گذاشتن وی و سپردن او به دست ولی مقتول، حاکی از عمد قلمداد کردن عمل وی است.[۲۰۰]
ابی بصیر باز هم از امام صادق نقل کردهاست که فرموده اند : اگر مردی دیگری را با سفال یا آجر یا چوب بزند و بمیرد، عمد است.[۲۰۱]
علاء بن فضیل هم از امام صادق آورده است که:« عمد آن چیزی است که با سلاح یا با عصا زده شود و دست از آ برداشته نشود تا بمیرد.»[۲۰۲]
و نهایتاًً اینکه باز هم امام صادق در پاسخ به ابن ابی عباس فرموده است” عمد آن است که با چیزی زده شود که مثل آن میکشد.”[۲۰۳]
در وسایل الشیعه نیز سکونی از امام صادق نقل کردهاست که: « جمیع الحدیدِ هو عمدٌ »[۲۰۴]، قتل با همه آهن ها عمد است.
ملاحظه میشود که در تمام احادیث بالا صحبت از آلات کشنده است، بدون اینکه ذکری از نام قصد برود. در واقع این ابزارها هستند که جایگزین قصد جانی شدهاند. یا به عبارتی دیگر دلیل جانشین مدلول شده است.[۲۰۵] در این رابطه در حقوق انگلیس نیز نظری وجود دارد مبنی بر اینکه پیشبینی قصد نیست، بلکه دلیل و شاهد قصد است. با این تفاوت که در حقوق انگلیس این استدلال در جهت نفی عمد بودن قصد غیر مستقیم است، اما در فقه در جهت اثبات عمد است. اما فقهای شیعه در شرح این احادیث، آن ها را به گونهای تفسیر کردهاند که هر دو نوع قصد مستقیم و تبعی را در بر میگیرد. تقریباً همه فقها[۲۰۶] بر عمد قلمداد شدن نتیجه، در فعل غالباً کشنده، علی رغم عدم قصد قتل اتفاق نظر دارند. هر چند که این عدم قصد قتل، قصد ابتدایی در نظر گرفته شده است.[۲۰۷] حقوق دانان اسلامی عمد تلقی کردن نتیجه را در انجام فعل غالباً کشنده بدین صورت توجیه کردهاند که قصد سبب با علم به سببت آن در وقوع نتیجه قصد آن نتیجه است.[۲۰۸] به عبارت دیگر قصد فعل عادتاً کشنده در واقع قصد ثمره آن فعل نیز هست.[۲۰۹] همان طور که ملاحظه میشود این نظر شباهت بسیاری با تصمیم اتخاذ شده در پرونده مولونی در انگلیس دارد که فوقاً عنوان شد.عرف نیز تحقق عمد را با وجود عدم قصد{ ابتدائی} و به صرف معرض بودن فعل برای تحقق قتل، مساعدت میکند. فلذا میتوان گفت که برای تحقق عمد، معرضیت فعل با التفات به آن کفایت میکند.[۲۱۰] شبیه همین نظر در پرونده وولین در انگلیس ارائه شده است مبنی بر اینکه قصد وجود دارد اگر که متهم از خطر اساسی صدمهی شدید آگاه بوده است. اینکه برخی[۲۱۱] آن را در «حکم عمد» دانسته اند هم به نظر میرسد که چندان تفاوتی با این توجیه برخی دیگر از فقها[۲۱۲] نسبت به عمد محسوب کردن این نوع فعل مبنی بر اینکه قصد سبب با آگاهی از سببیت آن در إنتاج نتیجه مانند قصد نتیجه است، ندارد. یعنی از لحاظ لغوی در حکم عمد همان معنای مانند قصد مسبب را میدهد.
نکته دیگر اینکه تعلیل های فقها در جهت عمد احتساب نمودن فعل غالباً کشنده، که به نوعی مفهوم موسع قصد است، با نظریه آگاهی منطبق است، در حالی که که قصد مستقیم که مفهومی مضیق از قصد است بیشتر با نظریه اراده هماهنگ است.
مبحث دوم: دلایل قانونی
الف) مستندات قانونی تا قبل از قانون مجازات جدید التصویب
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۲- مبانی نظری
در فصل اول تحقیق، تعریف مفهومی متغیرها ارائه شد؛ اما با توجه به اینکه پژوهش حاضر، پژوهشی میانرشتهای است، هم محقق و هم مخاطبان این تحقیق نیازمند آن هستند که در این رابطه اطلاعات بیشتری به دست آورند، لذا در این قسمت به تشریح مبانی نظری متغیرهای پژوهش میپردازیم.

۲-۲-۱- ارتباطات مبتنی بر همکاری
بالا رفتن سطح انتظارات مشتریان و انتقال قدرت تصمیمگیری از ارائهدهندگان خدمات به مشتریان، میدان رقابت را تنگتر نموده و بقا را برای سازمانهای بزرگ و کوچک دشوار ساخته است. پرداختن به مشتریان، نیازها و خواستههای آن ها و مهمتر از آن یافتن راهی برای پاسخگویی به آن ها، موضوعاتی هستند که ذهن مدیران و نظریهپردازان را به خود معطوف داشته است. امروزه پارادایم مدیریت آمیزه بازاریابی در حال سست شدن است و نگرش جدیدی پا به عرضه دانش بازاریابی میگذارد، که بازاریابی را از دو دیدگاه اصلی مورد بررسی قرار میدهد. دیدگاه اول، همان مدیریت آمیخته بازاریابی به عنوان یک مسئولیت وظیفهای و سنتی است. بازاریابی معاملاتی، به عنوان یک نگرش کوتاهمدت که فقط روی معاملات فعلی تمرکز دارد، تعریف میشود. در دیدگاه دوم، بازاریابی مبتنی بر همکاری میباشد که هدف، تمرکز همهجانبه بر مشتریان کلیدی در سرتاسر سازمان است (پیین[۲۰] و همکاران، ۱۹۹۸). بازاریابی مبتنی بر همکاری، هنر کسبوکار امروز است. برای حفظ مشتریان کلیدی (سودآور) موجود، مهارت در ایجاد ارتباط صحیح با مشتری ضروری است. تئوری بازاریابی بدوی یا کلاسیک، عمدتاًً به انجام معامله توجه داشته و به حفظ مشتریان اهمیتی نمیداد. اما با گسترش رقابت و اشباع شدن بسیاری از بازارها و تغییرات پیوسته در محیط و ترکیب جمعیت، شرکتها با این واقعیت روبهرو شدند که امروزه دیگر مانند گذشته شرکتها با یک نظام اقتصادی رو به گسترش و بازارهای در حال رشد روبهرو نیستند. امروزه هر مشتری ارزش ویژه خود را دارد و اینک شرکتها برای به دست آوردن سهم بیشتری از بازار ثابت یا رو به کاهش باید مبارزه کنند، بنابرین هزینه های جذب مشتریان جدید رو به افزایش نهاده است (سفیانیان، ۱۳۸۶). حفظ مشتریان موجود برای سودآوری بلندمدت حیاتی است و در کانون توجه فلسفه بازاریابی مبتنی بر همکاری قرار دارد. حفظ و تقویت روابط با مشتریان در ایجاد و حفظ مزیت رقابتی در بازار نقش حساسی ایفا میکند.


از لحاظ تاریخی، بازاریابی در ادبیات نظری چه در بازارهای مصرفی و چه در بازارهای صنعتی به عنوان گرایش معاملاتی در معامله فرض شده است. بازاریابی معاملاتی به عنوان یک نگرش کوتاهمدت که فقط روی معاملات فعلی تمرکز دارد، تعریف شده است. در بازاریابی معاملاتی تمرکز روی فروش و ویژگیهای محصول است و خدمت به مشتری، وفاداری و تعهد به مشتری اهمیت کمتری دارد و کیفیت تنها با عملیات تولید ارتباط دارد (فیلای و شارما[۲۱]، ۲۰۰۳). بازاریابی مبتنی بر معامله، بخشی از ایده بزرگتری از بازاریابی مبتنی بر همکاری است. بازاریابی معاملاتی، یک استراتژی تجاری است که بر نقطه فروش معاملات تمرکز میکند و به حداکثر سازی کارایی و حجم فروشهای شخصی، بیشتر از توسعه ارتباط با خریدار تأکید دارد. گرایش معاملاتی بر چهار عامل سنتی بازاریابی (چهار پی) که عبارتاند از: محصولات[۲۲]، قیمت[۲۳]، توزیع[۲۴]، تبلیغات پیشبردی[۲۵]، متمرکز است. در بازاریابی معاملاتی بیشتر توجه به فروش و سودآوری از طریق افزایش حجم فروش هست و ارتباطات موجود کوتاهمدت است، نسبت به مشتری تعهد کمتری وجود دارد و به خدمات به مشتری کمتر تأکید میشود (فراچتر و سیگو[۲۶]، ۲۰۰۳). در دایرهالمعارف بازاریابی وان واترشوت[۲۷] به برخی از نارساییها مفهوم مدیریت آمیخته بازاریابی اشارهکردهاست:
-
- آمیخته بازاریابی بر آنچه بازاریابی میتواند برای مشتری انجام دهد متمرکز است تا برخورد مشتری.
-
- آمیخته بازاریابی توجه خود را معطوف بازاریابی خارجی کرده و از بازاریابی داخلی چشم پوشیده.
-
- آمیخته بازاریابی از تعاملات بین متغیرهای آمیخته سخنی به میان نمیآورد.
-
- آمیخته بازاریابی دیدی مکانیکی نسبت به بازارها دارد.
- آمیخته بازاریابی مبتنی بر مبادله معاملهای است تا یک رابطه (عباسی، ۱۳۸۱)
در واکنش به انتقاداتی که بر بازاریابی مبتنی بر آمیزه وارد شد، گرونروس[۲۸] (۱۹۹۴) تعریفی بر رابطه از بازاریابی تنظیم و ارائه داد. به گفته وی«هدف بازاریابی عبارت است از ایجاد، حفظ و تقویت روابط با مشتری، به گونهای که اهداف هر دو طرف درگیر در معامله از طریق مبادلات متقابل و تأمین تعهدات تحقق یابد.» وی پایه های اصلی پارادایم بازاریابی مبتنی بر همکاری را بر مفهومی قرارداد که اولین بار توسط لئوناردبری[۲۹] مطرح شد که توسط دیگر صاحبنظران گسترش یافت. دیدگاه بازاریابی مبتنی بر همکاری همچنین مرهون کریستوفر، پایینی و بالانتین[۳۰] (۱۹۹۱) است که در گسترش حوزه و قلمرو مبانی تئوریک آن تلاشی چشمگیر داشتند. دیدگاه آن ها مبتنی بر نکات زیر است:
-
- تأکید بر تعامل بین مشتریان و عرضهکنندگان که ایجاد رابطه را بهجای معامله در کانون توجه قرار میدهد (تطابق با بازارهای خارجی).
-
- دیدگاه بازاریابی مبتنی بر همکاری بر حداکثر سازی ارزش مادامالعمر مشتریان و بخشهای خاصی از مشتریان متمرکز است.
-
- استراتژی بازاریابی مبتنی بر همکاری به توسعه و تقویت روابط با تعدادی از بازارهای اصلی و کلیدی معطوف است که علاوه بر ایجاد روابط قوی با مشتریان و عرضهکنندگان، بازار مراجعان، بازار تأثیرگذاران، بازارهای جذب نیروی انسانی، بازار داخلی (همکاری با کارکنان) را نیز در برمیگیرد.
-
- کیفیت ارائه خدمات به مشتری و بازاریابی، ارتباط نزدیکی با هم دارند، هرچند که غالباً به طور مجزا مدیریت میشوند. هدف دیدگاه بازاریابی مبتنی بر همکاری، برقراری انسجام و یکپارچگی کامل بین این سه عنصر هست. شکل ۲-۱ ارتباط بین بازاریابی، ارائه خدمات به مشتری و کیفیت را نشان میدهد.
- ایده کیفیت فراگیر، حیطه مدیریت کیفیت را در برابر تمامی عملکردها جهت ارتباط فراگیر بین شرکت با مشتریان، تأمینکنندگان و دیگر بازارهای اصلیاش را توسعه میدهد. بهکارگیری مدیریت کیفیت فراگیر موجب اعمال کنترل بر هزینه های بازاریابی میشود (کریستوفر و همکاران، ۱۹۹۱).
شکل (۲-۱): ارتباط بین بازاریابی، ارائه خدمات به مشتری و کیفیت
سطوح ارائه خدمت به مشتری باید توسط تحقیقات بر اساس
اندازهگیری نیازهای مشتری، عملکرد رقبا و تشخیص نیازهای
مختلف بازار، بررسی شود.
کیفیت باید از دیدگاه مشتری
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
آتتوید
نشانه های اصلی عصبشناسی در این گروه، وجود حرکات غیرارادی میباشد. که حرکات ارادی طبیعی مثل نوشتن، راه رفتن و صحبت کردن را تحت تاثیر قرار میدهد. در حدود ۱۰٪ افراد دچار فلج مغزی مبتلا به آتتوید هستند.

آتاکسی
نشانه های غـالب در این گـروه نـاهـمـاهـنگی حرکات ارادی، گام برداشتن بی ثبـات وعـدمتوانایی در کنترل کامل بدن میباشد.درحدود ۵٪ از کودکان مبتلا به فلج مغزی این علائم را نشان میدهند. این حالت در مقایسه با حالات دیگر بسیار نادر است.
مختلط
در بسیاری از کودکان خصوصیات بیش از یک نوع فلج مغزی دیده می شود مثلاً در بعضی از کودکان علائم فلج مغزی اسپاستیک و آتتوید تواماً دیده میشود که به این ها مختلط میگویند. درحدود ۱۰٪ کودکان مبتلا به فلج مغزی جزو این گروه هستند.
ب ـ طبقه بندی نوع دوم (درگیری اندام ها)
– مونو پلژی[۶] : یک دست یا گاهی فقط یک پا درگیر است.
– همی پلژی[۷] : نیمی از بدن کودک درگیر است.
– پارا پلژی[۸] : دو اندام تحتانی درگیر است که اکثراً بعلت ضایعات نخاعی به وجود میآید.
– دی پلژی[۹] : چهار اندام درگیرند ولی درگیری اندام تحتانی بیشتر از اندام فوقانی میباشد.
– تری پلژی[۱۰] : سـه انـدام درگیر است، دو اندام تحتانی و یک انـدام فوقانی یا دو اندام فوقانی و یک اندام تحتانی
– کوادر پلژی[۱۱] : چهار اندام از بدن درگیر است و درگیری تنه، سر و صورت هم وجود دارد.
– دابل همی پلژی[۱۲] : چهار اندام درگیرند ولی درگیری اندام فوقانی بیشتر از اندام تحتانی میباشد(صفری و آهویی، ۱۳۸۴).
ویژگی های کودکان معلول جسمی ـ حرکتی
بطورکلی کودکان معلول جسمی ـ حرکتی به دلیل مشکلاتی که در قوام عضلانی، اختلال بینایی، اختلال شنوایی، اختلالات تکلم ، اشکالات ارتوپدی (وجود دفرمیتی ) ، ناهنجاری های دهـانـی و عـدم تـطابق دندانی ، اشکالات درکی و عاطفی ، اشکالات رفتاری ، رفلکس های غیرطبیعی ، الـگوهـای غـلـط و وضعیت بدنی غیر عـادی، اخـتلالات حسی، ضعف در تصور بدنی دارند، مـوانعی را در امـر آموزش تجربـه مـی کنند که این موضوع بـه نحوی عـزت نفس و اعتماد به خود و رفتارهای مناسب هیجانی و اجتماعـی را در آنـان کاهش میدهد . لـذا معلمان باید بـا تکیه بـر توانایی دانش آموزان، برنامه ریزی مدونی را در جهت به حداقل رسانیدن موانع طراحی نمایند تا بواسطه آن فرصتهای لازم در جهت رشد تواناییهای دانش آموزان فراهم سازند.
ناتوانی های جسمانی برنگرش خود فرد و دیگران مانند والدین ، خواهران و برادران، همسالان،معلمان و…نسبت به بیمار تاثیر میگذارد. تاثیر ناتوانی در برخی از جنبههای اجتماعی ، تحصیلی و روانی قابل ملاحظه است. برای مثال کودکان و نوجوانانی که مدت قابل توجهی را به علت استفاده از خدمات و مراقبت های پزشکی از خانه و مدرسه دور می مانند، فرصت کمتری برای ایجاد دوستی ها، حضور در رویدادهای اجتماعی و رشد مهارت های اجتماعی دارند. بی توجهی به مسائل روانی و رفتاری گاه مشکلات عدیده ای را برای آنان به وجود خواهد آورد که ناتوانی های حرکتی او را تحت الشعاع قرار میدهد . این مسائل جایگاه خاصی را در تـوان بخشی یک کودک معلول بخود اختصاص می دهـد . میزان خدمـات و تلاش هایی که برای درمان به کار گرفته می شود به ماهیت مشکلات و توانمند ی های فرد یا کودک بستگی دارد . به طور کلی درمان ، معطوف پیشگیری از بد شکلی های جسمانی ، ایجاد وضعیت های بدنی و حرکتی مفید ، فراهم ساختن جراحی استخوانی مناسب و مورد نیاز، رسیدگی به مشکلات تغذیه و بلع، تامین ارتباط مکمل مناسب و وسایل کمکی، تجویز دارو های مناسب ( شل کننده های عضلانی ) و رشد تحرک و استقلال است. به علت ماهیت چند بعدی مشکلات ، ممکن است به خدمات تخصصی پزشکی و انسانی در قالب گروههای درون رشته ای و بین رشته ای نیاز باشد. این گروه ها شامل متخصصان پزشکی ، کاردرمانگر ، شنوایی شناس ، متخصص گفتار و زبان، مددکار اجتماعی، معلم و …میشوند که با یکدیگر به کودک کمک میکنند تا به حداکثر توانمند های خود دست یابد(همان).


ملاحظات آموزشی
با توجه به محدودیت ها و تفاوت های فردی افراد معلول جسمی ـ حرکتی، تبیین هدف ها و برنامه های آموزشی یکسان برای آن ها غالباً ممـکن نیست، حتـی در میان کودکانی که از میزان معلولیت یکسانی برخوردارند ،هدف ها و برنامه های آموزشی را باید بر اساس خصوصیات هوشی، جسمـانی ، حسی و عاطفی کودک پایه گذاری کرد . در اجرای برنامه های آموزشی و پرورشی این دانـش آموزان، بـخصـوص آنـان که مبتلا به معلولیت های شدید و مزمن هستند، ممکن است با دو مشکل مواجه شویم. اول اینکه کودک ممکن است از تجربه هایی که کودکان سالم در تحصیل برخوردارند، محروم شود. دوم آنکه کودک ممکن است نتواند مانند سایر دانش آموزان وسایل آموزشی را به کار گیرد و در برابر وظایف آموزشی از خود واکنش منفی نشان دهد. مبنای آموزش کودکان معلول جسمی ـ حرکتی بر اساس تفاوت های فـردی اسـت. هدف ها و برنامه های آموزشی آنان شبیه هدف ها و برنامه هایی است که برای کودکان عادی اجرا می شود مانند خواندن، نوشتن، حساب و تجربه هایی که به منظور آشنایی آن ها بـا دنیای اطرافشان صورت میگیرد. عـلاوه بـر این، بـرنامه هایی برای آموزش مهارت های حرکتی، مهارت های زندگی و مهارت های شغلی نیز لازم است تا در مجموعه برنامه های آموزشی و پرورشی آنان گنجانده شود.
در آموزش وپرورش کودکان جسمی ـ حرکتی، معلم باید به میزان بسیار زیادی آموزش را بر مبنای نیازهای خاص روانی و جسمی هر کودک بنیان نهد. لازم است تا یک طـرح یا برنامه دراز مدت برای هر کودک بر اساس ارزیابی دقیق از او در زمینههای ارتباطی و توانـایی هـا، حالات عاطفی، ظرفیت ذهنی، اشکالات احتمالی یادگیری و مشخصات جسمانی تهیه و تنظیم شود.
کودکان این گروه مانند هر کودک دیگری نـیاز دارند که در انجـام تکالیف خـود مـوفـق شوند. اگر نیازهای آنان به طور مناسب ارزیابی و مورد توجه واقع نشود، در بسیاری از وظایف روزانـه و تکالیف مدرسه احساس عدم کفایت میکنند، و این مسئله غالباً به اختلال هیجانی در یادگیری می انجامد و یا انجام موفقیت آمیز کارهایی که قبلاً در آن هـا تسلط داشته اند را با شکست روبرو میسازد. لذا معلم باید به تلاش های کودک به شکل مثبتی پاسخ داده و ارتباط با کودک را بهبود بخشد به طوری که آموزش را برای کودک امری لذت بخش، معنادار و هماهنگ با محیط اطراف او سازد، تا با تأکید بر نـکات مثـبت پیشرفت کودک، فرصتی پیش آید تا وی به تواناییهای خود پی ببرد و در مراحل بعدی آموزش، بیشترتلاش کند. به این منظور درک کامل تواناییها و ناتوانیهای کودک نه تنها در تعدیل واکنش ها موثرند، بلکه موجب تعدیل توقعات و انتظارات ما از فرد معلول و حتی از خودمان می شود(میرخان، ۱۳۹۲).
مبحث دوم
کتاب درسی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
گراهام و همکاران(۲۰۰۸)
در این مقاله به مطالعه اثر ارائه مجدد صورتهای مالی بر قرارداد وام بانکی پرداخته شده است. از نتایج این تحقیق با عنوان “گزارشدهی نادرست شرکت و قرارداد وام بانکی” میتوان به موارد زیر اشاره کرد:

-
- نسبت به وامهای اتخاذ شده قبل از ارائه مجدد صورتهای مالی، وامهای اتخاذ شده بعد از ارائه مجدد صورتهای مالی دارای سررسیدهای کوتاهتر، تضمین و محدودیت در قرارداد بیشتری میباشند.
- پس از ارائه مجدد صورتهای مالی، تعداد وام دهندگان کاهش میابد و شرکتها هزینه سالانه بالاتری را باید پرداخت نمایند .
این نتایج با این دیدگاه مطابق است که بانکها برای غلبه بر ریسک و مشکلات اطلاعات ناشی از ارائه مجدد صورتهای مالی از شرایط قرارداد وام سخت تری استفاده میکنند .همچنین در این مقاله بیان می شود که گزارشدهی نامناسب مالی عواقب شدیدی بر اوراق بهادار مالی ،سرمایه گذاران و شرکت دارد و در نتیجه باعث از دست دادن ارزش بازار ،اعتماد سرمایه گذاران و افزایش در هزینه سرمایه می شود .

تامسون[۳۱](۲۰۰۸)
محققین در این تحقیق به دنبال آزمون دو فرضیه زیر هستند:
-
- تجدید ارائه صورتهای مالی بیشتر کاهنده سود و زیان انباشته است تا افزاینده آن.
- احتمال تغییر حسابرس در شرکتهایی که در تجدید ارائه صورتهای مالی،اصلاح اشتباه کاهنده سود و زیان انباشته داشته اند، نسبت به شرکتهایی که اصلاح اشتباه کاهنده سود و زیان انباشته نداشته اند، بیشتر است.
برای این منظور محققین، تجدید ارائه صورتهای مالی به دلیل اصلاح اشتباهات و تغییر حسابرس در شرکتهای فورچون ۵۰۰ طی سالها ۲۰۰۱ و ۲۰۰۲ را مورد بررسی قرار دادند.
نتایج این تحقیق هر دو فرضیه را قویاً تأیید نمود. به این معنی که تجدید ارائههای انجام شده به دلیل اصلاح اشتباهات دوره های گذشته بیش از اینکه افزاینده ی سود انباشته باشد، کاهنده سود انباشته است و اینکه امتحان تغییر حسابرس در شرکتهایی که از طریق تعدیلات سنواتی، سود و زیان انباشته خود را به میزان با اهمیتی کاهش دادهاند، نسبت به شرکتهایی که تعدیلات سنواتی کاهنده سود(زیان)انباشته ندارند، بیشتر است. به اعتقاد محققین برای تأیید فرضیه دوم چندین دلیل وجود دارد:
-
- شرکتهایی که به دلیل تجدید ارائه صورتهای مالی، کاهش با اهمیتی در سود و زیان انباشته خود گزارش میکنند، اغلب از این بابت تحت فشار هستند. در نتیجه این شرکتها در تلاشی برای دفاع از خود سعی میکنند شخص دیگری را مقصر جلوه دهند و نهایتاً حسابرس را قربانی میکنند.
-
- انتظار می رود هر گونه عدم توافق بین شرکت و حسابرسان رابطه بین آن دو را تحت تاثیر قرار دهد. زمانی که یک تجدید ارائه رخ میدهد اغلب اوقات شرکت و حسابرس در مورد ماهیت و تاثیراصلاح اشتباهات و چگونگی گزارش آن اختلاف عقیده دارند و این امر موجب قطع ارتباط آن دو می شود.
- در صورت تجدید ارائه مکرر صورتهای مالی، سهامداران در خصوص کارایی مؤسسه حسابرسی شبهه پیدا میکنند. چرا که در شناسایی اشتباهات موجود در صورتهای مالی دوره های قبل ناتوان بوده اند و این امر موجب عدم انتخاب مجدد حسابرس برای دوره بعد می شود.
پالمروز و شولز [۳۲](۲۰۰۴)
در تحقیق مذبور تحت عنوان” شرایط و عواقب حقوقی گزارشگری خارج از اصول پذیرفته شده حسابداری: شواهدی از ارائه مجدد صورتهای مالی” به بررسی ۴۹۲ مورد تجدید ارائه صورتهای مالی طی سالهای ۱۹۹۵ الی ۱۹۹۹ با تکیه بر صورت سود وزیان و رابطه ی موجود بین فعالیتهای عملیاتی و فعالیتهای غیر عملیاتی با مشکلات قانونی ایجاد شده پرداخته شده است .در این تحقیق شواهدی در خصوص اینکه دفعات و اشتباهات حسابداری، ماهیت و احتمال ایجاد مشکلات حقوقی را افشا می نمایند یا خیر نیز ارائه شده است .
در نمونه بررسی شده در این تحقیق شرکتهایی که دارای تجدید ارائه فعالیتهای عملیاتی بوده اند ،درصد بالاتری از اشتباهات عمدی(تخلفات) و در نتیجه ورشکستگی و یا حذف از بورس اوراق بهادار را داشته اند. همچنین این شرکتها تجدید ارائه هایی با اهمیت تر و روند کاهش قیمت سهام بیشتر ی طی شش ماه قبل و بعد از تجدید ارائه صورتهای مالی خود شاهد بوده اند. بر اساس تحقیق فوق تجدید ارائه صورتهای مالی در ۶۸% از کل نمونه آماری تحقیق ،به فعالیتهای عملیاتی شرکت مربوط بوده و حدود ۳۸% کل نمونه آماری انتخاب شده ، پس از تجدید ارائه با مشکلات حقوقی مواجه شده اند .
هریبار و جانکینز[۳۳] (۲۰۰۴)
این مقاله به بررسی اثر ارائه مجدد صورتهای مالی بر هزینه سرمایه شرکت پرداخته است. محققان مذبور با بررسی نمونه ای متشکل از ۲۹۲ رویداد ارائه مجدد صورتهای مالی از تاریخ ۱۹۹۷ الی ۲۰۰۲ به نتایج زیر دست یافته اند :
به طور متوسط ارائه مجدد صورتهای مالی منجر به کاهش سودهای آتی مورد انتظار و افزایش در هزینه سرمایه شرکت میگردد .همچنین ارائه مجدد صورتهای مالی که توسط حسابرسان ایجاد و آغاز شده باشد، با افزایش بیشتری در هزینه سرمایه همراه است و شرکتها با اهرم مالی بیشتر نیز، افزایش بیشتری را در هزینه سرمایه تجربه میکنند .به طور کلی شواهد این تحقیق بیانگر این موضوع میباشد که ارائه مجدد صورتهای مالی کیفیت سود شرکت را کاهش داده و باعث افزایش نرخ بازده مورد درخواست سرمایه گذاران می شود .
پالمروز و همکاران[۳۴] (۲۰۰۴)
در این تحقیق با عنوان “عوامل تعیین کننده واکنش بازار به اعلامیه های ارائه مجدد” به بررسی ۴۰۳ نمونه صورتهای مالی تجدید ارائه شده طی سالهای ۱۹۹۵ الی ۱۹۹۹ پرداختهاند. بر اساس این تحقیق، واکنش منفی قابل ملاحظه ای به میزان تقریبی ۹% طی دو روز پس از اعلام تجدید ارائه، نسبت به تجدید ارائه صورتهای مالی صورت می پذیرد.
همچنین در این تحقیق به بررسی نشت اطلاعات قبل از تجدید ارائه پرداخته شده است و این مسئله را ناچیز و کم اهمیت برآورد نموده است. نحوه ی وزن دهی به مبلغ تجدید ارائه در این تحقیق بر اساس سود سال انجام تجدید ارائه (قبل از تجدید ارائه صورتهای مالی) انجام پذیرفته است .
مطالعات تجربی انجام شده در داخل کشور
ساعی و همکاران (۱۳۹۲)
هدف تحقیق مذبور با عنوان” بررسی فراوانی واهمیت تجدید ارائه صورتهای مالی” پاسخ به این پرسش هاست که : نسبت توزیع فراوانی تجدید ارائه ها بین عناصر صورت های مالی چگونه بوده؛ و آیا این نسبت در سال ها و صنایع مختلف متفاوت است؟ و آیا مبالغ تجدید ارائه شده تفاوت معنی داری با مبالغ اولیه دارند؟
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
-
- برنامه ریزی مؤثر سازمانی و حاکمیت بر سازمان تحت قوانین دولتی
-
- تأمین منابع کافی و مدیریت مؤثر آن
-
- طرح و نظارت روی برنامه ها و خدمات سازمان
-
- ارتقای افکار عمومی نسبت به سازمان با پاسخگو بودن
-
- عملکرد به عنوان شورای عالی استیناف
- ارزیابی عملکرد خود هیئت مدیره (قدس، ۱۳۸۷، ص۵۲).
برای ایفای این مسئولیت ها، هیئت مدیره نقش تعیین، کنترل و نظارت بر مدیرعامل را به عهده میگیرد تا مهمترین وظیفه ی خود را که مراقبت و حمایت از منافع سهامداران میباشد، به انجام برساند. بر اساس قانون اعضای هیئت مدیره تمامی مسئولیتهای ضروری برای مدیریت را در محدوده ی اهداف مندرج در اساسنامه ی شرکت بر عهده دارند. وجود اعضای مستقل هیئت مدیره، حرکت شرکت را در جهت رسیدن به اهداف تعیین شده و بهبود کارایی هرچه بیشتر سرعت می بخشد. سودمندی هیئت مدیره در ارائه ی اطلاعات مالی نمود پیدا میکند. فاما و جنسن[۶] (۱۹۸۳)، هیات مدیره را به عنوان مهم ترین مکانیسم کنترلی در دسترس در نظر می گیرند؛ زیرا رأس ساختار حاکمیت داخلی شرکت را تشکیل میدهد. یک هیات مدیره اثربخش باید اعتبار روش های حسابداری منتخب مدیریت و عواقب مالی چنین تصمیماتی را مشخص کند (شهلا ابراهیمی و مهرداد ابراهیمی، ۱۳۹۱، ص ۱۳۵).


هیئت مدیره ی شرکتها از اعضای موظف و غیرموظف تشکیل شده است. اعضای موظف علاوه بر مسئولیتهای عضویت در هیئت مدیره دارای حضور فیزیکی در شرکت میباشند ولی اعضای غیرموظف حضور فیزیکی در شرکت ندارند و فقط در تصمیم سازی ها و تصمیم گیری ها مشارکت میکنند. اعضای غیر موظف هیئت مدیره از سهامداران شرکت هستند و به غیر از عضویت در هیئت مدیره، در شرکت مسئولیت و رابطه ی شغلی ندارند. شارما[۷](۲۰۰۴) معتقد است که بالا بودن نسبت اعضای مستقل هیئت مدیره سبب می شود، احتمال تقلب و دستکاری فرصت طلبانه ی سود کاهش یابد.
اعضای غیرموظف، مدیران حرفه ای با تخصص در کنترل تصمیم هستند. وظیفه آن ها فعالیتهای همراه با مشکلات نمایندگی جدی بین اعضای موظف و سهامداران از قبیل وضع پاداش مدیران اجرایی و بازرسی و نظارت برای جایگزینی مدیران ارشد است. به علاوه ادبیات دانشگاهی حاکی است که اعضای غیرموظف به گونه بهتری از منافع سهامداران حمایت میکنند و نماینده بهتری برای آنان هستند (ستایش و کاظم نژاد، ۱۳۸۹، ص۳۵).
از دیدگاه تئوری نمایندگی، حضور مدیران غیر موظف (غیر اجرایی) مستقل در هیئت مدیره شرکت ها و عملکرد نظارتی آن ها به عنوان افرادی مستقل، به کاهش تضاد منافع موجود میان سهامداران و مدیران شرکت در جلسات هیئت مدیره، کمک شایان توجهی میکند (ستایش، دهداری، نمازی، ۱۳۹۰، ص۶۸). هیئت مدیره یکی از سازوکارهای مهم حاکمیت شرکتی تلقی می شود و نقش مهمی در بهبود کیفیت گزارشگری مالی و افزایش پاسخگویی ایفا میکند. مدیران مستقل میتوانند با درک درست نقش نظارتی وراهبری خود، سلامت مالی بنگاه را به ارمغان اورده و مانع تضاد منافع بین بازیگران حاکمیت شرکتی شوند (اسماعیل زاده مقری، جلیلی و زند عباس آبادی، ۱۳۸۹، ص۸۲).
۲-۷-۲ ساختار مالکیت
منظور از ساختار مالکیت، مشخص کردن بافت و ترکیب سهامداران یک شرکت و بعضا مالک عمده نهایی سهام آن شرکت است. بسیاری از نظریه پردازان اقتصادی عقیده دارند که هر یک از انواع مالکیت نیز میتواند بر عملکرد شرکتها تأثیر گذار باشد (اعتمادی، باباجانی، آذر و دیانتی دیلمی، ۱۳۸۸، ص۶۴). تمرکز مالکیت، ترکیب سهامداران و توزیع مالکیت از ابعاد اساسی ساختار مالکیت به شمار میروند. سهامداران مالکان شرکت هستند و اداره ی عملیات و امور شرکت را به نمایندگی از خود به مدیران واگذار میکنند. همین مسأله ی نمایندگی منجر به تضاد منافع میان سهامداران و مدیران می شود. در بعضی از شرکت ها مالکیت به طور گسترده پراکنده شده است و سهامداران تاثیر ضعیفی بر مدیریت شرکت دارند، در حالی که شرکت هایی نیز وجود دارند که دارای ساختار مالکیت متمرکز میباشند. ساختار مالکیت پراکنده منجر به وسیعترشدن مسائل نمایندگی می شود.
طبق پژوهش نمازی و کرمانی (۱۳۸۷) ترکیب سهامداران از طریق چهار متغیر مالکیت خارجی، مالکیت شرکتی، مالکیت مدیریتی و مالکیت نهادی اندازه گیری می شود. ساختار مالکیت در همه ی کشور ها به دلایل مختلفی مانند فرهنگ و ساختار اجتماعی اقتصادی یکسان نمی باشد. بر اساس نظریه ی نمایندگی، ساختار مالکیت مطلوب هزینه های نمایندگی را کاهش میدهد.
در ایران ساختار مالکیت شرکت عمدتاً متشکل از شرکت های سرمایه گذاری؛ بنیادها، نهادها و سازمان های دولتی؛ سایر شرکت ها و سهامداران جزء میباشد (پورحیدری وهمتی، ۱۳۸۳، ص۵۳).
۲-۷-۳ تمرکز مالکیت
تمرکز مالکیت به حالتی اطلاق می شود که میزان درخور ملاحظه ای از سهام شرکت به سهامداران عمده (اکثریت) تعلق داشته باشد و نشان میدهد چند درصد سهام شرکت در دست عده محدودی قرار دارد (اعتمادی و همکاران، ۱۳۸۸، ص ۶۸). اغلب صاحب نظران درصد سهام نگهداری شده در اختیار سهامداران را که بالای ۵ درصد باشد، به عنوان تمرکز مالکیت در نظر می گیرند. باید به این موضوع توجه شود که تمرکز بسیار بالای مالکیت عامل مثبتی بر نظام حاکمیت شرکتی به شمار نمی رود؛ زیرا اگر درصد خیلی زیادی از سهام شرکت در دست سهامداران نهادی باشد، احتمال این که حقوق سهامداران خرد در نظر گرفته شود، قوی است. در این موقعیت برای تقویت حاکمیت شرکتی نیاز است از شدت تمرکز مالکیت کاسته شود.
در ایران تحقیقاتی راجع به میزان تمرکز مالکیت در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران صورت گرفته است. مهدوی و میدری (۱۳۸۴) به این نتیجه رسیدند که مقایسه شاخص های تمرکز مالکیت در بازار ایران و کشورهای آمریکا، ژاپن، آلمان، چین و چک نشان میدهد که بازار سهام ایران دارای ساختار مالکیتی بسیار متمرکز است.

۲-۷-۴ مالکیت نهادی
یکی از مهمترین بازیگران نظام حاکمیت شرکتی، سهامداران میباشد. زیرا آن ها تأمین کنندگان سرمایه شرکت ها هستند و حفظ اعتماد آنان از اهمیت زیادی برخوردار است. سهامداران با انتخاب اعضای هیات مدیره، به طور غیر مستقیم در تصمیم گیریهای شرکت نقش ایفا میکنند (اسماعیل زاده مقری و همکاران، ۱۳۸۹، ص۸۱). در بسیاری از کشورها، سرمایه گذاران نهادی طی نیمه دوم قرن بیستم به عنوان جزء مهمی از بازارهای سرمایه مطرح شده اند. در ایالات متحده آمریکا، سرمایه گذاری نهادی از ۱/۶ درصد کل مالکیت سهام در سال ۱۹۵۰ به بیش از ۵۰ درصد در سال ۲۰۰۲ رسیده است. از سهام شرکت بزرگ مرتب شده در سال ۱۹۸۵ بر اساس ارزش بازار، ۷۵ درصد مالکیت آن ها متعلق به اشخاص بود. در حال حاضر حدود ۶۰ درصد آن توسط مؤسسات مدیریت می شود (حساس یگانه و سلیمی، ۱۳۸۶، ص۷۹).
بانک ها ی دولتی و خصوصی، شرکت های بیمه، صندوق ها و شرکت های سرمایه گذاری، نهادهای دولتی و سایر شخصیت های حقوقی و حقیقی که به فعالیت های سرمایه گذاری مشغول هستند، حجم عظیمی از مبادلات بورس اوراق بهادار را به خود اختصاص میدهند. سهامداران نهادی، سهامدارانی هستند که بخش قابل توجهی از سهام عادی شرکت را در اختیار دارند و همین امر موجب می شود تا در روند فعالیت و تصمیم گیری های مربوط به شرکت بیش از سایر سهامدران اثرگذار باشند. سهامداران نهادی از جمله سازوکارهای کنترلی بیرونی سیستم حاکمیت شرکتی به شمار میروند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
گفتار ششم: اقدامات تاریخی برای صلح قبل از وقوع جنگ


همان گونه که بیان شد، در طول تاریخ اکثر تلاشها برای ایجاد صلح، یا در حین جنگها صورت گرفته یا بعد از وقوع جنگها؛ و کمتر دیده شده که شخصی(پادشاهی) و یا کشوری و یا حکومتی در زمان صلح و هنگامی که درگیری وجود ندارد، به فکر نهادینه کردن و ایجاد صلح همیشگی باشد و به جای تجهیز کردن خود و ساخت انواع ابزار جنگی، سعی در پایدار نمودن صلح کند. ذیلاً به نمونه ای از اقدام برای صلح قبل از جنگ پرداخته می شود.
«احترام به فرهنگ های قومی و ملی» که اساس سیاست شارلمانی [۳]را تشکیل میداد، مبین آیینی نیمه تمام از صلح بینالمللی بود. در واقع، نظام حکومت شارلمانی، نوعی فدارالیسم، یعنی نظامی بوده که در حد فاصل میان نظام های ملی و نظام بینالمللی قرار داشت. با وجود این، امپراتوری او تنها از اقوام و ملیت ها تشکیل نمی شد و به پادشاهی ها، یعنی دولتهای دیگر تقسیم شده بود. البته این پادشاهی ها ،الزاماًً از «ملیتها»ی غیر ژرمن تشکیل نیافته بود و بسا به صورتهایی مختلف درآمد. وانگهی هر قلمرو برای خود استقلالی تام نداشت و گاه توسط خود امپراتور و زمانی به دست پسرانش اداره می شد. پسران شارلمانی در طول حیات وی، در اداره ی این سرزمینها قائم مقام امپراتور به شمار می آمدند، تا آنکه در سال ۷۸۱ یعنی درست نوزده سال پیش از آنکه امپراتوری رسماً استقرار یابد، شارلمانی اینان را شاه خواند و دو تن از آنان را به ترتیب به امارت ایتالیا و اکیتن منصوب نمود و کوشید تا پاپ حکومت ایشان را تأیید کند. در سال ۸۰۶، شارلمانی که کهنسال شده بود و به مرگ و اداره ی امور امپراتوری پس از خود می اندیشید، میراث سیاسی اش را میان سه پسر خود تقسیم نمود، اما به عللی جانشین بلافصل خود را معین نکرد. و یکه در واپسین دم حیات نگران وحدت معنوی امپراتوری بود به فرزندان خود توصیه نمود که هرگز به قلمرو یکدیگر تجاوز نکنند و در صورتی که اختلافی میان آن ها پدید آید، آن را به داوری بگذراند، و هرگاه خارج قلمرو امپراتوری به آنان حمله شود، با یکدیگر دست اتحاد دهند و متجاوز را از حریم امپراتوری بیرون رانند.
به اعتقاد شارلمانی، مسیحیت که مبین اعتقاد جمیع افراد تحت حکومت وی به «عدالت» و «صلح» بود، «مبنای جامعه ی بینالمللی» سازمان یافته ای به شمار میآمد که میتوانست دولتها یا شبه دولتهای عضو امپراتوری را در جهت حفظ تمامیت ارضی و استقلال یکدیگر یاری دهد و به وقت اختلاف، آنان را در ارجاع امر به «داوری» هدایت کند و در قبال دشمن مشترک، متحد و یکدل سازد. چندان که با اندک تسامح می توان گفت که طرح جامعه بینالمللی آن روزگاران تصویری ابتدائی از جامعه ی ملل، سازمان ملل متحد، دیوان دائمی دادگستری بینالمللی بوده است.(فلسفی،۱۳۸۹،۲۸)
از معدود اقدامات صورت گرفته برای صلح در زمان صلح توسط شارلمانی صورت گرفت و شاید بتوان با اصلاح رفتاری این پادشاه رومی برای آینده جهت جلوگیری از مسلح شدن همگانی استفاده نمود.
شارلمانی با آنکه نمی خواست پهنه ی امپراتوری او «زندان ملتها» باشد، به استقرار آیین مسیحیت در قلمرو حکومت خویش سخت دلبستگی داشت، وی اصولاً معتقد بود که هر قوم باید در اجرای اصول و قواعد، و همچنین تفسیر آداب و رسوم و عرفهای ملی خود آزاد باشد؛ مگر آنکه توانایی درک و شناخت این اصول را نداشته، یا آنکه بر اثر اجرای آن قواعد، «صلح» و «همبستگی» میان اقوام به خطر افتاده باشد. در این قبیل موارد، شارلمانی بی آنکه به راستی بداند که اعمال زور جوهر اندیشه ی اصلی وی را زائل میسازد، در جهت تمرکز قدرت و همانندی افراد گام بر می داشت؛ و این بدان سبب بود که خود را خلیفه خدا در زمین و مسئول فلاح و رستگاری دنیوی و اخروی بندگان خویش می پنداشت.(همان،۳۰)
گفتار هفتم: خطرات بینالمللی صلح مسلح
طرح و توسعه استراتژیک و فناورانه سیستم های مدرن و پیچیده ی تسلیحات در دوران به اصطلاح صلح تقریباً حضور فعال و تمام عیار و مستمر نیروهای مسلح را می طلبد. شرایط جدید نه تنها حضور دایمی نیروهای مسلح را ضروری میداند، بلکه همچنین بر آمادگی جنگی تمام مردم در زمان صلح تأکید دارد. بر این آمادگی جنگی برای دیوانسالاری نظامی، هم افزایش کارکنان و هم تسلیحات را ضروری میسازد تا سهم کیفی آن بر سهم کمی اش نسبت به کل قدرت بچربد. اعمال یک چنین سیاستی سبب نزدیکی هر چه بیشتر بخش های اقتصاد، علوم و فناوری خواهد شد؛ با یک هدف مشترک که عبارت است از گسترش کارایی صنایع تسلیحاتی. یک چنین تجمع منافع میان بخش های نظامی، اقتصادی، علمی و سیاسی در مجموع به قدرت کنترل نشدنی تبدیل شده است که تصمیماتش در امور داخلی و خارجی کشور، تأثیر تعیین کننده ای دارد. تمامی اقدامات سیاسی و اقتصادی با ضوابط نظامی سنجیده می شود. فعالیت دولت در امور داخلی باید بیشتر بر محور وظایف و خواسته های مهم نظامی استوار باشد و سیاست خارجی در جهت تأمین اهداف سیاست امنیتی- نظامی برنامه ریزی شود. بدین ترتیب شرایط جدیدی در جامعه به وجود میآید که اشکال و مشخصه های آن با اشکال مختلف نظامی گری قدیمی از بسیاری جنبه ها و ابعاد متفاوت است.
بدون تردید تولید وسایل و تجهیزات نظامی–تسلیحاتی در افزایش قدرت مالی- صنعتی کشورهای سرمایه داری نقش بسیار بزرگ و کنترل نشدنی ایفا میکند و از عوامل مهم گسترش هرچه بیشتر فعالیتهای صنعتی و فناورانه به شمار میآید. بدین دلیل مجتمع های نظامی-صنعتی برای رشد هرچه بیشتر بنیه ی مالی- اقتصادی و ازدیاد قدرت رقابت خود به طرق مختلف و به اشکال گوناگون، چه از طریق ایجاد بحرانهای اقتصادی ساختگی و چه از طریق به راه انداختن جنگهای منطقه ای یا از راه مبالغه بی حد درباره ی خطر کمونیسم و نهضتهای آزادی بخش، دولت را به افزایش بودجه نظامی تشویق و ترغیب میکنند.(ازغندی،۱۳۹۰،۱۵۵)
مسلح شدن کشورها از گذشته بسیار دور تا به امروز ادامه داشته است، ضمن اینکه بر اساس شرایط زمان و مکان شکلهای مختلفی به خود گرفته و محققان و دانشمندان برای تفهیم و تفسیر مناسب نظامی گری با وضع به وجود آمده از اصطلاحات جایگزین متعددی بهره می گیرند. بهانه اصلی نظامی گری در گذشته تاریخی پیشگیری از تهاجم خارجی، رفع تهدیدات داخلی و تضمین امنیت و ثبات داخلی بوده، در حالی که از دهه شصت یا در واقع از زمان شروع مرحله تنش زدایی در روابط بین الملل و دگرگونیهای استراتژیک، اقتصادی و سیاسی ناشی از بر پایی شرایط جدید و روابط بین الملل، اهداف و کاربرد نظامی گری بسیار تغییر یافت. در واقع ملی و منطقه ای شمول بودن نظامی گری از جنگ جهانی دوم تا کنون به جهانشمولی تبدیل شده است.
گفتار هشتم: تفاوت جنگ سرد و صلح مسلح
قبل از وقوع جنگ جهانی دوم کشورهای جهان به خصوص کشورهای اروپایی با اینکه در صلح با یکدیگر به سر می بردند ولی آمارها از ساخت تجهیزات با شتاب بالا توسط کشورها مخصوصاً آلمان میگوید. این حالت مسلح شدن در زمان صلح را صلح مسلح مینامند. اما تعریف جنگ سرد را می توان در بعد از جنگ جهانی دوم بررسی کرد که کشورها در صلح با هم نبوده و همچنین بین آن ها جنگ گرمی رخ نداده باشد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در این حالت از معادله رگرسیون چندگانه استفاده میشود و در آن به جای ضریب همبستگی معمولی از ضریب هم بستگی چندگانه استفاده میشود که نشاندهنده شدت رابطه متغیرهای مستقل با متغیر وابسته میباشد اگر این ضریب هم بستگی را به توان دو برسانیم ضریب تعیین به دست میآید که معرف میزان انحراف در متغیر وابسته میباشد که به وسیله معادله رگرسیون توضیح داده میشود. سومین مقداری که در این تحقیق محاسبه خواهد شد ضریب تعیین تعدیل شده میباشد که طبق فرمول زیر به دست میآید:

(۳-۳)
rAdj2 = ۱-
تفاوت این ضریب تعیین با ضریب تعیین تعدیل شده در عامل (n-1)/(n-2) میباشد.
آزمون معنیدار بودن متغیر مستقل:
به منظور بررسی معنیدار بودن ضرایب متغیرهای مستقل در هر مدل از آمار t استفاده شده است که از فرمول زیر به دست میآید:
(۳-۴)
t=
(۳-۵)
σ۲- =
۳-۹-۳ آزمون دوربین واتسون:
برای بررسی رابطه احتمالی بین خطاها و خود همبستگی از آمار دوربین- واتسون استفاده میشود که طبق فرمول زیر محاسبه میشود:

(۳-۶)
d= =۲(۱-p)
فصل چهارم- نتایج و بحث:
۴-۱ مقدمه:
مهمترین و اصلیترین مرحله هر پژوهش دستیابی به پاسخی است که محقق در پی آن بوده است. این تجزیه و تحلیل اطلاعات هدف نهایی از انجام یک تحقیق را برآورده میکند. در این فصل بر اساس آزمونهای آماری به تجزیه و تحلیل داده های گردآوری شده میپردازند. آزمونهای آماری که در این تحقیق استفاده شدهاند عبارتند از: رگرسیون خطی چندگانه، ضریب تشخیص آزمون معنادار بودن متغیر مستقل، آزمون دوربین- واتسون ،آزمون چاو.
۴-۲ تجزیه و تحلیل نتایج آزمون:
همان طور که گفته شد در این تحقیق یک فرضیه اصلی مورد بررسی قرار میگیرد:
۴-۳ فرضیه اصلی:
بین چرخه تجاری و مدیریت سود رابطه معناداری وجود دارد.
متغیر وابسته این تحقیق اقلام تعهدی اختیاری که به مثابه مدیریت سود است میباشد. ابتدا کل اقلام تعهدی به روش زیر اندازهگیری میشود.
(۴-۱)
ACCR=EARN-CFO
که منظور از ACCRکل اقلام تعهدی، EARNسود ناشی از فعالیتهای عملیاتی و CFOخالص وجه نقد ناشی از فعالیتهای عملیاتی میباشد. برای جداسازی بخش اختیاری از کل اقلام تعهدی از الگوهای مختلفی استفاده میشود که در این تحقیق از الگوی تعدیلشده جونز استفاده شده است. به منظور سازگاری نتایج تحقیق با محیط ایران، متغیر تغییرات در موجودی کالا به الگوی تعدیلشده جونز افزوده شده در نتیجه الگوی حاصل شده با محیط اقتصادی ایران سازگار است. در بخش ارزیابی الگوها، با مقایسه میانگین قدرت تعدیلشده انتخاب شده و در تجزیه و تحلیل فرضیه تحقیق مورد استفاده قرار گرفته است که به شرح زیر میباشد.
(۴-۲)
t ACCRIt=ai+a1[ΔREVit-ΔRECit-ΔINVit]+a2PPEit+Ei,t
در رابطه با بررسی وجود رابطه بین چرخههای تجاری و مدیریت سود مدل زیر مورد آزمون قرار خواهد گرفت:
(۴-۳)
t ACCRIt=ai+a1[ΔREVit-ΔRECit-ΔINVit]+a2PPEit+Ei,t AAAit=α۱+α۱EXP
با توجه به مطالب فصل سوم و ترکیبی بودن داده های پژوهش ابتدای آزمون f (آزمون چاو) به منظور انتخاب شیوه تخمین، طبق مدل اثرات ثابت زمانی برای هریک از سالها یک عرض از مبدأ ارائه میشود و طبق مدل اثرات ثابت مقطعی برای هریک از این شرکتها یک عرض از مبدأ ارائه میشود. حال برای این که ببینیم این عرض از مبدأها از لحاظ آماری با هم تفاوت معنادار دارند یا خیر، آزمون چاو را به کار میگیریم.
طبق تحقیقات علمی جهت برآورد مدل رگرسیونی صحیح میبایست فرضیات نرمال بودن، عدم هم خطی بودن متغیرهای مستقل و عدم خود همبستگی جملات خطا مدنظر قرار گیرد.
بر اساس نظر گجراتی (۱۹۹۵)، در صورتی که هدف، تنها تخمین باشد، فرض نرمال بودن ضروری نیست. یکی از تعدیلات رایج در برآورد حداقل مجذورات که تئوری گوست- مارکوف نامیده میشود بیانگر آن است که ضرایب حداقل مجذورات بهترین برآورد کننده مؤثر و بدون تورش است به همین دلیل تابع مشاهده yi خطی است. این نتیجه بستگی به فرض خطی بودن، واریانس خطای ثابت و استقلال دارد اما مستلزم نرمال بودن نیست. بنابرین بر اساس تئوری حد مرکزی اگر باقیماندهها به طور نرمال توزیع شده باشند آنگاه تنها آزمون نهایی t و f در نمونه های بزرگ اعتبار دارند.
۴-۴ تجزیه و تحلیل فرضیه اصلی:
بین چرخههای تجاری و مدیریت سود رابطه معناداری وجود دارد.
این فرضیه در خصوص بررسی وجود رابطه بین چرخههای تجاری و مدیریت سود مطرح و با بهره گرفتن از مدل زیر مورد آزمون قرار میگیرد.
(۴-۴)
AAAit=αi+ α۱EXP+ᵋit
نتایج مربوط به آزمون چاو در جدول زیر ارائه شده است.
جدول ۴-۱: نتایج مربوط به آزمون چاو
Model Summaryb
Model
R
R Square
Adjusted R Square
Std. Error of the Estimate
Durbin-Watson
۱
۰٫۷۶۶
۰٫۵۸۷
۰٫۵۸۵
۰٫۶۷۷
۲٫۰۷۰
با توجه به جدول ۴-۲ ضریب تعیین ۵۸۷/۰ میباشد که نشان دهنده این است که حدود ۷/۵۸% از تغییرات متغییر وابسته توسط رگرسیون یا متغییرهای مستقل و کنترولی تعیین می شود . برای تأیید و رد مدل خطی رگرسیون و فرضیه پژوهش باید جدول تحلیل واریانس و ضرایب جزئی رگرسیون مورد بررسی قراررگیرد .
جدول مربوط به تحلیل واریانس و ضرایب جزئی به شرح زیر میباشد:
جدول ۴-۲: تحلیل واریانس
ANOVAa
Model
Sum of Squares
df
Mean Square
F
Sig.
۱
Regression
۸۸٫۲۱۶
۱
۸۸٫۲۱۶
۶۷۸٫۵۸۴
.۰۰۰b
Residual
۶۲٫۰۶۷
۴۷۸
۰٫۱۳۰
Total
۱۵۰٫۲۸۳
۴۷۹
با با توجه به جدول تحلیل واریانس به دلیل آنکه معنا داری مدل کلی رگرسیون کمتر از ۰٫۰۵ میباشد . فرض خطی بودن رابطه دو متغییر وابسته و مستقل تأیید می شود و باید برای تأیید و یا رد فرضیه پژوهش به بررسی ضرایب جزئی رگرسیون پرداخته شود .
جدول ۴-۳: ضریب جزئی رگرسیون
Coefficientsa
Model
Unstandardized Coefficients
Standardized Coefficients
t
Sig.
Collinearity Statistics
B
Std. Error
Beta
Tolerance
VIF
۱
(Constant)
-۱٫۲۱۳
۰٫۶۵۶
-۱٫۸۴۹
.۰۶۵
چرخه تجاری
۱٫۱۱۹
۰٫۰۷۸
.۷۶۶
۱۴٫۳۴۶
.۰۰۰
۱٫۰۰۰
۱٫۰۰۰
a. Dependent Variable: چرخه تجاری
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
نتایج داده ها طبق استاندارد FASB، نشان میدهد که به ازای هر واحد تغییر در وجوه نقد عملیاتی حدود۲۸۷/۰ کاهش در مخارج سرمایه ای در دوره جاری صورت گرفته است. در حالی که به ازای هر واحد تغییر در وجوه نقد عملیاتی، شرکتها در سال بعد ۸۹۲/۰ افزایش درمخــارج سرمایه ای داشته اند، و در مجموع سه سال ۶۰۵/۰ افزایش در مخارج سرمایه ای، نسبت به تکانه جریان وجوه نقد عکس العمل نشان دادهاند.

نتایج مدل رگرسیون مخارج سرمایه ای بر روی داده های نمونه کلی، در نگاره (۴-۳) بیان شده است.
نگاره ۴-۳ : نتایج رگرسیون بر روی نمونه کلی – حساسیت جریان وجوه نقد مخارج سرمایه ای
FASB
IRAN
مدل
Lt-term
۸۶
۸۵
۸۴
Lt-term
۸۶
۸۵
۸۴
۶۰۵/۰
۲۸۷/۰-
۸۹۲/۰
۱۱۳/۰-
۷۹۱/۰
۱۴۸/۰-
۷۹۱/۰
۲۳۳/۰
Capex
۰۰۳/۰
۰۰۰/۰
۵۹۰/۰
۱۶۴/۰
۰۰۰/۰
۲۴۴/۰
P- Value
H1
H1
H0
H0
H1
H0
Accept
۴-۴- تأثیرات کوتاه مدت در مقایسه با بلند مدت
تأکید بر تفاوت های مهم بین تأثیرات کوتاه مدت و بلند مدت میتواند سود مند باشد، به همین منظور در این تحقیق، تفاوت های مهم این تأثیرات را به اختصار و مفید دنبال می شود. ستون سوم نگاره (۴-۱) طبق استاندارد ایران پس انداز وجوه نقد و کاهش تأمین مالی خارجی شرکتها در کوتاه مدت را نشان میدهد، کل مبلغ وجوه استفاده شده این دو ۷۵۴/۱ برای هر واحد تکانه جریان وجوه نقد عملیاتی است، ( ۴۸۹/۰ + ۲۶۵/۱) با توجه به نتایج رگـرسیون ها در نمونه کلی می توان دریافت که شرکتها در عکس العمل به تکانه های جریان وجوه نقد در کوتاه مدت به طور عمده به پس انداز وجوه نقد و کاهش تأمین مـالی خارجی ( کاهش تأمین مالی بدهی ) تمایل دارند. در واقع شرکتها در عکس العمل به تکانه های جریان وجوه نقد با پس انداز کردن وجوه نقد و کاهش دادن بدهی، سیاست های ضربه گیر را برای تعدیل یا جذب تکانه های برون زا به کار میبرند. هر چند نتایج تحقیق بیانگر تفاوت تأثیرات کوتاه مدت در مقایسه با بلند مدت است، اما در این تحقیق تأکیدی بر چنین چیزی نیست، ولی آنچه در این رابطه آشکار میباشد، این است که شرکتها پس انداز وجوه نقد و کاهش تأمین مالی را در کوتاه مدت، و ارتقاء تأمین مالی خارجی را در بلند مدت دنبال میکنند، تأثیرات بلند مدت در طی دو سال نشان میدهند که شرکتها منابع خود را افزایش میدهند، و وجوه نقد پس انداز شده را تنها بر روی سرمایه گذاری مصرف میکنند. در رابطه با تأمین مالی حقوق صاحبان سهام، واکنش سریع شرکتها به جریان نقدی ورودی ( وجوه نقد حاصل از عملیات ) کاهش بدهی است.

به طور خلاصه، از نمونه کلی می توان دریافت که شرکتها، پس انداز وجوه نقد، کاهش تأمین مالی خارجی، و سرمایه گذاری منطقی را در کوتاه مدت در واکنش به تکانه جریان وجوه نقد دنبال میکنند. و در بلند مـدت سرمایه گذاری بیشتر، تقویت وجـــوه نقد و تامین منابع مــالی خارجی جدید را افزایش میدهند. در این راستا، شرکتها برای بهبود گردش وجوه نقد بالاتر و تأمین مالی خارجی جدید و بهبود نقد ینگی تلاش میکنند به بازار های مالی جدید دست یابند.
۴-۵- محدودیت مالی در مقایسه با عدم محدودیت مالی شرکت ها
همان طور که قبلاً بحث شد، تحقیق موجود جهت اندازه گیری حساسیت جریان وجوه نقد، چندین مفهوم هدفمند را دنبال میکند، در این تحقیق، راجع به اینکه چگونه حساسیت های جریان وجوه نقد باید تفاوت محدودیت مالی شرکتها در مقابل عدم محدودیت مالی آن ها را بیان کند، دنبال می شود. اصولاً هدف تحقیق، در این مرحله بررسی بین دو گروه از شرکتها، جهت اطلاع از رفتار آن ها در مقابل تکانه های جریان وجوه نقد در شرایط محدودیت مالی و عدم محدودیت مـالی میباشد.
در این راستا، شرکتها را بر اساس محدودیت و عدم محدودیت مالی طبقه بندی شده است، امروزه در سطح جهان مبناهای مختلفی جهت طبقه بندی شرکتها، از جمله نسبت پرداخت سود سهام، اندازه شرکت، رتبه بندی اوراق قرضه و رتبه بندی اسناد تجاری استفاده می شود. اما مبنای طبقه بندی در این تحقیق، نسبت پرداخت سود سهام و اندازه شرکت میباشد.
-
- ۱٫ Fazzari ↑
-
- ۲٫ Hubbard ↑
-
- ۳٫ Peterson ↑
-
- ۴٫ Gomes ↑
-
- ۵٫ Altimeida ↑
-
- ۶٫ Cleary ↑
-
- ۱٫ Campello ↑
-
- ۲٫ weisbach ↑
-
- ۳٫ Thomas ↑
-
- ۴٫ Wang ↑
-
- ۵٫ Dasgupta ↑
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲) انتخاب هدف و حرکت به سوی هدف جهت ارضای نیاز

۳) برخورد با مانع، سد و یا مشکل
۴) شکست در روش نخستین و انتخاب روش های جدیدتر
۵) کارآمدی یکی از روش های حل مشکل
۶) رسیدن به هدف (اسلامی نسب، ۱۳۷۳).
۲-۴-۵ عوامل مؤثر بر فرایند سازگاری
در یک دسته بندی کلی می توان چهار عامل را در بروز ناسازگاری رفتار نوجوان معرفی کرد:
۱) عوامل پزشکی: اختلالات ممکن است به علت محرومیت، فقدان یا نقص عضو یا حسی از حواس پنج گانه باشد.
۲) عوامل ترتیبی: با توجه به نظریات روان پویایی یا رفتار گرایی و سایر نظریه های روانشناسی، چگونگی رابطه اعضای خانواده با کودک و به خصوص مادر در سال های اول زندگی از اساسی ترین عوامل رشد شخصیت شناخته شده است. هرگاه اختلال در این روابط عاطفی ایجاد شود بالطبع امنیت کودک مختل می شود و در نتیجه آثار آن در رفتار کودک منعکس میگردد.
۳) عوامل ارثی: کودک پاره ای از خصایص والدین را به ارث میبرد و مسلماًً این استعداد را خواهد داشت که روزی مانند والدین خود به اختلالات رفتاری مبتلا می شود. اما مسلم است که رفتار بزهکارانه رابه ارث نمی بریم. آنچه به ارث برده می شود ساختمان بدنی، مزاج و گرایش به اجرای عمل در راهی خاص و آمادگی شخص برای رفتار بزهکارانه است.

۴) عوامل محیطی و اجتماعی:تغییرات سریع و بزرگ اجتماعی مانند: سیگار، اعتیاد، جنگ، فقر، گرسنگی احتمالاً به ناسازگاری فردی می انجامد، به علاوه باید محیط مدرسه، خانواده، وسایل ارتباط جمعی را نیز در نظر گرفت (مصائبی، درتاج و اسدزاده،۱۳۸۷).
تقسیم بندی دیگری از عوامل مؤثر بر سازگاری نوجوانان وجود دارد که، سه کانون اصلی سازگاری را، خانواده، مدرسه، و دوستان میدانند.
الف) خانواده
خانواده به ویژه مادر نخستین و مهمترین نقش را در رشد شخصیت، فرایند اجتماعی شدن و سازگاری فرد بر عهده دارد، زیرا محیط خانواده، نخستین محیطی است که در آن کودک،از کیفیت تعاملات انسانی آگاهی مییابد. پژوهشهای انجام شده نشان میدهد که عوامل و روابط خانوادگی از جمله ارتباطات عاطفی درون خانواده بر رشد شخصیت و سازگاری فرد تأثیری بسیار مهم و حیاتی دارد (هک[۸۲]، ۲۰۰۰؛ به نقل از درویزه، ۱۳۸۳).
همچنین پژوهشگران دریافتهاند کودکانی که در ساختارهای خانوادگی غیر سنتی زندگی میکنند، سازگاری ضعیفی را به صورت رفتارهایی مانند پرخاشگری و رفتارهای ضد اجتماعی، مشکلات ارتباطی، میزان بالای ترک تحصیل، مصرف مواد مخدر و الکل نشان میدهند. مشابه همین نتایج در بررسی کودکان طلاق و فرزند خواندهها و نیز کودکانی که با یکی از والدین زندگی میکنند، به دست آمده است. (البجیور[۸۳] و همکاران، ۲۰۰۴).
با رضایت زناشویی برخورد و درگیری بسیار بالای والدین دانشآموز و ارتباط و دلبستگی ضعیف بین دانشآموز و پدر و مادرش میتواند بر سازگاری تحصیلی و شخصی و نیز سلامت روانشناختی او تأثیر منفی داشته باشد (گردس[۸۴]، ۱۹۹۴؛ به نقل از عیدیان، ۱۳۸۵)
به طور کلی، گویی محیط خانواده مهمترین عامل سازگاری کودک است. عواقب ناشی از تربیت توأم با خشونت و سردی در همان سالهای اولیه زندگی ظاهر میشود و دوران مدرسه و حتی نوجوانی و بزرگسالی را تحت تأثیر قرار میدهد(کدیور، ۱۳۸۲).
ب) مدرسه
مدرسه به خاطر مشخص نمودن وظایف و حقوق افراد و انتقال ارزشهای اجتماعی یکی از مراکز مهم اجتماعی شدن فرد تلقی میگردد. یک سلسله هنجارهای رفتاری وجود دارد که انتظار میرود افراد در جامعه بزرگتر خود را با آن هنجارها سازگار کنند. در جامعه کوچک مدرسه نیز هنجارهایی از این قبیل وجود دارد. زمانی که فرد بتواند خودش را با آن هنجارها و انتظارات وفق دهد سازگاری صورت پذیرفته است (ستوده، ۱۳۷۸).
مدرسه در دوره کودکی به منزله موقعیت و شرایط جدیدی است که کودک باید خود را با آن سازگار کند. کودکانی که نتوانند خود را با شرایط تازه سازگار کنند در دوره های دیگر نیز اغلب دچار مشکلات عاطفی و رفتاری خواهند شد. تقریباً ۲۰ درصد کودکان دبستانی دچار انواع اضطراب شدید و غیر قابل کنترل میشوند. فوبی مدرسه نمونهای از آن است. (برک[۸۵] ، ۱۳۸۳) به طور کلی شاخص سازگاری در مدرسه، اولاً رضایت ذهنی فرد از ارتباطات فردی و شخصی و ثانیاًً عملکرد تحصیلی دانشآموز در مدرسه است (اسکات[۸۶]، ۱۹۹۹؛ به نقل از عیدیان، ۱۳۸۲).
ج) گروه همسالان
در اواسط کودکی، اجتماع همسالان بستر بسیار مهمی برای رشد میشود تماس با دوستان نقش مهمی در درک دیگران و آگاهی از خود و دیگران ایفا میکند. این تحولات به نوبه خود به ارتقای کیفیت تعامل با همسالان کمک میکند و در سالهای دبستان بیشتر نوع دوستانه میشود. در راستای این تغییر، پرخاشگری، مخصوصاً حملات بدش کاهش مییابد (رابین[۸۷]، بوکوسکی[۸۸] و پارکر[۸۹]، به نقل از برک، ۱۳۸۳).
کودکان طردشده، ناخشنود و منزوی هستند، پیشرفت تحصیلی و عزت نفس[۹۰] کمی دارند، معلمان و والدین آن ها را مبتلا به مشکلات هیجانی و اجتماعی ارزیابی میکنند. طرد همسالان در دوران کودکی با عملکرد تحصیلی ضعیف، ترک تحصیل، رفتار ضد اجتماعی و بزهکاری در نوجوانی و مجرم بودن در اوایل بزرگسالی رابطه نیرومندی دارد (برک[۹۱]، ۱۳۸۳).
گروه از طریق اعطای پاداش و یا انتقاد و تحریم در مقابل همنوایی یا ناهمنوایی، به عبارتی سازگاری یا ناسازگاری اعضاء با هنجارهای گروه تأثیر بسیار نیرومندی را بر رفتار و شخصیت اجتماعی آن ها اعمال میکند. این نوع سازگاری هم توسط دیگران و هم توسط پذیرش از طرف دیگران و نیز میزان رضایت فرد از روابط با دیگران ارزیابی میشود (ستوده، ۱۳۷۸).
چنانچه در فصل اول بیان گردید، یکی از راههای کاهش ناسازگاری اجتماعی نوجوانان، آموزش مهارت های ارتباطی به آنان میباشد. در ادامه به مفهوم مهارت های ارتباطی پرداخته می شود.
۲-۵ مهارت های ارتباطی
مهارتهای ارتباطی به منزله آن دسته از مهارتهایی هستند که به واسطه آن ها افراد میتوانند در گیر تعاملهای بین فردی و فرایند ارتباط شوند؛ یعنی فرایندی که افراد در طی آن ، اطلاعات، افکار و احساسهای خود را از طریق مبادله کلامی و غیر کلامی با یکدیگر در میان میگذارند (هارجی، ساندرز، و دیکسون،۱۳۸۶). این مهارت ها مشتمل بر مهارت های فرعی یا خرده مهارت های مربوط به “درک پیامهای کلامی و غیر کلامی” ، ” نظم دهی به هیجانها” ، ” گوش دادن” ، “بینش نسبت به فرایند ارتباط” و ” قاطعیت در ارتباط” است که اساس مهارت های ارتباطی را تشکیل میدهند. این مهارت ها از چنان اهمیتی برخوردارند که نارسایی آن ها با احساس تنهایی، اضطراب اجتماعی، ناسازگاری اجتماعی، افسردگی، عزت نفس پایین و عدم موفقیتهای شغلی و تحصیلی همراه میباشد (حسین چاری و فداکار،۱۳۸۴).
در واقع مهارت های ارتباطی به رفتارهایی اطلاق می شود که به فرد کمک می کند عواطف و نیازهای خود را به درستی بیان کند و به اهداف بین فردی دست یابد. این مهارت ها شامل مواردی است که در ذیل به آنها پرداخته میگردد.
۲-۵-۱ مهارت گوش کردن
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
چرخه عملیات تجاری از جمله منبع یابی، تولید و لجستیک همیشه از جمله عوامل اصلی هستند که به مسائل زیست محیطی نسبت داده میشوند. با افزایش مسائل زیست محیطی، آگاهی از استفاده محصولات دوستدار محیط زیست به طور جهانی افزایش یافته است.(Yew ling, 2013, p 14503)

بازاریابی سبز نهضتی است که در سال های اخیر به دنیای بازاریابی راه یافته و بیشترین تمرکز خود را بر روی تعادل اکولوژیکی زمین و بقا در آینده قرار داده است. بازاریابی سبز اکنون فراتر از یک پارادایم و نگرش ویژه، مزیت رقابتی برای شرکت ها، سازمان ها و مؤسسات می آفریند. چنین پارادایمی اکنون به دستورالعمل های وسیع شرکت ها و مؤسسات انجامیده است تا بیش از پیش مجموعه متنوعی از پیوندها را در این ارتباط لحاظ کند.(صائمیان و زارع پور،۱۳۸۹،ص ۲۶)

از طرف انجمن بازاریابی امریکا به سال ۱۹۷۶ آمده است: بازاریابی سبز مطالعه جنبههای مثبت و منفی بازاریابی بر روی آلودگی و کاهش منابع انرژی و سایر منابع است. (نوری،۱۳۹۱،ص۴)
بازاریابی زیست محیطی که به بازاریابی سبز مشهور است را میتوانیم تلاشی عنوان کنیم که یک شرکت برای طراحی، ترفیع، قیمت گذاری و توزیع محصول خود؛ طوری که حفاظت محیط زیست را ترویج دهد، انجام میدهد. بازاریابی سبز فعالیتی است که هر گونه مبادله ای را که قصد بر آورده کردن نیازها و خواسته های مشتریان را دارد، تسهیل و ضمانت کند. البته این نیازها و خواسته ها خود نیز باید طوری باشند که کمترین آثار زیان آور را بر محیط داشته باشند.(Cherian&Jacob, 2012, p 118)
بازاریابی سبز فرایندی اجتماعی است که افراد و گروه ها از طریق مبادله محصولات و ارزش آن ها، نیازها و خواسته های خود را از طریق یک روش اخلاقی که اثرات منفی بر محیط زیست را حداقل کند، برآورده میکند.(Rex & Baumann, 2007, p568)
سالمون و استوارت[۲۹] بازاریابی سبز را چنین تعریف میکنند: ” یک استراتژی بازاریابی است که از طریق ایجاد مزایای قابل تشخیص محیطی بر اساس آنچه که مشتری انتظار آن را دارد از محیط حمایت میکند”(رنجبر،۱۳۸۹،ص ۹۱)
سونتونسمی[۳۰] بازاریابی سبز را به عنوان فعالیت های شرکت هایی تعریف میکند که نسبت به محیط زیست یا مسائل سبز نگران هستند و این نگرانی خود را با ارائه کالا و خدمات زیست محیطی برای رضایت مصرف کنندگان و جامعه ابراز میکنند(Shah and Pillai,2012,p25)
بازاریابی سبز تلاش استراتژیک سازمان در عرضه محصولات دوستدار محیط زیست به مشتریان میباشد. رویکرد بازاریابی سبز در کشورهای بیشماری مورد استقبال قرار گرفته است و در آن بازاریابان در تلاش هستند تا هزینه های مرتبط با محیط زیست را در فرایند تصمیم گیری خرید وارد کنند. بنا به تعریف، بازاریابی سبز در برگیرنده تمام فعالیت های طراحی شده به منظور ایجاد و ساده سازی هر نوع مبادله ای است که با حداقل آسیب به محیط زیست به ارضای نیازها و خواسته های افراد بپردازد. هدایت این نیازها و خواسته ها در بازارهای مختلف به نوعی از مصرف که حداقل زیان به محیط زیست را به همراه داشته باشد، از مسئولیت های اجتماعی بازاریابی میباشد. سازمان ها به هنگام طراحی محصولات علاوه بر مد نظر قرار دادن معیارهای سبز مورد نظر مصرف کنندگان، می بایست به نقش ها و اثرات متفاوتی که این محصولات در بازارهای مختلف ایفا خواهند کرد نیز، توجه نمایند. در برخی بازارها مانند محصولات پاک کننده و محصولات کاغذی میزان تغییراتی که در پاسخ به چالش های زیست محیطی صورت میگیرد بسیار گسترده است، اما در برخی بازارهای دیگر مانند خدمات مالی و کامپیوتر، تغییر تا حدی محدودتر است. اندازه گیری و درک عملکرد نسبی محصولات از لحاظ زیست محیطی نیز اهمیت دارد، زیرا در بازاریابی ممکن است عملکرد خوب یک محصول در بازاری خاص منجر به کسب مزیت رقابتی نشود، اما مسلماًً عملکرد ضعیف میتواند یک خطر استراتژیک ایجاد کند و منجر به ضعف رقابتی شود. در نتیجه تجزیه و تحلیل چند بعدی عملکرد زیست محیطی محصولات، بدان دلیل که از عوامل بسیاری تأثیر می پذیرد و در ارتباط مستقیمی با محصولات رقبا میباشد، الزامی است. از این رو مصرف سبز نه تنها به عنوان موضوعی حیاتی، بلکه به عنوان روندی بلند مدت که تغییرات ارزشهای اجتماعی را منعکس میکند، در خور توجه است. (خلیل،۱۳۹۰،ص۸۷)
از دیگر تعاریف بازاریابی سبز می توان به موارد زیر اشاره کرد:
– بازاریابی سبز به توسعه و بهبود قیمت گذاری، ترفیع، توزیع محصولاتی اطلاق می شود که به محیط آسیب نمی رساند.(دعایی،۱۳۸۵، ص۲۱)
– بازاریابی محصولاتی که از نظر زیست محیطی ایمن به شمار میآیند.
– فرایند فروش محصولات و یا خدمات بر اساس منافع زیست محیطی
– بازاریابی سبز شامل طیف وسیعی از فعالیت ها از قبیل: اصلاح محصولات، تغییر فرایند تولید، تغییرات بسته بندی و همچنین اصلاع تبلیغات می شود.
– بازاریابی سبز به طور عمده درباره ساخت چیزهای سبزی است که عادی نشان داده شوند؛ نه ساخت چیزهای عادی که سبز نشان داده شوند.(Singh&Pandey, 2012, p 23)
با توجه به اهمیت بازاریابی سبز و توجه به مسئولیت شرکت ها در قبال جامعه و محیط زیست، برخی از شرکت های مطرح جهانی از بازاریابی سبز برای تولید محصولاتشان استفاده میکنند که در ذیل به نمونه هایی اشاره می شود.
مک دونالد به دلیل افزایش نگرانی مصرف کنندگان در مورد تولید پلی اورتان و تخریب لایه اوزون، بسته بندی محصولاتش را با کاغذ مومی عوض کرد.
تولید کنندگان تن ماهی به دلیل افزایش نگرانی ها در زمینه ماهیگیری بیش از حد و در نتیجه مرگ دلفین ها، روش های ماهی گیری خود را اصلاح کردند.
زیراکس کاغذ فتوکپی بازیافت شده با کیفیت بالا را در تلاش برای پاسخگویی به نیاز شرکت ها برای محصولاتی که کمتر برای محیط زیست مضر باشند، معرفی کرد.(مفیدیان، ۱۳۹۱،ص ۶)
۲-۱-۱۴- بازاریابی سبز در مسیر تکامل
در طول چند دهه گذشته جهان شاهد رشد نمایی در شمار اخبار و فعالیت هایی است که توسط گروههای حامی محیط زیست ترویج داده شده و روی صدمات زیست محیطی تمرکز کردهاند.(Thogersen, 1996, p557)
به طور کلی این قبیل فعالیت ها در زمینه حفاظت و نگهداری از محیط زیست متمرکز شده و مترصد نشان دادن تأثیر آن بر نگرش ها و رفتار مصرف کننده هستند. ( Do Paço & Raposo,2008,p134)
بازاریابی سبز تاکنون در مسیر تکامل خود مراحل متفاوتی را طی کردهاست که هر مرحله و عصری دارای ویژگی های خاصی بوده است و معمولاً بنا به شرایط و نیازهای محیطی تغییر کرده و وارد عصر جدیدی شده است. بازاریابی سبز تاکنون سه عصر را طی کردهاست که به شرح زیر میباشد:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱۰- نعمه،انطوان ودیگران، المنجدالوسیط فیالعربیه المعاصره، بیروت، دارالمشرق،۲۰۰۳ م
کتب عربی
۱- ابوعامر، محمد زکی، قانون العقوبات اللبنانی: القسم العام، بیروت دارالجامعیه، ۱۹۹۲م
۲- الزغبی،فرید،الموسوعه الجزائیه،ج۲،بیروت،دارصادر،۱۹۹۵ م
۳- العوجی،المصطفی،القانون الجنایی العام، الطبع الثانی، بیروت، مؤسسه نوفل،۱۹۹۲م
۴- الفاضل،محمد،مبادی العام فی قانون العقوبات،الطبعه الثالثه،دمشق،۱۹۶۴ م
۵- امیلطوبیا،بیار،الموسوعه الجزائیه،المساهمه الجرمیه، الطبعالاول، لبنان، مؤسسه الحدیث،۲۰۰۳ م
۶- انصاری، مرتضی، کتاب المکاسب، جلد۱۱، قم، المکتبه الفقهیه، ۱۴۱۵ ه.ق

۷- ثروت،جلال، القسم العام فی قانون العقوبات، الدارالجامعیه، بیروت، ۱۹۸۹م
۸- حسینی شاهرودی، علی، محاضرات فیالفقه الجعفری، قم، دارالکتب الاسلامی، ۱۴۰۸ه.ق
۹- حومد، عبدالوهاب، المفصل فی شرح قانون العقوبات:القسم العام،المطبعه الجدیده، دمشق،۱۹۹۰ م
۱۰- رزق، فواد، الاحکام الجزائیه العام، منشورات الحلبی الحقوقیه، ۲۰۰۳ م
۱۱- عالیه،سمیر،اصول قانون العقوبات: القسم العام، الطبع الثانی، بیروت، المؤسسه الجامعیه للدراسات والنشر،۱۹۹۶م
۱۲- علامه حلی، حسن، تحریرالاحکام الشرعیه علی مذهب الامامیه، قم، مؤسسه امام صادق(ع)،۱۴۲۰ه.ق
۱۳- عوده،عبدالقادر،التشریح الجنایی الاسلامی، مترجمین، ناصر قربانیان، مهدی منصوری، نعمت ا… الفت، ج۲، چاپ اول، نشرالمیزان، ۱۳۷۲ه.ش
۱۴- فاضل لنکرانی، محمد، القواعدالفقهیه، ج۱، قم، چاپمهر، ۱۴۱۶ ه.ق
۱۵- فتحی سرور، احمد، اصولالعقوبات، قاهره، القسم العام، دارالنهضه العربیه،۱۹۹۱ م
۱۶- مصطفی، محمود،شرح قانون العقوبات: القسم العام،دارالنهضه العربیه، قاهره،۱۹۶۷م
۱۷- موسوی بجنوردی،حسن، القواعد فقهیه، ج۱، دارالکتب العلمیه، ۱۳۸۹ ه.ش
۱۸- موسویبغدادی،مرتضی، الانتصارفیالانفرادات الامامیه،قم،دفترانتشاراتاسلامی، ۱۴۱۵ه.ق
۱۹- موسوی خمینی،روح اله،المکاسب المحرمه،ج۱،قم، مؤسسه تنظیم ونشرآثار امام،۱۴۱۵ه.ق
۲۰- ______________ ،تحریرالوسیله،قم، دارالعلم، بیتا
۲۱- موسوی خویی، ابوالقاسم، مبانیتکملهالمنهاج، ج۲، چاپ نجف، مطبعه الادب، بیتا
۲۲- نجفی، محمد حسن، جواهرالکلام، بیروت، داراحیاء التراث،۱۹۸۱م
۲۳- نجیبحسنی،محمود،شرحقانون العقوبات البنانی: القسم العام، بیروت، دارالنهضه العربیه،۱۴۰۴ه.ق
۲۴- نراقی، احمد، عوائد الایام فی بیان قواعد الاحکام ، قم، انتشارات دفترتبلیغات اسلامی، ۱۴۱۷، ص ۷۰۲٫
۲۵- وهبه،وسیمحسن، اصول المحاکمات الجزایه،بیروت، نشرزین الحقوقیه،۲۰۱۱ م
پایگاه اینترنتی
حسینی آهق، مریم، مقاله جرم عقیم و محال به پایگاه تخصصی علوم اسلامی و انسانی نورمگز www.noormags.com
Abstract
Accomplice is a person who hasn’t done the spiritual and material elements of the crime committed by the principal offender or other accessories, but has participated in the crime.
In the certain circumstance spinal system in both Iran and Lebanon’s affairs a criminal act independently but it was minor and incidental needs to realize it is a criminal act.
Abetting of criminal law rules in article 43 and 726 of the code M.A.
AND the rights crimes in Lebanon in agitation to a crime in article 217 and 218 and the components of the entry are the same deputy in the 219 and 220 has been predicted.
Culpability metaphor theory is accepted in the law of Iran. Except in certain specific crimes that the theory has complied with the independence of culpability
Lebanese law maker indicates the instigator’s penalty through the independence in culpability in article 217 of the Lebanese penal leg is Latin. But in the case of principle abettors follow the absolute metaphor theory and relative metaphor theory has been followed for the ordinary culpability.
Common examples of abettor’s behavior has predicted in Iran law in article 43 and also in Lebanese law in article 219 restrictive
Specific examples of abettor’s behavior drawn from religious sources including.
In Iran criminal law. It is not a crime of a person refuse doing a job unless it is a duty to prevent a crime. In this case, the law maker will punish the quality as an abettor.
In Lebanon’s penal code the omission of act by previous agreement is a crime for an abettor. Causality relationship between main perpetrator of criminal act and assistance of abettor is necessary, but direct relationship between abettor and conductor isn’t a term, so assistance in assistance has been accepted both in Iran and Lebanon penal system abettor and conductor in a crime must have also agreement in the plan and follow a joint goal. Abettor must be aware of criminal act done by himself and the conductor and specific circumstances of criminal acts committed by their criminal will and decision.
Iran’s law has not accepted abutter in unintentional crimes, in spite of that, Lebanon’s law has accepted it provided that the result has been predictable by usage.
The principle quality and the abettor must have an agreement to commit a crime before the guilt or coincident with it, so accessory to a crime does not apple after committing the crime. But in Lebanon’s law, hiding objects and criminal individuals based on prior agreement is accessory to a crime
The least punishment for abettor is the same as a conductor in Iran’s law. Lebanon’s law maker has determined the principle abettor’s punishment as an accessory and in the case of ordinary abettor, the punishment is the same in Iran’s law.
- ۱- گلدوزیان، ایرج، بایسته های حقوق جزای عمومی ۱-۲-۳ چاپ سوم، تهران، نشر میزان ، ۱۳۷۸ ، ص ۲۴۴٫ ↑
- ۲- مرادی، حسین، شرکت و معاونت در جرم، چاپ اول تهران، نشر میزان، ، ۱۳۷۳، ص۱۱۹٫ ↑
- ۳- گلدوزیان، ایرج، پیشین، ص ۲۴۴٫ ↑
- ۴- مرادی، حسن، پیشین، ص ۱۱۹٫ ↑
- ۱- الخوری الشرطونی، سعید، اقرب الموارد فی فصح العربیه والشوارد،ج۲ قم، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، ۱۴۰۳، ص ۸۵۰٫ ↑
- ۲- مهیار، رضا، فرهنگ ابجدی، چاپ اول،تهران، انتشار ات اسلامی،۱۳۷۰، ص ۸۳۷٫ ↑
- ۳- مشیری، مهشید، فرهنگ فشرده زبان فارسی چاپ اول، تهران، نشر البرز، ۱۳۷۱، ص ۸۹۸٫ ↑
- ۴- عمید، حسن، فرهنگ عمید، چاپ پنجم، تهران انتشارات جاویدان،۱۳۵۰، ص ۹۸۷٫ ↑
- ۵- لنگرودی، محمد جعفر، ترمینولوژی حقوق، چاپ دوازدهم، تهران گنج دانش، ۱۳۸۱، ص۳۴۲۶٫ ↑
- ۶- معین، محمد، فرهنگ فارسی معین، چاپ هشتم، تهران، انتشارات امیر کبیر ۱۳۷۱ ج۳، ذیل «معاوده» ص ۴۲۱۸٫ ↑
- ۷- عمید، حسن، پیشین، ص ۳۸۷٫ ↑
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مبحث سوم: ماده ۱۳ قانون مجازات اسلامی ۱۳۹۲ و مقایسه با ماده ۵۸ قانون سابق
این ماده بیان میدارد: «حکم به مجازات یا اقدامات تامینی یا تربیتی و اجرای آن ها حسب مورد نباید از میزان و کیفیتی که در قانون یا حکم دادگاه مشخص شده است تجاوز کند و هر گونه صدمه و خسارتی که از این جهت حاصل شود، در صورتی که از روی عمد یا تقصیر باشد حسب مورد موجب مسئولیت کیفری و مدنی است و در غیر این صورت خسارت از بیت المال جبران می شود».

در این ماده که بحث مجازات یا اقدامات تامینی یا تربیتی مطرح است هر چند که ممکن است حبس به عنوان مجازات اصلی و یا به عنوان اقدامات تامینی و تربیتی در مورد یک شخص مورد حکم قرار گیرد. اما بحثی از قرار بازداشت موقت نشده است و در این ماده مشخص شده است که این مجازاتی که در حق مجرم اجرا می شود حق میباشد ولی ممکن است کسی یا کسانی که مسئول تعیین مجازات یا اجرای آن هستند در تعیین یا اجرای آن سختگیری کنند یا با سوءنیت میزان آن را از حد متعارف بیشتر اجرا کنند و از این طریق خساراتی به شخص مجرم وارد آید که مستحق دریافت خسارت گردد در این ماده از توقیف احتیاطی[۸۱] که بعد از مدتی متهم بی گناه شناخته می شود و مستحق جبران خسارت میباشد حرفی به میان نیامده در صورتی که در بیشتر موارد افرادی که متهم به ارتکاب جرم هستند و بازداشت میگردند ولی پس از مدتی بی گناه شناخته می شود باید مورد حمایت قانون گذار قرار گرفتند.
البته با توجه به متن ماده مشخص می شود که قانون گذار ضمانت اجرای مناسبی هم از نظر کیفری و هم از نظر مدنی برای افرادی که با سوء نیت باعث ورود خسارت به زندانی بیش از آنچه که در حکم میباشد در نظر گرفته است که این یکی از نقاط مثبت ماده میباشد. و با در نظر گرفتن کلمات صدمه و خسارت در متن ماده می توان اینطور نظر قانونگذار را تفسیر نمود که خسارت هم شامل خسارت های مادی و هم معنوی میباشد که باید جبران شود

فصل دوم: تحلیل و نقد مقررات خاص قانون جدید آیین دادرسی کیفری
مبحث اول: جلوه های جبران خسارت در قانون جدید آیین دادرسی کیفری
در این قسمت به بررسی مواد قانون جدید در مورد خسارت پرداخته می شود. به نظر میرسد بتوان چند موادی که در این قانون جدید راجع به خسارت آمده اند را در قالب چند عنوان توضیح داد.
گفتار اول: متقاضیان مستحق جبران خسارت
در ماده ۲۵۵[۸۲]قانون جدید آ.د.ک. در خصوص متهم به جرمی که توسط مقام قضایی قرار بازداشت وی با توجه به شرایط و اوضاع و احوال، صادر شده و بعداً بی گناهی وی به اثبات رسیده این افراد را مستحق دریافت خسارت دانسته است و همچنین دولت را به عنوان مرجع جبران کننده خسارت مشخص نموده است.
در اکثر موارد که به موجب بندهای ماده ۶ ق.آ.د.ک. سابق قرار موقوفی تعقیب صادر می شود متهم در اصل بی گناه نیست مثلا در صورت گذشت شاکی یا نسخ قانون یا عفو یا مرور زمان اما در برخی موارد مثلا اگر کسی تحت تعقیب قرار گیرد و بازداشت شود اما به علت اعتبار امر مختومه قرار موقوفی تعقیب صادر شد آیا نباید مستحق جبران خسارت باشد؟ به نظر میرسد که باید جبران خسارت صورت گیرد
گفتار دوم: افراد استثناء شده از دریافت خسارت
ماده ۲۵۶[۸۳] مواردی را مشخص نموده است که شخصی که بازداشت شده و بعداً حکم برائت یا قرار منع تعقیب در مورد وی صادر شده و بی گناه شناخته می شود ولی مستحق دریافت خسارت نمی باشد. بند الف در مورد اشخاصی میباشد که با وصف این که ادله و اسنادی دارند که باعث جلوگیری از صدور قرار بازداشت آن ها میباشد ولی ارائه نمی کنند که به نظر این مورد که کسی دوست داشته باشد بازداشت یا زندان را تجربه کنند خیلی بعید میباشد و در هر صورت ممکن است اتفاق بیفتد و بر اساس قاعده اقدام هر کس علیه خودش اقدام نماید مستحق جبران خسارت نیست زیرا یکی از مسقطات ضمان، اقدام است.
در مورد بند دوم که شخصی به منظور فراری دادن مجرم اصلی که حالا به هر دلایلی که میداند خود را مجرم اصلی جرم به مراجع قضایی معرفی میکند و با این کار خود باعث می شود که مراجع ذی صلاح تمام تمرکز خود را روی این شخص بگذارند تا مجرم اصلی از فرصت استفاده نموده و فرار کند یا هر کار دیگری که در این صورت این شخص که به مجرم اصلی کمک کرده که فرار کند و بعداً مشخص می شود می توان تحت عناوین دیگر این شخص را مورد تعقیب قرار داده و در حق وی مجازات تعیین کرد که این مدت بازداشت که قبلاً برای فراری دادن مجرم اصلی تحمل کردهاست به عنوان مجازات اصلی وی در نظر گرفته می شود البته اگر مجازاتش از نوع حبس باشد و دیگر موردی برای جبران خسارت از این شخص باقی نمی ماند.
در بند پ ماده ۲۵۶ قانون جدید آمده است که به هر جهت ناحقی موجبات بازداشت خود را فراهم آورد در این بند مشخص نیست که جهات ناحق برای بازداشت یک شخص چه میباشد و ضمناً همان طور که در بند الف گفته شد بعید است که شخصی به ناحق جهات بازداشت خود را فراهم کند زیرا زندان و بازداشت گاه جایی نیست که شخصی بخواهد آن ها را تجربه کند ولی باید گفت هستند افرادی که به دلایلی سعی میکنند به زندان بروند و تا حدودی از مشتریان دائمی زندان هستند به هر حال در صورتی که شخصی موجبات بازداشت خود را فراهم کند مستحق دریافت هیچ گونه خسارت نمی باشد.
در بند ت آمده است اگر شخص همزمان به علت دیگری در بازداشت باشد و اگر در این صورت که جرم دیگری از وی کشف شود و یا در زندان مرتکب شود که لازم باشد در مورد وی قرار بازداشت موقت صادر شود چون شخص در بازداشت میباشد و به او هر زمانی که مقام قضایی بخواهد دسترسی دارد پس اگر از جرم جدید تبرئه شد نمی تواند برای مدتی که در بازداشت بود درخواست جبران خسارت کند.
منظور این است که رابطه سببیت وجود ندارد چراکه بین بازداشت و ادعای خسارت در این مورد رابطه سببیت نیست چراکه مورد قانونی دیگری برای بازداشت وجود داشته است.
گفتار سوم: مهلت درخواست جبران خسارت
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
-
- اعتماد به خود: شجاعتی که منشاء آن اطمینان به قابلیتها، ارزشها و اهداف است (حس قوی درباره قابلیت های خود و خود ارزشمندی).

- خود ارزیابی صحیح احساس منصفانهای از محدودیتها و قدرتهای شخصی، تصویر روشنی از اینکه در کجا نیازمند بهبود و توانایی یادگیری از تجربه هستیم.
- خود تنظیمی (خود کنترلی یا مدیریت خود):
این مؤلفه مانند یک مکالمه درونی است که ما را از زندانی شدن توسط احساساتمان نجات بخشیده و قادر به انتخاب هیجانی میسازد که میخواهم داشته باشیم به جای آنکه قربانی هیجان پیش آمده شویم.
همچنین این مهارت در مدیریت هیجانات یاری رسانده و به اصطلاح به دیگران اجازه نمیدهد که دکمه شما را فشار دهند[۴۶] و توانایی جابجایی از هیجانات منفی [۴۷] و ایجاد هیجانات مثبت را به فرد میدهد (فریدمن و بلیس، ۲۰۰۳).
البته خود تنظیمی[۴۸] هیجانات به معنی سرکوب آن ها نیست یا اینکه بخواهیم سد دفاعی مستحکمی در برابر احساساتمان بوده و آنچه مهم است روش ابراز احساسات میباشد به گونه ای که هم جریان تفکر را تسهیل کرده و هم از انحراف آن جلوگیری نماید (گلمن، ۱۹۹۵، به نقل از فریدمن و بلیس، ۲۰۰۳).
افرادی که سطوح بالای از خود تنظیمی دارند معمولاً دارای ویژگیهایی از قبیل داشتن تصویری شایسته از خود، تمرکز روز موضوع اصلی نه حواشی ومسائل فرعی، قدرت سازگاری سریع با تغییرات پیش آمده، رشد فضای سرشار از اعتماد و ثبات، قضاوت عادلانه در مسائل مطرح شده بین خود و دیگران و ایجاد روابط پایدار و نیز الگو (اسوه) بودن از لحاظ رفتار و سلوک میباشند (گلمن، نقل از فریدس و بلیس، ۲۰۰۳).
- خود انگیزی:
توانایی اینکه فرد بتواند هیجانات خود را برای انجام فعالیتهای مثبت به کار برده و اهداف خود را حتی در صورت مواجهه با مشکلات و ناملایمات پیگیری نماید، به معنی خودانگیزی میباشد، این مهارت در اختیار افرادی است که به هر کار و فعالیتی که به آن ها محول می شود علاقه مفرط داشته و به وسیله پاداش های بیرونی برانگیخته نمیشوند بلکه از درون برای موفقیت به حرکت واداشته میشوند. آن ها برای رسیدن به اهدافشان پافشاری کرده و معمولاً در تکالیف مشکل نسبت به افراد دارای خودانگیزی کم، موفقیت بیشتری کسب میکنند (گلمن و همکاران، ۲۰۰۱، به نقل از فت و هاو، ۲۰۰۳).

افرادی که انجام کار برایشان اهمیت زیادی دارد در طول کار علاقه وافری به چالشهای[۴۹] خلاقانه از خود نشان داده و عشق به یادگیری بیشتر دارند. انرژی بیشتری صرف کار نموده و همیشه از خود میپرسند با چه روشی بهتر میتوان این کار را انجام داد؟ این افراد حتی زمانی که با شکست مواجه میشوند باز هم ناامید نشده و خوش بینانهتر، مطمئنتر و هماهنگتر با هیجانات منفی خود برخورد میکنند (ولف و همکاران، ۲۰۰۱، به نقل از فت و هاو، ۲۰۰۳).
- همدلی [۵۰] یا هوشیاری اجتماعی :
این مؤلفه عبارت است از درک احساسات و جنبه های مختلف دیگران و به کارگیری یک واکنش مناسب در مورد افرادی که پیرامون ما قرار گرفتهاند (گلمن ۱۹۹۵، ترجمه پارسا، ۱۳۸۰).
همدلی به معنای احترام همراه با تفکر برای احساسات دیگران قائل شدن، آشفته نشدن در برابر مشکلات دیگران، استفاده از توانایی خود برای گوش دادن مؤثر و دقیق به دیگران و خود را به جای دیگر قرار دادن (فهم واقعی شرایط از نقطه نظر آن ها) البته نه الزاماًً موافق بودن با آن ها و بهبود بهتر ارتباط و ایجاد اعتماد بین خود و دیگران (فریدمن و بلیس، ۲۰۰۳)
گلمن در این رابطه معتقد است همدلی مهارت بنیادین برای تمام مهارتهای اجتماعی مهم در کار میباشد. این مهارتهای اجتماعی مهم عبارتند از:
-
- فهم دیگران: حس کردن احساسات و دیدگاه های دیگران و نشان دادن اشتیاق به دلواپسی های آنان.
-
- جهتگیرخدمت رسانی: پیشبینی،تشخیص ورسیدگی به نیازهای مشتریان.
-
- توسعه بخشی دیگران: نیازهای پیشرفت وتوسعه دیگران را حس کردن و تقویت کردن تواناییهای آنان.
-
- شدت بخشی به تنوع: ترویج کردن فرصتها از طریق افراد متفاوت.
-
- آگاهی سیاسی: فهم جریانات اجتماعی و سیاسی یک سازمان
- نکته کلیدی جهت افزایش همدلی، پرورش توانایی گوش دادن دقیق در خود میباشد که نتیجه آن رسیدن به درک بهتری از احساسات طرف مقابل میباشند. تشخیص میزان همدلی افراد از طریق کلام، کردار، آهنگ صدا، سکوت و لرزش صدای آن ها امکان پذیر است. گلمن (۲۰۰۵) معتقد است افرادی که توانای درک احساسات دیگران را ندارند از لحاظ سنی ناشنوا هستند (فریدمن و بلیس، ۲۰۰۳).
- مدیریت روابط (مهارت های اجتماعی) :
توانایی نشان دادن حمایت واقعی، همچنین مقایسه، تمایز قائل شدن بین دیگران همراه با احترام لازم از طریق کلمات و رفتار، نشان دادن قدردانی خود از تلاش و مشارکت افراد و ایجاد فضایی مثبت از همکاری و ابراز علاقه با دیگران حتی در ذهن، بخشی از ویژگیهای این مؤلفه میباشد (دیویس و همکاران، ۱۹۹۸، نقل از علیزاده، ۱۳۸۴).
تحقیق فریدمن نشان میدهد افرادی که این مهارت هیجانی را دارند بهتر قادر به حرکت دادن و تحت تأثیر قرار دادن دیگران و در اختیار گرفتن تصوراتشان هستند.
مهارتهای اجتماعی ضروری برای کنترل هنرمندانه هیجانات فرد دیگر به چند شایستگی نیاز دارد که عبارتند از:
-
- تأثیرگذاری: راه کارهای مؤثر متقاعد سازی.
-
- ارتباط: ارسال پیامهای واضح و متقاعد کننده.
-
- مدیریت تعارض: تبادل نظر و حل و فصل مخالفت ها.
-
- رهبری: تأثیرگذاری و راهنمایی افراد و گروه ها.
- تسریع کننده تغییر: آغازگری، ارتقاء و مدیریت تغییر، (گلمن، ترجمه ابراهیمی و جوینده، ۱۳۸۳، ص ۲۳۳).
این مهارت در نوع مسئولیتی که افراد بر عهده دارند قابل تشخیص است زیرا اینگونه افراد در محیط کار خیلی سریع با گروه هماهنگ میشوند که خود نشانه توان بالای همدلی آنان میباشند (ولف و همکاران، ۲۰۰۱، به نقل از فت و هاو، ۲۰۰۳).
مهارت های اجتماعی از نظر گلمن (۱۹۹۵) باید با درک هوشمندانه از احساسات و نیازهای فرد هماهنگ بوده و از خودشناسی وی ناشی شده باشد. همچنین حاکی از عزت نفس بالای فرد باشد نه تبحر در به کارگیری افکار مردم با ایجاد جذابیت آنی در آن ها. (گلمن، ۱۹۹۵، ترجمه پارسا، ۱۳۸۰)
طی دوره رواج و پذیرش عمومی هوش هیجانی گلمن پنج مؤلفه هوش هیجانی را چنین بیان نمود:
۱-آگاهی از عواطف خود ۲- مدیریت عواطف ۳- برانگیختن از عواطف خود ۴- شناسایی عواطف دیگران ۵- تنظیم روابط خود با دیگران
نمودار ۲-۳- مؤلفه های هوش هیجانی از نظر گلمن
با این تغییر، انگیزش و به طور کلی تنظیم روابط اجتماعی مورد تأکید قرار گرفته و توانایی درک و پردازش اطلاعات هیجانی با تعدادی خصایص دیگر ترکیب شدهاند که در نهایت از آن یک شاخص عددی تحت عنوان «ضریب هوش هیجانی» [۵۱] به دست می آید (الیاس و همکاران، ۲۰۰۰، نقل از علیزاده، ۱۳۸۴).
۲-۴-۳- چارچوب چهار وجهی استنتاجی هوش هیجانی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
نکته دیگر آنکه پرداخت دیه به خانواده مقتول گاهی به پدر، یا همسر و یا فرزند پسر است و گاهی به مادر و دختر که آنان از این طریق جبران خسارت میشوند و در این صورت همیشه پرداخت دیه به مرد نیست که گفته شود جبران آسیب در حد مرد یا زن بودن آن است، به اندازه آسیبی است که از فقدان فردی به وجود آمده که چه بسا نان آور خانواده بوده، چه زن باشد و چه مرد، ازاین رو، ممکن است گفته شود، ملاک جبران آسیب است، و نه جنسیت، و اگر معیار جنسیت شد، در موارد بسیار به خانواده آنان ظلم شده و بر طبق قاعده عدالت هر حکمی که بر خلاف عدالت باشد، تخصیص میخورد.

پیامبر اکرم(ص) در زمان خود و با توجه به مقتضیات وضع محیط و موقعیت اجتماعى و عرف رایج جامعه خویش، این حکم را که با صد شتر بوده تأیید کردهاند، در حالی که امروز این ناهمگونی در بسیاری از جوامع بلکه اکثریت جوامع وجود دارد و تنها راه تجدید نظر در حکم است. البته در تفسیر و فقه موارد بسیاری دیده می شود که به دلیل این ناهمگونی یا تغییر شرایط احکام و تفسیر موضوعات دچار تحول شده، مانند تفسیری که فقهای امروز از کلمه: «مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ» اسبان سوارى در آیه: وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّهٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ[۱۳۴] و در برابر آن ها تا مىتوانید نیرو و اسبان سوارى آماده کنید تا دشمنان خدا و دشمنان خود- و جز آن ها که شما نمىشناسید و خدا مىشناسد- را بترسانید. و آنچه را که در راه خدا هزینه مىکنید بهتمامى به شما بازگردانده شود و به شما ستم نشود استفاده کردهاند و امروز چون مسئله آمادگی و بالا بردن توان مسلمانان با داشتن اسب حاصل نمی گردد، به لفظ قرآن تکیه نمی کنند، هر چند که لفظ خیل(اسب)آمده، و به سراغ ابزار و وسایل دیگر میروند. زیرا همه می دانند که اسب برای پیشگیری از هجوم دشمن با این همه جنگ افزارهای پیشرفته کارایی ندارد و اسب مثال خوبی برای امروز در بالا بردن قدرت دفاع، نیست و ملاک جمله بعد: «تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّکُمْ» است، هر چند که قرآن آن را بیان کرده باشد، و این مثال را به حساب مخاطب زمانی میگذارند که اسب بهترین وسیله تحرک و دفاع بوده است. و از این جمله به لفظ آن تکیه نمی کنند و صورت ظاهری آن را ملاک قرار نمی دهند. نمونه دیگر در عصر رسالت خرید و فروش خون ممنوع بود، بدون آنکه در متن دلیل قید فایده و منفعت حلال و حرام آمده باشد، و در آن زمان تنها منفعت حرام رایج بوده است. زیرا مهم ترین استفاده اى که از خون مى شد، براى خوردن بود، اما در زمان فعلى، استفاده هاى دیگرى مطرح گردیده، مانند انتقال خون به بیمار، استفاده از خون حیوانات در صنعت داروسازى، رنگ سازى و کودسازى، در اینجا این سئوال مطرح است: آیا در دلیل حرمت معامله خون به طور مطلق حرام شده، یا مقید به صورت منفعت حرام است؟ از آنجا که این امور تعبدی نیست، اگر منفعت حلالى پیدا شود، آن حکم حرمت برداشته می شود. ازاین رو فقهای معاصر خرید و فروش خون را برای کارهای عقلایی جایز می شمرند و مشخص می شود که ملاک حرمت معامله خون منفعت محرمه است. در اینجا با دگرگون شدن مصرف و تفاوت پیدا کردن موضوع عقلا چنین تغییری ایجاد شده و به خوبى مى توانند دریابند چرا شارع به جعل حکم روى آورده، و اکتشاف ملاک ضرورى به نظر مى رسد و اگر دقت و تأملى در ادله و شرایط تاریخى عصر وضع این قوانین شود، معیار و مبنای حکم روشن میگردد.

از این رو اصل حاکم بر احکام غیر تعبدی، تعیین ملاک حکم است و کشف معیار تفاوت (در منصوص العله، یا مستنبط العله ) با توضیحات ارائه شده در کتاب ملاکات احکام نشان داده ام، که مستنبط العله و یا تخریج مناط حجیت دارد و میتواند مانند منصوص العله به فقیه کمک برساند تا کشف علت کند و بر مبنای آن حکم جدید را بر اساس روش کشف و تفسیر متن، به دست آورد[۱۳۵]. و تطابق معیار عدالت. چون عقل این نامساوی بودن را قطعاً نمی پسندد و عرف آن را براى جبران خسارت کافی نمی داند. ازاین رو، از روش های دیگری پیشنهاد میدهد که یکی از آن ها امروز تساوی دیه و یا تساوی دیه از راه بیمه تعیین شده است.
۶- چون زنان امروز عضو بزرگ جامعه انسانی هستند و در فعالیتهای اجتماعی نقش مؤثر و سازنده ای دارند، عقلاً و منطقاً این توقع را ایجاب میکند که همانند مردان شایسته احراز شخصیت و حقوق انسانی برابر با مردان باشند. در گذشته وابستگى اقتصادى و نقش طفیلی زن، میتوانست نقش مهمى در این عدم تساوى حقوقی ایفا می کرده و ملاک برترى، که در قرآن براى مرد نسبت به زن بیان شده، تکلیف مرد به دادن نفقه و تأمین معیشت او بوده است. ولى امروز در شهرها و حتی روستاها در بخش وسیعی شرایط دگرگون شده و اساس تقسیم کار بین زن و مرد بر اساس مسئولیت شخصى و توانایی و دانش و تخصص و تجربه آنان است و به این دلیل زنان نظیر مردان مسئولیتها و مشاغل اجتماعى را به عهده می گیرند، از این رو شرایط دگرگون شده و باید حقوق اجتماعی مساوى با مردان داشته باشند.
۷- نیز گفته شد: در قرآن کریم بر خلاف فقه اسلامی، قصاص مرد برابر زن شناخته شده و آمده است: «أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ». جان در برابر جان است. در حالی که در حدیث آمده بود: «إِنْ شَاءَ أَوْلِیَاؤُهَا قَتَلُوهُ وَ غَرِمُوا خَمْسَهَ آلَافِ دِرْهَمٍ لِأَوْلِیَاءِ الْمَقْتُولِ وَ إِنْ شَاءُوا أَخَذُوا خَمْسَهَ آلَافِ دِرْهَمٍ مِنَ الْقَاتِلِ». اگر اولیای مقتول خواستند، مرد را می کشند و ۵۰۰۰درهم غرامت می پردازند. و این بر خلاف آیه است که نفس را در برابر نفس میداند: أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَ الْعَیْنَ بِالْعَیْنِ وَ الْأَنْفَ بِالْأَنْفِ وَ الْأُذُنَ بِالْأُذُنِ وَ السِّنَّ بِالسِّنِّ (مائده: ۴۵). پس در حالی که قصاص مرد در برابر زن منوط به پرداخت نیمی از دیه به مرد شده، و سوره بقره(آیه ۱۷۸) به اصل قصاص و ضرورت آن اشاره میکند، ولی در آیات سوره مائده که آخرین سوره نازل شده میباشد، به برابری نفس با نفس و جان با جان توجه شده است. اما ممکن است کسی چنین پاسخ دهد: اگرچه در بدو امر تعارض میان آیات و روایات دیده می شود و بین آیه ۴۵ سوره مائده و روایات بیان کننده تفاوت بین زن و مرد در قصاص و دیه، تعارض دلالت استعمالی و استفاده از ظاهر الفاظ است، لیکن با توجه به قرینه موجود، باید اخباری را که میگوید روایات را بر قرآن عرضه کنید را، تنها به صورتی که مخالفت تباینى است و یا صورت عموم و خصوص من وجه است محدود کرد. اما در جایی که از قبیل عموم و خصوص مطلق و یا در جایی که قرینه بر خلاف ظاهر عام است، همان معصومانى که اصل اخبار عرضه را بیان فرموده اند، به ضرورت فقه، عموم و اطلاق آیات قرآنى را در صدها مورد تخصیص و تقیید زده و مخالفت جدی میان این دو کلام ندانسته اند. بدینسان معلوم مىشود، روایاتى که قصاص مرد در برابر زن را مشروط به پرداخت نصف دیه مرد مىکند، تعارضى با آیه ۴۵ سوره مائده ندارد و تنها اطلاق آن را مقید مى کند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
طرحوارهها توسط سه ساز و کار اولیه تداوم مییابند: تحریفهای شناختی[۱۳۲]، الگوهای زندگی خود- آسیبرسان[۱۳۳] و سبکهای مقابلهای (که در بخشهای بعدی با جزئیات بیشتر بحث خواهند شد). فرد از طریق فرایند تحریفهای شناختی، موقعیتها را به گونهای سوء تعبیر میکند که باعث تقویت طرحواره میشود. فرد از طریق تحریف، بر اطلاعات همخوان با طرحواره انگشت میگذارد و اطلاعاتی را که با طرحواره منافات دارند، نادیده میگیرد و یا کم ارزش میشمرد. از نظر عاطفی، فرد ممکن است هیجانهای مرتبط با یک طرحواره را بلوکه کند. وقتی که عاطفه بلوکه شود، طرحواره به سطح آگاهی نمیرسد، لذا نمیتوان در جهت تغییر یا بهبود آن، گامهای مؤثری برداشت. از نظر رفتاری فرد، درگیر الگوهای خود- آسیب رسان، انتخاب ناهشیارانه و ماندن در موقعیتها و روابطی میشود که باعث برانگیختگی و تداوم طرحواره میشوند و در عین حال از برقراری که روابطی منجر به بهبود طرحواره میشوند، اجتناب میکند. از لحاظ بین فردی، بیماران به گونهای با افراد ارتباط برقرار میکنند که پاسخهای منفی آن ها را برمیانگیزاند، لذا این کار منجر به تقویت طرحواره خودشان میشود.

۲-۱۳- بهبود طرحواره
هدف نهایی طرحواره درمانی، بهبود طرحواره است. از آنجایی که طرحواره، مجموعهای از خاطرات، هیجانها و احساسهای بدنی، شناختوارههاست، بهبود طرحواره به کاهش تمام این موارد مربوط میشود: شدت خاطرات مرتبط با طرحواره، فعال شدن هیجانی طرحواره، نیرومندی احساسهای بدنی و ناسازگاری شناختواره. بهبود طرحواره همچنین یک سری تغییرات رفتاری به دنبال خواهد داشت به طوری که بیماران یاد میگیرند سبکهای مقابله سازگار را جانشین سبکهای مقابله ناسازگار کنند. بنابرین، فرایند درمان دربرگیرنده مداخلات شناختی، عاطفی و رفتاری است.

همان طور که طرحواره بهبود مییابد، شدت و تعداد دفعات فعال شدن آن به طور قابل توجهی کاهش پیدا میکند. با این حال اگر طرحواره فعال شود، بیمار درماندگی کمتری تجربه میکند و خیلی سریع به حالت عادی باز میگردد.
اغلب روند بهبود طرحواره، دشوار و طولانی است. طرحوارهها به سختی تغییر میکنند، چون عمیقاً با باورهای فرد راجع به خودش و محیط پیرامونش گره خوردهاند. طرحوارهها، اغلب تمام چیزهایی هستند که بیمار میداند و علیرغم آنکه ممکن است مخرب باشند، اما برای بیمار، احساس ایمنی و پیشبینیپذیری به ارمغان میآورند. بیماران در برابر از دست دادن طرحوارهها، مقاومت میکنند، زیرا طرحوارهها هسته اصلی هویت آن ها را تشکیل میدهند. دست کشیدن از طرحواره برای آن ها بسیار ناگوار است. از اینرو، مقاومت در درمان، نوعی صیانت ذات[۱۳۴] محسوب میشود، زیرا مقاومت، تلاشی است برای حفظ کنترل و یکپارچگی درونی. دست کشیدن از طرحواره به معنای صرف نظر کردن از دانشی که فرد نسبت به خود و جهان دارد.
بهبود طرحواره، نیازمند داشتن اراده قوی برای جنگیدن با طرحواره است. مسلماًً این کار احتیاج به انضباط دقیق و تمرین فراوان دارد. بیماران باید هر روز به طور نظاممند، علایم فعال شدن طرحواره را مورد مشاهده قرار دهند و برای تغییر آن، تلاش کنند. طرحواره تا زمانی که اصلاح نشود، همچنان به بقای خودش ادامه میدهد و درمان چیزی شبیه جنگیدن با طرحواره است.
درمانگر و بیمار با هدف شکستن طرحواره، با یکدیگر متحد میشوند. این هدف معمولاً یک ایدهآل تحقق ناپذیر است، چرا که اکثر طرحوارهها به طور کامل بهبود نمییابند و نمیتوانیم خاطرات همراه با آن ها را به طور کامل ریشه کن کنیم. طرحوارهها هرگز از بین نمیروند، در عوض وقتی که بهبود پیدا کنند. از میزان فعال شدن و شدت عاطفه همراه آن ها کاسته میشود. همچنین مدت زمان فعال سازی آن ها در ذهن نیز زیاد به طول نمیانجامد. پس از بهبود طرحوارهها، بیماران به محرکهای برانگیزاننده طرحوارهها به شیوهای سالم پاسخ میدهند، دوستان مطلوبتری انتخاب میکنند و نگرش آن ها نسبت به خودشان مثبتتر میشود.
از نظر رفتاری، فرد خود ر در الگوهای رفتاری خود-آسیبرسان درگیر میسازد، موقعیتها و رابطه هایی که را بر می گزیند و حفظ میکند که تداوم طرحواره مورد نظر را در پی داشته باشد. در مقابل، از رابطه هایی که به احتمال زیاد موجب ترمیم طرحواره وی میگردد، اجتناب میکند. از نظر رابطه های بین فردی، فرد را به گونهای با دیگران ارتباط برقرار میکند که آن ها را به سمت پاسخهایی سوق دهد که طرحواره مورد نظر را تقویت کند.
۲-۱۴- پاسخها و راهبردهای مقابلهای ناسازگار
بیماران از همان دوران کودکی مجموعهای از پاسخها و راهبردهای مقابلهای ناسازگار را به منظور سازگار شدن با طرحوارههای خود میآموزند. بنابرین هیجانهای شدید و افراطی ناشی از طرحهای ناسازگار اولیه را تجربه نمیکنند. باید توجه اشت اگر چه راهبردهای مقابلهای به بیمار کمک میکنند تا از یک طرحواره خاص اجتناب کنند، ولی کمکی به ترمیم آن طرحواره نمیکنند. بنابرین، تمامی این راهبردهای مقابلهای ناسازگار به عنوان فرآیندهای تداومبخش طرحواره عمل میکنند.
به طور کلی سرشت هر فرد، در انتخاب نوع شیوه مقابلهای، بسیار تعیین کننده است. در حقیقت، به احتمال بسیار زیاد سرشت فرد بیشتر از طرحواره وی در تعیین راهبرد مقابلهای نقش دارد. عامل دیگری که در تعیین راهبرد مقابلهای فرد دخالت دارد، درونیسازی و الگوگیری (یا سرمشقگیری) انتخابی فرد است. اغلب، کودکان رفتار مقابلهای را از پدر یا مادری که با او همانندسازی کردهاند، سرمشق میگیرند.
۲-۱۵- اجتناب از طرحواره
به کارگیری اجتناب از طرحواره مستلزم آن است که فرد بکوشد به گونهای زندگی کند که طرحوارهها هرگز فعال نشوند. اجتناب از طرحواره اشاره به راهبردهای شناختی، رفتاری و هیجانی دارد که فرد توسط آن ها از پیامدهای یک طرحواره و حالت عاطفی درونی شدید، اجتناب میکند.
از جمله این راهبردها میتوان به پرتکردن توجه از فکر کردن به موضوعات مرتبط با طرحوارهی اجتناب از موقعیتهایی که طرحواره را برمیانگیزاند، اشاره نمود. این افراد زندگی خود را به گونهای تنظیم میکنند که طرحوارههای آن ها هرگز فعال نشود. مثلاً از روابط عاطفی نزدیک و چالشهای کاری میپرهیزند. آن ها سعی میکنند که زندگی «بدون آگاهی از طرحواره» داشته باشد، و هر گونه فکر و تصویر ذهنیای را که ممکن است طرحواره آن ها را برانگیزاند، بازداری میکنند. رفتار آن ها در درمان نیز اجتنابی است، مثلاً فراموش میکنند تکالیف خانگی را بیاورند، از بیان عاطفی میگریزند، دیر در جلسات حاضر میشوند و دوره درمانی خود را زود به پایان میبرند.
۲-۱۶- تسلیم شدن در برابر طرحواره
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
هموارسازی سود به دو دسته عمده هموارسازی طبیعی و هموارسازی طراحی شده (هموار شده به صورت عمدی و توسط مدیریت) تقسیم میشود.

هموارسازی طبیعی: در هموارسازی طبیعی فرایند ایجاد سود جریان همواری از سود ایجاد میکند. (ایکل[۱۱۶] ۱۹۸۱)
هموارسازی طراحی شده: در این نوع هموارسازی فرایند هموار کردن سود توسط مدیریت و به صورت عمدی صورت میگیرد (ایکل ۱۹۸۱).
هموارسازی طراحی شده خود به دو نوع هموارسازی حسابداری و هموارسازی اقتصادی یا معاملاتی تقسیم میشود.
هموارسازی حسابداری: و یا هموارسازی مصنوعی، که به صورت دستکاریهای حسابداری توسط مدیریت و با هدف هموارسازی سود تعریف میشود (ایکل ۱۹۸۱).
هموارسازی اقتصادی: و یا هموارسازی معاملاتی که هموارسازی واقعی است و از فعالیتهای مدیریت در جهت کنترل رویدادهای اقتصادی ناشی میشود (ایکل ۱۹۸۱)
- مدلهای شناسایی هموارسازی سود
الف) مدلهای سنتی
محور اصلی اکثر مدلهای سنتی بر این اصل استوار است که هرگاه نوسان پذیری سود از طریق یک متغیر هموار کننده بر اساس یک مدل مورد انتظار کاهش داده شود، میتوان چنین استنباط کرد که سود هموار شده است. مشکل اصلی این مدلها طراحی یک مدل مورد انتظار است که پیچیده و ذهنی است.
ب) مدل ایمهاف
در این مدل هموارسازی سود زمانی اتفاق میافتد که علاوه بر وجود جریان هموار سود، رابطهای ضعیف بین سود و فروش وجود دارد و یا در صورت وجود جریان هموار سود، جریان ناهموار فروش مشاهده میشود.
ج) مدل ایکل
این مدل الگوی رفتار هموارسازی را طی دوره زمانی بررسی میکند. در این مدل تغییرپذیری سود با تغییرپذیری فروش مقایسه میشود. و این امر منجر به تفکیک هموارسازی مصنوعی از هموارسازی واقعی میگردد. هرگاه شاخص ایکل کوچکتر از یک باشد هموارسازی سود رخ داده است.
تلاش برای حداکثر و یا حداقل نشان دادن سود گزارشی، این جنبه از مدیریت سود را نشان میدهد که آن را از رفتار هموارسازی سود به عنوان تلاش برای کاهش نوسانات سود گزارشی متفاوت میسازد. از این جنبه از مدیریت سود در تحقیقات با نام مطالعات «مدیریت سود» یاد میشود.

در غالب تحلیلهای مدیریت سود بر استفاده مدیریت از اقلام تعهدی اختیاری تمرکز میشود. لذا تخمین اجزای اختیاری اقلام تعهدی ضروری به نظر میرسد. اقلام اختیاری تعهدی به صورت اقلامی که مدیریت بر آن ها کنترل دارد و میتواند آن ها را به تأخیر اندازد، حذف کند و یا ثبت و شناسایی آن ها را تسریع کند؛ تعریف میشوند. از اقلام تعهدی اختیاری به عنوان شاخصی برای کشف مدیریت سود استفاده میشود. (صفری، ۱۳۸۶).
۲-۸-۸ اندازهگیری مدیریت سود
بر اساس تعریف مدیریت سود، مدیران سودهای گزارش شده را با هدف هماهنگ کردن با اهدافشان دستکاری میکنند. با توجه به تحقیقاتی که تاکنون انجام شده، یکی از بهترین معیارها برای نشان دادن مدیریت سود بررسی اقلام تعهدی اختیاری است. در واقع سه روش برای مدیریت سود وجود دارد. (کامیاب تیموری،۱۳۸۹)
■ مدیریت اقلام تعهدی
■ زمان بندی برای اتخاذ سیاستهای اجباری حسابداری
■ تغییرات حسابداری اختیاری
مدیریت اقلام تعهدی به تغییر برآوردها مانند برآورد عمر مفید، احتمال بازیافت طلب از بدهکاران و دیگر اقلام تعهدی پایان سال، به منظور دستکاری سود گزارش شده در جهت یک هدف مطلوب برمیگردد.
زمانبندی برای پذیرش سیاستهای اجباری حسابداری، شکل دوم مدیریت سود خصوصاًً در مورد احتمال پذیرش یک سیاست جدید است.
روش سوم مدیریت سود، تغییر حسابداری از روشی به روش دیگر است( سیدی، ۱۳۸۶).
تحقیقات انجام شده نشان میدهد که روش اول یعنی مدیریت اقلام تعهدی کاربرد بیشتری داشته است البته به دلایلی نظیر وجود برخی محدودیتها برای استفاده از روشهای دیگر. برای مثال در کشورهایی که استانداردهای حسابداری تغییرات حسابداری زیادی توسط مدیران انجام میشود استفاده از روش بررسی تغییرات حسابداری اختیاری نتایج چندان درستی به بار نمیآورد. از طرف دیگر انگیزه های بساری برای مدیریت سود در مقالات عنوان شده است که بیشتر آن ها روی انگیزه پاداش مدیران متمرکز شده است، این میتواند برای مدیران انگیزهای برای دستکاری سود ایجاد کند. اگرچه تا حد زیادی رویههای مناسب گزارشگری توسط هیئت استانداردهای حسابداری تجویز شدهاند، اما هنوز زمینههایی وجود دارند که به تشخیص مدیریت میتوان رویههای دیگری به کار برد. این رویههای گزارشگری بستگی به قراردادهای آشکار و پنهان بین سرمایهگذاران، مشتریان، مدیریت، کارکنان، اعتبار دهندگان و سایرین دارد: (کامیاب تیموری،۱۳۸۹)
الف) قرارداد بین مدیریت و مالکان
ب) قرارداد بین مدیریت و اعتبار دهندگان
ج) قرارداد بین مدیریت و جامعه
مطالعات موجود درباره مدیریت سود عموماً متوجه اقلام تعهدی بوده است. اقلام تعهدی از تفاوت بین سود و وجوه نقد حاصل از عملیات به دست میآید که شامل تغییرات در هزینه استهلاک، حسابهای دریافتنی، موجودی کالا، حسابهای پرداختنی و… میباشد. در نتیجه، با این فرض که جریان وجه نقد دستکاری نمیشود، تنها راه باقیمانده برای دستکاری سود، افزایش یا کاهش اقلام تعهدی است.
امّا سؤال این است که: «افزایش یا کاهش از چه سطحی؟ سطح نرمال اقلام تعهدی چیست؟»
بسیاری از مطالعات دهه ۹۰ به بعد، از نظر متدولوژی به مطالعه جونز (۱۹۹۱) برمیگردد. اولین مشکل این است که کدام قسمت از اقلام تعهدی مربوط به سطح فعالیت است (غیر اختیاری) و کدام قسمت میتواند دستکاری گردد (اختیاری).
مطالعات پیشین بر روی اقلام تعهدی خاصی که بیشتر از بقیه در معرض استفاده برای اهداف مدیریت سود بودند، متمرکز شدهاند. جزء اساسی هر تحقیق مدیریت سود، اندازهگیری اختیار مدیریت در مورد سود است. در ابتدا، مطالعات زیادی تلاش کردند اقلام تعهدی اختیاری را بر اساس ارتباط بین کل اقلام تعهدی و متغیرهای توضیحی، اندازهگیری کنند. در این مطالعات که اولین بار توسط هیلی (۱۹۸۵) و دی آنجلو (۱۹۸۶) انجام شدند، کل اقلام تعهدی و تغییرات در آن را به عنوان مقیاس اختیار مدیریت در مورد سود به کار بردند.
جونز (۱۹۹۱) یک روش رگرسیون برای کنترل عاملهای غیراختیاری مؤثر بر اقلام تعهدی معرفی کرد که در آن یک ارتباط خطی بین کل اقلام تعهدی و تغییر در فروش و اموال و ماشین آلات و تجهیزات، تخمین زده میشد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مونته سوری در تمام زندگی اش نقش های متعددی عهده دار شد ولی نقش او در تعلیم و تربیت جالب و شگفت انگیز بود. او به عنوان اولین زن پزشک در ایتالیا، ابتدا به کلنیک روانی دانشگاه رم راه یافت و وظیفه مراقبت از دیوانگان و بیماران روانی را برعهده گرفت. بنابرین مونته سوری توانست، با کودکان عقب مانده ذهنی که ناآگاهانه و در حقیقت بیرحمانه “کودکان ابله” نامیده می شدند، تماسی نزدیک برقرار نماید. (مفیدی، ۱۳۸۱، ص۱۰۸)


او در سال ۱۹۰۹ میلادی روش خود را در آموزش کودکان به طور رسمی اعلام کرد و گروه ها و افراد مختلف را برای بازدید از مرکز خود دعوت کرد. دیدگاه های او در آموزش کودکان همراه با اصلاحات اجتماعی بود که از دید بسیاری از دولت ها خوشایند نبود. او در سال ۱۹۴۶ به انگلستان رفت و به تکمیل تحقیقات خود پرداخت. او در سال های فراوانی سعی کردکه از مدرسه هایی که مدافع الگوی باز و یا در مقابل رفتارگراها بودند حمایت کند. مدافعین و طرف داران مونته سوری سعی کردند تا با تغییرات، روز آمد کردن و بهسازی این الگو، از روش ها و دیدگاه های مونته سوری در مراکز آموزشی خود استفاده کنند. (یوسفی، ۱۳۹۱، ص۹۹)
هم اکنون در آمریکا، کانادا، آلمان، انگلستان، بسیاری از کشورهای اروپایی، هند، پاکستان، ژاپن و حتی بسیاری از کشورهای آفریقایی مراکز آموزشی مونته سوری بسیار فعال اند. نظم، قانون مندی، تجهیزات و روش مندی کار موجب شده است که مدارس مونته سوری بااستقبال به نسبت گسترده ای روبرو شود. در سال۲۰۰۷ کشور ایتالیا صدمین سالگرد تأسيس مراکز آموزشی مونته سوری را جشن گرفت و بسیاری از کشورهای دیگر نیز مراسم گوناگونی برگزار کردند. با این که حجم مقاله ها و تحقیقات دانشگاهی روز به روز در دنیا درباره مونته سوری رو به گسترش است، اما آگاهی جامعه آموزشی ایران از مونته سوری در حداقل ممکن است. (یوسفی، ۱۳۹۱، ص۱۱۲)
روش مونته سوری بر اساس نظریات او درباره رشد کودک شکل گرفته است. او تصور می کردکه کودکی مرحله ای بسیار حساس از زندگی انسان است. در این مرحله است که کودکان به سهولت بیشتری قادر به یادگیری مهارت ها و رفتارها نسبت به مراحل دیگر زندگی میباشند. بر اساس این اندیشه، محیطی را پدید آورد که با بهره گرفتن از فعالیت ها و وسایل ویژه، نیازهای کودکان را در سه دوره اساسی و اولیه رشد برآورده می نمود:
-
- دوره آموزش حرکتی یا تجارب عملی زندگی[۸۴]
-
- دوره آموزش حسی یا تربیتی حواس[۸۵]
- دوره آموزش مهارت های تحصیلی و مدرسه ای و یا آموزش خواندن و نوشتن [۸۶]
دوره آموزش حرکتی یا تجارب عملی زندگی
از نظر مونته سوری دوره ای است که باعث به وجود آمدن تعادل بدنی، راه رفتن و همچنین ایجاد هماهنگی لازم بین دیگر حرکات بدنی کودک می شود و به این جهت فعالیتی رابرای جهت دادن این گونه تجارب تدارک دیده است. مونته سوری لباس پوشیدن ودرآوردن (مراقبت های شخصی) را به عنوان اولین گام در مراقبت از کودک میدانست. او تربیت ماهیچه ها و عضلات بدن را دومین مرحله در این دوره میدانست. وی حرکات طبیعی کودکان را ازطریق تمرینات منظمی مانندراه رفتن، رژه رفتن، دویدن، زانوزدن و خم شدن، بلند شدن، نفس کشیدن (دم و بازدم)، پریدن، تاب خوردن، حرکات موزون، و دیگر حرکات ژیمناستیکی ساده، کنترل کرده وسازمان میداد. او بر این باور بود که تقویت ماهیچه ها نه فقط به دلیل فواید و سودمندی های فیزیولوژیکی که به علت تاثیر آن بر یادگیری حائز اهمیت است. (مفیدی، ۱۳۸۱، ص۱۱۲)
آموزش حسی وتقویت حواس
فعالیت های حسی فعالیت هایی هستند که کودک را به محیط خارج مربوط میسازد و باعث می شود که طفل به وسیله تمرینات مداوم مبتنی برمشاهده، مقایسه وتشخیص، قوای عضلانی و ذهنی خود را پرورش دهد. وی با این زیربنای فکری که حرکت، دست کاری و تقویت حواس مختلف، استعداد های فکری را رشد میدهد، وسائلی راابداع کرد که هم کودک میتوانست با آن ها مستقلا به فعالیت و بازی بپردازد (اصل خودگردانی[۸۷]) و هم میتوانست به خطاهای خود پی برده و خود را اصلاح کند. (اصل اصلاح خود[۸۸])
وسایل حسی ابداعی مونته سوری دارای دو خصوصیت ویژه بود:
-
- درجه بندی[۸۹]
- کنترل خطا[۹۰]
منظور از درجه بندی تنظیم فعالیت از ساده به دشواراست و کنترل خطا بدین معنی است که بازی با این وسایل به کودکان اجازه میدهد که خطاهای خود را کنترل کرده و به اشتباهات خود پی ببرند. این دو خصوصیت از دیدگاه مونته سوری بسیار اهمیت دارند، زیرا به کودکان کمک میکنند تا فراگیرانی مستقل و خود انگیخته[۹۱] باربیایند. (همان، ص۱۱۳)
وسایل زیر نمونه هایی از وسایل حسی و تعلیمی[۹۲] مونته سوری است:
-
- زنگوله های موزیکال[۹۳]: عبارتند از دوسری (مجموعه) زنگوله. یکی سفید و دیگری قهوه ای که از نظر شکل و اندازه و کیفیت صدا مشابه هستند و کودکان رنگ ها را در دو سری بر طبق کیفیت صدا مورد مقایسه قرار میدهند.
-
- لوحه ها یا صفحات سمباده ای[۹۴]: عبارتند از دو سری صفحات سمباده ای که از نظر بافت[۹۵] و ترکیب اجزا با هم متفاوت اند. کودکان انگشتان خود را روی صفحات کشیده و لمس میکنند تا حس و بافت هر سری را تشخیص داده و مورد مقایسه قرار دهند.
-
- ظروف ادویه[۹۶]: (تشخیص بو) از دوسری ظرف از نوع شیشه ای سفید مات تشکیل شده است که محتویات آن قابل مشاهده نیست.
- وسایل چوبی استوانه ای شکل دسته دار[۹۷]: عبارتند از سه جعبه چوبی جداگانه که دارای سوراخ هایی هستند و سه سری استوانه چوبی دسته دار هم اندازه آن ها که در داخل سوراخ های مناسب جای می گیرند. یکی از جعبه ها دارای سوراخ هایی است که فقط از نظر عمق متفاوت بوده ولی قطر سوراخ ها ثابت است، سومین جعبه، هم از نظر عمق وهم از نظر قطر سوراخ هایش متفاوت است. کودکان استوانه های چوبی دسته دار را از جعبه ها خارج کرده و آن ها را به طور نامنظم مخلوط میکنند و سپس کوشش میکنند تا هرکدام را با سوراخ متناسب موجود در جعبه ها جورکنند. (همان، ص۱۱۴)
آموزش خواندن و نوشتن
آخرین قسمت از وسایل مونته سوری شامل یادگیری مهارت های آموزشی و تحصیلی است. مونته سوری عقیده داشت هنگامی که کودکان تجارب اولیه مناسبی را با بهره گرفتن از وسایل حسی کسب نمایند، به نحو بهتری آماده گذر از مرحله حسی به مرحله درونی کردن اندیشه ها میباشند[۹۸]. عناصر اساسی و تشکیل دهنده این روند استفاده از نظام نامگذاری بود که در سه مرحله به کودکان ارائه می شد. (درس سه مرحله ای)
-
- نام بردن کیفیت و یا ارتباط حواس باصدای حروف – معلم میگوید:( این ب است) کودکان بلافاصله روی حرف ” ب ” که روی کارت های برجسته نوشته شده دست می کشند. هدف این فعالیت تقویت حافظه ماهیچه ای[۹۹] است.
-
- شناسایی کیفیت یا تشخیص اشکال حروف به هنگام شنیدن صداهای مربوط به آن ها -وقتی که معلم میگوید:حرف ” ب”را به من بده یا حرف ” آ” را به من بده، در صورتی که کودکان حروف صحیح را تشخیص دهند، آن ها را به دست معلم میدهند و در غیر این صورت درس، پایان پذیرفته روز دیگر به همین شیوه آغاز میگردد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
-
- کاهش آلودگی هوا و ترافیک

-
- امکان مدیریت ارتباط با مشتری به صورت آنی
- تمرکز بر هزینه و رشد درآمد (عبدی گرمستانی و همکاران ۱۳۸۷، ۵).
۲-۲-۲۳ مزایای بانکینگ موبایل نسبت به بانکینگ آنلاین
۱- کارشناسان به آینده بانکینگ موبایل بسیار خوش بین هستند. آن ها فکر میکنند که بانکینگ موبایل بسیار سریعتر از بانکینگ آنلاین خواهد بود.
۲- حمل یک تلفن همراه بسیار آسان تر از حمل یک لپ تاپ است.
۳- بانکینگ موبایل ایمن تر از بانکینگ آنلاین شناخته شده است.
۴- بزرگترین خطر های سیستم های آنلاین مانند ویروس، تراوا یا دیگر نرم افزارهای رباینده اطلاعات، در تلفن های همراه وجود ندارد؛ بنابرین خطر آلودگی موبایل در مقایسه با کامپیوتر بسیار کمتر است.

۵- هزینه دسترسی به بانکینگ موبایل از بانکینگ آنلاین کمتر است، زیرا با بهره گرفتن از آن دیگر به کامپیوتری که متصل به اینترنت باشد، نیاز نداریم (برزگر بفرویی ۱۳۹۰، ۶۶).
۲-۲-۲۴ معایب بانکداری تلفن همراه
معایب بانکداری همراه بیشتر مربوط به ریسک های قابل توجهی است که نسبت به سایر عملیات بانکی معمولی به چشم میخورد.
-
- ریسک های بانکداری همراه شامل
-
- ریسک های اعتباری، ریسک نرخ بهره و ریسک معاملات
-
- استفاده کنندگان و یا راه اندازان این نوع بانکداری
-
- عدم امکانات کافی در ره اندازی این سیستم و زیرساخت های فنی و تکنولوژیکی به روز
-
- عدم اطلاع کافی کاربران از مزایای آن و عدم وجود اطمینان از استفاده آن
-
- عدم وجود ابزارهای امنیتی، فنی، زیرساخت ها و پروتکل های مربوطه در ایران
-
- عدم وجود زیرساخت های قانونی، حقوقی در کشور و نیز نظارت و اجرای آن توسط بانک مرکزی به صورت متمرکز
- استراتژی اجرایی معین در چارچوب قوانین کشوری (عبدی گرمستانی و همکاران ۱۳۸۷،۵).
۲-۲-۲۵ چالش های پیش روی بانکداری با موبایل
چالش های پیشروی بانکداری همراه را می توان در پنج گروه زیر دسته بندی کرد:
- قابلیت عملکرد در سیستم های گوناگون
یکی از چالش ها، تنوع بسیار زیاد گوشی های تلفن همراه است. برخی از دستگاه های تلفن همراه تنها قابلیت استفاده از خدمات SMS را دارند، برخی دیگر از WAP نیز پشتیبانی میکنند و برخی منطبق با J2ME هستند که این تنوع، یکپارچه سازی خدمات قابل ارائه بانکداری همراه را دشوار میسازد.
یکی دیگر از چالش ها، اطمینان از این موضوع است که زیر ساخت بانکداری با موبایل بتواند جوابگوی رشد سریع مشتریان این نوع بانکداری باشد. همچنین، به علت عدم وجود محدودیت مکانی برای مشتری، سیستم بانکداری همراه باید بتواند درخواست های مشتریان را که از مکان های گوناگون جغرافیایی ارسال می شود، دریافت و پردازش نموده و به موقع عملیات بانکی مد نظر را انجام دهد. این مورد زمانی نمود بیشتری دارد که مشتری در کشور دیگری باشد و به عنوان مثال با بهره گرفتن از سیستم رومینگ بینالمللی (Roaming) بخواهد از خدمات سرویس SMS بانک خود در کشور متبوعش استفاده کند (کانداباگیل، ۲۰۰۷).
منابع معتبر، پیچیده ترین چالش بانکداری با تلفن همراه را انجام آن به صورت سیار و انتقال داده ها و اطلاعات به صورت بی سیم می دانند. در ادامه راهکارهای موجود برای یک ارتباط امن ذکر میشوند:
۱- رمزنگاری داده ها و اطلاعات ارسالی
۲- رمزنگاری داده ها و اطلاعاتی که باید روی دستگاه مشتری برای تراکنش های بعدی یا تراکنش های آفلاین ذخیره شود.
۳- شناسایی و تأیید اعتبار دستگاه مشتری توسط ارائه دهنده خدمات بی سیم یا اپراتورهای تلفن همراه
۴- تأیید نام کاربری و کلمه عبور مشتری توسط بانک
۵- ایمن بودن برنامه نصب شده روی تلفن همراه، تا در صورت مفقود شدن یا به سرقت رفتن دستگاه تلفن همراه امکان سو استفاده وجود نداشته باشد. امکان مسدودسازی سرویس بانکداری الکترونیکی و همچنین استفاده از نام کاربری و کلمه عبور برای برنامه نصب شده روی دستگاه تلفن همراه یا امکان مسدود سازی سیم کارت و یا امکان سوزاندن آن از اهمیت بسیاری برخوردار است (شافعی و شافعی ۱۳۸۹، ۷-۶).
با توجه به ماهیت اتصال بین مشتری و بانک، مراجعه مکرر مشتری به وب سایت بانک برای به روز رسانی نرم افزار موجود در تلفن همراه مشکل و تا حدی دور از انتظار است اما برای عملکرد بهینه بانکداری همراه، چاره ای جز به روز نگه داشتن نرم افزار مربوطه نیست. بر این اساس، انتظار می رود که نرم افزار قابلیت به روز رسانی خودکار داشته باشد و به صورت اتوماتیک بتواند آخرین تغییرات و اصلاحیه های مربوطه را دریافت کند. به این قابلیت over The Air update نیز میگویند.
برای عملکرد بهتر نرم افزار کاربردی، امکان شخصی سازی آن اهمیت ویژه دارد. در این زمینه، موارد ذیل قابل ذکر است:
۱- امکان انتخاب زبان مدنظر
۲- امکان انتخاب واحد پول
۳- امکان انتخاب قالب نمایش تاریخ
۴- امکان انتخاب قالب نمایش ساعت
۵- امکان انتخاب تراکنش پیش فرض
۶- امکان انتخاب نحوه اطلاع رسانی بانک
۷- امکان انتخاب نحوه ارائه هشدار های نرم افزار
۸- امکان انتخاب طرز نمایش اعداد (کانداباگیل، ۲۰۰۷).
۲-۲-۲۶ راهکارهای گسترش بانکداری با موبایل
برای افزایش و گسترش استفاده از بانکداری با موبایل راهکارهای زیر ارائه شده است:
۱- توسعه و ارتقا شبکه مخابراتی: پوشش گسترده و سرعت بالای انتقال اطلاعات دو عامل اساسی هستند که می بایست در شبکه مخابراتی کشور در نظر گرفته شود.
۲- GPRS : پیاده سازی سیستم GPRS در مورد شبکه دیتای کشور یک ضرورت اساسی برای توسعه بانکداری موبایلی میباشد.
۳- ترویج استفاده از PDAها: برای فائق آمدن بر مشکلات محدودیت های فیزیکی و فنی گوشی های تلفن همراه، باید کاربران در مورد استفاده از ابزارهای جدید PDA تشویق و راهنمایی شوند.
۴- سیستم پرداخت موبایلی ملی: به منظور مدیریت صحیح تجارت و بانکداری موبایلی، یک سیستم پرداخت موبایلی ملی طراحی شود که تمام پرداخت های موبایلی کشور از آن طریق هدایت و نظارت شود.
۵- اجرایی شدن قوانین: برای ایجاد بسترهای نظام مند و کارا می بایست قوانین مربوطه به صورت دقیق و جامع وضع و هر چه سریعتر اجرایی شوند.
۶- اتصال به شبکه های بینالمللی: پس از اتصال شبکه موبایلی به شبکه های بینالمللی، امکان ارائه و دریافت خدمات بانکداری بینالمللی وجود خواهد داشت.
۷- آموزش: آموزش های فنی و کاربردی هم برای پرسنل شبکه های تجارت و بانکداری موبایلی و هم برای کاربران این خدمات در نظر گرفته شود.
۸- دانش فنی: روزآمد نمودن دانش فنی شبکه های بانکداری موبایلی چه از طریق واردات فناوری و چه با تکیه بر توان داخلی، مورد توجه جدی قرار گیرد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۴-۶- بودجه بندی عملیاتی در بنگاه های فدرال

مفهوم عملکرد و بودجه بندی عملیاتی احتمالاً از زمان کمبود منابع مطرح بوده است کمبود منابع است . در سطح فدرال ، تلاش های برای بهبود عملکرد بخش عمومی در ارتباط با تخصیص منابع انجام شده است که این اقدامات از سال ۱۹۴۹ شروع شد.علی رغم نگرانی ها در مورد کارایی آن ، بودجه بندی عملیاتی نیروی محرکه ی قابل توجهی در دهه ی ۱۹۹۰ ایجاد نمود ، عمدتاًً به واسطه ی گذر از پنج قانون مورد نیاز از عملکرد، گزارش و گزارش دهی در بنگاه های فدرال بین سالهای ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۶ که جامع ترین آن ها عملکرد دولت و نتایج عمل در سال ۱۹۹۳ میباشد.

یکی از اصلاحات دولت بازنگری عملکرد ملی ، ترویج قاعده ی کلی سیستماتیک و مشترک سازمان های خوب برای شناسایی مهمترین عملکرد در دامنه ی وسیعی از موضوعات حیاتی برای موفقیت بنگاه های فدرال در فراهم کردن خدماتی با کیفیت بالا برای آمریکایی هایی بود . بررسی بازنگری عملکرد ملی منجر به سه نتیجه شد. یافته هایی که مربوط به این بررسی هستند به شرح زیر میباشد:
۱- پاسخگویی، یک عامل اولیه در اصلاح سازی بودجه بندی عملیاتی است . کارمندان دولت نباید تنها برای اعمالشان مسئول باشند بلکه باید مسئول نتایج هم باشند . بودجه بندی عملیاتی در تشخیص پاسخگوئی عمومی موثراست .
۲- بودجه بندی عملیاتی امر ساده ی جمع آوری اطلاعات نیست، بلکه یک جمع آوری هوشمند است . شاخص های بودجه بندی عملیاتی باید برای همه ی شرکت کنندگان و سهامداران معنی دار و با ثبات باشد .
۳- سیستم های بودجه بندی عملیاتی برای مدیران و تصمیم گیرندگان در جمع آوری بهترین اطلاعات و داده های ممکنه ، به طور دقیق عملکرد ارزیابی و برنامه های تنظیم مجدد ، اعمال و بازده بنگاه مفید است . فرایند های بودجه بندی عملیاتی یک راه علاج کلی نیست . بودجه بندی عملیاتی یک فرایند مستمر است که به پذیرش و پس گیری مداوم نیاز دارد . بودجه بندی عملیاتی هرگز کمال را دریافت نمی کند بلکه تنها بر مبنای تلاش های همه ی شرکت کنندگان بهبود مییابد .
تأکید زیاد روی ارزیابی عملکرد و بودجه بندی در طول دهه ی ۱۹۹۰ منجر شد که از این عصر به عنوان دهه ی عملکرد نام برده شود . در یک بررسی مالی از ایالات ها در سال های ۱۹۹۷ تا ۱۹۹۸ از بودجه بندی عملیاتی برای بنگاه های دولتی با نام برجسته ترین روش در امور بودجهبندی ایالت نام برده شد .
یکی از نتیجه گیری های او این بود که وضعیت جاری بودجه بندی عملیاتی در ایالات متحده آمریکا اگرچه به خاطر تلاش های بدوی برای توسعه برآیند های عملکرد بهتر در همه ی سطوح دولت مؤثر بود ، اما هیچ استفاده ی مهمی از اطلاعات عملکرد در فرایند تخصیص منبع دیده نمیشود.
بنابرین از ظواهر امر اینگونه بر میآید ، در حالی که برآیند های عملکرد خودش یک چالش است ، استفاده از اطلاعات عملکرد برای تصمیم گیری یک چالش بزرگتر است . علی رغم این چالش ها ، در سال ۱۹۹۷ ، تنها سه ایالت ( ارکانزا ، ماساچوست و نیویورک ) تجهیزات رسمی برای هدایت بودجه بندی عملیاتی را نداشتند . ذکر این نکته نیز ارزشمند است که برآیند عملکرد نه تنها یک بخش ترکیبی از جابجایی دولت است بلکه حتی نقش بسیار مهمی هم در جابجایی جامع کیفیت مدیریت ایفا میکند( لاورن ، ۲۰۰۵ ) .
۲-۴-۷-تجربیات بودجه بندی عملکرد در کالیفرنیا
دفتر مدیریت و بودجه شهر سانیال[۱۰] کالیفرنیا را به عنوان بهترین نمونه از یک روش جامع برای اندازه گیری عملکرد مورد ستایش قرار گرفت . در بودجه رئیس جمهور ایالات متحده ی آمریکا برای سال مالی ۲۰۰۳ ( ۲۰۰۲) دفتر مدیریت و بودجه بیان کرد که تشخیص داده شده که در سانیال کالیفرنیا سرمایه گذاری بودجه ی اختصاصی عملکرد، بهتر است روی کارها انجام شود تا روی کارمندان ، تجهیزات و ذخایر انجام شود.
روش عملکرد دولت و نتایج عمل، از سیستم سانیال به وسیله جان مرکر که در طول اجرای بودجه بندی عملیاتی قبل از کار در سنای ایالات متحده ی به عنوان شهر دار کار می کرد و این ایده را در سال ۱۹۹۰ ارائه شد. ( سیستم بودجه بندی عملیاتی مدل ۱۹۹۴) . سازمان عملکرد گزارش میدهد که ، در حالی که عموم مردم نسبت به دولت بد گمان هستند و آن را بر حسب توجه در سطح پایینی قرار میدهند ، دولت ایالات کالیفرنیا از نظر کارایی و مدیریتیش نبست به دولت فدرال و دولت های ایالت ها در دامنه ی نامطلوب تر قرار داشت .در نتیجه سازمان عملکرد اجرای کامل بودجه بندی عملیاتی را در کالیفرنیا به منظور کاهش هزینه ها بر مبنای اولویت ها توصیه کرد( لاورن ، ۲۰۰۵ ).
۲-۴-۹- تحقیقات انجام شده در ایران و خارج
این مقاله به بررسی نقش معماری سازمانی در استقرار نظام بودجه ریزی عملیاتی می پردازد.
نتیجه به دست آمده از این تحقیق عبارت است از اینکه شرط لازم برای استقرار نظام بودجه ریزی عملیاتی در سازمان، ایجاد یک سیستم اطلاعات یکپارچه است به نحوی که اطلاعات این سیستم بتواند ضمن محاسبه و کنترل شاخصهای عملکرد و برنامه های بلند مدت سازمان را بررسی و تاثیر هر یک از فرآیندهای سازمانی در تحقق اهداف تعیین نماید ( عمید و دهقانان، ۱۳۸۵).
این مقاله به بررسی نقش حسابداری و حسابرسی در استقرار نظام بودجه ریزی عملیاتی میپردازد. نتایج به دست آمده این است که تغییرات مناسب در قانون دیوان محاسبات کشور و پیشبینی احکام مناسب برای انجام حسابرسی عملیاتی، ارتباط نزدیک و مستمر با نهادهای بینالمللی، انجام تحقیقات لازم دانشگاهی در خصوص وضعیت موجود ، استفاده از تجارب کشورهایی که زمینه حسابرسی تجربه دارند باعث بهبود نظام بودجه ریزی عملیاتی میگردد( باباجانی ، ۱۳۸۶).
این مقاله حاکی از بودجه ریزی عملیاتی ، الزامات و موانع آن در ایران می پردازد. نتایج به دست آمده حاکی از این است که نبود تعریف واحد از مفهوم بودجه عملیاتی در سطح سازمانها کشور، نبود متولی قدرتمند، وجود قوانین متعدد و احیاناً متناقض، تعارضات موجود در قانون اجرای اصل ۴۴، عدم تعریف و تفکیک وظایف حاکمیتی و تشریح سایر وظایف ، عدم توجه به تحقق مقدمات اجرای قانون مدیریت خدمات کشوری از مشکلات اجرای بودجه ریزی عملیاتی محسوب میگردد(پناهی و قاسمی، ۱۳۸۵).
این مقاله به بررسی درباره بودجه ریزی عملیاتی ( مفاهیم و الزامات ) می پردازد. نتایج به دست آمده از این تحقیق حاکی از این است که نظام بودجه ریزی عملیاتی با تمام مزایایی که دارد در مراحل مختلف نیازمند اقدامات پیچیده در ابعاد فنی و سیاسی نظام بودجه ریزی است. به طور کلی سیستم حسابداری و نظام مدیریت باید هماهنگ با فرایند بودجه ریزی عملیاتی دچار تحول شوند. توافق قوه مقننه و مجریه از الزامات اصلی موفقیت در نظام بودجه ریزی است و توانایی سازمانها در اجرای بودجه ریزی نقش بسزایی دارد ( پناهی،۱۳۸۳).
این مقاله به بررسی روند بودجه ریزی عملیاتی در صنعت آب و فاضلاب می پردازد. نتیجه ای که از این تحقیق به دست آمده است این است که اجرای نظام بودجه ریزی عملیاتی امکان تولید اطلاعات سریع، امکان ارزیابی و شناسایی نقاط ضعف، امکان کنترلهای دائم، تخصیص بهینه منابع، افزایش کارائی، افزایش بهره وری، صرفه جوئی هزینه تهیه بودجه کاهش هزینه های پشتیبانی و حسابرسی فراهم می آورد ( خشائی و خطیبی،۱۳۸۴) .
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تعهد سازمانی عبارت از نگرشهای مثبت یا منفی افراد نسبت به کل سازمان “نه شغل” است که در آن مشغول به کارند. در تعهد سازمانی شخص نسبت به سازمان احساس وفاداری قوی دارد و از طریق آن سازمان، خود را مورد شناسایی قرار میدهد (استرون، ۱۳۷۷،ص. ۷۳). بوکانان، تعهد را نوعی وابستگی عاطفی و تعصب آمیز به ارزشها و اهداف سازمان میداند، وابستگی به نقش فرد در رابطه با ارزشها و اهداف و به سازمانی فی نفسه جدای از ارزش ابزاریِ آن (ساروقی، ۱۳۷۵، ص.۴۱). یکی از مهمترین مطالعاتی که در زمینه ی تعهد سازمانی صورت گرفته است، مطالعات الن و می یر و مدل سه بعدی آنان میباشد که این ابعاد عبارتند از:

تعهد عاطفی: الن و می یر، تعهد عاطفی را به عنوان وابستگی عاطفی فرد به سازمان و تعیین هویت شدن از طریق آن می دانند. اگر تعهد سازمانی را از این طریق تعریف کنیم، در آن صورت تعهد عاطفی دارای سه جنبه می شود:
-
- صورتی از وابستگی عاطفی به سازمان
-
- تمایل فرد تعیین هویت شدن از طریق سازمان
- میل به ادامه ی فعالیت در سازمان
الن و می یر معتقدند که یک فرد زمانی در خود وابستگی عاطفی نسبت به سازمان احساس خواهد کرد که اهداف سازمانی را اهداف خود دانسته و متقاعد گردد که بایستی سازمان را در راه دستیابی به اهدافش یاری رساند. همچنین ایشان بر این باورند که تعیین هویت شدن فرد از طریق سازمان، زمانی رخ میدهد که ارزشهای فردی افراد با ارزشهای سازمان سازگار بوده، به نحوی که فرد قادر باشد ارزشهای سازمان را در خود درونی سازد. بدون شک در این تعیین هویت شدن از طریق سازمان، یک رابطه ی روانشناسانه وجود دارد و فرد به این خاطر در خود نوعی احساس غرور میکند (Allen & Meyer, 1990).
تعهد مستمر: دومین بعد از تعهد سازمانیِ الن و می یر، تعهد مستمر است که بر مبنای تئوری سرمایه گذاریهای بکر قرار دارد. این تئوری بر این اساس است که با گذشت زمان، فرد سرمایه ای را درزمان انباشته میکند که هر چه سابقه فرد در سازمان بیشتر می شود، این سرمایه نیز انباشته تر شده و از دست دادن آن برای فرد، هزینه بر خواهد بود. این سرمایه گذاری شامل: زمان، کسب مهارتهای ویژی سازمان که قابل انتقال نیست، رفاقتهای کاری، عوامل سیاسی و هزینه های دیگری است که فرد را از جستجو برای کارهای جایگزین منصرف میسازد. می یر و همکاران، تعهد مستمر را صورتی از دلبستگی روانی فرد به سازمان دانسته که از ادراک کارمند درخصوص مواردی است که در صورت ترک سازمان از دست میدهد، ناشی می شود. در واقع می توان چنین گفت که تعهد مستمر شامل آگاهی فرد از هزینه های ترک سازمان است. بنابرین در این شکل از تعهد، دلیل اصلی ارتباط فرد با سازمان و تصمیم او به باقی ماندن در سازمان، تلاشی برای حفظ مزایای حاصله از ارتباط با سازمان است ( Meyer et al.., 1989).

رامزک[۲۰] (۱۹۹۰) این نوع وابستگی را به عنوان نوعی معامله میداند. او معتقد است که کارکنان، سرمایه گذاری هایشان را در سازمان، بر مبنای آنچه در سازمان گذاشته و آنچه با ماندن در سازمان به دست خواهند آورد، محاسبه میکنند. برای مثال: یک فرد ممکن است تغییر یک سازمان را بخاطر پول و زمانی که صرف یک برنامه ی بازنشستگی کرده، ترجیح ندهد. علاوه بر ترسِ از دست دادن سرمایه گذاری ها، تعهد سازمانی در فرد، بخاطر مشاهده یا درک عدم وجود جایگزینهای شغلی نیز به وجود میآید. الن و می یر بیان میکنند که چنین تعهدی از جانب فرد نسبت به سازمان، بر مبنای ادراک او از موقعیتهای استخدامی خارج از سازمان است. در واقع این نوع تعهد زمانی به وجود میآید که فرد به این باور میرسد که تواناییهای او قابل عرضه در بازار نیست یا او فاقد مهارتهای لازم برای رقابت در زمینه ی مورد نظر است. این چنین کارمندی نوعی احساس وابستگی را نسبت به سازمان فعلی خود خواهد داشت. در واقع کارمند احساس میکند که بخاطر هزینه های مالی، اجتماعی، روانشناختی و سایر هزینه های مرتبط با ترک سازمان مجبور است نسبت به سازمان متعهد باشد. بر خلاف تعهد عاطفی که شامل وابستگی عاطفی است. تعهد مستمر منعکس کننده ی هزینه های ترک سازمان در مقابل منافع ماندن در آن است (Meyer & Allen, 1990).
تعهد هنجاری: سومین بعدِ تعهد سازمانی، تعهد هنجاری است که نشان دهنده نوعی احساس تکلیف برای ادامه ی همکاری با سازمان است، افرادی که دارای سطح بالایی از تعهد هنجاری هستند، احساس میکنند که مجبورند در سازمان باقی بمانند. در این بعد از سازمانی نسبت به ابعاد دیگر، تحقیقات کمتری صورت گرفته است. علاوه بر الن و می یر، رندال و کوته اریلی، چاتمن و کالول از جمله محققانی هستند که تلاش کردهاند تا این بعد از تعهد سازمانی را از ابعاد دیگر مجزا سازند. رندال و کوته به تعهد هنجاری از منظر نوعی تکلیف اخلاقی نگریسته اند که فرد در قبال سرمایه گذاریهایی که سازمان بر روی وی انجام داده است، در خود احساس تکلیف میکند. ایشان معتقدند زمانی این احساس در فرد به وجود میآید که سازمان هزینه یا زمان زیادی را صرف آماده کردن او برای انجامِ بهتر کارها، کردهاست لذا نوعی احساس تکلیف در وی برای ماندن در سازمان به وجود خواهد آمد. اما اریلی و همکاران (۱۹۹۱) تعهد هنجاری را بر حسب ارزشها تعریف نموده و مورد سنجش قرار دادند. ایشان معتقدند که رابطه ی متقابل بین ارزشهای یک فرد و سازمان، منجر به تعهد سازمانی می شود. در حمایت از این دیدگاه، مایر و اسکورمن، تعهد هنجاری را به عنوان پذیرش اهداف و ارزشهای یک سازمان توسط کارکنان، دانسته اند. جاروس و همکاران با الن و مییر موافق هستند و تعهد هنجاری را به عنوان تعهد اخلاقی تلقی میکنند (Allen & Meyer, 1997).
۲-۳-۳) عوامل مؤثر بر تعهد سازمانی
مودی و همکاران در مدل نظری خود چهار دسته و گروه از پیش شرطهای تعهد سازمانی را بیان کردهاند. با توجه به تحقیقات انجام شده، عوامل زیادی را می توان در میزان تعهد سازمانی دخیل دانست. مودی، استیرز و پورتر (۱۹۷۹) این عوامل را در چهار مقوله طبقه بندی کردهاند که عبارت است از: ویژگیهای شخصی، ویژگیهای شغلی، تجربه های کاری و ویژگیهای ساختاری. عواملی چون فرهنگ سازمانی، سبک رهبری و سیاستهای مدیریت منابع انسانی، به طور مستقیم و بدون واسطه میتوانند برای ارتقای سطح تعهد سازمانی مورد استفاده قرار گیرند. در سطوح فردی تجزیه و تحلیل، تعهد سازمانی میتواند رفتارهایی نظیر جابجایی، غیبت، عضویت سازمانی و عملکرد کارکنان را پیشبینی کند (رحمان سرشت و فیاضی، ۱۳۸۷، ص.۷۳).
نتایج: -تمایل به بقا در سازمان
-حضورِ بموقع و کاهش غیبت و تأخیر
-حفظ کارکنان
-افزایش عملکرد شغلی
تعهد
ویژگیهای شخصی: سن، جنسیت، تحصیلات و سابقه خدمت
ویژگیهای شغل (مرتبط با نقش): هویت شغل، تضاد و ابهام نقش
ویژگیهای ساختاری: اندازه سازمان، تمرکز حیطه نظارت و پیوستگی شغل
تجربیات کاری: نگرشهای شغلی، رضایت شغلی، اعتماد سازی و تعلق به سازمان
شکل۲-۲) عوامل مؤثر و نتایج ناشی از تعهد سازمانیمنبع:حسینیان و همکاران، ۱۳۸۶)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مدتهای یادشده در این ماده با درخواست بیمهگذار و موافقت بیمهگر و پرداخت حقبیمه اضافی قابل تمدید است.
ب ) شرایط

ماده ۳- حمل کالا با کشتی طبقهبندیشده: حمل دریایی کالای مورد بیمه باید به وسیله کشتی طبقهبندیشده انجام شود در غیر این صورت بیمهگذار موظف است مشخصات کشتی و یا شناورهای مورد نظر را قبل از شروع حمل به بیمهگر اعلام و موافقت او را اخذ نماید. چنانچه حمل کالای مورد بیمه با کشتی طبقهبندینشده بدون اطلاع بیمهگذار انجام شده باشد بیمهگذار موظف است بلافاصله پس از اطلاع، مراتب را به بیمهگر اعلام و شرایط و اضافه نرخ مربوط به حمل کالای مورد بیمه با کشتی طبقهبندینشده را قبول کند.
ماده ۴- وظیفه بیمهگذار در ارائه اطلاعات به بیمهگر: بیمه گذار موظف است کلیه اطلاعات راجع به حمل کالا و دفعات آن از جمله مشخصات وسیله یا وسایل حمل، حداکثر ارزش کالا در هر حمل، تاریخ حرکت آن ها و همچنین بهای هر قسمت از محمولات بیمه شده را قبل یا بلافاصله بعد از حمل و به هر حال قبل از ورود وسیله حمل به مقصد به بیمه گر اعلام نماید. در غیر اینصورت بیمهگر حسب مورد بر اساس مواد ۱۲ و ۱۳ قانون بیمه عمل خواهد نمود.
ماده ۵- ارزش کالای مورد بیمه: چنانچه بین بیمهگذار و بیمهگر توافق خاصی نشده باشد قیمت کالای مورد بیمه، معادل مجموع قیمت خرید کالا، هزینه حمل و سایر هزینه های متعارف خواهد بود.
تبصره- بیمهگر میتواند در صورت تقاضای بیمهگذار، با دریافت حقبیمه متعلقه خسارت عدمالنفع مربوط به این بیمهنامه را به مقدار مورد توافق (حداکثر به میزان ده درصد قیمت کالای مورد بیمه مندرج در این ماده)، بیمه نماید.
ماده ۶- کالاهایی که به صورت جفت یا دست عرضه میشوند: در مورد کالاهایی که به صورت جفت یا دست عرضه میشوند مسئولیت بیمهگر بدون توجه به ارزش جفت یا دست بودن آن، بیش از نسبت قیمت بیمهشده قسمت خسارتدیده به مبلغ بیمهشده جفت یا دست نخواهد بود مگر آن که به طور صریح توافق دیگری شده باشد.
ماده ۷- حمل مواد مخدر تحت پوشش این بیمهنامه نیست مگر آن که:
۱- نام ماده مخدر و کشورهای صادرکننده و واردکننده آن به طور صریح در بیمهنامه درج شده باشد.
۲- پروانه یا گواهی اجازه ورود محموله از مرجع صلاحیتدار کشوری که ماده مخدر به آنجا وارد میشود یا پروانه یا گواهی مرجع صلاحیتدار کشوری که ماده مخدر از آنجا صادر شده است مبین اینکه کشور گیرنده ماده مخدر، صدور آن محموله به مقصد مندرج در بیمهنامه را تأیید کردهاست جزو مدارک خسارت به بیمهگر تسلیم شود.
۳- مسیر حمل ماده مخدر، مسیر معمولی و عادی برای حمل آن نوع مواد تلقی شود.

ماده ۸- وظایف بیمهگذار در صورت وقوع خسارت: بیمهگذار یا نمایندگان و یا ذینفعان وی ملزم به رعایت موارد ذیل هستند:
۱- برای هر بستهای که مفقود شده است بلافاصله از متصدیان حمل و یا مقامهای بندر یا متصرفان دیگر کالای مورد بیمه به طور کتبی درخواست خسارت نمایند.
۲- در مورد خسارات مشهود به محض اطلاع و قبل از تحویل گرفتن کالای مورد بیمه از متصدیان حمل و یا سایر متصرفان کالا به طور کتبی تقاضای بازدید کنند و برای خساراتی که هنگام بازدید مشخص میگردد گواهی مربوطه را که به امضای آن ها رسیده باشد دریافت و از نامبردگان درخواست پرداخت خسارت نمایند.
۳- در مواردی که از سالم بودن کامل کالای مورد بیمه مطمئن نباشند رسید بدون قید و شرط به متصدیان حمل ندهند و با درج موضوع در بارنامه یا رسیدی که به متصدیان حمل میدهند حق خود را برای مطالبه خسارت محفوظ نگهدارند.
۴- هرگاه موقع تحویلگرفتن کالای مورد بیمه، زیان یا آسیبی مشهود نباشد بیمهگذار یا نمایندگان و یا ذینفعان وی باید حداکثر ظرف سه روز از تاریخ تحویلگرفتن کالا و اطلاع از خسارت، مراتب را به طور کتبی با پست سفارشی یا اظهارنامه به متصدیان حمل اعلام نمایند.
۵- در مواردی که مؤسسه حمل تمام یا قسمتی از کالای مورد بیمه را به بیمهگذار یا نمایندگان و یا ذینفعان وی تحویل ندهد نامبردگان موظفند که پس از تنظیم صورتمجلس کسر تخلیه، گواهی کتبی عدمتحویل را از مؤسسه مذبور بخواهند. در صورتی که گواهی عدمتحویل در موعدهای زیر صادر نشود بیمهگذار یا نمایندگان و یا ذینفعان وی باید حداکثر طی یک هفته با اظهارنامه رسمی از مؤسسه حمل درخواست خسارت بنمایند و مراتب را به بیمهگر اطلاع دهند:
– در صورت حمل با کشتی، حداکثر هفت ماه پس از تخلیه کالای مورد بیمه از کشتی.
– در صورت حمل با کامیون و قطار، حداکثر هفت ماه پس از ورود وسیله حمل به مرز کشور مقصد.
– در صورت حمل با هواپیما، حداکثر سه ماه پس از تخلیه کالای مورد بیمه از هواپیما.
۶- بیمهگذار یا نمایندگان و یا ذینفعان وی موظفند در مورد خسارت مشهود که به موجب این بیمهنامه بیمهگر تعهد جبران آن را دارد، چنانچه مورد بیمه در ید متصدیان حمل و نقل است قبل و یا بلافاصله پس از تحویل گرفتن کالا از آن ها و چنانچه خسارت در انبار گمرک مشاهده شود، قبل از تحویل گرفتن از انبار ضمن تنظیم صورت مجلس گمرکی مراتب را به بیمه گر اعلام نموده و درخواست بازدید از کالا را بنماید.
ماده ۹- اختیارات بیمهگر در کالای خسارت دیده مورد بیمه: بیمهگر در صورت توافق با بیمهگذار میتواند کالای خسارتدیده و نجات داده شده مورد بیمه را تعمیر، تعویض و یا تصاحب نماید. در صورتی که بیمهگر در مقابل پرداخت خسارت کامل (حسب مورد با یا بدون کسر فرانشیز) قسمت آسیبدیده کالای مورد بیمه را تصاحب کند بیمهگذار موظف است مالکیت قسمت مربوط را به بیمهگر منتقل نماید. همچنین، بیمهگر باید تعمیر و یا تعویض کالای مورد بیمه خسارتدیده را در مدتی که عرفاً کمتر از آن میسر نیست انجام دهد.
ماده ۱۰- مدارک درخواست خسارت: برای درخواست خسارت، بیمهگذار یا نمایندگان و یا ذینفعان وی موظفند در اسرع وقت اسناد و مدارک لازم از جمله موارد زیر را حسب نوع خسارت به بیمهگر تسلیم نمایند:
۱- اصل بیمهنامه یا گواهی بیمه.
۲- اصل سیاهه (فاکتور) کالای مورد بیمه با مشخصات کامل و صورت توزین و بستهبندی .
۳- اصل بارنامهها و یا قرارداد حمل.
۴- صورت وضعیت کالای مورد بیمه در موقع تحویلگرفتن و صورت وضعیت میزان توزین کالا در آخرین مقصد مندرج در بیمهنامه.
۵- مکاتبات متبادله با متصدیان حمل و اشخاص مندرج در ماده ۸.
۶- در صورت عدم تحویل کالای مورد بیمه علاوه بر اسناد و مدارک فوق، برگ رسمی گواهی عدم تحویل که مؤسسه حمل صادر کردهاست هم باید با توجه به مقررات مندرج در بند ۵ از ماده ۸ به بیمهگر تسلیم گردد.
۷- پروانه گمرکی (برگ سبز) و صورت مجلس کشف اختلاف در صورت صدور.
۸- گواهی مبدأ.
۹- قبض انبار گمرک.
۱۰- گزارش بازدید خسارت که بایستی توسط یکی از اشخاص یا مؤسسات مجازی که توسط بیمه مرکزی ایران معرفی گردیدهاند تهیه شده باشد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
پسیکوریچ[۱۵] (۲۰۰۶)، بیان میدارد که طراحی آموزشی با توجه به مبنای آن در حقیقت فرآیندی برای کمک به طراح آموزشی، در ایجاد یک دوره ی کارآموزی اثربخش با یک روش کارآمد است. بر اساس یک تعریف تخصصی تر، طراحی آموزشی، فرایند پیشبینی روش ها بر اساس اهداف در شرایط خاص است (نوروزی، ۱۳۷۱). به عبارت دیگر طراحی آموزشی به معنای پیشبینی فعالیت های آموزشی برای افراد مشخص و در زمینه ای معین است. فردانش (۱۳۸۶)، طراحی آموزشی را چنین تعریف میکند: طراحی آموزشی، پیشبینی روش ها و انتخاب و ترتیب مواد آموزشی در شرایط خاص به منظور رسیدن به نتایج یادگیری به نحو مؤثر است. به نظر میرسد که تعریف اخیر، کاملترین تعریف از طراحی آموزشی است و تعریف مبنایی مورد نظر در این پژوهش است.


نظریه های یادگیری
چون تعاریف ارائه شده از طراحی آموزشی با توجه به غالب بودن نوع رویکرد یادگیری در آن ها متنوع است و هر یک از مبانی خاصی بر خوردار هستند، لازم است که به بررسی هر یک از این نظریه های یادگیری، یعنی رفتارگرایی، شناخت گرایی، ساختن گرایی و ارتباط گرایی بپردازیم.
۱- رفتارگرایی
نظریه های یادگیری رفتارگرا یکی از رویکردها یا مکتب های مهم علم روان شناسی است. “رفتارگرایی به این معنی است که رفتار را باید به کمک تجربه های قابل مشاهده تبیین کرد نه فرایند های ذهنی” (سانتراک، ۲۰۰۴؛ به نقلِ سیف،۱۳۸۹). در ضمن برای رفتارگرایان، یادگیری تغییر در رفتار آشکار است و محقق باید در پژوهش ها و نظریه پردازی های خود رفتار مشاهده پذیر و قابل اندازه گیری را مورد توجه قرار دهد، نه فرایند های ذهنی غیر قابل دسترس را. از سوی دیگر، این مکتب برای تأثیر محیط بر رفتار انسان اهمیت زیادی قائل است. رفتارگرایان معتقدند که هر رفتاری را می توان به اجزاء تشکیل دهنده ی آن تجزیه کرد. بر اساس این رویکرد، یادگیری زمانی انجام میگیرد که به عملکرد تبدیل شده باشد. همچنین این رویکرد به استفاده از هدف های رفتاری و محرک های از پیش تعیین شده برای موقعیت های آموزشی تأکید میکند.
ایدۀ کلی این رویکرد بر انگاره «محرک- پاسخ- تقویت» بنا نهاده شده است و ارتباط معلم و شاگرد در این رویکرد ارتباطی یکجانبه است، که در آن معلم انتقال دهندۀ دانش و یادگیرنده دریافت کنندۀ آن است (زنگنه، ۱۳۹۱).
طراحی آموزشی رفتارگرایانه
از آغاز شکل گیری رویکرد رفتاری در حیطه ی یادگیری می توان تأثیرات آن را بر طراحی آموزشی مشاهده نمود. از جمله، توصیه به استفاده از آموزش برنامه ای است که بر خرد کردن اهداف به هدف های رفتاری و تبدیل آن ها به گام های متوالی و مشخص، ارائۀ محرک و دریافت پاسخ تأکید دارد ( امیر تیموری، ۱۳۸۶).
گانیه[۱۶] (۱۹۶۲) و سیلورن[۱۷] (۱۹۶۴) تحلیل وظیفه، هدف های رفتاری و سنجش ملاک مرجع را با یکدیگر ترکیب کردند. این افراد نخستین کسانی بودند که واژه هایی مانند “طراحی سیستم و سیستم آموزشی” را برای توصیف چارچوبی سیستماتیک و مرتبط با یکدیگر از اصول طراحی آموزشی به کار بردند. طراحی آموزشی اولیه از اصول یادگیری روان شناسی رفتاری استفاده می کرد. اصولی مانند تمیز، تعمیم و تداعی برای تحلیل محتوا و مهارت های شغلی مورد استفاده قرار گرفتند. مفاهیمی مانند شکل دهی[۱۸] و محو سازی[۱۹] که در تدریس و آموزش به کار می رفتند همگی ریشه در رفتارگرایی داشتند (سیف، ۱۳۸۹). بسیاری از الگوهای طراحی آموزشی از عناصر اصلی رفتارگرایی استفاده میکنند. مفاهیمی مانند تعیین هدف، توجه به تغییرات رفتاری در یادگیرنده و تأکید بر محرک یا محیط از آن جمله اند.
طراحی آموزشی بر اساس دیدگاه رفتارگرایی شامل مراحل زیر است:
– تحلیل وظیفه که روشی است برای تجزیه یک وظیفه یا موضوع آموزشی به اجزاء تشکیل دهندۀ آن و تشخیص تغییرات رفتاری مورد نیاز برای انجام آن وظیفه یا یادگیری آن موضوع.
– مشخص کردن توالی رویدادهای یادگیری.
– ایجاد فرصت هایی برای یادگیرنده که به تمرین بیردازد و محتوای آموزشی را یاد بگیرد.
– ارزشیابی از آموخته های یادگیرنده که معمولاً بر اساس ملاک از پیش تعیین شده صورت میگیرد.
۲- شناخت گرایی
نظریه های رفتاری عموماً یادگیری را تغییر در رفتار آشکار می دانند. در مقابل، نظریه پردازان شناختی معتقدند که، یادگیری کسب و بازسازی ساختارهای شناختی است که از طریق آن اطلاعات پردازش و در حافظه ذخیره میشوند. نظریه های شناختی یادگیری بر این باور تأکید میکنند که یادگیری یک فرایند درونی است که ممکن است به صورت تغییر فوری در رفتار آشکار ظاهر نشود. به سخن دیگر، نظریه پردازان شناختی معتقدند که یادگیری به صورت توانایی هایی در فرد شکل گرفته و در حافظه ی او ذخیره می شود. وی هر وقت که بخواهد میتواند آن توانایی ها را مورد استفاده قرار دهد. ویژگی دیگر نظریه های شناختی این است که، برای یادگیرنده در ایجاد یادگیری نقش مهم تری قائل اند و معتقدند که برای رسیدن به هدف می توان موضوع درس را به روش اکتشافی و ضمن یادگیری حل مسئله آموخت. به جای اتکای بیش از حد بر کتاب درسی و برنامه، دانش آموز باید شخصاً مسائل را حل کند و به اکتشاف برسد. در این رویکرد بر احساس اعتماد به نفس و استقلال فکری و خلاقیت دانش آموزان تأکید می شود.

برونر[۲۰]، از نظریه پردازان مشهور این رویکرد، معتقد است، مفاهیم هر رشته ی علمی را می توان در مجموعه های سازمان یافته (ساختاردار) به یادگیرندگان یاد داد. در این شرایط، فرایند پردازش اطلاعات تسهیل می شود و این مجموعه ی سازمان یافته از اصول اساسی، مانند نقشۀ ذهنی باعث می شود یادگیرندگان بتوانند از آن برای تحلیل مسائل استفاده کنند(لوی، ۱۳۸۶). برونر چهار دلیل برای استفاده از دیدگاه خود عرضه میکند. نخست این که، درک اصول اساسی، معرفت مربوط به یک قلمرو را قابل فهم تر میسازد. دوم این که، یادگیری چنانچه در قالب یا بستر یک ساختار منظم انجام گیرد، دوام بیشتری خواهد داشت. سوم این که، یادگیری اصول اساسی به معنای انتقال یادگیری است؛ به عبارت دیگر، اگر یادگیری در چارچوب یا بستر اصول اساسی و کلی یک رشته انجام پذیرد، به شکل مؤثرتری به شرایط و موقعیت های دیگر قابل تسری خواهد بود. دلیل چهارم برونر آن است که به این ترتیب، فاصله میان دانش پیشرفته و دانش اولیه کاهش مییابد (میلر[۲۱]، ۱۳۸۹). برونر، علاوه بر تأکید بر ساخت، بر انگیزش، رعایت سلسله مراتب مطالب و تقویت نیز تأکید میکند (کدیور، ۱۳۸۶).
طراحی آموزشی شناخت گرایانه
طراحان آموزشی در دیدگاه شناختی بر فرایند های ذهنی تأکید دارند. و از آن برای افزایش اثربخشی آموزش بهره میبرند. بر اساس این دیدگاه، دانش در قالب طرحواره های گوناگون سازماندهی می شود. یادگیرنده با فعالیت خود برای کسب دانش می کوشد و مواد آموزشی که در بر دارنده ی مثال های مشخص و گویاست، وی را در این فرایند یاری میکند. اگر فرد بتواند دانش جدید را به شکل معنادار در حافظه ذخیره کند، یادگیری صورت گرفته است. یادگیرنده با داشتن توانایی هایی مانند سازماندهی، طبقه بندی و بازیابی اطلاعات در محیط یادگیری، به پردازش اطلاعات می پردازد و پس از پردازش اطلاعات در حافظه، می کوشد تا از آن ها برای حل مسائل استفاده کند و آن ها را در موقعیت های عملی به کار گیرد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
جدول (۴-۳): نتایج آزمون F لیمر، هاسمن و LR برای الگوی (۴-۳).

آزمون
آماره آزمون
احتمال
آزمون F لیمر
۴۳/۸۶
آماره جدول: F(55,327)
۰۰۰/۰
آزمون هاسمن
۶۶/۱۲۵
درجه آزادی (۶)
۰۰۰/۰
آزمون LR
۱۰/۳۷۶
۰۰۰/۰
منبع: یافته های پژوهش
با انجام آزمون F لیمر، روش داده های تابلویی برای برآورد الگو در نظر گرفته شد و همچنین طبق آزمون هاسمن اثرات ثابت برای الگو قابل قبول است و با توجه به نتیجه آزمون LR، الگوی مورد بررسی دارای ناهمسانی واریانس است بنابرین با روش GLS برآورد شده است. نتایج این تخمین در جدول (۴-۴) آمده است.

جدول (۴-۴) نتایج برآورد الگو (۴-۳)
متغیر
ضریب
احتمال
آماره Z
Ln(YPi)
۵۲/۱
۰۰۰/۰
۷۵/۱۹
Ln(YPj)[64]
۶۸/۱
۰۰۰/۰
۹۱/۱۲
EVi
۰۱۳/۰-
۰۳۶/۰
۱۰/۲-
EVj
۰۱۲/۰-
۰۵۳/۰
۹۳/۱-
fcit
۱۹/۰-
۰۴۷/۰
۹۸/۱-
lnDISij
۵۸/۰-
۰۰۰/۰
۶۳/۱۰-
C
۸۲/۲۴
۰۰۰/۰
۷۷/۸
Wald chi2(6)=81/717
Prob > chi2=000/0
منبع: یافته های پژوهش
با توجه به نتایج تمامی متغیرها در سطح اهمیت ۵% معنادار هستند. ضریب متغیرهای درآمد سرانه اثرگذاری مثبت این متغیرها را بر حجم تجارت دوجانبه نشان میدهد. با افزایش یک درصدی درآمد سرانه کشورهای مبدأ و مقصد به ترتیب به میزان۶۸/۱ درصد و ۵۲/۱ درصد در تجارت خدمات گردشگری افزایش اعمال می شود. افزایش درآمد سرانه هم در کشور مبدأ باعث افزایش گردشگری و تجارت خدمات گردشگری می شود و همچنین در کشور های مقصد افزایش در درآمد سرانه موجب افزایش ارائه خدمات گردشگری بیشتر و با کیفیت مناسب تر می شود و به دنبال این افزایش امکان مبادله، تجارت این خدمات افزایش مییابد. با توجه به جدول (۴-۴) مشخص است که تاثیر افزایش در درآمد سرانه کشورهای مبدأ در افزایش تجارت بین الملل به مراتب بیشتر از افزایش درآمد سرانه در کشورهای مقصد است. تغییرات نرخ ارز نشان دهنده اثرات منفی این متغیر بر حجم تجارت است هر چه تغییرات نرخ ارز بیشتر شود حجم تجارت کاهش مییابد؛ زیرا هزینه سفر بیشتر شده و امکان استفاده بیشتر از خدمات گردشگری را کاهش میدهد. تغیرات نرخ ارز همچنین بر قدرت خرید افراد اثر گذار است و افزایش نرخ ارز در کشور مبدأ باعث کاهش قدرت خرید افراد این کشور خواهد بود. فاصله جغرافیایی با علامت منفی نشان میدهد که هر چه فاصله بین مبدأ و مقصد گردشگری کمتر باشد حجم تجارتی که صورت میگیرد بیشتر می شود. در زمان بحران به علت شرایط بد مالی مقاصدی که فاصله کمتری داشتند بیشتر مورد توجه قرار گرفتند زیرا شرایط بد مالی هزینه های حمل و نقل را به میزان زیادی تحت تاثیر قرار داد. باید توجه شود که برای تجارت خدمات گردشگری، فاصله جغرافیایی در هزینه های حمل و نقل اثر میگذارد بنابرین گردشگران پس از سفر به مقاصد مورد نظر (که قابلیت جایگزینی با سایر مقاصد را نداشته باشد)، از سایر خدمات گردشگری بدونه توجه به فاصله مقصد و مبدأ استفاده میکنند و تجارت خدمات گردشگری نسبت به تجارت خدمات کمتر تحت تاثیر فاصله جغرافیایی است. در بررسی که در این پژوهش صورت گرفت کشورهای مقصد منحصر به فرد نبوده و با توجه به نتایج جدول (۴-۴)، در زمان بحران مالی مقاصد نزدیکتر به جای این کشورها جایگزین شده اند.
شاخص بحران دارای علامت منفی است که نشان دهنده اثر منفی شرایط مالی بحرانی است. در شرایط بد مالی امکان تجارت و سفرهای گردشگری به شدت کاهش مییابد که این به علت افزایش در هزینه های گردشگری و همچنین کاهش در درامد واقعی و اسمی در زمان بحران و شرایط بد مالی است.
۴-۳-خلاصه و نتیجه گیری:
در این فصل اثر بحران مالی بر تجارت خدمات بر مبنای الگوی تصریح شده در ابتدای این فصل، در دو بخش اثر بحران مالی بر تجارت خدمات و اثر بحران مالی بر تجارت خدمات گردشگری با بهره گرفتن از داده های تابلویی تخمین زده شد و نتایج برآورد الگوها بیان شده است. سپس آزمونهای صورت گرفت ذکر شده است.
نتایج کلی بیان می کند تغییرات شرایط مالی اثر مستقیم بر تجارت دوجانبه خدمات گردشگری و کل خدمات دارد. در الگوهای برآورد شده متغیرهای درآمد سرانه دو کشور شریک تجاری، نرخ ارز دو کشور، فاصله جغرافیایی بین دو کشور و شرایط مالی بر تجارت خدمات گردشگری و کل خدمات مؤثر و معنادار هستند.
فصل پنجم:
نتیجه گیری و پیشنهاد
مقدمه:
بحرانهای مالی و اقتصادی هر از چندگاهی به واسطه اتخاذ نادرست سیاستهای پولی و مالی، شاخص های مختلف اقتصادی را تحت تاثیر قرار می دهند. یکی از مهمترین شاخص های اقتصادی، تجارت بین الملل است که در دو بخش تجارت کالا و تجارت خدمات صورت میگیرد. بحران اخیر در سال ۲۰۰۸ از آمریکا شروع و از طریق شاخص های تجاری و سرمایه گذاری به دیگر کشورها وارد شد.
با توجه به آمارهای ارائه شده از سازمان های مختلف، بحران مالی تاثیر کمتری بر تجارت خدمات نسب به تجارت کالا داشته است؛ از این رو سیاستگذاری صحیح بر این بخش می تواند در زمان بحران اقتصادی کاهش کمتری را در حجم کل تجارت بین الملل ایجاد کند. لذا در این مطالعه به بررسی اختصاصی اثر بحران مالی بر تجارت بین الملل بخش خدمات پرداخته شده است و با توجه به اینکه گردشگردی یکی از مهمترین زیر بخشهای خدمات است یک بررسی موردی در این زمینه نیز صورت گرفته است.
۵-۱-خلاصه پژوهش:
هدف اصلی این پژوهش بررسی اثر بحران مالی سال۲۰۰۸ بر تجارت دوجانبه خدمات گردشگری و کل خدمات در بین کشورهای عمده شریک تجاری ایران در بخش خدمات است. بر این اساس فصل اول به بیان کلیات پژوهش اختصاص داده شده است. به طوری که پس از بیان مسئله و اهداف پژوهش، فرضیه های پژوهش تدوین گردیده است. سپس ضمن توضیح روش پژوهش، جامعه آماری، ابزار مورد استفاده بیان شده است. در فصل دوم، ابتدا تعاریف، مفاهیم و رویکردها ذکر شده است و در ادامه مبانی نظری پژوهش و شواهدی از اثرگذاری بحران بر بخش گردشگری بیان شده است. در نهایت مروری بر مطالعات گذشته داخلی و خارجی انجام شده در زمینه پژوهش مورد توجه قرار گرفته است. فصل سوم، به بسط الگوی اثرگذاری بحران مالی ۲۰۰۸ بر تجارت بخش خدمات و تجارت خدمات گردشگری پرداخته شده است. طبق مبانی نظری برای بررسی تجارت دوجانبه از الگوی جاذبه استفاده شد. سپس متغیرها، منابع آماری و روش مورد استفاده برای برآورد این الگوها در قالب داده های تابلویی شرح داده شده است. در فصل چهارم نتایج برآورد هر یک از الگوهای بیان شده در فصل سوم و الگوهای تصریح شده در فصل چهارم، بیان و تحلیل شده است. در فصل حاضر ابتدا نتایج و دستاوردهای پژوهش ذکر می شود و سپس پیشنهاد و توصیه های سیاستی بر اساس یافته های پژوهش ارائه می شود.
۵-۲-تحلیل کلی نتایج:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
Cole, K. (2002). Well-being, psychological capital, and unemployment. Journal of Health psychology, 33(3), 122-139.
Davis, Kathy. (1990), “Surgical Passing: Or Why Michael Jackson’s Nose makes us Uneas. Feminist Theory,4
Diener ,E., Scollon ,C.N., & Lucas ,R.E.(2004) . The evolving concept of subjective well-being : the multifaceted nature of happiness . Advances in Cell Aging and Gerontology ,15.
Esnaola, I (21 Feb 2010). “Body dissatisfaction and perceived sociocultural pressures”. Salud Mental 33 (1): 21-9.
Eng, W. , Coles, M. E. , Heimberg, R. G. , & Safren, S. A. (2005). Domains of lifesatis faction in social anxiety disorder: Relation to symptoms and response to cognitive-behavioral therapy. Journal of Anxiety Disorders, 19: 143 – ۱۵۶٫
Garner, D., & Kearney-Cooke, A. (1996) “Body Image” Psychology Today, Vol. 29, 55-56.
Garner, D., & Kearney-Cooke, A. (1999) “Body Image” Psychology Today, Vol. 29, 55-56.
Gilman, S. (1999). Making the Body Beautiful: a Cultural History of Aesthetic Surgery. Princeton NJ: Princeton University Press.
Goldsmith, A. Veum, J., Darity, W. (1997). Unemployment, Joblessness, Psychological Well-Being and Self-Esteem: Theory and Evidence. Journal of Socio-Economics, ۲۶, ۱۳۳-۱۵۸٫
Hanstock, T.L., & O’Mahony, J.F. (2002). Perfectionism, acne and appearance concerns. Personality and Individual Differences, 32, 1317–۱۳۲۵٫
Hermon .D.A.& Hazler ,R.Y.(1999). Adherence to a Wellness model and perceptions of psychological well-being . Journal of the counseling and development ,۱۱٫
Hillhorst MT. (2002). Philosophical pitfalls in cosmetic surgery: a case of rhinoplasty during adolescence. Med Human it, 28(2): 61-5.
Huang, J, Norman, G. J., Zabinski, M. F. (2007) “Body Image and Self-Esteem among Adolescents undergoing an Intervention Targeting Dietary and Physical Activity Behaviors”, Journal of adolescent health, Vol. 3 (40): 245-251.
Hwang PH. (2004). Surgical rhinoplasty: recent advances and future direction. Otolaryngol Clin North Am, 37(2): 489-99.
-
- ۱ – Ryff & Singer ↑
-
- ۲ – World Health Organization ↑
-
- ۱ – Ryff & Singer ↑
-
- ۲- Ryff & Keyes ↑
-
- ۳ – Jahoda ↑
-
- ۴ – Larson ↑
-
- ۵ – Seligman ↑
-
- ۶ – Life-span ↑
-
- ۷ – Neugarten ↑
-
- ۸ – Maturity ↑
-
- ۱ – Myeris & Diener ↑
-
- ۲ – Suominen, Blomberg and Utela ↑
-
- ۳ – Martin & Rbuin ↑
-
- ۴ – Wissing & Van Eeden ↑
-
- ۵ – Antonelli & Cucconi ↑
-
- ۱ – Trent ↑
-
- ۲ – Jenkins & Griffiths ↑
-
- ۳ – Towder ↑
-
- ۱ – Davies ↑
-
- ۲ – Kaplan ↑
-
- ۳ – Milz ↑
-
- ۴ – Graham ↑
-
- ۵ – Freudenberg ↑
-
- ۱ – Hermon ↑
-
- ۲ – Hazler ↑
-
- ۳ – Bezner & Steinhardt ↑
-
- ۴ – Ryan & Deci ↑
-
- ۵ – Hedonism ↑
-
- ۶ – Eudemonism ↑
-
- ۷ – Epicor ↑
-
- ۸ – Hobbes ↑
-
- ۹ – Stuart Mill ↑
-
- ۱۰ – Ng, Ho, Wong and Smith ↑
-
- ۱۱ – Keyes ↑
-
- ۱ – Scollon ↑
-
- ۲ – Waterman ↑
-
- ۱ – Self-acceptance ↑
-
- ۲ – Positive relations with others ↑
-
- ۱ – Autonomy ↑
-
- ۲ – Independent ↑
-
- ۳ – Self-determined ↑
-
- ۴ – Environmental mastery ↑
-
- ۷ – Complex array ↑
-
- ۵ – Purpose in life ↑
-
- ۶ -Personal growth ↑
-
- ۱ – Magyar-moe ↑
-
- ۲ – Shapiro ↑
-
- ۳ – Social integration ↑
-
- ۴ – Social acceptance ↑
-
- ۵ – Social contribution ↑
-
- ۱ – Social actualization ↑
-
- ۲ – Social actualization ↑
-
- ۱ – Ryff & Keyes ↑
-
- ۲ – Chong S, Chan ↑
-
- ۱ – Garner & Kearney-Cooke ↑
-
- ۲ – Pecorari G, Gramaglia C, Garzaro ↑
-
- ۱ – Rowe & Benson ↑
-
- ۲ – shame ↑
-
- ۳ – Varnes, Stellefson, Janelle, Dorman ↑
-
- ۴ – Paul Schilder ↑
-
- ۵ – The Image and Appearance of the Human Body ↑
-
- ۱ – Pope, Phillips, Olivardia ↑
-
- ۲ – Ferraro ↑
-
- ۳ – Mellor ↑
-
- ۴ – Baker & Eyal ↑
-
- ۵ – Esnaola ↑
-
- ۱ – Huang, Norman and Zabinski ↑
-
- ۲ – Markowitz & Friedman ↑
-
- ۱ – Sclafani ↑
-
- ۲ – Marsh ↑
-
- ۳ – Bronell ↑
-
- ۱ – Rosenblum & Lewis ↑
-
- ۲ – Bong & Skaalvik ↑
-
- ۳ – Robinson ↑
-
- ۴ – Kaiser ↑
-
-
۱ – Giddines
↑
-
- ۲ – Grammas & Schwartz ↑
-
- ۳ – Sherry, Vriend, Hewitt, Sherry, Flett & Wardrop ↑
-
- ۴ – Welch, Miller, Ghaderi & Vaillancourt ↑
-
- ۵ – McGee, Hewitt, Sherry, Parkin & Flett ↑
-
- ۶ – Hanstock & O’Mahony ↑
-
- ۷ – Buhlmann, Etcoff & Wilhelm ↑
-
- ۸ – Hutchinson & Rapee ↑
-
- ۹ – Ricciardelli, McCabe, Williams & Thompson ↑
-
- ۱۰ – Ackard, Croll & Kearney-Cooke ↑
-
- ۱۱ – Bbrandt ↑
-
- ۱۲ – Poulsen, Ziviani & Cuskelly ↑
-
- ۱ – Powell-Hicks ↑
-
- ۲ – Hwang ↑
-
- ۳ – Hill horst ↑
-
- ۴ – Pearl & Weston ↑
-
- ۵ – Rittzer ↑
-
- ۶ – Shilling ↑
-
- ۷ – Giddnes ↑
-
- ۱ – Jakson ↑
-
- ۲ – Pruzinsky ↑
-
- ۳ – Edgerton ↑
-
- ۱ – Goldsmith, Veum, Darity ↑
-
- ۲ – Arrindel ↑
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
فرگوسن و استاکز۲۳(۲۰۰۲) معتقدند که تخصص صنعت حسابرس باعث افزایش سهم بازار حسابرس در صنعت هدف می شود، زیرا مشتریان خواستار خدمات تخصصی حسابرسان هستند. بنابرین، سهم بازارحسابرس به عنوان یکی از نشانه های تخصص حسابرس محسوب می شود و با مشاهده سهم نسبی بازار مؤسسات حسابرسی که به یک صنعت خاص خدمات ارائه میکنند، می توان به میزان دانش تخصص صنعت حسابرس پی برد.


میهو و ویلکینز۲۴(۲۰۰۳) بیان میکنند یک حسابرس زمانی متخصص است که بزرگترین سهم بازار را داشته باشد و یا سهم بازار آن ها حداقل ۱۰ درصد بالاتر از سهم بزرگترین حسابرس دوم باشد. آن ها برای محاسبه سهم بازار از نسبت حق الزحمه مؤسسه حسابرسی نسبت به کل حق الزحمه های حسابرسی در یک صنعت بهره گرفتند. برای محاسبه سهم بازار معیارهای دیگری نیز مثل تعداد مشتریان در یک صنعت، تعداد صاحبکاران حسابرسی شده به وسیله حسابرس و یا مجموع دارایی های تمام صاحبکاران یک حسابرس به مجموع تمام دارایی های صاحبکاران در این صنعت وجود دارد.
نیل و رایلی۲۵(۲۰۰۱) بیان میکنند مؤسسات حسابرسی که سهم بازار آن ها معادل ۲۴ درصد کل بازار یا بیشتر باشد، متخصص محسوب میشوند.
یکی از فرضهای بدیهی رفتاری در حسابرسی داشتن صلاحیت (مهارت و تجربه) کافی در انجام عملیات حسابرسی است. تخصص حسابرس شاخصی از تجربه حسابرس است. تخصص حسابرس بیانگر میزان خبرگی حسابرس است که بر اساس تجربه حرفهای و کاربردی حسابرسی در یک صنعت خاص به دست آمده است (گراملینگ و استون[۱۳]، ۲۰۰۱). تخصص حسابرس عامل مهمی برای انتخاب حسابرس است. بررسی مرکز حسابداری بین الملل[۱۴] در سال ۲۰۰۳ نشان داد ۸۰ درصد شرکتهای مورد مطالعه، تجربه و تخصص حسابرس را از مهمترین عوامل انتخاب حسابرس میدانند. در حقیقت تخصص، کیفیت خدمات مؤسسات حسابرسی را افزایش میدهد و از این طریق اعتبار حسابرس افزایش مییابد. از طرف دیگر؛ اعتبار و شهرت حسابرس، از عوامل کلیدی در انتخاب حسابرسان است. همچنین از دیدگاه مرکز حسابداری بین الملل؛ مؤسسات حسابرسی بزرگ، به دنبال متخصص شدن در یک صنعت خاص هستند (ماسکارنهاس[۱۵] و همکاران، ۲۰۱۰).
تخصص حسابرس در صنعت، خلق ایدههای سازنده برای کمک به صاحبکاران و ایجاد ارزش افزوده برای آنان و همچنین فراهم کردن دیدگاه ها و راهکارهای تازه برای برخی از مسائلی است که صاحبکاران در صنایع مربوط به خود با آن مواجه میشوند (کند[۱۶]، ۲۰۰۸).
اسچویر (۲۰۰۲) نشان داد سطح عدم تقارن اطلاعاتی برای شرکتهایی که توسط حسابرسان متخصص حسابرسی شدهاند، پایینتر است. الموتایری[۱۷] و همکاران (۲۰۰۹) نیز در بررسی رابطه بین عدم تقارن اطلاعاتی و تخصص حسابرس در صنعت به این نتیجه رسیدند که به کارگیری حسابرسان متخصص باعث کاهش عدم تقارن اطلاعاتی خواهد شد. یکی از دلایلی که صاحبکاران، حسابرسان متخصص را ترجیح می دهند این است که کیفیت سود شرکتهایی که توسط حسابرسان متخصص حسابرسی میشوند، بهبود مییابد. به عنوان مثال، بالسام[۱۸] و همکاران (۲۰۰۳) به این نتیجه رسیدند که صاحبکارانی که توسط مؤسسات حسابرسی متخصص در صنعت حسابرسی شدهاند، سطح اقلام تعهدی پایینتری دارند. نتیجه تحقیق آنان بیانگر این مطلب است که احتمال دستکاری سود توسط مدیران در شرکتهایی که حسابرس آن، متخصص در صنعت بوده است، کمتر است. کارسلو و ناجی[۱۹] (۲۰۰۴) بیان کردند که صاحبکاران حسابرسان متخصص با احتمال کمتری اصول کمیسیون بورس و اوراق بهادار[۲۰] را نقض میکنند. گراملینگ[۲۱] و همکاران (۲۰۰۱) نشان دادند بین سود سال جاری و جریان نقدی آتی شرکتهایی که توسط حسابرسان متخصص حسابرسی شدهاند، ضریب همبستگی قوی وجود دارد؛ به عبارت دیگر، توانایی سود سال جاری در پیش بینی جریانهای نقدی آتی در اینگونه شرکتها بیشتر است. بانر و لوییس[۲۲] (۱۹۹۰) و آشتون[۲۳] (۱۹۹۱) به این نتیجه رسیدند که بین تخصص حسابرس و توانایی وی در کشف مسائل و مشکلات صورتهای مالی ضریب همبستگی قوی وجود دارد. بنابرین با توجه به دانش تخصصی حسابرسان متخصص، میتوان انتظار داشت که آنان انحرافات موجود در صورتهای مالی را بهتر شناسایی کنند و از این راه کیفیت حسابرسی را بهبود بخشند. تحقیقات قبلی نیز رابطه مثبتی را بین تخصص حسابرس و کیفیت حسابرسی نشان میدهد (تیلور[۲۴]، ۲۰۰۰؛ دان و میهو[۲۵]، ۲۰۰۴؛ هامرسلی[۲۶]، ۲۰۰۶). همچنین حکیم و عمری (۲۰۱۰) به یک رابطه منفی بین تخصص حسابرس در صنعت و عدم تقارن اطلاعاتی رسیدند.
با توجه به این که حالات مختلف تخصص صنعت حسابرس به طورمستقیم قابل مشاهده نیست،تحقیقات گذشته شاخص های مختلفی را برای اندازه گیری تخصص صنعت حسابرس به کارگرفتهاند.رویکردهای سهم بازار و سهم پرتفوی غالبا به عنوان شاخص هایی برای تخصص صنعت حسابرس به کارگرفته میشوند (اعتمادی و همکاران، ۱۳۸۸).
۱٫۳٫۲) رویکرد سهم بازار[۲۷]
رویکردسهم بازار،یک متخصص صنعت رابه عنوان یک مؤسسه حسابرسی که خودش را ازسایررقبایش ازنظرسهم بازاردریک صنعت خاص متمایز کردهاست،تعریف می نماید.این رویکرد فرض میکندکه بامشاهده سهم نسبی بازار مؤسسات حسابرسی که به یک صنعت خاص ارائه خدمت میکنند،میتوان به میزان دانش تخصص صنعت مؤسسه حسابرسی پی برد.مؤسسهای که سهم بزرگتری ازبازار رادراختیاردارد،از دانش تخصصی بالاتری در موردآن صنعت خاص برخوردار است.بهعلاوه،سهم معناداربازاردریک صنعت نشان دهنده سرمایه گذاری معناداری است که در مؤسسات حسابرسی برای توسعه فنآوریهای حسابرسی خاص صنعت صورت گرفتهاست،به طوری که انتظارمیرودمزایای ناشی ازبهبودکیفیت حسابرسی و صرفه اقتصادی (صرفهجوییهای ناشی از مقیاس تولیدانبوه)،افزایش یابد.
۲٫۳٫۲) رویکرد سهم پرتفوی[۲۸]
رویکردسهم پرتفوی،توزیع نسبی خدمات حسابرسی رادرصنایع مختلف رابرای هرموسسه حسابرسی لحاظ می کند.اینرویکرد بیشتربه راهبردهای مؤسسه حسابرسی مربوط است.صنایع صاحبکارموسسه حسابرسی با بیشترین سهم پرتفوی، نشاندهنده صنایعی هستندکه مؤسسات حسابرسی دانش پایهای بیشتری را درارتباط با آن صنایع ایجاد کردهاندوسهم بزرگ پرتفوی نشاندهنده این است که سرمایه گذاری بیشتری توسط مؤسسات حسابرسی درتوسعهی فنآوریهای حسابرسی مربوط به آن صنعت صورت گرفته است.بابکارگیری این رویکرد، احتمالاموسسات بیشترین منابع را برای توسعه دانش خاص صنعت اختصاص داده اند،حتی اگر آنهاسهم عمده بازار را درآن صنعت دراختیار نداشته باشند. رویکردسهم پرتفوی برخلاف رویکردسهم بازار،مزیت نسبی برسایرحسابرسان رادرتعیین تخصص صنعت حسابرس دخالت نمیدهد.
در این تحقیق از رویکرد سهم بازار به عنوان شاخصی برای اندازه گیری تخصص حسابرس در صنعت استفاده می شود
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ثانیاًً : آنچه از واژه استحقاق[۷۸] استنباط می شود ، یعنی انتظاراتی که طرف مقابل حق دارد از قرارداد داشته باشد در واقع نوعی تحدید دامنه ی تحقق نقض اساسی قرارداد و در نتیجه حق فسخ تلقی می شود.[۷۹] اینکه گفته می شود « خسارت باید آنچنان باشد که طرف مقابل از منافع عمده مورد انتظار محروم شود بدین معنا است که هر گونه نفع اساسی که نوعاً طلبکار میتوانست داشته باشد، زائل گردد.»
بنابرین انتظارات و توقعات شخص خریدار بدون اینکه آن ها را در هنگام قرارداد به اطلاع فروشنده رسانده باشد ، در مقام بررسی و ارزیابی ورود خسارت مورد توجه واقع نمی شوند زیرا در این مورد نمی توان گفت که خریدار استحقاق دریافت آن منافع را به موجب قرارداد داشته است . علاوه بر این اگر خریدار از منفعتی محروم شود که فروشنده قادر به پیشبینی آن نبوده و به طور معقول نیز انتظار پیشبینی آن منفعت از قرارداد نمی شده است ، خسارت عمده به انتظارات قراردادی زیاندیده وارد نشده و در نتیجه نقض اساسی محقق نمی گردد .


بنابرین مجرد اطلاع فروشنده از اهداف خاص قرارداد مربوطه که با توجه به عرف تجاری حاکم نیز قابل پیشبینی است ، کافی است و میتواند موجب تحقق نقض اساسی گردد ولو اینکه خریدار آن اهداف خاص را به استحضار فروشنده نرسانیده باشد .
بنابرین به نظر میرسد در ماده ۲۵ ، هم به معیار نوعی[۸۰] و هم به معیار شخصی[۸۱] برای تحقق نقض اساسی توجه شده است . معیار مندرج در ماده مذبور از این جهت که برای احراز ورود خسارت ، محرومیت طرف مقابل از منافعی را مدنظر قرار میدهد که هر شخص متعارف حق دارد از قرارداد داشته باشد ، نوعی است و از این حیث که قرارداد منعقد فیمابین هم باید با توجه به شروط صریحی و ضمنی آن مورد توجه قرار گیرد یعنی آنچه حاکی از اراده و قصد مشترک طرفین از قرارداد است ، شخصی است[۸۲] .
به عبارت روشن تر انتظارات زیاندیده در اوضاع و اجوال خاص بررسی می شود ، نه ضرر نوعی زیاندیده بدون توجه به قرارداد و نه منافع زیاندیده در اجرای قرارداد فارغ از خسارتی که نوعاً قابل اثبات است ملاک عمل میباشد ، یعنی نه معیار کاملاً نوعی و نه کاملاً شخصی بلکه تلفیقی از هر دو به مرحله اجرا در میآیند[۸۳].
در بررسی سیستم های حقوق انگلیس مفاد و عبارت قرارداد به شرط (Condition) و تضمین (Warrenty) تقسیم گردیده و نقض مفاد قرارداد از نوع اول صرفاً موجب اعطاء حق فسخ به طرف قرارداد می شود ، لیکن برای اعمال این حق در مواردی که یک شرط نقض می شود ورود خسارت شرط لازم و ضروری به حساب نمی آید بلکه حتی در مواردی که وظیفه نقض شده موجب ورود خسارت نشود لیکن این وظیفه مهم انگاشته شود و به ریشه ی قرارداد سرایت نماید حق فسخ محقق خواهد شد. بنابرین اگر در قرارداد فروش ، کالای تسلیم شده به خریدار با آنچه که به عنوان اوصاف آن در قرارداد ذکر شده منطبق نباشد او میتواند قرارداد را به علت نقض یکی از شرایط آن فسخ نماید اگرچه متحمل هیچ گونه زیانی نشده باشد .
در حقوق ایران از آنجا که راه حل های جبرانی برای نقض تعهدات قراردادی یکسان نمی باشد ، در مواردی که یکی از طرفین به حق فسخ قرارداد استناد می کند لازم نیست حتماً ورود ضرر را به خود ثابت نماید ، بلکه صرفاً در راه حل مطالبه ی خسارت حاصله از نقض تعهدات قراردادی است که زیاندیده ملزم به اثبات ورود خسارت است . چنانچه در خیار تأخیر ثمن موضوع ماده ۴۰۲ قانون مدنی اختیار فسخ بایع به علت تأخیر پرداخت ثمن از ناحیه ی مشتری منوط به ورود خسارت به بایع نمی باشد ، اگر چه بعضی از حقوق دانان مبنای آن را ورود خسارت به بایع به دلیل احتمال تلف مبیع در ضمان او دانسته اند لیکن این امر مبنایی غیر از ورود خسارت موضوع بحث را دارا است به طوری که اگر سه روز از زمان تأخیر پرداخت ثمن از ناحیه مشتری بگذرد ولیکن هیچگونه خسارتی به بایع وارد نشود هیچ کس در ابقاء حق فسخ ایجاد شده برای بایع تردید نخواهد کرد.[۸۴]
گفتار چهارم : راه های جبران خسارت
اگر نقض اساسی در قرارداد بین دولت و بیگانگان به وجود آمد ، چگونه باید جبران شود ؟
آنچه در اصل ۷۴ کنوانسیون ۱۹۸۰ آمده این است : « خسارات ناشی از نقض قرارداد به وسیلۀ یکی از طرفین عبارت است از : مبلغی برابر زیان ، از جمله عدم النفعی که طرف دیگر بر اثر نقض متحمل شده است . چنین خساراتی نمی تواند از تعداد زیانی که در همان موقع از آن ها مطلع بوده یا نمی توانسته است از آن ها بی اطلاع باشد به عنوان اثر احتمالی نقض قرارداد پیشبینی کرده و یا می باید پیشبینی می کرد ، متجاوز باشد.»[۸۵]
بر اساس این اصل و ما بعد از ان ، هر کدام از طرفین قرارداد که متحمل خسارت شدند ، حق جبران دارند ، ولی مخفی نماند این حق فقط متعلق به خود آن ها است . بنابرین ، شخص ثالث که متحمل خساراتی در نتیجه نقض قرارداد شده است ، نمی تواند ادعای مطالبه خسارت کند . بله ، امکان دارد شخص ثالث متضرر بتواند به موجب قانون قابل اعمال داخلی ادعای مطالبه خسارت نماید . بنابر آنچه از اصل ۷۴ به دست میآید ، سه شرط برای مسئول خسارت نبودن وجود دارند :
الف : نقض قرارداد ؛
ب : تحمل خسارت ؛
ج : وجود رابطۀ بین نقض و خسارت ؛
پس نقض کننده قرارداد فقط مسئول خساراتی است که طرف متضرر در نتیجۀ نقض قرارداد متحمل شده است ، مگر اینکه ضررهای غیر مستقیمی باشد که ناقض احتمال آن را می داده است .
مشکل اساسی این است که چگونه می توان حدود خساراتی را که یک طرف به طرف دیگر وارد می آورد به اثبات رساند ؟
هدف اصلی اصل ۷۴ کنوانسیون ۱۹۸۰ آن است که طرف زیان دیده را در موقعیت اقتصادی مشابهی قراردهد که چنانچه قرارداد اجرا می شد، وی آن موقعیت را می داشت .
مشکل دیگری که وجود دارد این است که عدم النفع را چگونه باید محاسبه کرد ؟ آیا طرف خسارت دیده حق دارد تحصیل عدم النفعی کند که واقعاً متحمل شده است یا نفع منتظره و یا متوسط نفعی که انتظار آن را در یک محل خاص یا زمان خاصی داشته کسب کند ؟ برای چه مدت زمانی به طرف خسارت دیده اجازه داده می شود که ادعای جبران خسارت عدم النفع نماید ؟
باید عدم النفعی را که واقعاً متحمل شده و منافعی که انتظار آن ها را داشته تحصیل کند در نظر گرفت ، مدت زمان هم محدود نیست . او باید قادر باشد که دربارۀ هر منغعتی که در نتیجۀ نقض قرارداد توسط طرف مقابل فوت شده است مطالبۀ خسارت کند تا حدی که توسط فرد دیگری که قرارداد را نقض کردهاست ضرر قابل پیشبینی باشد.
پس بر اساس این اصل ، دولت وقتی قراردادی با بیگانه ای بست و ان را نقض نمود ، حتی عدم النفع واقعی را باید بپردازد تا جبران خسارت واقعی صدق کند .
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بنابرین اثرات تلویزیون بر اشخاص با توجه به شخصیت فردی و محیطی اجتماعی آنان فرق میکند چه بسا که فیلمی خشونتآمیز در روحیه فردی تحصیل کرده و آشنا به محیط اجتماعی هیچ گونه پیامد منفی نخواهد داشت.

تلویزیون چه به صورت عامل تحریک چه به صورت عامل تسهیلکننده از روشهایی مانند تقلید، تلقین، عادیسازی هنجارشکنی و ارائه روش اجرای جرم و… میتواند بیشترین اثر منفی را در تحریک مخاطبین خود به ارتکاب جرایم علیه اشخاص و اعمال خشونت ایجاد نماید.
گذشته از تأثیرات منفی تلویزیون باید گفت که این رسانه فیالنفسه یک وسیله بیجانی بیش نیست و دستاندرکاران برنامه های تلویزیونی هستند که به تلویزیون هویت میبخشند. بنابرین این رسانه فراگیر
-
- . Medium ↑
-
- . Media ↑
-
- . ساروخانی، باقر، جامعهشناسی وسایل ارتباط جمعی، انتشارات اطلاعات، چاپ نهم ۱۳۸۷، ص ۳ ↑
-
- . صدرینیا، حسین، روابط عمومی و رسانه، نشر سایه، چاپ سوم ۱۳۸۸، ص ۱۹ ↑
-
- . صدرینیا، حسین، منبع پیشین ص۱۹ ↑
-
- . ساروخانی، باقر، منبع پیشین، ص ۱۷ ↑
-
- . مرادی مدیران، رضا، نقش رسانه ها در بزهکاری و پیشگیری از وقوع جرم، نشر آداک، چاپ اوّل ۱۳۹۱، صص ۳۷ ـ ۳۴ ↑
-
- .مظلومان، رضا، تلویزیون، رادیو، جرم، نشر آگاه، چاپ اول، ۱۳۵۵، ص ۱۲ ↑
-
- . همان، ص ۱۲ ↑
-
- . کینیا، مهدی، جامعهشناسی جنایی، انتشارات دانشگاه تهران، جلد دوم، چاپ هشتم، ۱۳۸۶، ص ۸۸۷ ↑
-
- . Http:www.FJ.wikipedia.org/wiki%D&. ↑
-
- . القابی، خداداد، سیاه و سفید تا رنگی، انتشارات خوارزمی، چاپ سوم ۱۳۵۹، ص ۹ ↑
-
- . ساروخانی، باقر، منبع پیشین، ص ۱۹۶ ↑
-
- . آزاد، تقی، رابطه متقابل رسانه و پیامگیر، فصلنامه پژوهش و سنجش شماره ۴۰، سال اوّل ۱۳۷۳، ص ۳۴ ↑
-
- . مرادی مدیران، رضا، منبع پیشین، ص ۳۷ ↑
-
- .جنائی، عادل، صوتی و تصویری در فقه و حقوق موضوعه، انتشارات ادیبان، چاپ دوم ۱۳۸۲، ص ۱۳۵ ↑
-
- . Inter – Networking ↑
-
- . E-mail ↑
-
- . ARPA NET ↑
-
- . ICP/IP ↑
-
- . NSFNET ↑
-
- . مرادی مدیران، رضا، منبع پیشین، ص ۳۸ ↑
-
- . Http://www.topiranian.com/topnews/archives/001500.html. ↑
-
- .قانون مجازات اسلامی، ماده ۲، نشر دیدار، سال ۱۳۷۰ ↑
-
- .کینیا، مهدی، مبانی جرمشناسی، انتشارات دانشگاه تهران، جلد دوم، چاپ هشتم ۱۳۵۶، ص ۲ ↑
-
- . نجفی توانا، علی، جرمشناسی، نشر آموزش و سنجش، چاپ دهم، ۱۳۹۰ ص ۳۵ ↑
-
- . راب وایت، فیونا هایسن، ترجمه میرروحالله صدیق بطحایی، نشر دادگستر ۱۳۸۱، ص ۳۱۳ ↑
-
- . نجفی توانا، علی، منبع پیشین، ص ۳۶ ↑
-
- . نجفی توانا، علی، منبع پیشین، ص ۳۵ ↑
-
- . نجفی ابرندآبادی، علی حسین، جزوه جامعهشناسی جرم، دانشگاه شهید بهشتی، دانشکده حقوق ۱۳۹۰، ص ۲۰۰۸ ↑
-
- . نجفی ابرندآبادی، جزوه جامعهشناسی جرم، منبع پیشین، ص ۱۹۷۵ ↑
-
- . فیض، علیرضا، مقارنه و تطبیق درحقوق جزای اسلام، نشر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ ششم، ۱۳۸۹، ص ۷۲ ↑
-
- .مجموعه مقالات پیشگیری از جرم، مرکز مطبوعات و انتشارات، معاونت اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم قوه قضاییه، چاپ اوّل ۱۳۸۲، ص۳ ↑
-
- . همان، ص ۲۱ ↑
-
- . نجفی توانا، علی، جزوه کلاسی کارشناسی ارشد جرمشناسی، دانشکده حقوق دانشگاه آزاد اسلامی تهران مرکز، ۱۳۹۰، ص ۱۲ ↑
-
- .نجفی توانا، علی، جرمشناسی، منبع پیشین، ص ۵۲ ↑
-
- . نجفی توانا، علی، منبع پیشین، ص ۵۲ ↑
-
- . مرکز مطبوعات و انتشارات، منبع پیشین، ص ۱۰۵ ↑
-
- . نجفی توانا، علی، همان ↑
-
- . نجفی توانا، علی، منبع پیشین، ص ۵۵ ↑
-
- . معظمی، شهلا، پیشگیری جرمشناختی، فصلنامه پژوهشی تحلیلی آموزشی مجد شماره اوّل، ۸۶، ص ۹۳ ↑
-
- . معظمی، شهلا، منبع پیشین، ص ۹۴ ↑
-
- . همان، ص ۱۰۴ ↑
-
- .آقاپور، علی، هنجارشکنی در رسانه های جمعی، نشر دفتر عقل، چاپ اوّل ۱۳۸۸، ص ۵ ↑
-
- .ولاکارسون و سیسیلیافن فایلیتزن، کودکان و خشونت در رسانه های جمعی، ترجمه مهدی شفقتی، مرکز تحقیقات و مطالعات و سنجش برنامه های صدا و سیما، جلد اوّل ۱۳۸۰، ص ۷ به نقل از علی آقاپور، هنجارشکنی در رسانه های جمعی ↑
-
- . صدیق سروستانی رحمتالله، آسیبشناسی اجتماعی، انتشارات سمت، چاپ دوم، ۱۳۸۷، صص ۴۹ ـ ۴۸ ↑
-
- .مهدیزاده، سیدمحمّد، نظریه های رسانه، نشر همشهری، چاپ دوم، سال ۱۳۹۱، ص ۵۶ ↑
-
- .همان، ص ۶۵ ↑
-
- . مهدیزاده، سیدمحمّد، منبع پیشین، ص ۶۸ ↑
-
- . مهدیزاده، سیدمحمّد، منبع پیشین، صص ۵۲ ـ ۵۱ ↑
-
- . مرادی، حجتالله و الیاسی، محمدحسین، عملیات روانی، رسانه پلیس، نشر زرد، چاپ اول ۱۳۹۰، ص۱۵۴ ↑
-
- . مهدیزاده، سیدمحمّد، منبع پیشین، ص ۵۸ ↑
-
- . مرادی حجتالله ـ الیاسی محمدحسین، منبع پیشین، ص ۱۶۳ ↑
-
- . همان، ص ۱۵۸ ↑
-
- .مرادی مدیران، رضا، منبع پیشین، ص ۵۹ ↑
-
- .مظلومان، رضا، منبع پیشین، ص ۴۵ ↑
-
- . نجفی توانا، علی، منبع پیشین، ص ۲۲۷ ↑
-
- .منصور، جهانگیر، قانون مجازات اسلامی، نشر دیدار، تهران، ۱۳۷۰، ص ۳۴ ↑
-
- . ولیدی، محمدصالح، بایستههای حقوق جزای عمومی، انتشارات خورشید، چاپ اول ۱۳۸۲، ص ۳۶۵ ↑
-
- .مرادی مدیران، رضا، منبع پیشین، ص ۶۱ ↑
-
- .کینیا، مهدی، مبانی جرمشناسی، مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، ج دوم چاپ نهم ۱۳۸۸، ص ۱۱۳۱ ↑
-
- .دانش، تاجزمان، مجرم کیست؟ جرمشناسی چیست؟، نشر کیهان، تهران چاپ ششم، ۱۳۷۴، ص ۲۵۶ ↑
-
- .مظلومان، رضا، منبع پیشین، ص ۵۲ ↑
-
- .منظمیتبار، جواد، جامعهشناسی جنایی، نشر مؤسسه انتشاراتی جهان جامجم، چاپ اوّل، ۱۳۸۴، ص ۸۸ ↑
-
- .اطلاعات، روزنامه، ۲۰ فروردین ۱۳۵۴، شماره ۱۴۶۷۶، به نقل از رضا مظلومان، منبع پیشین، ص ۵۳ ↑
-
- .دانش، تاجزمان، منبع پیشین، ص ۲۵۵ ↑
-
- .مظلومان، رضا، منبع پیشین، صص ۵۸ـ۵۷ ↑
-
- . مظلومان، رضا، منبع پیشین، ص ۵۸ ↑
-
- . نیل پستمن، منبع پیشین، ص ۸ ↑
-
- . به نقل از مرتضی محسنی، دوره حقوق جزای عمومی، نشر گنج دانش، جلد دوم، چاپ دوم ۱۳۸۲، ص ۲۸۴ ↑
-
- .میزگرد «تلویزیون، کودک و خشونت» فصلنامه پژوهش و سنجش، سال پنجم، ۱۳۷۷، ش ۱۵ و ۱۶، ص ۶ ↑
-
- .مظلومان، رضا، منبع پیشین، ص ۶۳ ↑
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
رسو[۱۰۴](۲۰۱۲) در پژوهشی در مورد ارتباط بین طرحواره های ناسازگار و رضایت مندی زناشویی و ارزش منحصر به فرد همسران در روان شناسی تکاملی انجام دادند که در یک نمونه ۱۸۲ نفری در رومانی میان زوج هایی با میانگین سنی ۲۳ تا۹۹ سال را مورد بررسی قرار دادند به این نتیجه رسیدند که زیاد شدن میزان طرحواره های ناسازگار با کم شدن میزان رضایت مندی زناشویی رابطه دارد و میزان طرحواره های ناسازگار رابطه منفی با ارزش های منحصر به فرد همسران دارد.

سرو ، بیتل ویروت[۱۰۵] (۲۰۰۸) به مطالعه تاثیرات سلامت روان شناختی در ارتباط بین طرحواره های ناسازگار و خودگزارشی از سازگاری دانشجویان پرداختند نتایج نشان داد که طرحواره های ناسازگار به طور معکوس با سازگار و سلامت روان شناختی مرتبط بود و سلامت روان شناختی به طور مثبت با سازگاری ها ارتباط داشت. مارک و تراسی [۱۰۶](۲۰۰۸) بر روی یک نمونه ۲۶۴ نفری از دانشجویان به بررسی رابطه بین طرحواره های ناسازگار، آمادگی روان شناختی و سازگاری دانشجویان پرداختند نتایج رگرسیون چند متغیره نشان داد که آمادگی روان شناختی و طرحواره های پیشبینی کننده سازگاری بودند. در تحلیل مستقیم اثر غیر مستقیم طرحواره ها بر سازگاری به واسطه آمادگی روان شناختی معنادار بود. آن ها چنین نتیجه گیری کردند که سنجش طرحواره ها و آمادگی روان شناختی درک مشکلات مربوط به سازگاری دانشجویان را افزایش میدهد.
سیمون و گرانولد[۱۰۷] (۲۰۰۷) در تحقیقی تفسیرهای شناختی زنان و مردان را مورد بررسی قرار دادند آن ها دریافتند که زنان و مردان طرحواره های متفاوتی درباره ی خود و جهان دارند و طرحواره های زنان منفی تر از طرحواره های مردان است.
استفان تیلر[۱۰۸](۲۰۰۵) در تحقیقی به بررسی تاثیر خاطرات اولیه کودک بر طرحواره های ناسازگار و سلامت روانی پرداخته است. یافته های این مقاله با بررسی موضوعات نظری بک (۱۹۹۶) اپستین[۱۰۹](۱۹۸۷) و یانگ (۱۹۹۹) نشان میدهد که طرحواره های ناسازگار که به صورت شناخته های ناهشیار عمیق عمل میکنند از لحاظ درونی با سلامت روانی ارتباط دارند. یافته ها نشان داد که طرحواره های ناسازگار با سلامت روان در ارتباطند به خصوص رابطه طرحواره های مرکزی که در حوزه طرد و بریدگی قرار دارند و به صورت ناهشیار عمل میکنند، به طور مهمی با حوزه وسیعی از مشکلات روانی در ارتباط است.

برتیمن[۱۱۰] (۲۰۰۴) در پژوهشی رابطه بین رضایت شخصی و طرحواره ناسازگار را در بین زنان بررسی کرد. در نمونه او ده گروه شامل رضایت بالا، رضایت پایین موجود بود. در گروهی که رضایت بالا داشتند میزان طرحواره های ناسازگار پایین در گروه دیگر طرحواره های شکست، نقص/ شرم، عدم محبوبیت اجتماعی و معیارهای سرسختانه فراوانی بالایی داشت. استیلز[۱۱۱](۲۰۰۴) در مطالعه که به عنوان طرحواره های ناسازگار و صمیمیت در روابط عاشقانه بزرگسالی انجام داد و به این نتیجه رسید که طرحواره ناسازگار« محرومیت هیجانی» پیشبینی کننده صمیمیت و رضایت میباشد. طرحواره « نقص/ شرم» پیشبینی کننده صمیمیت کمتر در مقیاس صمیمیت اجتماعی میلر بود و معیارهای سرسختانه به طور قابل انتظار پیشبینی کننده نمرات صمیمیت بالاتر در مقیاس نزدیکی فیشر بود.
۲-۸-۲ پژوهش های انجام شده در داخل کشور
در ایران نیز افسردگی پس از زایمان شیوع بالایی دارد. مثلا در پژوهشی با بهره گرفتن از پرسش نامه بک در کرمان شیوع این اختلال ۱/۳۱% گزارش شده در حالی که که با همین پرسش نامه شیوع اختلال در کانادا ۲/۶% بوده است . در استفاده از پرسش نامه ادینبورگ شیوع اختلال در ایران ۳۵% در حالی که در ترکیه ۲۷%: کانادا۲۰%, کارولینای شمالی ۳۵% بوده است. در مطالعه خمسه با بهره گرفتن از تست بک بر روی زنان شهرستان کرج ۹/۵۷% از افراد غیرافسرده, ۷/۱۹% دارای افسردگی خفیف , ۱۵ % افسردگی متوسط و ۵/۷% دارای افسردگی شدید بودند.
از آنجا که نقش طرحواره ها در رضایت زناشویی مهم است یوسفی (۱۳۹۲) در پژوهشی که به اثربخشی مداخله آموزش مبتنی بر طرحواره ها در ارتقاء رضایت زناشویی پرداخت و هدف وی شناسایی طرحواره های غالب در نارضایتی زناشویی و بررسی اثربخشی مداخله آموزش مبتنی بر مدل طرحواره ها در ارتقاء رضایت زناشویی بود در نمونه ۴۰ نفری زن و مرد بعد از مقایسه گروه آزمایشی و کنترل نشان داد که طرحواره های ناسازگار با رضایت زناشویی مرتبط هستند همچنین مداخله طرحواره محور در ارتقاء رضایت زناشویی زوجین اثربخش بود.
حدادی کوهسار، غباری بناب (۱۳۸۹) در پژوهشی به بررسی رابطه اضطراب و افسردگی با کیفیت دلبستگی در دانشجویان پرداختند. نتایج نشان داد بین سبک دلبستگی دانشجویان و میزان افسردگی و اضطراب آنان رابطه ی معناداری وجود دارد و با بهره گرفتن از نمرات سبک های دلبستگی می توان میزان اضطراب و افسردگی دانشجویان را پیشبینی کرد. دلبستگی ایمن با اضطراب و افسردگی رابطه منفی دارد.
نوری خواجوی، هلاکویی(۱۳۸۶) به بررسی افسردگی در بزرگسالی و از دست دادن والدین بیش از ۱۸ سالگی پرداختند، نتایج نشان داد که وابستگی به والدین و از دست دادن آن ها در سنین زیر ۱۸ سالگی ممکن است یکی از عامل های خطر بروز افسردگی در بزرگسالی به شمار رود. از جمله در پژوهش صالحی کسایی(۱۹۹۴) به طور متوسط شیوع این مشکل ۳۹% و در پژوهش بهبودی(۲۰۰۱) ۲۷ درصد گزارش شده است.
طرحواره های ناسازگار به عنوان زیر ساخت های شناختی منجر به تشکیل باورهای غیرمنطقی میشوند و دارای مؤلفه های شناختی و عاطفی رفتاری هستند ؛ هنگامی که فعال میشوند سطوحی از هیجان منتشر می شود و مستقیم و غیرمستقیم منجر به آشفتگی های روان شناختی نظیر افسردگی، اضطراب، عدم توانایی شغلی، سومصرف مواد، تعارضات بین فردی و مانند آن میشوند. طرحواره های ناسازگار، الگوهای هیجانی و شناختی خودشکننده ای هستند که در جریان رشد آغاز میگردد و در سرتاسر زندگی تکرار میشوند. از سوی دیگر، آسیب شناسی روانی فرد میتواند، بازتاب طرحواره های ناسالم وی باشد، بنابرین ، طرحواره های منفی و سازگار که بیشتر در پی تجربه های ناگوار از بیماری های محور I در میان همسران ایفای نقش کنند (یوسفی، ۱۳۸۹).

طرحواره های ناسازگار موجب سوگیری در تفسیر رویدادها میشوند و این سوگیری ها در آسیب شناسی روانی به صورت سوء تفاهم ها، نگرش های تحریف شده، فرض های نادرست، هدف ها و چشم داشت های غیر واقع بینانه در زندگی پدید میآیند تداوم دارند و بر چگونگی رابطه ی فرد با خود و دیگران تاثیر دارند. از آنجا که طرحواره های ناسازگار ناکارآمد هستند، ناخشنودی را در پی دارند و زمینه را بر این اختلال(افسردگی) فراهم میکند.(یوسفی،۱۳۸۹).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲)هوش سازمانی از دیدگاه ویلیام هلال :
از نظر ویلیام هلال (۱۹۹۸) هوش سازمانی یعنی ظرفیت یک سازمان برای ایجاد دانش و استفاده از آن برای وفق یافتن با محیط یا بازار از لحاظ استراتژیک . هوش سازمانی شبیه آی کیو [۲۲] است، اما در یک سطح سازمانی شکل گرفته است،که آن را هوش سازمانی مینامند و مانند آی کیو قابل اندازه گیری است. اگر سازمان ها رهبران مؤثری همراه با استراتژی های زیرکانه و محیط مطلوب نداشته باشند،مانند انسان ها ممکن است از هوش شان برای موفقیت استفاده نکنند و در زمانی که نظریه های همچون یادگیری سازمانی و دراایی های ناملموس مورد استفاده قرار می گیرند،ممکن است چگونگی اجرا و ارزیابی این روشها،چگونگی ارتباط آن ها با عملکرد و نحوه توسعه آن ها،به سختی درک شود.


۳) ابعاد هوش سازمانی از دیدگاه کارل آلبرخت :
هوش سازمانی درای ابعادی است که به اعتقاد آلبرخت(۲۰۰۲) شامل هفت بعد است. هر یک از این ابعاد دارای مجموعه ای از رفتارها،مشخصه های ساختاری،فرایند یا راهی خاص برای عملکرد هستند. هر یک از این ویژگی ها نیز دارای سابقه یا علت خاص خود هستند. سوابق میتواند شامل ساختارهای محسوس سازمانی، رهبری رقابتی،محصولات و فرآیندهای متناسب با نیازهای محیط کسب و کار ، رسالتهی مرتبط با هم ، اداف روشن ، ارزش های محوری و سیاستهایی باشد که حقوق کارکردهای کارکنان را تعریف و مشخص میکنند. این ابعاد عبارتند از :
-
- بینش راهبردی : بینش راهبردی به قابلیت خلق، استنتاج و بیان هدف یک سازمان اطلاق می شود و به این مهم اشاره دارد که راهبردهای اساسی و مهم در سازمان شناسایی شوند و کلیه کارکنان آن را پذیرفته و در جهت آن هماهنگ شده باشند، در عین حال متخصصان و رهبران فرصت بازبینی و بازنگری آن را در نشست های سالیانه فراهم کنند و فرصت ها و تهدیدهای ناشی از عوامل محیطی به طور دائم مورد بازبینی قرار گیرد.
-
- سرنوشت مشترک : به معنای اینکه کارکنان خود را عضو مؤثری از سازمان تلقی کنند و مدیران در طرح ها و برنامه ها،اجرا و ارزشیابی با مشارکت کارکنان عمل نمایند. در نتیجه آن ها مأموریت های سازمانی را می شناسندو حس همدلی و همبستگی نسبت به اهداف پیدا میکنند . موفقیت سازمان را موفقیت خود قلمداد میکنند.
-
- تمایل به تغییر : سازمان هایی که از قابلیت انعطاف و سازگاری بیشتر با تغییرات محیطی برخوردار هستند، به موفقیت و کامیابی بیشتری دست مییابند. در این سازمان ها کارکنان تشویق به اختراع و نوآوری و پیدا کردن راه های بهتر انجام کار خود میشوند. محصولات و خدمات به طور مستمر با تغییر تقاضا و نیاز محیط کاری متحول میشوند .
-
- روحیه: عنصر روحیه نشان دهنده تمایل به فعالیت فراتر از معیارهاست. در یک سازمان با روحیه پایین ،کارکنان فقط کارهای خود را به درستی انجام میدهند، در حالی که در یک سازمان با روحیه بالا بیشتر از حد انتظار تلاش میکنند و انرژی آن ها دائم در حال افزایش است. مدیریت و کارکنان اشتیاق و علاقه زیادی به کار دارند و از اینکه عضو سازمان هستند احساس غرور میکنند.
-
- همسویی و تجانس:بدون وجود یک سلسله قوانین برای اجرا، هر گروهی در ادامه کار دچار مشکلات فراوان و اختلاف نظر خواهد شد. افراد و تیم ها باید خود را برای تحقق رسالت و مأموریت سازمان،سازمان دهی کنندفمسئولیت ها و مشاغل را تقسیم و یک مجموعه قوانین را برای برخورد و ارتباط با یکدیگر و رویارویی با محیط وضع کنند.
-
- به کارگیری دانش: این روزها بیش از پیش ،موفقیت یا شکست سازمان ها مبتنی بر استفاده اثربخش از دانش ،اطلاعات و داده است. توانایی خلق،انتقال ، سازمان دهی ، سهیم شدن و کتربرد دانش در محیط پیچیده سازمان ها به یک جنبه از رقابت های اساسی تبدیل شده است.هوش سازمانی باید متضمن جریان آزاد دانش باشد که از طریق فرهنگ به دست میآیند و همچنین باید تعادل دقیقی بین انتقال اطلاعات حساس و قابلیت های دستیابی به اطلاعات در نقاط مهم مورد نیاز برقرار کند. همچنین باید از ایده ها،اختراعات و سئوالات واگرا حمایت کند و مشوق آن ها باشد .
- فشار عملکرد: اینکه مدیران و متخصصان اجرایی سازمان از عملکرد سازمان و رسیدن به اهداف راهبردی و خروجی های تاکتیکی مطلع باشند ، به تنهایی کفایت نمی کند. در یک سازمان هوشمند،هر کس وظایفی دارد تا کار خود را به درستی انجام دهد،چرا که به معتبر بودن هدفهایش باور و اعتقاد دارد وبه صورت منطقی بین انتظارات فردی و سازمانی تعادل ایجاد شده است.(رادمهر ،۱۳۹۲)
۲-۲-۴- فرهنگ سازمانی :
۲-۲-۴-۱-فرهنگ :
هردر[۲۳] نخستین بار واژه فرهنگ را به کیفیتی ویژه یعنی به صیغه جمع،”فرهنگها” به کار برد تا عمدا آن را از هر گونه فرهنگ یگانه، یا به تعبیر امروزی آن، از هر گونه معنای تک خطی تمدن متمایز سازد. او در اواخر قرن ۱۸ میلادی هنوز نسبتا منفرد در یک نوشته مجادله آمیز بنیادی،با مطرح کردن “نبوغ ملی هر ملت”، به دفاع از گوناگونی فرهنگ ها و مخالفت با عام گرایی متحد الشکل کننده متفکران عصر روشنگری می پردازد.(عبدی،۱۳۹۲)
فرهنگ در زبان فارسی معنای مختلفی دارد که مهترین آن ها ادب، تربیت، دانش، مجموعه آداب و رسوم، علوم، معارف و هنرهای یک جامعه است. از دیدگاه علمی تعاریف متعدد و متنوعی از فرهنگ ارائه گردیده که در بخش زیر برخی از این موارد مورد اشاره میباشد.
در فرهنگ فارسی عمید، فرهنگ عبارت است از : دانش، ادب، علم، معرفت، تعلیم و تربیت، آثار علمی و ادبی یک قوم یا ملت.
فرهنگ وبستر، فرهنگ را مجموعهای از رفتارهای پیچیده انسانی معرفی میکند که شامل افکار، گفتار، اعمال و آثار هنری است و بر توانایی انسان برای یادگیری و انتقال به نسل دیگر تعریف میکند.
از نظر ادگار شاین فرهنگ عبارت است از الگویی از پیش فرض های بنیادین که گروهی خاص در راه دست و پنجه نرم کردن با مشکلات برای انطباق خود با محیط پیرامون و دستیابی به یکپارچگی و همبستگی، خلق، کشف یا ایجاد کردهاست. فرهنگ سازمانی در واقع مجموعهای از دیدگاهها، ارزشها، باورها و رسوم و عاداتی در ارتباط با سازمان، هویت اجتماعی و فلسفه وجودی آن است که در میان اعضای سازمان مشترک بوده و به مثابه نیرویی شگفت آنان را به یکدیگر پیوند میدهد و به طور ضمنی و غیررسمی رفتار مشترک فردی، گروهی و سازمانی را پیریزی می کند. هر سازمان دارای فرهنگی است که با گذشت زمان شکل میگیرد و به آسانی از بین نمیرود و تأثیر به سزایی در رفتار سازمانی دارد. فرهنگ سازمانی نیرویی پنهان میباشد که زمینههای فکری کارکنان را متحد کرده به امور معنی و جهت میدهد و افراد را به حرکت وا میدارد.
از نظر ویلی فرهنگ عبارت است از: “فرهنگ سیستمی است از الگوهای عادتی ـ پاسخگویی که با یکدیگر همبسته و هم پشت هستند.”
ادوارد تایلر مردم شناس انگلیسی، فرهنگ و تمدن را به یک معنا و مفهوم به کار برده است و فرهنگ را مجموعهای از معرفت، عقاید، اخلاقیات، قوانین ،آداب و رسوم و همه قابلیت ها و عاداتی دانسته که انسان به عنوان عضوی از جامعه میپذیرد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
Sinaie(1386)
SHabahang(1372)
تواند به درجه اعتبار شرکتی صدمه وارد آورد که با مشکلات مالی و نقدینگی مواجه است. سیاست یا
خط مشی تامین مالی کوتاه مدت که شرکت آن را به کار میگیرد، عمدتاً ترکیبی از دو عاملمی باشداول، میزان سرمایه گذاری در دارایی های جاری و دوم، نوع تامین مالی دارایی های جاری شرکت(روس و همکاران ،۲۰۰۲ ).

سه منبع اصلی تامین مالی کوتاه مدت شرکت ها به شرح زیر میباشد:
-
- اعتبارات تجاری
-
- وام های بانکی
- اوراق تجاری
در تقسیم بندی دیگری منابع کوتاه مدت به دو دسته منابع تضمین شده و منابع تضمین نشده تقسیممی شوند.منابع تامین مالی تضمین شده، عمدتاً از طریق بانک ها، مؤسسات مالی و خریداران تامین میگردند. در این حالت، اعطا کنندگان تسهیلات مالی کوتاه مدت، بخشی از دارایی های واحد تجاری را به منظور تضمین وام های اعطایی به وثیقه می گیرند. منابع تامینمالی کوتاه مدت تضمین نشده نیز عمدتاً شامل، اعتبارات تجاری(خریدهای نسیه) پیش دریافت از مشتریان، هزینه های پرداختنی، وام های بانکی و اسناد تجاری میباشند(شباهنگ ۱۳۷۴).
۲-۱۳-۲) تامین مالی بلندمدت
تامین مالی بلندمدت، نوعی تامین مالی است که در مدتی بیش از یک سال باز پرداخت شود و عمدتاً به منظور سرمایه گذاری های بلندمدت مورد استفاده قرار میگیرد. هنگامی که شرکت بخواهد دارایی های خود را افزایش دهد و برای این منظور به تامین مالی نیاز پیدا کند، نخستین اقدام در این زمینه این است که اطمینان حاصل شود از دارایی های موجود به صورت بهینه ای بهره برداری می شود. عمده ترین منابع تامین مالی بلند مدت شرکت ها، عبارتند از:

&et. al (2002)Ross
SHabahang(1372)
بدهی، نشان دهنده تعهدات شرکت است که در نتیجه استقراض به وجود آمده و باید بازپرداخت شود. هنگامی که شرکت ها دست به استقراض میزنند، آن ها تعهد میکنند که مبالغی را به عنوان بهره در زمانهای مشخص پرداخت نمودهودر نهایت اصل مبلغ قرض شده را نیز بازپرداخت نمایند(شباهنگ،۱۳۷۴).
۲-۱۴) نقش بدهی در مجموعه اقلام مالی شرکت ها
بدهی، از سه جزء اصلی معادله حسابداری و ساختار سرمایه اکثر شرکت هاست که نقش مهمی در تامین مالی آن ها ایفا نموده و روند استفاده آن در شرکت ها، خصوصاً شرکت های آمریکایی در طیپانزده سال گذشته سیر صعودی داشته است. مطالعات محققان با نمونه بزرگی از شرکت ها در محدوده زمانی طولانی بیانگر آن است، شرکت هایی با بدهی کمتر، ارزش بالایی داشته اند و بیشتر پیشنهادات این مطالعات در این راستاست که شرکت ها باید در استفاده از بدهی شان تجدید نظر کنند. دلایل متعددی برای استفاده از بدهی در ساختار سرمایه شرکت ها، چون موارد زیر وجود دارد:
-
- صدورسهام جدید برای تامین مالی، گران و هزینه براست زیرا باعث کاهش بازده آتی سهامداران فعلی و کنترل مدیریتی میگردد. از آنجایی که شرکت ها باید ابتدا از ترکیب بدهی و سود انباشته تامین مالی نمایند، تامین مالی از طریق صدور سهام جدید به عنوان علامت منفی به بازار تعبیر میگردد و عواقب بدی برای شرکت به دنبال خواهد داشت که در کوتاه مدتجبران پذیر نیست.
- مدیر شرکت باید شرکت و محیط رقابتیخود را بهتر از دیگران بفهمد و در صورت مناسب بودن پیشبینی اش، سعی به افزایش ارزش ثروت سهامداران جاری نموده و در صدور سهام جدید محتاطانه عمل نماید. در این صورت ممکن است در تامین مالی، بخاطر سود آتی
SHabahang(1372)
سهامداران فعلی ترجیح دهد از بدهی و ذخایر استفاده نماید.(گوو،۲۰۰۸)
- قدرت کاهنده مالیاتی بهره پرداختی بدهی، جریان نقد را افزایش داده و منجر به معرفی بدهی به عنوان ابزار مالی خوب می شود.
۲-۱۵) ساختار سرمایه
ساختار سرمایه، ترکیبی از بدهی و حقوق صاحبان سهام است که شرکت ها بدان وسیله به تامین مالی بلندمدت دارایی های خود می پردازند. ساختار سرمایه شامل بدهی های بلند مدتو همچنین حقوق صاحبان سهام را در بر میگیرد.انتخاب بین میزان بدهییا سرمایه مورد استفاده در شرکت ها با مقایسه خصوصیات اصلی هر یک از انواع اوراق بهادار باید صورت پذیرد که تحت تاثیر عوامل داخلی مرتبط با عملیات شرکت یا سایر عوامل خارجی قرار دارد. پس از تعیین میزان سرمایه مورد نیاز شرکت، از سوی مدیریت مسئله به این صورت مطرح می گردد که برای تامین سرمایه مورد نیاز باید از کدام منابع استفاده شود و چه روشی به عنوان شیوه تامین مالی انتخاب گردد. یعنی شرکت باید چه میزان از بدهی در تامین مالی خود استفاده نماید و چه مقدار از سرمایه مورد نیاز را از محل انتشار سهام تامین کند. هدف شرکت های سهامی و مدیران آن ها حداکثر نمودن ارزش حقوق صاحبان سهام یا به عبارت دیگر، حداکثر نمودن ارزش شرکت و قیمت سهام آن میباشد.(گراد و همکاران ،۲۰۰۷)
حداکثر کردن ارزش شرکت نیز، مستلزم به کارگیری بهینه منابع مالی و کسب بازده و انتخاب ریسک مناسب برای شرکت است. در این چارچوب، مدیران میتوانند از دو طریق ارزش شرکت را حداکثر نمایند:یکی از راه افزودن بر بازده شرکت و دیگری، حداقل نمودن هزینه سرمایه شرکت( بعد از کسر مالیات) و ریسک شرکت. با ترکیب مناسب منابع وجوه مورد استفاده توسط شرکت، ارزش آن به حداکثر خواهد رسید و در نتیجه ترکیبی از منابع به وجود میآید که ساختار سرمایه بهینه نامیده می شود و در آن هزینه سرمایه کل شرکت به حداقل خواهد رسید در رابطه با این موضوع که آیا واقعا
Guo (2008) Gaud &Bender( 2007)
ساختار سرمایه بهینه وجود دارد، نظریات متفاوتی ارائه گردیده و تأکید اصلی این نظریات براین مسئله
بوده است که آیا واقعا ساختار سرمایه بهینه میتواند با ترکیب منابع مالی مورد استفاده بر ارزش شرکت
و هزینه سرمایه آن اثر بگذارد؟
مودیگلیانی و میلر، در سال ۱۹۸۵، شالوده نظریه ای را باتدوین الزامات تعادل بازار برایخط مشی بدهی بهینه، پی ریزی کردند. آن ها نشان دادند که اگر خط مشی سرمایه گذاری های شرکت را ثابت فرض کنیم، باصرف نظر کردن از مالیات ها و هزینه های قرار داد، خط مشی تامین مالی شرکت بر ارزش جاری بازار آن بی تاثیر است. فرضیه عدم ارتباط ساختار سرمایه آن ها نشان میدهد که انتخاب خط مشی تامین مالی شرکت نمی تواند ارزش شرکت را تغییر دهد، مگر آنکه بر توزیع احتمال کل جریان های نقدی شرکت اثر بگذارد. با وجودی که مودیگلیانی و میلر، برای همیشه نقش تجزیه و تحلیل اقتصادی را در بحث ساختار سرمایه تغییر دادند، اما مطالعات آن ها، با خط مشی تامین مالی مورد عمل در شرکت در تعارض است(کل ،۲۰۰۸)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۲-۱۶- رابطه بین سیاست تقسیم سود و مالکیت فردی
بیانگر درصد سهام نگهداری شده توسط مالکان حقیقی است. وجود مالکان فردی در ساختار مالکیت، هزینه های نمایندگی را افزایش میدهد. از طرفی مالکان فردی نسبت به بازده سرمایهگذاری خود خوشبین هستند و انتظار دریافت سود سهام دارند. سیاستهای مدیریت در ارتباط با تقسیم سود تحت تأثیر هزینه های نمایندگی و انتظارات سرمایهگذاران است. بنابرین انتظار میرود که بین سیاست تقسیم سود و وجود مالکان فردی رابطهای معنادار وجود داشته باشد که جهت این رابطه ممکن است با توجه به تصمیمگیری مدیران، هزینه های نمایندگی و انتظارات سهامداران مثبت یا منفی باشد.


۲-۲-۱۷- رابطه بین سیاست تقسیم سود با وجه نقد عملیاتی
وجه نقد حاصل از فعالیتهای عملیاتی، بیانگرتوانایی شرکت درایجاد جریان نقدی است. کیمل[۴۶] و همکاران(۲۰۰۴) معتقدند وجوه حاصل از فعالیتهای عملیاتی نه تنها باید در داراییهای ثابت جدیدی سرمایهگذاری شده تا شرکت بتواند سطح جاری فعالیتهای عملیاتی خود را حفظ نماید، بلکه بخشی از این وجوه نیز باید به منظور رضایت سهامداران با عنوان سود سهام و یا باز خرید آن بین آن ها توزیع گردد.
انتظار هست زمانی که شرکت از جریان نقد بالایی برخوردار باشد، برای تقسیم سود نقدی بین سهامداران محدودیت کمتری داشته باشد. به عبارتی دیگر، هرچه جریان نقد آزاد بالاتر باشد، تقسیم سود نقدی بزرگتر خواهد بود و بین سیاست تقسیم سود و جریان نقد آزاد رابطه معنادار وجود داشته باشد.
۲-۲-۱۸ – رابطه بین سیاست تقسیم سود با حساسیت وجه نقد
حساسیت جریان نقدی وجه نقد اشاره به درصد تغییرات در سطوح نگهداری وجه نقد در قبال تغییرات در جریانهای نقدی دارد. فازاری و دیگران استدلال نمودهاند که شرکتهای با محدودیتهای مالی شدید (شرکت های با دسترس پایین و پر هزینه به منابع وجوه خارجی)، در هنگام تصمیمگیریهای سرمایهگذاری بر جریان نقدی تأکید بیشتری میکنند. به عبارتی با افزایش اختلاف بین هزینه تأمین مالی و داخلی و خارجی، حساسیت سرمایهگذاری به وجوه داخلی باید افزایش یابد (الایانیز[۴۷] و همکاران، ۲۰۰۴). آن ها شرکتهایی را که همیشه نسبت سود تقسیمی آن ها بیشتر از ۱۰% بوده را به عنوان شرکتهای بدون محدودیت مالی و شرکت هایی را که همیشه نسبت سود تقسیمی آن ها کمتر از ۱۰% بود را به عنوان شرکتهای با محدودیت مالی شناسایی نمودند(آلمدیا[۴۸]، ۲۰۰۷). بنا براین انتظار هست شرکتهایی که حساسیت وجه نقد بیشتری دارند، در تقسیم سود نیز محدودیت بیشتری اعمال کنند و بین حساسیت وجه نقد و تقسیم سود رابطه معناداری وجود داشته باشد.
۲-۳ پیشینه پژوهش
۲-۳-۱- پژوهشهای داخلی
صمدزاده (۱۳۷۳) خط مشیهای تقسیم سود و تأثیر آن بر ارزش سهام شرکتها را مورد بررسی قرار داده است. نتایج تحقیق نشان میدهد سیاستهای تقسیم سود بازار بررسی، برای مدیران شرکتها شناخته شده نبوده و سهامداران نیز به سود سهام نقدی و تغییرات اساسی به عنوان یک تعدیل دارای پیام توجه نمیکنند.
خدایاری (۱۳۷۶) در تحقیقی ارتباط بین تغییرات سود سهام نقدی و تغییرات در ترکیب ترازنامه و اقلام آن و همچنین ارتباط بین تغییر در ترکیب ترازنامه و نرخ بازده سهام شرکتها را آزمون نمود. نتایج تحقیق بیانگر آن است که بین تغییرات سود سهام نقدی و ترکیب ترازنامه و اقلام آن و بین تغییر ترکیب ترازنامه و نرخ بازده سهام شرکتها رابطه معناداری مشاهده نمیشود.
احسانی و سعیدی (۱۳۷۹) در تحقیقی به بررسی تأثیر سیاستهای تقسیم سود بر بازده ی سهام شرکتهای پذیرفته شده در بررسی اواراق بهادار تهران پرداختهاند. نتایج این تحقیق حاکی از آن است که اتخاذ سیاست تقسیم سود خاصی از سوی مدیریت شرکتها، بر بازدهی سهام شرکتهای مورد بررسی تأثیری ندارد.
تهرانی و شمس (۱۳۸۲) در مطالعهای در مورد ۱۶۵ شرکت ایرانی در طی سالهای (۱۳۸۱-۱۳۷۳) به این نتیجه رسیدند که شرکتهای ایرانی به طور متوسط ۶۸% عایدی خود را تقسیم میکنند و بین سرعت تعدیل سود تقسیمی با بهره گرفتن از مدل لینر در صنایع مختلف اختلاف معناداری وجود ندارد.
اعتمادی و چالاکی (۱۳۸۴) به بررسی رابطه بین عملکرد مدیریت و تقسیم سود نقدی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداختهاند. نتایج حاصل از تحقیق آن ها نشان میدهد که بین عملکرد مدیریت و تقسیم سود نقدی رابطه معناداری وجود دارد.
فروغی و همکاران (۱۳۸۸) تأثیر سهامداران نهادی و میزان سهام مدیریتی را در سیاست تقسیم سود در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران مورد بررسی قرار دادند. آنان این تحقیق را در یک دوره زمانی ۶ ساله ۱۳۸۰-۱۳۸۵ انجام داده و به این نتیجه رسیدند که بین سهامداران نهادی و سیاست تقسیم سود رابطه مثبت و معنیداری وجود دارد در حالی که میزان سهام مدیریتی تأثیر معنیداری بر سیاست تقسیم سود ندارد. اما، با این همه تاکنون تحقیقی در مورد تاثیرسیاست تقسیم سود بر ثروت سهامداران در بورس اوراق بهادار تهران صورت نپذیرفته است.
بنی مهد و اصغری (۱۳۹۰) پژوهشی با عنوان « بررسی اثر اهرم شرکت بر سیاست تقسیم سود شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران» انجام دادهاند. هدف این پژوهش آن است تا اثر نسبت اهرمی را بر سیاست تقسیم سود، بررسی و رابطه آن ها را با تقسیم سود به صورت یک مدل ریاضی ارائه دهد. از این رو، در این پژوهش اثر اهرم مالی بر سیاست تقسیم سود شرکتها، در ۶۶ شرکت از شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، طی دوره زمانی ۱۳۸۰ الی ۱۳۸۷ بررسی میشود. روش تحقیق همبستگی بوده و نتایج نشان میدهد اهرم مالی با تقسیم سود رابطهای معنیدار ندارد. اما اندازه شرکت و جریان نقدی عملیاتی رابطهای مثبت و معنیدار با سیاست تقسیم سود دارد. نتایج این پژوهش، مشابه نتایج برخی از پژوهشهای خارجی انجام شده است. این موضوع بیانگر آن است که احتمالاً در بازارهای در حال توسعه نظیر بازار سرمایه ایران، در تقسیم سود، به دلیل عدم کارایی تئوری کارگزاری، توجهی به نسبت اهرمی(نسبت بدهی) نمیشود و لذا رابطهای میان آن ها وجود ندارد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
با توجه به توضیحاتی که ارائه شد می توان گفت، سوء نیت عام درجرم اختلاس همان قصد برداشت و تصاحب اموال و اشیاء به نفع خود یا دیگری است که مرتکب باید در انجام این اعمال، اراده داشته باشد.بنابرین برداشت و تصاحب اموال در حال خواب، بی هوشی، مستی و… به دلیل عدم وجود سوء نیت عام، اختلاس محسوب نمی شود.


ب) سوء نیت خاص
سوء نیت خاص، بر خلاف سوء نیت عام، لزوماً در همه جرایم وجود ندارد.به عبارت بهتر باید چنین گفت که سوء نیت خاص ، صرفا شامل جرایم مقید به نتیجه میباشد و جرایم مطلق فاقد سوء نیت خاص میباشند. از این عبارت به خوبی مشخص میگردد که سوء نیت خاص به کسب نتیجه از رفتار مربوط می شود.به بیان دیگر ، سوء نیت خاص را می توان قصد حصول نتیجه از رفتار مجرمانه تعبیر و تعریف نمود.از آنجا که جرم اختلاس نیز جرمی است مقید به نتیجه ، لذا باید چنین گفت که سوء نیت خاص در جرم اختلاس همان طور که آرای و نظریات مشورتی به خصوص نظریه ۱۴۵۹/۷ ـ ۱۳/۶/۷۰ که پیشتر نقل گردید بر میآید، عبارت است از عمد در اضرار به دولت یا افراد دیگر.
از نقطه نظر تطبیقی نیز می توان چنین گفت که با توجه سیاق ماده ۳۱۵ قانون عقوبات عراق، تردیدی باقی نمی ماند که موارد ذکر شده در حقوق ایران، بر مبنای اصول کلی حاکم بر حقوق عمومی بوده است و از این نظر هیچ تفاوتی میان حقوق ایران و عراق وجود ندارد.
فصل دوم: واکنش کیفری در قبال اختلاس
واکنش کیفری در قبال جرم اختلاس، لزوماً معنای مجازات نیست.بلکه واکنش کیفری ابعاد دیگری نیز دارد که ممکن است به اندازه مجازات در مبارزه با جرم اختلاس، مؤثر باشد.به عنوان مثال می توان به اقدامات ارفاقی اشاره نمود که میتواند تاثیر مثبت بر شخصی کردن مجازات ها و البته در همکاری مرتکب در بازگرداندن اموال تصاحب شده به بیت المال داشته باشد.لذا در این فصل که در چهار مبحث ارائه می شود، نخست به بررسی انواع مجازات ها در خصوص جرم اختلاس می پردازیم و سپس به مجازات شرکا و معاونین، عوامل تشدید کننده مجازات و در نهایت به اقدامات ارفاقی در خصوص اختلاس خواهیم پرداخت.
مبحث نخست: انواع مجازات ها
تا پیش از تصویب قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲،مستند به ماده ۱۳ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۵، پنج نوع مجازات در نظام کیفری ایران وجود داشت که شامل: حدود و قصاص و دیات و تعزیرات و مجازات های بازدارنده بودند. با تصویب قانون مجازات اسلامی در سال ۱۳۹۲ به موجب ماده ۱۴ این قانون ، مجازات های بازدارنده حذف و حدود و قصاص و دیات و تعزیرات مجازات های اصلی نظام کیفری ایران گردیدند. در کنار این تغییر، مجازات های تکمیلی و تبعی همانند قانون پیشین، البته با در نظر گرفتن تغییراتی، در قانون جدید نیز وجود دارد و قابل اعمال میباشد.فصل دوم از بخش اول این قانون ، از ماده ۲۳ تا ۲۵ به مجازات های تکمیلی و تبعی اختصاص دارد.
در قانون عقوبات عراق، رویکرد دیگری اتخاذ شده است.بر خلاف آنچه که در نظام حقوقی ایران رایج است و جرایم بر مبنای مجازات ها، طبقه بندی میشوند، در حقوق عراق و مطابق با ماده ۲۳ قانون عقوبات این کشور، جرایم به جنایات و جنحه و خلاف (الجنایاتوالجنحوالمخالفات) تقسیم میشوند.نکته جالبی که در قانون عقوبات عراق به چشم میخورد، طبقه بندی دیگری از جرایم است که بر مبنای طبیعت جرایم صورت میگیرد و بر این اساس جرایم به جرایم عادی و جرایم سیاسی طبقه بندی میشوند.ماده ۲۰ قانون عقوبات عراق به این طبقه بندی اختصاص دارد.اما در قانون عقوبات عراق نیز همچون قانون مجازات اسلامی ایران، مجازات ها به دو نوع اصلی و تکمیلی تقسیم می شود.
مبجث نخست از فصل دوم پایان نامه حاضر به بررسی مجازات های قابل اعمال در جرم اختلاس در حقوق ایران و عراق اختصاص دارد.
گفتار نخست : مجازات های اصلی
همان طور که پیشتر بیان شد، مراد از مجازات های اصلی، حدود ، قصاص و دیات و تعزیرات است که در ماده ۱۴ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ به آن اشاره شده است. در حقوق عراق مجازات های اصلی ، بر خلاف حقوق ایران عرفی است و جنبه شرعی ندارد. مجازات اصلی در حقوق عراق عبارتند از :
اعدام، حبس ابد(السجن المؤبد ( ، حبس غیر موبد(السجن المؤقت)،حبس شدید (الحبس الشدید) ، حبس بسیط (الحبس البسیط) ، جزای نقدی (الغرامه المالیه) ، نگهداری در تیمارستان ها ( الحجز فی مدرسه الفتیان الجانحین) و نگهداری در کانون های اصلاح و تربیت (الحجز فی المدارس الأصلاحیه) میباشد.در ادامه توضیح خواهیم داد که مراد از این مجازات ها چیست.
در نظام حقوقی ایران، مجازات اختلاس، در ماده ۵ قانون تشدید مجازات مرتکبین اختلاس و ارتشاء و کلاهبرداری تعیین شده است.این ماده اشعار میدارد :
«در صورتی که میزان اختلاس تا پنجاه هزار ریال باشد مرتکب به شش ماه تا سه سال حبس و شش ماه تا سه سال انفصال موقت و هرگاه بیش از این مبلغ باشد ، به دوتا ده سال حبس و انفصال دائم ازخدمات دولتی و درهرموردعلاوه بر رد وجه یا مال مورد اختلاس به جزای نقدی معادل دو برابر آن ، محکوم میشود.»
چنان که ملاحظه میشود مجازات جرم اختلاس بستگی به ارزش و نصاب مال اختلاس شده دارد . در مورد تعیین نصاب اموال اختلاس شده تبصره چهار ماده ۵ اشعار میدارد:
«حداقل نصاب مبالغ مذکور در جرم اختلاس ازحیث تعیین مجازات یاصلاحیت محاکم اعم از این است که جرم دفعتا واحده یا به دفعات واقع شده و جمع مبلغ مورد اختلاس بالغ بر نصاب مذبور باشد.»
چنانچه عمل اختلاس توام با جعل سند و نظایر آن باشد در صورتی که میزان اختلاس تا پنجاه هزار ریال باشد مرتکب به دو تا پنج سال حبس ویک تا پنج سال انفصال موقت و هرگاه بیش از این مبلغ باشد به هفت تا ده سال حبس و انفصال دائم ازخدمات دولتی و در هر مورد علاوه بر رد وجه یا مال مورد اختلاس به جزای نقدی معادل دو برابر آن محکوم میشود. در صورت اتلاف عمدی ، مرتکب علاوه بر ضمان به مجازات اختلاس محکوم میشود . (تبصره یک ماده پنج)
برابر ماده ۱۵۲ قانون مجازات عمومی سابق مصوب ۱۳۵۵ وماده دوم قانون مجازات مختلسین اموال دولتی مصوب ۱۳۰۶ که از مقررات قانونی فرانسه در این زمینه اقتباس شده بود جرم اختلاس برحسب میزان وارزش مال مورد اختلاس چندنوع مجازات داشت . هرگاه میزان اختلاس بیش از ۵۰۰۰ ریال بود ، مجازات مختلس حبس مجرد از دو سال تا ده سال و انفصال ازخدمت دولت و همچنین رد مال مورد اختلاس و تادیه غرامت معادل دو برابر مال مورد اختلاس بودو اگر میزان اختلاس کمتر از ۵۰۰۰ ریال بود مجازات مختلس از شش ماه تا دو سال حبس تادیبی وهمراه با سایر مجازات های مذکور دربالا بود و اگر میزان اختلاس دفعتا یا به دفعات واقع شد مجموعا ۵۰۰ ریال یاکمتر باشد مرتکب در دادگاه اداری محاکمه و به انفصال ازخدمات دولتی و پرداخت پنج برابر آنچه اختلاس کرده محکوم می شد .
تعیین مجازات های متفاوت نسبت به میزان وجوه و اموال مورد اختلاس اقدام شایسته و واقع بینانه بوده است که قانونگذار سابق به آن توجه کردهاست زیرا وقتی کارمندی عادی مبلغی جزئی راتصاحب کند آن اهمیت وتاثیر یک اختلاس چند میلیونی مسئولین بلند پایه با حقوق و درآمد کافی را ندارد .
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
این حقوق در قانون اساسی هر کشور برای شهروندان آن کشور شناخته میشود. حق رأی دادن یا انتخاب شدن در مجالس قانونگذاری، حق شرکت در همهپرسی، حق داشتن مقامات دولتی، حق تابعیت، حق شکایت و مانند اینها، از مصادیق بارز حقوق سیاسی هستند. مجموع حقوق فوق برای هر شهروند حکومت، آزادیهایی را به وجود آورده و در نتیجه در پرتو آن ها میتواند عملی را انجام دهد یا ترک کند.


از سوی دیگر، هر انسانی آن گاه میتواند از آزادی کامل و مطلق در هر یک از این زمینهها استفاده نماید که در محیط آزاد و دور از افراد بشر زندگی کند، اما انسانی که در اجتماع زندگی میکند نمیتواند از آزادی خود به شکل غیر محدود استفاد کند، چه آن که در بسیاری از موارد اراده و آزادی او، با آزادی و منافع دیگران رو به رو شده و تضاد پیدا میکند.
ب) حقوق اجتماعی
ارائه تعریف مشخص و جامعی از حقوق اجتماعی، چندان کار ساده و آسانی نیست. ابتدا بهتر است حقوق شهروندی را بررسی نمود و آن بخش از این حقوق را که به عنوان حقوق اجتماعی او محسوب می شود، مشخص کرد. همان طور که اشاره شد هر فردی به عنوان یک انسان و عضوی از جامعه بشری، یکسری حقوق و مزایای اساسی – مانند حق حیات و حق آزادی – دارد که بدون آن، زندگی و حیات اجتماعی وی ممکن نیست. این حقوق که از آن به حقوق طبیعی و ذاتی تعبیر می شود، لازمه زندگی اجتماعی و شخصیت انسانی هر فرد میباشد. همچنین، انسان دارای یکسری حقوق شخصی و خانوادگی – مانند حق تابعیت، حق ازدواج و داشتن فرزند – است، که از آن به احوال شخصیه تعبیر می شود. علاوه بر این ها، انسان در جامعه نیز یکسری حقوق و مزایایی دارد که فرد آن را در متن اجتماع و در ارتباط با دیگران اجرا میکند، به طوری که نحوه اِعمال این حقوق با سرنوشت سایر افراد و مصالح جامعه ارتباط تنگاتنگی دارد. لذا، جامعه در قبال این حقوق و کیفیت اِعمال آن به وسیله صاحب حق، حساس است و در مواردی که اِعمال این حقوق را با مصالح خود و نظم عمومی مغایر بداند، از خود واکنش نشان میدهد و در شرایطی شخص را از تمام یا برخی از این حقوق محروم میکند یا اِعمال آن را محدود می کند؛ مانند حق مشارکت در نحوه اداره کشور و قوای عمومی، حق انتخاب کردن و انتخاب شدن، تصدی مشاغل و مسئولیتهای مهم دولتی و عضویت در مؤسسات فرهنگی و آموزشی. از این حقوق که عمدتاً در ارتباط با سرنوشت افراد و جامعه اِعمال میگردد، به حقوق سیاسی و ملّی اتباع یک کشور تعبیر می شود و در قانون اساسی آن منعکس میگردد.
حقوق اجتماعی در معنای وسیع آن به یک سلسله حقوقی اطلاق می شود که برای رفع تبعیض های اجتماعی و اقتصادی، برای فرد شناخته شده است؛ تبعیضهایی که ناشی از شرایط اقتصادی و اجتماعی حاکم بر جامعه و محیطی است که فرد در آن زندگی میکند. حقوق اجتماعی در معنای فوق، شامل حقوق سیاسی، عمومی و آزادی در فعالیت های گوناگون سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است که هر فرد به عنوان عضوی از جامعه، حق دارد در سرنوشت اجتماعی خویش دخالت کند، در اداره قوای عمومی جامعه و ارکان اقتصادی، فرهنگی و سیاسی آن مشارکت نماید و حقوق و آزادی های مشروع خود را در صحنه اجتماع اعمال کند (طباطبایی مؤتمنی، ۱۳۷۰: ۱۱۰).
بر اساس تعریفی که از حقوق شخصی (فردی) بیان شد حقوق اجتماعی از مصادیق حقوق شخصی است که عمدتاً شامل حقوق سیاسی و برخی از حقوق عمومی می شود، زیرا اِعمال این حقوق و بهره مندی از آن با منافع دیگر افراد و مصالح جامعه و سرنوشت عمومی در ارتباط است. لذا، در صورتی که بهره مندی از این حقوق به منافع عمومی و مصالح جامعه آسیب رساند، مقنن با وضع قوانین و مقرّراتی موجب محرومیت از این حقوق می شود. بدین ترتیب، محرومیت از حقوق اجتماعی، با مصالح عمومی و منافع حکومت ارتباط دارد.
در تعریف حقوق اجتماعی را چنین آورده اند که: «حقوقی که مقنن برای اتباع خود در روابط با مؤسسات عمومی مقرر داشته است؛ مانند حقوق سیاسی، حق استخدام، حق انتخاب کردن و انتخاب شدن در مجالس مقنّنه و انجمن ایالتی و ولایتی و بلدی و در هیئت منصفه، ادای شهادت در مراجع رسمی، داوری و مصدق واقع شدن.» (جعفری لنگرودی، ۱۳۸۵: ۲۳۰)
اصطلاح حقوق اجتماعی بنا به تعریف فوق، اعم از مفهوم حقوق سیاسی است، زیرا همان استاد در تعریف حقوق سیاسی میگوید: «حقوقی که به موجب آن ها شخص دارنده حقوق، میتواند در حاکمیت ملّی خود – مانند انتخابات، تصدی شغل قضا و مشاغل رسمی دیگر و یا عضویت هیئت منصفه و یا دارا شدن امتیاز روزنامه – شرکت کند» (جعفری لنگرودی، ۱۳۸۵: ۲۳۶).
قوانین پیش از انقلاب، تعریف مشخصی از حقوق اجتماعی ارائه نداده بود. قوانین بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نیز، حقوق اجتماعی را به طور کلّی مطرح ساخت و بی آنکه تعریف مشخصی از آن ارائه دهد، فقط به کلی گویی و اطلاق این اصطلاح اکتفا نمود. این موضوع، سالها قضات و حقوق دانان را به ابهام و تردید مبتلا کرد. البته قانونگذار اسلامی در تاریخ ۲۷ اردیبهشت ۱۳۷۷ با الحاق ماده ۶۲ مکرر به قانون مجازات اسلامی قدیم حقوق اجتماعی را تعریف کرده و مصادیق آن را نیز مشخص نموده بود که با این اقدام، بسیاری از ابهامات در این موضوع، برطرف شد.
تبصره ۱ ماده مذکور، حقوق اجتماعی را چنین تعریف می کرد:
«حقوق اجتماعی، عبارت است از حقوقی که قانونگذار برای اتباع جمهوری اسلامی ایران و سایر افراد مقیم در قلمرو حاکمیت آن منظور نموده، و سلب آن به موجب قانون یا حکم دادگاه صالح میباشد….»
با این وجود این قانون نیز نسخ شد و قانون گذار در ماده ۲۶ قانون مجازات اسلامی جدید صرفاََ به بیان مصادق آن اکتفا کردهاست.
بنابرین، حقوق اجتماعی عبارت از آن دسته حقوقی است که فرد در زندگی اجتماعی و سیاسی اش دارد و آن را در متن اجتماع و در ارتباط با سرنوشت جامعه و افراد دیگر، اعمال میکند.
ج) قیمومت
قیمومت از واژه قیم گرفته شده است. در لغتنامه دهخدا قیم به معنای سرپرست، برپادارنده کاری، حافظ و نگهبان و حامی (ناظم الاطباء)،کفیل (از اقرب الموارد)، متولی آمده،گویند: قیم الوقف و قیم الحمام. اصطلاح حقوق: محجورین (صغار، مجانین، اشخاص غیررشید) در اثر آنکه نمی توانند منافع مالی خود را در اجتماع حفظ بنمایند و رفع زیان از خود کنند قانون آن ها را تحت سرپرستی دیگران گذارده است. قیم در لغت به معنی مستقیم، متولی، سرپرست، دارای قیمت، سید و کسی که متولی امر شخص محجور است میباشد (صفایی و قاسم زاده، ۱۳۸۵: ۲۵۹). همچنین به معنای کسی است که تدبیر امور دیگری رادر دست دارد میباشد. سید مرتضی زبیدی در کتاب تاج العروس از جوهری نقل می کند که: قّیم به معنای سرور و گرداننده امر است (زبیدی، ۱۴۰۱: ۱۴۸)، علامه طباطبائی قیّم را کسی میداند که به گونهای پی گیر به کار دیگری قیام می کند (طباطبائی، ۱۳۶۳: ۳۶۵). دکتر لنگرودی قیم را نماینده قانونی محجور میداند که از طرف مقامات صلاحیت دار قضایی در صورت نبودن ولی قهری و وصی او تعیین می شود. اختیارات قیم کمتر از اختیارات وصی است (جعفری لنگرودی، ۱۳۸۵: ۵۵۹).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
دومین دسته از شرایط یادگیری، بیرونی است. یعنی آنچه در هنگام یادگیری خارج از ذهن فراگیر برای مثال توسط معلم صورت میپذیرد.


وقوع یادگیری از تفاوت موجود در عملکرد انسان در قبل و بعد از قرار گرفتن در یک موقعیت یادگیری استنباط میشود. تواناییهای آموخته شده قبلی شرایط درونی لازم را برای یادگیری تشکیل میدهند . این شرایط درونی به وسیله مجموعهای از فرآیندهای تبدیل مؤثر واقع میشود. دومین دسته از شرایط یادگیری نسبت به یادگیرنده بیرونی است. فردی را در نظر بگیرید که تمام تواناییهای قبلی برای ضرب دو عدد را دارد، دلیل خاصی وجود ندارد که فرض میشود شرایط بیرونیای که برای یادگیری یک مورد از این ها ضروری است همانند شرایط بیرونی لازم برای یادگیری مورد دیگر است. دو نوع توانایی متفاوت بدون شرایط یکسان آموخته میشوند آن ها نه تنها به تواناییهای قبلی متفاوتی نیاز دارند بلکه شرایط بیرونی متفاوتی را نیز برای یادگیری لازم دارند . یادگیری هر نوع توانایی جدید از نقطه متفاوتی از یادگیری قبلی شروع میشود و احتمالاً به موقعیت بیرونی نیز نیاز دارد . (گانیه، ترجمه نجفی زند، ۱۳۷۳)
۲-۲۲- تقسیم بندی سبکها
با وجود اختلاف نظرهای فراوانی که در مورد سبکهای یادگیری وجود دارد، میتوان آن ها را به سه دسته زیر تقسیم کرد :
۲-۲۲-۱- سبکهای شناختی[۶۸]
این دسته از سبکها اشاره میکنند به این که یادگیرنده چگونه مطالب را درک میکند، به خاطر میسپارد، چگونه میاندیشد و مسایل را حل میکند.
۲-۲۲-۲- سبکهای عاطفی[۶۹]
این روش شامل ویژگیهای شخصیتی و هیجانی هستند. از جمله این ویژگیها میتوان پشتکار یادگیرنده، کار کردن به تنهایی یا با دیگران، پذیرفتن و نپذیرفتن تقویتهای بیرونی را نام برد. برای مثال، بعضی ترجیح میدهند در موقع یادگیری به تنهایی مطالعه کنند و دستهای دیگر از دانش آموزان ترجیح میدهند با هم سن و سالها یا با هم کلاسیهایشان به طور گروهی مطالعه کنند.
۲-۲۲-۳- سبکهای فیزیولوژیکی[۷۰]
این نوع سبک یادگیری جنبههای زیست شناختی یادگیرنده را نشان میدهد و بر واکنشهای او نسبت به محیط فیزیکی دلالت دارد.دانش آموزان برای محیطی که در آن مطالعه میکنند، اولویتهایی قائل هستند. برای نمونه، بعضی از یادگیرندگان دوست دارند در هنگام شب مطالعه کنند، اما گروهی دیگر ترجیح میدهند صبح به مطالعه بپردازند. یا بعضیها دوست دارند در محیطی کاملاً آرام درس بخوانند اما گروهی دیگر علاقه مندند در هنگام مطالعه به موسیقی آهستهای نیز گوش دهند.
۲-۲۲-۱-۱- سبک های شناختی و انواع آن :
یکی از سبکهای شناختی یادگیری سرعت ادراکی[۷۱] است. در این سبک یادگیری،؛ یادگیرندگان به دو دسته تقسیم میشوند:
۱-دسته تکانشی[۷۲]: این گروه به سرعت پاسخ دهی اهمیت میدهند.
۲-دسته تعاملی[۷۳] : این دسته بر دقت و صحت پاسخ تأکید دارند.
پایلر و اسنومن[۷۴] اظهار میدارند که افراد تکانشی سرعت عقلانی سریعی دارند و با اولین جوابی که به ذهنشان میرسد پاسخ میدهند، بنابرین بیشتر مرتکب خطا و اشتباه میشوند.
در مقابل یادگیرندگان تاملی یک مسئله را با سرعت متناوب حل میکنند و با تأخیر به مسئله جواب میدهند .ابتدا مکث میکنند و تمام راهها و شقوق را در نظر میگیرند، بعد جواب صحیح میدهند و کمتر مرتکب خطا میشوند.
هان[۷۵] (۱۹۹۵) میگوید: نه تکانشی و نه تاملی هیچ کدام بهترین سبک یادگیری نیست و اکثر تکالیف پیچیده عناصری از هر دو سبک پاسخ دهی را دارند. بنابرین، ضرورت دارد که شاگردان تاملی و تکانشی را تشویق کنیم که از همدیگر بهره بگیرند، چون هیچ کدام از این دو سبک به تنهایی کافی نیست.
یکی دیگر از سبکهای شناختی معروف سبک وابسته به زمینه[۷۶] و سبک نابسته به زمینه [۷۷] است.
۱-وابسته به زمینه : یادگیرندگانی که در این دسته قرار دارند بیشتر تحت تاثیر محیط اطراف خود قرار میگیرند. این دسته از افراد در جاهایی که متن یا زمینه مهم است (مثل موقعیتهای اجتماعی، ادبی و تاریخی) عملکرد موفقتری دارند، چون این نوع یادگیرندگان در این زمینه با مباحث کلی سر و کار دارند نه با جزئیات. این افراد در موقعیتهای گروهی، مثل بحث گروهی که در آن با همکلاسیهایشان در ارتباط متقابل هستند، بهتر یاد میگیرند و ترجیح میدهند که مواد درسی از قبل سازمان یافته باشد.
۲-نابسته به زمینه: این دسته از یادگیرندگان در علوم پایه(مانند ریاضیات، فیزیک، شیمی و زیست شناسی) موفقترند این نوع از یادگیرندگان در علومی که با جزئیات سرو کار دارند، عملکرد بهتری دارند، هم چنین بسیار راغب هستند که به صورت انفرادی آموزش ببینند و ترجیح میدهند که مواد درسی را خود شخصاً سازمان دهند.
ارمرود[۷۸] (۱۹۹۵) میگوید که افراد را به طور قطع نمیتوان در یکی از دو قطب وابسته به زمینه با نابسته به زمینه قرار داد. در واقع، دو قطب سبک یادگیری یک پیوستار را میسازند که در یک سر آن سبک وابسته به زمینه و در سر دیگر آن نابسته به زمینه قرار دارد. تعداد معدودی از یادگیرندگان در یکی از دو قطب جای میگیرند، در حالی که اکثریت یادگیرندگان در وسط پیوستار قرار دارند. (حسینی لرگانی و سیف، ۱۳۸۰)
۲-۲۲-۱-۲- دستهبندی سبکهای شناختی بر اساس نظر کلب
از میان سبکهای یادگیری معرفی شده(شناختی، عاطفی و فیزیولوژیکی) سبک شناختی اساس نظریه کلب انتخاب شد. کلب[۷۹] به گونهای دیگر سبکهای شناختی را دسته بندی کردهاست که ریشه در نظریه گیلفورد[۸۰] و پیاژه [۸۱]دارد. گیلفورد تفکر را به دو دسته همگرا و واگرا تقسیم میکند و پیاژه نیز در جریان تحول ذهنی، چگونگی اندیشیدن را در دو شیوه جذب و انطباق دستهبندی میکند. کلب در تقسیم بندی خود چهار سبک واگرا، همگرا، جذب کننده و انطباق یابنده را در اثر ترکیب چهار شیوه یادگیری با نامهای تجربه عینی، مشاهده تاملی، مفهوم سازی انتزاعی و آزمایشگری فعال به دست آورده است. (حسینی لرگانی و سیف، ۱۳۸۰) در صفحات بعد دیدگاههای دانشمندان مختلف در انواع سبکها به صورت تفضیلی بحث خواهد شد.
همگرا
جذب کننده
واگرا
کلب
وابسته و نابسته به زمینه
شناختی
عاطفی
سبک های یادگیری
انطباق یابنده
تکانشی و تاملی
فیزیولوژیکی
۲-۲۳- نقش فن آوری اطلاعات و ارتباطات در یادگیری
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شریفی، صادقی، قاسمی (۱۳۸۷ ) به ارزیابی اثرات تورمی ناشی از حذف یارانه انرژی با به کارگیری مدل داده – ستاده قیمتی انرژی که حالتی خاص از مدل داده- ستاده میباشد پرداختهاند. مدل داده – ستانده انرژی، کل انرژی مورد نیاز را برای تولید یک واحد محصول؛ چه از طریق استفاده مستقیم از انرژی در فرایند تولیدی یک بخش و چه به طور غیرمستقیم به عنوان انرژی منسجم شده در داده های متنوع، آن بخش را به صورت واحدهای کمی نشان میدهد. برای افزایش قیمت حامل های انرژی مورد نظر (گاز طبیعی، برق، گاز مایع) به سطح قیمتهای مرزی[۱۱] دو راه قابل اجرا است :


افزایش یکباره قیمتها
افزایش تدریجی قیمتها
در این مقاله روش افزایش تدریجی قیمت حامل های انرژی طی سه سناریوی متفاوت ده درصد، سی و پنج درصد و شصت و پنج درصد اجرا شده است. علت اصلی برگزیدن روش افزایش تدریجی قیمت، در نظر گرفتن حساسیت های سیاسی، اجتماعی و بعد روانی قضیه است .نتایج حاکی از آن است که افزایش قیمت حامل های انرژی بر هزینه تمامی بخش ها اثر دارد؛ به گونه ای که این تأثیر در بخشهای صنایع محصولات معدنی غیر فلزی، جنگلداری و صنایع تولید فرآورده های نفتی بیشتر از سایر بخش ها به چشم میخورد و در میان حامل های انرژی، اثرات تورمی افزایش قیمت برق بیش از سایر حامل ها است. افزایش قیمت حامل های انرژی باعث تغییرات قابل ملاحظه در متغیرهای اقتصاد کلان مانند هزینه های مصرفی خصوصی، هزینه های مصرفی دولتی، تشکیل سرمایه ثابت ناخالص و صادرات می شود. از نظر سه سناریو برخی از نتایج عبارتند از:
محاسبات نشان میدهد که در سطح هر سه سناریو بخش صنایع تولید محصولات معدنی غیرفلزی، بیشترین میزان تورم در سناریوهای اول، دوم و سوم را داشته است بعد از این بخش، بخشهای جنگلداری، صنایع تولید فرآورده های نفتی، و آب در رده های بعدی اهمیت قرار دارد. در این میان، بخش کشاورزی در سناریوهای اول، دوم و سوم کمترین مقادیر تورم را نشان میدهد. بعد از آن به بخش های دامپروری و شکار، ماهیگیری و صنایع تولید سیگار، توتون، و تنباکو می توان اشاره کرد.
از میان سه حامل انرژی، برق بیشترین درصد تورم را ایجاد کردهاست.
در همه بخشهای اقتصادی، بجز بخش صنایع تولید فرآورده های نفتی -که در آن افزایش قیمت گاز طبیعی بیشترین تأثیر را داشته است- برق بیش از دو حامل دیگر اثر قیمتی داشته است.
کمترین اثر تورمی، مربوط به بخش صادرات است .
در هر سه سناریو چه از نظرمقدار و چه از نظر سهم از کل تغییرات ،برق بیشترین مقادیر تورمی را ایجاد کرده؛ به طوری که تقریباّ بیش از ۸۰ درصد از کل تغییرات بر اثر افزایش قیمت برق ایجاد شده است .
صادق جنت (۱۳۸۸) او به بررسی ابعاد و نتایج طرح هدفمندی یارانه ها پرداخته است، وی در این تحقیق ابتدا وضعیت موجود در اقتصاد ایران را بررسی کرده و سپس به طرح این سوال پرداخته است، که آیا طرح ضمانت اجرایی دارد ؟ در ادامه ایرادها و موانع ومشکلات طرح را بررسی کرده و در پایان نتیجه گرفته است که به دلیل کهنگی پرداخت یارانه حذف یکباره آن میتواند مشکلات زیادی را برای خانوار ایجاد کند که با تزریق پول به درآمد خانوار قابل رفع نیست. طرح هدفمند کردن یارانه ها باید با هدف گذاری کاهش حجم و سطح توزیع یارانه طی چند سال تنظیم شود تا از یک طرف مشکل کسر بودجه مزمن دولت التیام یافته و از طرف دیگر با افزایش تحرک اقتصاد ملی و دستیابی به نرخ رشد اقتصادی بالاتر و کاهش بیکاری، نیاز به توزیع یارانه ها کاهش پیدا کند. اگر دولت دهم با اصلاح طرح خود موفق شود تا پایان مدت مسئولیتش، حجم کل یارانه ها را به نصف کاهش دهد، دست به کاری زده است که در دولت های قبلی به رغم شناخت مشکل، اراده لازم وکافی برای انجام آن ایجاد نشد و دولت دهم با انجام آن، اثری ماندگار از خود در اقتصاد ایران بر جا گذاشته است .
موسوی، خالویی و فرج زاده (۱۳۸۸) به بررسی اثرات رفاهی حذف یارانه ی کود شیمیایی بر تولیدکنندگان ذرت استان فارس پرداختهاند و با توجه به این که تولید ذرت در محور اقتصادی کشاورزی استان فارس اهمیت زیادی داشته و هر گونه نوسان در تولید ذرت بر سطح رفاه خانوار تاثیر میگذارد ؛ لذا نهاده های شیمیایی در افزایش تولید محصولات کشاورزی و به ویژه ذرت اهمیت زیادی دارند. این پژوهش با هدف تحلیل اثرات رفاهی حذف یارانه ی نهاده ی کود شیمیایی در فرایند تولید محصول ذرت در استان فارس انجام شد. برای رسیدن به هدف های این پژوهش از داده های مقطعی بهره برداران منتخب استان فارس در سال زراعی ۸۸-۷۸ استفاده و تابع سود ، تابع تقاضای نهاده ها و تابع تولید این محصول برآورد و تجزیه گردید.
تقاضای نهاده تابعی از قیمت نهاده، قیمت محصول و سایر عوامل مؤثر بر تقاضا که منجر به انتقال تابع تقاضای نهاده می شود، میباشد . در این بررسی به منظور دستیابی به توابع تقاضای نهاده های تولید، مدل ارائه شده از سوی سیدهو و بانانت[۱۲] به کار گرفته شد. متغیرهای قیمت سم، نیروی کار، آب و بذر اثر معنی دار منفی و قیمت فروش محصول اثر معنی دار مثبت بر سود ذرت داشته است و تنها متغیرهای قیمت کود شیمیایی، ماشین آلات و سطح زیرکشت بر سود اثر معنی داری نداشته اند . به بیان دیگر تفاوت سود میان بهره برداران گوناگون تنها ناشی از تمامی متغیرهای معنی دار است. ضریب متغیر کود شیمیایی دارای اهمیت آماری نیست، لذا تقاضای آن نسبت به تغییرات قیمت حساسیتی نخواهد داشت و موجب افزایش هزینه ی تولید خواهد شد.
الهام خامچیان رساله ارشد (۱۳۹۰) به بررسی اثرات ناشی از تاثیر هدفمند کردن یارانه ها بر شرکت آبفای کاشان پرداخت و تاثیرات این قانون را بر درآمدها و هزینه ها و همچنین میزان مصرف مشترکان مورد بررسی قرار داده است و نتیجه حاصله این بود که تاثیرات این قانون بر هزینه ها بیش از درآمدها میباشد .
سید امیررضا خسروشاهی (۱۳۹۰) به نظر نویسنده، درستتر آن است که سیاستگذاران اقتصادی تمرکز اصلی خود را از پرداخته شدن یا نشدن یارانه تولید به تولیدکنندگان برداشته و آن را معطوف به فراهمسازی شرایط مساعد برای تولیدکنندگان سازند. شرایطی که در آن تولیدکنندگان با حداقل محدودیت و حداقل ریسک بتوانند به فعالیت ادامه دهند. به نظر میرسد این راه مطمئنترین راه برای طی کردن مسیر پرخطر طرح هدفمندکردن یارانهها باشد .
نعمت اله اکبری و همکاران(۱۳۹۰) به تاثیر قانون هدفمند کردن یارانه ها بر درآمدهای کلانشهرها پرداخته است به نظر محقق با توجه به تاثیری که این قانون بر ساخت و سازها میگذارد و باعث کاهش آن می شود، و کاهش ساخت و ساز باعث کاهش در میزان فروش تراکم که یکی از منابع اصلی درآمد شهرداری ها است می شود در نتیجه درآمدها کلانشهرها متاثر از هدفمند کردن یارانه ها شده و کاهش چشمگیری پیدا میکند.
۲-۳۳-۲ تحقیقات خارجی :
بازتاب اجرای قانون هدفمند کردن در رسانه های خارجی:
فایننشال تایمز: هدفمندی یارانه ها جلوی اتلاف انرژی را در ایران میگیرد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
اهمیت این امور کمتر از اداره دارایی نیست و در سرنوشت او و خانوادهاش اثر فراوان دارد . چنین اختیاری برای پسر پانزده ساله نیز گزاف است و او را در معرض خطرهای گوناگون جسمی و معنوی قرار می دهد [۳۶]. اما اشکال مهمتری که به نظر نگارنده، اهمیت آن از آنچه که این محقق معاصر بیان کرده به مراتب بیشتر است، این امر است که چنین فردی که اجازه دخل و تصرف در امور مالی خود را ندارد و معاملات وی، ولو جزئی باید با اجازه و تنفیذ ولی قهری یا قانونی و شرعی او باشد، بر اساس قوانین جاری کشور، به لحاظ کیفری همانند افراد بزرگسال، مسئولیت تام داشته و کلیه مجازاتهایی که در قوانین جاری پیش بینی شده، مانند قصاص نفس و عضو و حدود و تعزیرات، بر وی قابل اجرا است .


با توجه به اینکه بر اساس قاعده مسلم حقوقی اذن در شیء اذن در لوازم آن است، وقتی دختر بچه ۹ ساله و پسر نوجوان ۱۵ ساله را قانون مدنی بالغ محسوب می کند و دیوانعالی کشور هم در رأی وحدت رویه صریحا اعلام می کند که منظور ماده ۱۲۱۰ دخالت آنان(نوجوانانی که به سن بلوغ برسند)در هر نوع امور مربوط به خود آن ها است، مگر در مورد امور مالی، بدین ترتیب نوجوانان پس از رسیدن به سنهای یادشده می توانند در محاکم به عنوان مدعی و مدعیعلیه وارد دعوا شوند و اقرار آنان در حق خودشان نافذ می باشد و علیالقاعده حق طرح دعوی و دفاع از آنان نیز به خود آنان واگذار شده و مثلا اگر دختر ۹ سالهای اقرار به زنا کرد حد برای او جاری می شود و به همین نحو در سایر جرایم مستوجب حدود و فصاص و تعزیرات .
در حالی که افراد در این سن و سال نوعا درک ناچیز و ناقصی از جرایمی همچون زنا و قذف داشته و اصولا قوه تمیز و تشخیص آنان به میزانی که بتوانند واقعا اعمال مجرمانه را تشخیص داده و ماهیت امر و نهیهای قانونی و شرعی را درک کنند، کامل نشده و چه بسا توانایی و قوه تشخیص آنان در امر خرید و فروش بعضا به مراتب بیشتر از درک مسائل کیفری با آن همه پیچیدگی روزافزون این مسائل باشد و اینکه اقرار چنین فردی ولو یک بار، به صرف اینکه به سن بلوغ رسیده است و مجنون هم نمیباشد در عمدی بودن قتل ارتکابی موجب قصاص نفس گردد، مطلبی است که با موازین عدالت و رویه و سیره عقلا تطبیق نمی کند. بنابرین تفکیک مسأله بلوغ و رشد اعم از جزایی و مدنی کاملا ضروری بود و همانطوری که در مسأله رشد مدنی و خصوصاً در امور مالی مورد پذیرش قانونگذار و هیئت عمومی دیوان عالی کشور قرار گرفته است، در مسأله رشد جزایی نیز ضرورت این تفکیک و تعیین سن معینی که به عنوان یک اماره مسلم ولو از باب غلبه دلالت بر رشد جزایی نماید، آشکار می باشد.
۲-۳-۲- نقش ادراک در مسئوولیت کیفری
با روشن شدن مفهوم ادراک یا تمییز در حقوق جزا اینک این پرسش مطرح می شود که ارتباط میان ادراک با مسئوولیت کیفری چیست؟ ادراک یک تمییز اولین عاملی است که به عنوان یکی از ارکان تشکیل دهنده مسئوولیت کیفری در مفهوم بالقوه مورد بررسی قرار میگیرد.
اشاره شد که قابلیت تحمل کیفر که از آن به اهلیت جزایی تعبیر میکنند، مفهوم بالقوه یا انتزاعی مسئوولیت کیفری را تشکیل میدهد. به دیگر سخن، در اهلیت جزایی نظر تنها به وضعیت روانی و ذهنی شخص معطوف است که اگر جرمی از صادر شود، به موجب این وضعیت خاص توان و قابلیت این را دارد که مجازات جرم را تحمل کند.
پس از وضعیت خاص، اوصاف ثابت و احوال ملازم با شخص است که صرف نظر از اینکه از او عمل مجرمانه ای صادر شده یا نه و حتی قطع نظر از اینکه چه نوع رابطه ی ذهنی با جرم دارد، اهلیت جزایی را به وجود می آورد. اما عناصر سازنده ی این وضعیت خاص چیست؟
در این مطالب که ادراک یا تمییز رکن ثابت و ستون اصلی اهلیت جزایی را میسازد، مخالفی وجود ندارد؛ حتی عده ای فراتر رفته و ادراک یا تمییز را رکن منحصر به یگانه اهلیت جزایی پنداشته و اختیار را از قلمرو اهلیت جزایی خارج ساخته و از آن به عنوان شرط تحقق رکن روانی یاد میکنند. به این ترتیب، کسی که از وصف ادراک، به مفهومی که توضیح داده شد. محروم باشد، چون صغیر و مجنون او را فاقد اهلیت جزایی می دانند؛و هر چند هم که عمدا به ارتکاب جرم روی آورد، فاقد مسئوولیت کیفری محسوب می شود.
به عکس، اگر شخص از قدرت فهم و درک ماهیت و آثار رفتارهای مجرمانه بهره مند باشد، گرچه تحت عواملی چون اکراه یا اضطرار یا اشتباه یا قوه قاهره یا حادثه نگهانی، جرمی از او صادر شود همچنان دارای اهلیت جزایی محسوب میگردد، النهایه فقدان مسئوولیت کیفری[۳۷] در برابر جرم ارتکابی، یعنی، عدم تحمل مجازات در ازای رفتار مجرمانه به این خاطر است که عوامل یاد شده هر یک به نحوی “مانع” از تحقق یکی از شرایط مسئوولیت کیفری است؛ به این ترتیب که قوه قاهره مانع از تحقق “اسناد مادی”، اشتباه و حادثه ناگهانی مانع از حصول تقصیر و بالاخره اکراه و اضطرار مانع از پدید آمدن اسناد معنوی خواهند بود[۳۸] . اما در همه این احوال اهلیت جزایی میتواند به مثابه حالتی ثابت و صفتی ملازم با فاعل، برقرار باشد.
۲-۳-۳- عقل در مقررات جزایی اسلام و ایران
واژه عقل و عاقل در مقررات موضوعه ی جزایی درکدامیک از دو معنایی که شرح آن گذشت ، به کار رفته است . از ظاهر موارد مربوط به حدود[۳۹] و قصاص۳ که مشتمل بر واژه عقل یا عاقل است، بر میآید که گویا مقصود معنای نخست عقل است و به طبع، مراد از عاقل کسی است که قوای ادراکی او در روند عادی و طبیعی فعالیت کرده و مبتلا به اختلال و نابسامانی نیست . مؤید این برداشت ، تقابلی است که قانونگذار بین این دو واژه با واژه های جنون و مجنون افکنده است و میدانیم مجنون کسی است که قوای ادراکی او در فعالیت های خود مغشوش و نابسامان است .
در لایحه ی قانون مجازات اسلامی قانون مجازات اسلامی عقل در ماده ی ماده ۴-۱۴۱ مورد اشاره قانونگذار قرار گرفته است ، چنانچه : در جرایم موجب حد هرگاه اطفال بالغ ماهیت جرم انجام شده و یا حرمت آن را درک نکنند و یا در رشد و کمال عقل آنان شبهه وجود داشته باشد، حسب مورد با توجه به سن آن ها به مجازاتهای پیشبینی شده در قانون رسیدگی به جرایم اطفال و نوجوانان محکوم خواهند شد.
تبصره ۱- دادگاه برای تشخیص رشد و کمال عقل میتواند از نظر پزشکی قانونی یا از هر طریق دیگری که مقتضی بداند،استفاده کند.
تبصره ۲- مسئوولیت اطفال در مورد پرداخت دیه وضرر وزیانهای مالی وآثار مدنی دیگر مطابق مقررات مربوط است.
همچنین در باب شرایط عمومی حد شرط عقل مورد توجه قانونگذار قرار داشته و مقرر نموده است که ماده ۱-۲۱۲ : در جرایم مستوجب حد مرتکب در صورتی مسوول است که علاوه بر شرایط عمومی (بلوغ، عقل، اختیار، آگاهی به موضوع و عدم اضطرار) آگاه به حرمت آن در شرع نیز باشد .
هم در روایات و هم درکلمات فقهاء از عقل به عنوان شرط اساسی استحقاق مجازات های حد و قصاص یاد شده است. حتی در استحقاق تعزیر که به اجماع فقهاء بلوغ و رشد ضرورت ندارد، نزد برخی فقهاء عقل شرط ضروری محسوب می شود[۴۰] . اما اینکه عقل در مفهوم فعالیت طبیعی قوای ادراکی به کار رفته یا در مفهوم ادراک و تمییز، جای تأمل و بررسی دارد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ج – مزیتهای رقابتی قلمرو مجازی: مزیتهای رقابتی مجازی آن دسته از مزیتها است که خارج از مرزهای شرکت ولی در شبکه های مشخص، روابط و سایر موجودیتهایی که شرکت با آن ها ارتباط دارد، قرار میگیرد. از آن جمله می توان به رابطه با مشتریان، رابطه با تامین کنندگان، رابطه با تولیدکنندگان، رابطه با رقبا، رابطه با نهادهای اجتماعی و اقتصادی، رابطه با سیستم های پولی و مالی و نیز رابطه با تصمیم گیران اقتصادی و سیاسی اشاره کرد که میتواند منبع مزیت رقابتی برای شرکت باشند. به عنوان مثال، در بیشتر بازارهای صنعتی فعالیتهای ایجاد اعتماد با شبکه های تامین (مانند تامین شرایط حمل و کیفیت مورد انتظار) و نیز ایجاد معاهدات و میثاقهای پرسنلی و اجتماعی با مشتریان بسیار حائز اهمیت بوده و برای حفظ موقعیت رقابتی شرکت در صنعت ضروری است. به علاوه، ممکن است روابط کسب و کار با بازیگران مؤثر صنعت، زمینه دستیابی سازمان به منابع و قابلیتهای موجود در فراسوی مرزهای سازمان را برای شرکت فراهم آورد که گاهی اوقات مهمتر از منابع درون سازمانی هستند ضمن اینکه برقراری تعاملات مناسب در هماهنگی و تخصیص کارآمد منابع و پیشبرد فعالیتهای ضروری و در نتیجه عملکرد رقابتی شرکت مؤثر است. این بدان معنا است که نه فقط بخش اعظمی از قابلیتهای مورد نیاز شرکت از روابط با افراد و موجودیتهای خارج از شرکت ناشی می شود بلکه ایجاد قابلیتهای ضروری در سطح وسیع در متن این روابط صورت میگیرد. در برخی موارد شرکت میتواند از طریق بهره برداری از منابع تامین کنندگان اصلی و مشتریان و بالعکس به قابلیتهای کلیدی دست یابد و در برخی موارد فعالیتهای هماهنگی بین شرکا کسب و کار به این معنا است که وابستگیهای متقابل بین منابع اداری& بازاریابی& تولید و غیره بازسازی شده و سازگاری بهتر و بیشتری بین سازمان و همکاران مجازی آن ایجاد می شود که نتیجه آن تغییرات محتوایی عمیق در محصولات، سیستم های تولید و نیز فرآیندهاست. که به نوبه خود زمینههای رقابـت پذیری شرکت را بیش از گذشته فراهم می آورد.


د – مزیتهای رقابتی قلمرو محیطی: سازمانها در محیط فعالیت میکنند و عوامل محیطی آن ها را احاطه کردهاست و مستقیماً برعملکرد آن ها تاثیر میگذارد. به بیان دیگر، سازمانها عوامل مورد نیاز را از محیط تامین کرده و در مقابل محصولات و خدمات خود را در محیط عرضه میکنند، ضمن اینکه سازمان به مشابه موجود زنده برای ادامه حیات نیازمند شریانهای حیاتی محیطی است. به علاوه محیط به عنوان منبع فرصتها و تهدیدات نقش عمده ای در موفقیت یا شکست سازمانها ایفا میکند مخصوصاً در شرایط جهانی شدن و شدت رقابتهای جهانی ویژگیهای محیطهای ملی شرکتها میتوانند نقش بسیار مؤثری در کسب مزیت رقابتی یا از بین رفتن مزیت رقابتی سازمانهای ملی ایفا کند. به طور کلی می توان عوامل محیطی را در پنج طبقه کلی زیر قرار داد (دنیس و همکاران،۲۰۰۰):
- عوامل قانونی و سیاسی: که اشاره به قوانین و مقررات دولتی، کارایی و پاسخگوی دولت، میزان مداخله دولت در عرصه های مختلف اقتصادی، اجتماعی، و . . . دارد.
۲ – عوامل اقتصادی: که اشاره به نهادهای اقتصادی، کارایی نهادهای اقتصادی مانند: سیستم های پولی و سرمایه ای، ساختار اقتصادی، سیاستهای پولی و ارزی، نرخهای بهره، تورم، سیاستهای سرمایه گذاری و . . . دارد.
۳ – عوامل فرهنگی و اجتماعی: که اشاره به ساختار اجتماعی، طبقات اجتماعی، نرمهای فرهنگی، سبکهای زندگی، الگوهای رفتاری دارد.
۴ – عوامل تکنولوژیکی: که اشاره به دانش فنی در کشور، تکنولوژی های موجود، قابلیت انعطاف و تغییرات تکنولوژیکی .
۵ – ساختار صنعت: هدف از رقابت در هر صنعتی کسب سودآوری مناسب از سرمایـــــه گذاریها است. سودآوری صنعت از یکسو به عوامل ساختاری صنعت و از سوی دیگر به میزان رقابت درون صنعت بستگی دارد. طبق نظر مایکل پورتر نیروهای مؤثر بر رقابت و سودآوری صنعت عبارت از قدرت چانه زنی خریداران، قدرت چانه زنی تولیدکنندگان، تهدید کالاهای جانشین، تهدید شرکتهای جدید، شدت رقابت بین شرکتهای موجود است (وارن کیگان، مدیریت بازاریابی جهانی، ۱۳۸۰).
۲-۲-۴-۵ عوامل مؤثر در رقابت
همان طور که میدانیم رقابت تابعی از قیمت است ولی عوامل دیگری نیز در رقابت نقش دارند که به برخی از آن ها اشاره میکنیم.
-
- کیفیت: عمر کالا، عملکرد کالا، هزینه پایین نگهداری، استفاده آسان و تضمین
-
- خدمات: خدمات فنی، خدمات به مشتری و خدمات بعد از فروش
-
- تحویل: میزان موجودی و زمان انتظار برای تحویل
-
- عرضه: حجم تولید و ثبات آن
-
- مالی: میزان اعتبار و نرخ بهره
-
- طراحی: رنگ، جلوه، استحکام
-
- بسته بندی: طرح بسته بندی، آرم محصول، اندازه، وزن و سهولت عمل
-
- انحصار: انحصاری، غیر انحصاری، حمایت امتیاز و حق فروش
-
- دوره عمر کالا: محصول جدید، دوره بلوغ و جدید الاصلاح یا ( نوسازی)
-
- مقبولیت: تسلط بر بازار و سهم بازار زیاد
-
- توزیع: مجاری ساده یا پیچیده
-
- ترکیب محصول: نوع، اندازه، رنگ و …
-
- مقبولیت کشور: کالای ژاپنی، کالای تایوانی و…
-
- توانایی فروش: توانایی ترغیب و اعتبار فروشنده
- روابط تجاری: مسابقه تجاری، روابط شخصی و ارتباطات
تعداد عوامل رقابتی بسیار زیاد است ولی آنچه صادر کننده باید کشف کند آن است که کدام یک از عوامل رقابتی برای مصرف کننده هدف نقش کلیدی را دارد. در واقع صادر کننده باید از دیدگاه مصرف کننده بازار هدف محصول خود را مورد ارزیابی قراردهد.
هنگامی که خود را برای ورود به یک بازار جدید آماده میکنیم باید ببینیم که محصول ما از چه دیدگاهی سنجیده می شود.
از آنجایی که دایما” هم شرایط رقابت و هم شرایط رقبا تغییر میکند ضرورت دارد پس از ورود موفقیت آمیز به یک بازار، به طور مستمر خود را با تغییرات جدید منطبق کنیم.
مصرف کننده علاوه بر قیمت و کیفیت، به زمان تحویل و ثبات روند تولید و عوامل دیگری نیز اهمیت میدهد. بررسی نقاط ضعف و قوت کالاها در یک بازار خاص و در مقایسه نقاط قوت خود و رقبا و نقاط ضعف خود و رقبا میتواند مبنای تنظیم راه برد بازاریابی باشد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
گفتار دوم: واژگان مرتبط
برای شناسایی بیشتر و بهتر مفهوم اعاده حیثیت شناخت مفاهیم مرتبط با آن ضرورت دارد تا مفاهیمی کلیدی که در بحث اعاده حیثیت مطرح است و در قوانین مربوطه به آن ها اشاره گردیده است و پیوندی مستقیم با مبحث اعاده حیثیت دارندشناخته شده و به منظور ملموس تر شدن مباحث مطروحه می باشدمورد توجه و بررسی قرار گیرند . لذا هدف این گفتار تبیین مفاهیم مرتبط با اعاده حیثیت است که چه موضوعاتی در این امر میتوانند دخالت داشته باشند .


شناخت مفاهیمی همچون مجازات تبعی ، محکومیت های مؤثر و غیر مؤثر و همچنین سجل قضایی به عنوان واژگان مرتبط با موضوع اعاده حیثیت ضروری است بر همین اساس در این قسمت از تحقیق واژگان فوق مورد بررسی قرار میگیرد .
الف) مجازات تبعی
قانونگذار هر کشوری با توجه به شرایط حاکم بر جامعه معمولاً مجازات هایی را تدوین میکنند و با در نظر گرفتن نسبت موجود میان مجازاتها می توان آن ها را به سه طبقه تقسیم کرد . مجازاتهای اصلی ، مجازاتهای تکمیلی و مجازاتهای تبعی .
مجازات اصلی در واقع ضمانت اجرای خاص امر و نهی قانون جزایی است و اجرای آن مستلزم حکم قطعی دادگاه است که ضمن آن حکم مدت مجازات و نوع آن را مشخص میکند . گاهی قانونگذار علاوه بر مجازاتی که برای یک عمل مجرمانه پیشبینی کردهاست با توجه به نوع جرم ارتکابی و درجه اهمیت آن مجازات دیگری هم تعیین میکند این مجازات اضافی را تبعی و گاه تکمیلی بر حسب مورد مینامند . هر مجازات سالب حقوق اجتماعی و مدنی (به حکم قانون) را که ناشی از محکومیت جزایی و آثار ناشی از آن باشد می توان مجازات تبعی تلقی نمود که محکوم علیه بدون اینکه نیازی به درج آن درحکم دادگاه باشد باید آن را تحمل کند .
دکتر لنگرودی در تعریف مجازات تبعی چنین می نویسد : « اثری است ناشی از حکم جزایی ولی در حکم دادگاه قید نمی شود و آن هم کیفری است که ثانیاًً و بالعرض از طرف مقنن بر جرمی مترتب می شود»( جعفری لنگرودی پیشین، ۵۸۰).در تعریف دیگری آمده است«مجازات تبعی از آثار مترتبه بر محکومیت جزایی است که بدون ذکر در دادنامه شخص محکوم به حکم قانون ناچار از تحمل آن است»( باهری ۱۳۸۵)
بنابرین مجازاتهای تبعی به مجازاتهایی اختصاص دارد که به طور خودکار به بعضی از مجازاتهای اصلی بار میشوند به طوری که مجازاتهای تبعی آن ها را تعقیب میکنند ولو اینکه صریحاً در حکم قید نشده باشند و قانون گذار با سقوط حقوق یا عدم اهلیت متصل به بعضی از محکومیتها میخواهد آن فرد را از برخی فعالیتهایی که احتمال دارد در آن ها مرتکب جرم شود باز دارد . این مجازاتها ضمن مجازات فرد در واقع نوعی اقدامات تأمینی نیز جهت پیشگیری از جرم میباشد که عمدتاًً محرومیت از حقوق اجتماعی هستند و در محدوده زمان مشخصی بر محکومین اعمال می شود .

تقسیم بندی مجازات ها به مجازات اصلی ، تکمیلی و تبعی در قانون مجازات عمومی سال ۱۳۵۲ به صراحت آمده بود و احکام ناظر بر مجازاتهای تبعی در ماده ۱۹ پیشبینی شده بود به طوری که بدون تصریح در حکم دادگاه بر محکومین به مجازاتهای اصلی اجرا می شد .[۶]
در حال حاضر در قانون تقسیم بندی مذبور وجود ندارد و می بایست در قوانین جزایی کشور قانونگذار در اصلاحات بعدی این امر را پیشبینی کند ومقررات مربوط به محرو میتهای ناشی از محکومیت رابا اصلاحات لازم وانطباق آن با مقررات جزایی احیا نماید. در لایحه جدید قانون مجازات اسلامی که در حال بررسی است در ماده ۳-۱۲۳ این نوع مجازات پیشبینی شده است که باید منتظر تصویب آن ماند متن ماده مرقوم به شرح ذیل است »محکومیت قطعی کیفری در جرایم عمدی محکوم را پس از اجرای حکم یا شمول مرور زمان به تبع در مدت زمان مقرر در این ماده از حقوق اجتماعی محروم میکند … ».
قانونگذار ، هرچند که در ماده ۱۹ ق.م.ا. ۱۳۷۵ به قاضی اختیار داده است که محکومین به مجازاتهای تعزیری یا بازدارنده را علاوه بر مجازاتهای مقرر در قانون میتواند از حقوق اجتماعی محروم نماید . لیکن در خصوص مجازاتهای تبعی مقنن سکوت اختیار کرده بود و عملاً تا تصویب ماده ۶۲ مکرر قانون مجازات اسلامی در ۳/۲/۷۷ محمل قانونی چندانی در این زمینه وجود نداشت وبا تصویب ماده مذکور مجددا مجازاتهای تبعی مورد توجه قرار گرفت . شاید علت این امر را بتوان اینگونه توجیه نمود که در حقوق اسلام فرد مسلمان پس از اینکه مجازات مقرر شرعی درخصوص ایشان به اجرا درآمد میتواند به هر کاری دست یابد و در هر پست و مقامی فعالیت نماید . اگرچه این برداشت صحیح نیست چرا که در منابع شرعی و قوانین متفرقه می توان این موضوع را یافت ، مثلاً در مجازات محرومیت از ارث که یک مجازات تبعی برای کسی است که مورث خود را بکشد علاوه بر قصاص پیشبینی شده است و مجازات تازیانه برای کسی که در زمانها یا مکانهای شریفه مرتکب زنا شود یک مجازات تکمیلی علاوه بر مجازات اصلی است .
صاحب کتاب العقوبه فی الفقه الاسلامیه در تعریف مجازات تبعی می نویسد « العقوبه هی التی تلحق المحکوم علیه حتماً فی بعض الجرایم و لو لم ینص علیها القاضی فی حکمه»( ا لبهسنی فتحی ۴۰۹، ۱۷۲)
یعنی مجازات تبعی مجازاتی است که در برخی جرایم به محکوم علیه اعمال می شود . هرچند قاضی در حکم خود بدان اشاره نکرده باشد این تعریف هرچند مقتبس از تعاریفی است که در حقوق جزای عرفی مطرح شده است میباشد حاکی از این است که در مقرر ات کیفری اسلام در موارد خاصی به این نوع مجازاتها توجه شده است و شارع مقدس بنا به مصالحی برخی محرومیتها و ممنوعیتهایی برای برخی از جرایم قرار داده است که ممکن است دائمی یا موقتی باشد.
ب) محکومیت مؤثر
هرگاه فردی پس از ارتکاب جرم و اعمال خلاف نظم و امنیت یک جامعه به موجب حکم قطعی دادگاه محکومیت حاصل نمود محدودیت ها و ممنوعیت هایی بر وی اعمال میگردد . پس از صدور حکم محکومیت قطعی کیفری چنانچه علاوه بر اجرای مجازات مندرج در حکم آثار دیگری بر حکم کیفری مترتب باشد از محکومیت کیفری به مؤثر و غیر مؤثر تعبیر می شود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
د) نظریه بحران
نظریه بحران چارچوبی برای درک این موضوع است که چرا برخی خانواده ها میتوانند ، استرس را مدیریت کرده ، با آن سازش یافته وحتی در پاسخ به تغییرات و مشکلات رشد یابند ، در حالی که دیگر خانواده ها وقتی با بحرانها و استرس های مشابهی مواجه میشوند ، آشفته شده و عملکردشان مختل می شود (پاترسون[۱۳] ،۲۰۱۲ ).


۲-۴-مقایسه دیدگاه های نظری درباره عوامل مخرب در ازدواج
اگرچه هر یک از این چهار دیدگاهی که در صفحات قبل ذکر شد به ابعاد بالقوه مهم و متمایز ازدواج توجه میکنند، هیچ یک به تنهایی چارچوب مناسبی برای یک نظریه تحولی در زمینه ازدواج نمی باشند. نظریه تبادلات اجتماعی تمایز بین رضایت و ثبات زناشویی را تبیین میکند اما تحول ازدواج در گذشت زمان را نادیده میگیرد. نظریه رفتاری پیچیدگیها و معنای تعاملات زناشویی را مطرح میکند اما نمی تواند بین تعاملات زوجین و بافت بزرگتری که ازدواج در آن اتفاق می افتد، ارتباط برقرار کند.نظریه دلبستگی، ازدواج را با تاریخچه یا گذشته ای که هر یک از زوجین با خود به زندگی زناشویی می آورند، مرتبط میسازد، اما تحول ازدواج را وقتی زوجین در کنار هم زندگی میکنند، تبیین نمی کند و سرانجام نظریه بحران ازدواج را با شرایط بیرونی زوجین می پیوندد، اما درباره مکانیسمهای تغییر در ازدواج توضیحی ارائه نمی کند. بنابرین جهت درک کامل تحول و تغییر در ازدواج ضروری است که نقاط قوت این رویکردها در یک چارچوب نظری واحد ادغام شود. الگوی سازگاری- استرس- آسیب پذیری[۱۴] (کارنی و برادبری، ۱۹۹۵) حاصل ادغام چهار دیدگاه فوق در زمینه ازدواج میباشد.
رویدادهای استرسآور زندگی ، شامل مراحل گذار یا رویدادهایی است که بر روابط زوجین تاثیر گذاشته و تنش یا استرس ایجاد می کند.
آسیبپذیری نیز شامل توانمندیها و نقاط ضعفی است که هر یک از زوجین با خود به رابطه میآورد که میتوان به ویژگیهای شخصیتی، باورها و نگرشهای فرد درباره ازدواج و زمینه خانوادگی و اجتماعی وی اشاره کرد و فرآیندهای سازگارانه عبارت است از اینکه چگونه یک زوج با تعارض مواجه میشوند، چگونه با هم ارتباط برقرار میکنند، چگونه از یکدیگر حمایت میکنند، چگونه درباره زندگی مشترکشان، همسرشان و رفتار همسرشان فکر میکنند (پارکر[۱۵]، ۲۰۰۱).
به طور خلاصه بر اساس الگوی آسیب پذیری- استرس- سازگاری، زوجین با فرآیندهای سازگارانه مؤثر، زمانی که با تعداد کمی از رویدادهای استرس آور مواجه میشوند و آسیب پذیریهای پایدار کمی دارند، رضایت و ثبات زناشویی را تجربه خواهند کرد. اما زمانی که فرآیندهای سازگارانه زوجین ناموثر باشد و با رویدادهای استرس آور زیادی مواجه گردند و آسیب پذیریهای زیادی هم داشته باشند، رضایت زناشویی کم و جدایی یا طلاق را تجربه خواهند کرد.و زوجینی که در حد میانی این دو وضعیت قرار دارند، رضایت زناشویی متوسطی را تجربه میکنند (استوری[۱۶] و برادبری، ۲۰۰۴).
بنابرین بر اساس این دیدگاه رابطه بین این ابعاد (آسیب پذیری- استرس- سازگاری) زمانی به خوبی درک خواهد شد که هر سه با هم مورد مطالعه قرار گیرند. برای مثال زوجین با ویژگیهای آسیب پذیر، توانمندی ضعیفی برای سازگاری با رویدادهای استرس آور دارند و رضایت زناشویی ضعیفی را تجربه خواهند کرد. نیرومندی این رابطه زناشویی، به ماهیت رویدادهای استرسآوری که زوجین تجربه میکنند، بستگی دارد. زوجینی که سطوح بالای آسیب پذیری شخصی دارند، در صورتی که با رویدادهای استرس آور کمی مواجه شوند که ظرفیت سازگاری آن ها را تضعیف نکند، زندگی زناشویی پایداری خواهند داشت. همچنین زوجینی که با رویدادهای استرس آور بسیاری مواجه میشوند، اگر آسیب پذیری کم و توانمندی بالایی جهت سازگاری با رویدادهای استرس آور داشته باشند، ثبات و رضایت زناشویی را تجربه خواهند کرد (گراهام و کلنی[۱۷]، ۲۰۰۶).
۲-۵-پیشبینی کننده های ازدواج موفق
۱-ویـژگی هـای فـردی
شـامل صـفات شـخصیتی، سـلامت عـاطفی، ارزش ها، نـگرش ها و بـاورهاست. ویژگی های فردی که تحت تأثیر ساختار ژنتیکی و تاریخچه زندگی و تجارب فرد میباشد، نقش تعیین کننده در رفتارهای شخص دارند و نوع تعاملات او را در رابطه با دیگران از جمله با همسر تعیین میکنند. به عنوان نمونه انعطاف پذیری عنصر اساسی زندگی زناشویی است و لازمۀ رسیدن به تفاهم و درک متقابل، پذیرش واقعیت ها و نیازهای یکدیگر، برخورداری از میزانی انعطاف پذیری میباشد. همچنین برخورداری از عزت نفس به فرد کمک میکند تا ارتباطات مثبت تری شکل داده و متقابلاً بتواند با احترام به نیازهای همسر توجه کند به جای اینکه دست به اقدامات تدافعی و تهاجمی بزند. در مقابل وجود ویژگی های منفی همچون افسردگی و یا تکانشی بودن، تعاملات زوج هارا یا به حداقل می رساند و یا منجر به شکل گیری ارتباطات منفی می شود؛ به گونه ای که تبادلات رفتاری به جای اینکه پاداش بخش باشد، تنبیه کننده و رابطه ها تدریجاً ضعیف میشوند. تغییر ویژگی های فردی دشواراست و به همین منظور دو نفر که قصد ازدواج با هم ازدواج دارند، لازم است از ویژگی های فردی خود و نیز دیگری آگاهی نسبی داشته باشند. درانتخاب همسردرنظر گرفتن این ویژگی ها مهم است (فقیرپور،۱۳۸۴).
۲-ویژگی های زوجی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در مکتب بازارهای ناقص استدلال می شود که عواملی نظیر هزینه های مبادله ، هزینه تحصیل اطلاعات و مسائل مالیاتی موجب میگردد که بازار کامل محسوب نشود و اهمیت سیاست پرداخت سود سهام را مورد تأکید قرار میدهد برخی از پیروان مکتب مذبور بر این باورند که پرداخت سود سهام کمتر و تامین مالی پروژه های سرمایه ای از منابع داخلی در مقایسه با پرداخت سود سهام بیشتر و تامین مالی از منابع خارجی از نظر واحدهای انتفاعی به مصلحت و مرجح است. در واقع تامین مالی داخلی در مقایسه با تامین مالی خارجی (از طریق انتشار سهام ) ارزانتر و بهتر تلقی می شود زیرا ، سهامداران فعلی در آمد خود را از طریق افزایش قیمت سهم تحصیل میکنند (به جای دریافت سود سهام ) که از لحاظ پرداخت مالیات بر در آمد به نفع آنان است علاوه بر این در تامین مالی از منابع داخلی میتوان از هزینه های انتشار اوراق بهادار و امثالهم نیز پرهیز کرد.

برخی دیگر از پیروان مکتب بازارهای ناقص توصیه میکنند که واحدهای انتفاعی باید سود سهام نسبتاً زیاد بپردازند حتی اگر ناگزیر از انتشار و فروش سهام جدید باشند. گروه اخیر چنین استدلال میکنند که سهامداران ممکن است مخارج زندگی خود را از محل در آمد سود سهام اداره کنند و کاهش این در آمد آنان را مجبور به فروش سهام و تحمیل هزینه های مربوط خواهد کرد. علاوه بر این ، بر اساس استدلالهای گروه مذبور واحدهای انتفاعی میتوانند با پرداخت سود سهام بیشتر توانایی خود را در تحصیل وجه نقد و تامین بازده مناسب برای سرمایه گذاری سهامداران نشان دهند به طور خلاصه ، بنابر باور این گروه از پیروان مکتب بازارهای ناقص، دریافت منظم سود سهام نسبتاً زیاد متضمن مخاطره ای کمتر از تحصیل بالقوه سود ناشی از افزایش قیمت سهم توسط سهامداران است.

تئوری بازارهای ناقص صرفنظر از توجیه پرداخت سود سهام کم یا زیاد به طور کلی بر این موضوع تأکید میکند که به دلیل وجود هزینه های متنوع مبادله اوراق بهادار (بازار ناقص ) بهتر است واحدهای انتفاعی از یک سیاست پرداخت سود سهام با ثبات پیروی کنند.
بر خلاف مکتب و تئوری مطروح شده در بالا، در مکتب بازارهای کامل عقیده بر این است که سیاست پرداخت سود سهام شرکتها اساساً نامربوط و بدون اهمیت است. پیروان مکتب مذبور استدلال میکنند که هزینه تامین مالی از منابع داخلی و خارجی (انتشار سهام) یکسان است و بنابرین میزان و نوع سرمایه گذاری های واحد انتفاعی به منبع تامین مالی مربوط بستگی ندارد . در هر یک از دوره های مالی ، واحد انتفاعی میتواند سیاست مناسب پرداخت سود سهام را انتخاب و هر گونه وجه لازم مازاد بر منابع داخلی را از طریق انتشار سهام جدید تامین کند تئوری بازارهای کامل که معمولاً بر نتیجه گیریهای تحلیل مودیلیانی و میلر مبتنی است ، استدلال میکند که در بازارهایی که هزینه های مبادله اوراق بهادار و مالیات بر در آمد وجود ندارد ، سیاست پرداخت سود سهام نامربوط است اما در تحلیل مودیلیانی و میلر نیز مخاطره و ابهام موجود در بازار مورد توجه قرار میگیرد. پیروان تئوری بازارهای کامل استدلال میکنند که هزینه های مبادله آنقدر زیاد نیست و از سایر عوامل موجود در بازارهای ناقص نیز میتوان صرفنظر کرد به طور خلاصه بنابرباور این گروه ، قیمت سهام شرکت ها در بورس به سیاست پرداخت سود سهام آنان بستگی ندارد.
۸-۲)مکاتب فکری در مورد تقسیم سود
بیش از چندین دهه است که پژوهشگران دانشگاهی وکارشناسان وال استریت و مدیران عالی رتبه شرکت ها تلاش کردهاند تاثیر سرمایه گذاری مجدد سود شرکت ها در مقایسه با اثر تقسیم سود بین سهامداران را بر ثروت آتی سهامداران مورد مطالعه قرار دهند و از آن نتایج مقتضی استخراج کنند نتایج این تحقیقات را می توان به صورت زیر طبقه بندی کرد( بهرام فر ، ۱۳۸۳،۱۲۴).
۱-آن دسته از تحقیقاتی که به بررسی رابطه بین ارزش بازار سهام و سود تقسیمی می پردازد که عمدتاًًمبتنی بر دو نظریه هستند:
الف)نظریه مربوط بودن (تاثیر سود تقسیمی بر ارزش شرکت )
ب)نظریه نامربوط بودن(عدم تاثیر سود تقسیمی بر ارزش شرکت)
۲-آن دسته که به بررسی اثرات علامت دهی (اطلاع رسانی )اعلام سودسهام بر ارزش شرکت می پردازند[۲۴]طبق این نظریه سود تقسیمی محتوای اطلاعاتی دارد
۳-آن دسته که به بررسی تاثیر ترکیب سهامداران بر سیاست تقسیم سود می پردازند(تئوری صاحب کار).طبق این نظریه سیاست تقسیم سود تابعی است از ترکیب علائق سهامداران
۴-آن دسته از مطالعاتی که رابطه بین سرمایه گذاری ،سود تقسیمی و سود رابررسی میکند و با بهره گیری از روش های رگرسیونی سعی در مدل سازی بین متغییر های فوق دارد.
در ادامه به تشریح مطالب در مورد تحقیات دسته اول و تحقیات دسته دوم می پردازیم .
۱-۸-۲)نظریه ارتباط سیاست های تقسیم سود با قیمت سهام
الف) مدل والتر :پروفسور جیمز . ئی والتر چنین استدلال میکند که خط مشی تقسیم سود تقریباً همیشه بر ارزش مؤسسه اثر میگذارد. مدل وی یکی از نخستین کارهای تئوریکی است که رابطه بین نرخ بازده داخلی مؤسسه ® و هزینه سرمایه آن (k) را در تعیین خط مشی تقسیم سود با هدف به حداکثر رساندن ارزش فعلی ثروت سهامداران نشان میدهد مدل والتر بر فرضهای زیر مبتنی است:( اسلامی بیدگلی ،۱۳۷۰، ۱۴).
-
- تمام عایدات مؤسسه به منزله عایدات قابل تقسیم میان سهامداران تلقی گردیده و یا صرف سرمایه گذاری داخلی میگردد.
-
- تمام وجوه لازم برای سرمایه گذاری از محل عایدات باقیمانده در مؤسسه تامین میگردد و در نتیجه بدهی جدید ایجاد نمی شود
-
- نرخ بازده داخلی مؤسسه ® و هزینه سرمایه آن (k) ثابت است.
-
- عایدات و سود قابل تقسیم هرگز تغییر نمی کند. ارزش عایدات هر سهم (E) و سود قابل تقسیم (D) هر سهم ممکن است به جهت تعیین نتایج تغییر نماید اما هر ارزش داده شده به (E ) و (D) برای تعیین ارزش سهم ثابت فرض می شود.
- عمر مؤسسه بسیار طولانی و یا نا محدود است.
مکاتب فکری در تئوری تقسیم سود
مکتب ارتباط تقسیم سود با ارزش سهام
مکتب بی ارتباط تقسیم سود با اررش سهم
تقسیم سود بیشتر = ارزش
سهام کمتر
تقسیم سود کمتر = ارزش
سهام بیشتر
فرمول۱ –۲) P=D/K+[r(E-D)/k]:K
که در آن :
P= قیمت بازار هر سهم
D= سود هر سهم
E = عایدی هر سهم
r = میانگین نرخ بازده داخلی
K= هزینه سرمایه یا نرخ سرمایه گذاری (نرخ بازده مورد انتظار سهامدار) است
معادله بالا به روشنی نشان میدهد که قیمت بازار هر سهم عبارت است از مجموع ارزش فعلی دو منبع مالی :
-
- ارزش فعلی یک جریان منفعت سرمایه که تا بی نهایت ادامه دارد و فرمول آن برابر است .
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
گارمزی و ماستن[۳] (۱۹۹۱، نقل از محمدی، ۱۳۸۴) تاب آوری[۴] را فرایند یا توانایی سازگاری موفقیت آمیز به رغم شرایط چالش انگیز و تهدید کننده تعریف کردهاند.

از جمله مسایلی که در حوزه عوامل مؤثر بر تاب آوری مطرح است، نقش هوش بر تاب آوری است. برخی یافته ها حکایت از آن دارد که هوش یک عامل تعیین کننده تاب آوری است (اگلند و سروف، ۱۹۹۳، رادک- یارو و شرمن، ۱۹۹۰). و برخی هم خلاف این نظر را تأیید کردند(فرایبورگ، بارلوگ، مارتینیوسن، رزنوینگ و هجمدال ۲۰۰۵)[۵]. لازم به ذکر است که این محققان، هوش عمومی را که توسط آزمونهای سنتی هوش سنجیده می شود، مد نظر قرار میدادند. اما امروزه گونه ای دیگر از هوش تحت عنوان هوش هیجانی[۶] مطرح است که در سال ۱۹۹۰ توسط سالوی[۷] و می یر[۸] مطرح شد.

هوش هیجانی شامل درک، فهم و استدلال و اداره هیجان در خود و دیگران است ( سالوی و همکاران، ۲۰۰۰ ) و مجموعه ای از تواناییها، کفایت ها و مهارتهای غیرشناختی است که توانایی فرد برای کسب موفقیت در مقابله با اقتضائات محیطی را تحت تأثیر قرار می دهدوباعث فائق آمدن فردبر فشارها و نیازهای محیط میگردد (بار- اون، ۱۹۹۷).

نظریه پردازان هوش هیجانی براین باورند که بین هوش هیجانی و قدرت مقابله با موقعیتهای مخاطره آمیز رابطه مثبت وجود دارد (سالوی، بدل، دیتویلر و مایر، ۲۰۰۰ ) و بالا بودن هوش هیجانی را به عنوان یک عامل محافظت کننده مطرح نمودند.

رابطه هوش هیجانی و تاب آوری به وسیله جوکار( ۱۳۸۶ )، زارعان، اسدالله پور و بخشی پور(۱۳۸۷)، شاکری نیا و محمد پور (۱۳۸۹)، خدایاری(۱۳۸۹)، انگلبرگ و سجوبرگ (۲۰۰۴)، (سالوی، بدل، دیتویلر و مایر، ۲۰۰۰) مورد بررسی قرار گرفته است.

ارگان (به نقل از فرسه[۹] و زاف [۱۰]،۱۹۹۹) معتقد است که وقتی فرد در شرایطی قرار میگیرد که تحت فشار است و احساس ناراحتی و ناکامی میکند، گفته می شود که وی تحت استرس میباشد . در تعریفی دیگر، استرس به عنوان فرسودگی بدنی و عاطفی درنظر گرفته می شود که بر اثر مسائل و مشکلات واقعی یا خیالی به وجود میآید (کویل[۱۱] ، ادواردز، هاننیگان، فوترگیل و بورنارد، ۲۰۰۵ ). برای فهم بهتر استرس بایستی به سه جز توجه نمود : ۱- بعد فیزیولوژیکی ۲- بعد وقایع و محرک هایی که استرس را به وجود آورده اند ۳- بعد ارزیابی شناختی از موقعیت یا استرس های موجود . در اصل امروزه اعتقاد براین است که استرس ، ارزیابی شناختی از محرک های پیرامو نی و جنبههای فیزیولوژیکی است (بیکر [۱۲]، دمر وتی، دی بوئر وشائوفلی، ۲۰۰۳) استرس شغلی یکی از رایج ترین پدیده ها در محیط های شغلی دارای روابط فردی است (گواریتالت – چالوین[۱۳] ، کالیچ من، دمی و پیترسون،۲۰۰۰ )
همچنین رابطه استرس و تاب آوری نیز توسط میچل کریپل و دونا هندرسون یکنگ (۲۰۱۰)، کوترل (۲۰۰۱)، گیللسپی ، والش، وینفیلد، استاف و دئوا (۲۰۰۱)، جکسون و روت من (۲۰۰۶)، تافت (۱۹۸۹) و … مورد بررسی قرار گرفته است.
کانت ، شادی را ارضای تمامی امیال میداند (آیزنک[۱۴] ،۱۹۹۰،نقل از فیروز بخت و بیگی ، ۱۳۷۵ ). به اعتقاد لاما [۱۵]مهمترین هدف زندگی ما رسیدن به شادی است ، چه انسان معتقد به اصول مذهبی باشد، چه نباشد. حرکت وفعالیت انسان در هر مذهبی که باشد برای دست یافتن به شادی است (لاما و کاتلر[۱۶]، نقل از انوشیروانی ،۱۳۸۲).شادی نه تنها به سطح بالایی از عاطفه یا هیجان مثبت بستگی دارد بلکه به سنجش عمیق تر رضایت کلی از زندگی نیز وابسته است.
رجبی و شیرعلی پور( ۱۳۸۸ )، شریعتی و رمضانی( ۱۳۸۸ )، کاظمی، نیک منش و میناخانی ( ۱۳۸۸ )، پورزارعی( ۱۳۸۲ ) گالاگر و ولا – برودیک( ۲۰۰۸ )، جوده (۲۰۰۷)، فورنهام و کریستفور (۲۰۰۷) به بررسی رابطه بین هوش هیجانی و شادکامی پرداختهاند.
با توجه به مطالب ذکر شده هدف اصلی پژوهش این است که چه رابطه ای بین هوش هیجانی و استرس شغلی با تاب آوری و شادکامی وجود دارد؟
۱-۳- اهمیت و ضرورت انجام پژوهش
کار و شغل، نقش مهمی در زندگی افراد داشته، تأثیرات قابل توجهی در بهزیستی و شادکامی آن ها دارد. از دهه ۱۹۶۰ تاکنون، توجه به شغل، سهم عمده ای از زندگی افراد را تشکیل داده و اگر چه اشتغال یک چالش هیجان آور برای افراد است، ولی همین شغل میتواند به عنوان یک منبع عمده استرس زا در زندگی افراد مطرح باشد (لانگ[۱۷]، ۱۹۹۵) استرس های شغلی بر سلامت افراد تأثیر میگذارد، کیفیت زندگی را کاهش میدهد.

در حال حاضر دانشگاه ها به عنوان عامل کلیدی توسعه اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی جوامع بشری، نقشی حیاتی در امر آموزش سرمایه انسانی ایفا میکنند. تجزیه و تحلیل عوامل مؤثر در رشد و توسعه جوامع بشری اعم از پیشرفته و در حال رشد، بیانگر آن است که کارآمد و اثر بخش بودن نظام آموزشی در هر کشور، به رشد و توسعه همه جانبه آن کشور کمک شایانی میکند. نهاد های آموزشی به این نکته پی برده اند که بدون داشتن نیروی انسانی متعهد و متخصص، قادر نخواهند بود که پاسخگوی نیازهای روزافزون آموزش جامعه خود باشند(مشبکی، ۱۹۹۹).

روانشناسی تاکنون بر بیماری بیشتر از سلامت، بر ترس بیشتر از شهامت و بر پرخاشگری بیشتر از عشق تکیه داشته است.به عبارتی روانشناسان علاقه چندانی در کمک به مردم برای شادتر بودن، متکاملتر بودن، نوع دوستتر بودن و…نداشتهاند و این در حالی است که مردم سرتاسر دنیا احساس روز افزونی به شادی و شادمانی در زندگی خود احساس می کنند
در مطالعهای توسط سو و همکاران(۱۹۹۸) از نمونه ای دانشگاهی به حجم ۷۲۰۴ نفر در ۴۲ کشور مختلف خواسته شد که نشان دهند در مورد شادمانی ذهنی چه مقدار فکر می کنند و شادمانی ذهنی برای آن ها چقدر اهمیت دارد.نتایج نشان داد حتی در جوامعی که کاملا غربزده ۲ نیستند دانشجویان گزارش کردند که شادمانی و رضایت از زندگی برای آن ها خیلی مهم است و آن ها اغلب اوقات در مورد آن فکر می کنند.سطوح میانگینهای علاقه به شادمانی در همه کشورهای مورد تحقیق بالا بود (دینر، ۲۰۰۰).محققین معتقدند، هرچند شادمانی به تنهایی برای زندگی خوب کافی به نظر نمیرسد(مثلا دینر و همکاران، ۱۹۹۸)، ولی به نظر میرسد که شناخت آن میتواند گامی در راستای زندگی خوب باشد.
از طرفی روانشناسان اکنون به تحقیقات جامعی در مورد نقاط قوت و فضیلتهای انسانی نیازمندمند. روانشناسانی که با خانوادهها، مدارس، انجمنهای مذهبی و شرکتها کار می کنند نیازمند توسعه جوی هستند که بر این نقاط قوت تأکید نماید. امروزه نظریه های روانشناسی عمده به سمت دیدگاهی نوین مبتنی بر پرورش نقاط قوت تغییر مسیر داده اند بر این اساس با توجه به اینکه تاکنون در موردرابطه بین هوش هیجانی و استرس شغلی با تاب آوری و شادکامی در دانشگاه علوم پزشکی انجام نشده است لذا این نیاز احساس می شود که در این زمینه تحقیقات بیشتری انجام شود.
علاوه براین نتایج این نوع تحقیقات میتواند راهگشایی باشد برای پژوهشگران و دانشجویان روانشناسی که در این زمینه به تحقیق خواهند پرداخت.
۱-۴- اهداف پژوهش
۱-۴-۱- هدف کلی
هدف کلی این پژوهش تعیین میزان ارتباط هوش هیجانی و استرس شغلی با تاب آوری و شادکامی است.
۱-۴-۲- اهداف اختصاصی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تهرانی و حصارزاده (۱۳۸۸)، تأثیر جریانهای نقدی آزاد و محدودیت در تأمین مالی بر عدم کارایی سرمایهگذاری را بررسی نموده و به این نتیجه رسیدند که جریان نقدی آزاد و محدودیت در تأمین مالی، به ترتیب سرمایهگذاری یبش از حد و سرمایهگذاری کمتر از حد را به دنبال خواهد داشت.

تقوی و همکاران (۱۳۸۹)، به تبیین رابطه هزینه های نمایندگی و ارزش شرکت با مدیریت سود در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند. نتایج به دست آمده از تحقیق آن ها، حاکی از آن بود که مدیران شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، از مدیریت سود به عنوان ابزاری در جهت افزایش منافع شخصی خود (و نه افزایش ارزش شرکت) استفاده میکنند. به بیان دیگر، مدیریت سود در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، فرصت طلبانه میباشد و نه سودمند. افزون بر آن، با در نظر گرفتن تعامل بین فرصتهای رشد و جریانهای نقد آزاد به عنوان معیار اندازه گیری هزینه های نمایندگی، نتایج تحقیق تقوی و همکاران بیانگر وجود رابطه منی و معنادار بین هزینه های نمایندگی و ارزش شرکت بود.
محمودآبادی و مهتری (۱۳۹۰)، رابطه بین محافظه کاری حسابداری و کارایی سرمایهگذاری شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهرران را بررسی کردند. نتایج حاصل از تحقیق آن ها نشان داد که بین محافظه کاری حسابداری و سرمایهگذاری آتی، در سطح شرکتها و در سطح ۷ گروه از صنایع، ارتباط معنادار وجود دارد. بین اندازه شرکت و سرمایهگذاری آتی ارتباط منفی معنادار، بین نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری و سرمایهگذاری آتی ارتباط مثبت و معنادار و بین اهرم مالی و سرمایهگذاری آتی در سطح شرکتها ارتباط منفی معنادار وجود دارد.
سجادی و همکاران (۱۳۹۱) به بررسی تأثیر هزینه های نمایندگی و کیفیت گزارشگری مالی بر ریسک سرمایه گذاری در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند. نمونه مورد بررسی آن ها شامل ۱۲۰ شرکت طی سالهای ۱۳۸۳ الی ۱۳۸۹ بود. نتایج حاصل از تحقیق آن ها بیانگر این بود که هزینه های نمایندگی دارای تأثیر مثبت و معنادار و کیفیت گزارشگری مالی دارای تأثیر منفی و معنادار بر ریسک سرمایهگذاری است.
محمودآبادی و همکاران (۱۳۹۲) به بررسی تأثیر جریانهای نقدی آزاد و هزینه های نمایندگی بر عملکرد شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند. نمونه مورد بررسی آن ها شامل ۹۲ شرکت طی سالهای ۱۳۸۰ الی ۱۳۸۹ بود. نتایج حاصل از تحقیق آن ها بیانگر این بود که جریانهای نقدی آزاد با کلیه معیارهای ارزیابی عملکرد شرکت رابطه مثبت و معنادار دارد. در واقع، تحقیق آن ها به شواهدی در زمینه نقض فرضیه جریانهای نقدی آزاد دست یافت. با این وجود این، رابطه معناداری بین هزینه های نمایندگی و عملکرد به منظور تأیید تئوری نمایندگی در بورس اوراق بهادار تهران مشاهده نشد.
۲-۳-۲- پیشینه خارجی
مایرز و مجلوف (۱۹۸۴)، نشان دادند در زمانی که عدم تقارن اطلاعاتی بین سرمایه گذاران بیرونی و مدیران داخلی در خصوص ارزش فعلی داراییها و بازده جریانهای نقدی پیشبینی شده از طرحهای سرمایهگذاری وجود دارد، تأمین مالی اوراق بهادار منتشر شده توسط واحد تجاری، جهت اجرای طرحهای سرمایهگذاری شده کمتر از حد و یا بیش تر از حد برآورد میشود که ممکن است منجر به سرمایهگذاری بیشتر از حد و یا کمتر از حد شود.
وردی (۲۰۰۶)، در تحقیقی رابطه بین کیفیت گزارشگری مالی و کارایی سرمایهگذاری را بررسی کرد وی به این نتیجه رسید که کیفیت گزارشگری مالی با هر دو سرمایهگذاری بیشتر از حد و سرمایهگذاری کمتر از حد رابطه منفی دارد.
گارسیا لارا و همکاران (۲۰۱۰)، محافظه کاری حسابداری و کارایی سرمایهگذاری شرکت را بررسی نموده و دریافتند که بیش تر شرکتهای محافظه کار، تمایل کمتری به سرمایهگذاری بیشتر از حد و کمتر از حد دارند. علاوه بر این، یک رابطه مثبت میان محافظه کاری و بهره وری یافتند و هیچ گونه شواهدی مبنی بر این که شرکتهای محافظه کارتر، در طرحهای کم ریسک تر سرمایهگذاری کنند، نیافتند.
الطالب[۵۴] (۲۰۱۲)، به سنجش اثر سطح هزینه نمایندگی شرکتها بر سیاست اهرم مالی و سود سهام پرداخت. وی با بررسی نمونه ای متشکل از ۶۰ شرکت طی سالهای ۲۰۰۷ الی ۲۰۱۱ به این نتیجه رسید که بین جریان نقدی آزاد و سود سهام، رابطه منفی و معنادار وجود دارد؛ در حالی که، رابطه بین جریان نقدی آزاد و اهرم مالی، مثبت و معنادار بود. وی، به منظور آزمون اثر هزینه های نمایندگی بر سیاست سود سهام، از معیارهای ریسک، اهرم، فرصتهای رشد، جریان نقدی آزاد، اندازه، سود انباشته به ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام و سود، برای سنجش سطح هزینه های نمایندگی شرکت استفاده کرد. به طور خاص، جریان نقدی آزاد دارای اثرات منفی بود، اما متغیرهای اهرم و سودآوری اثرات مثبتی بر پرداختهای سود سهام داشت.

ایسدورفر و همکاران[۵۵] (۲۰۱۳) به بررسی رابطه بین ساختار سرمایه، پاداش مدیران و کارایی سرمایهگذاری پرداختند. نمونه مورد بررسی آن ها شامل ۲۶۰ شرکت طی سالهای ۲۰۰۰ الی ۲۰۰۹ بود. نتایج حاصل از تحقیق آن ها بیانگر این بود که اهرم مالی بیشتر، موجب افزایش کارایی سرمایهگذاری میشود. همچنین، مدیرانی که پاداش آن ها وابسته به بدهیها است، سرمایهگذاری کمتر از حد و مدیرانی که پاداش آن ها وابسته به حقوق صاحبان سهام است، سرمایهگذاری بیشتر از حد انجام میدهند.
گماریز و بالستا[۵۶] (۲۰۱۴) به بررسی رابطه بین کیفیت گزارشگری مالی، سررسید بدهی و کارایی سرمایهگذاری پرداختند. نمونه مورد بررسی آن ها شامل تعدادی از شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار اسپانیا طی سالهای ۱۹۹۷ الی ۲۰۰۸ بود. نتایج حاصل از تحقیق آن ها بیانگر این بود که کیفیت گزارشگری مالی مشکل سرمایهگذاری بیشتر از حد را تعدیل میکند. همچنین، دوره سررسید بدهی کوتاهتر، بهبود کارایی سرمایهگذری را به دنبال دارد و موجب کاهش سرمایهگذاری بیشتر از حد و سرمایهگذاری کمتر از حد میشود. در نهایت، آن ها نشان دادند در شرکتهایی که بدهی کوتاهمدت کمتری (بیشتری) وجود دارد، کیفیت گزارشگری مالی تأثیر معنادار بیشتری (کمتری) بر کارایی سرمایهگذاری دارد.
۲-۴- خلاصه فصل
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بسیار اتفاق می افتد که انسان از یک بار اقرار یا دو شاهد و سه شاهد، علم و اطمینان به وقوع زنا پیدا میکند اما جایز نیست به اجرای حد دست بزند مثلاً؛ چه کسی است که از گفته یک زن حامله که اصرار دارد مرتکب زنا شده و از ترس عذاب الهی به علی(ع) روی آورده، تا تطهیر شود، علم به زنا پیدا نکند؟ در حالی که این اقرار منجر به اجرای حد نشد تا آن که خود چهار بار اقرار کرد در حالی که حضرت نمی خواستند که او اقرار کند (حر عاملی،وسایل الشیعه ج ۱۸ص۳۷۸). مؤید این مطلب است که پیامبر در مورد ملاعنه نقل شده که فرمود: اگر می خواستم بدون بینه رجم کنم، آن زن را رجم می کردم

یکی از ایراداتی که بر حکم به علم قاضی گرفته شده، این است که در مورد فرجام خواهی، بینه و یمین در قاضی دیگری باید مورد بررسی قرار دهد. او میتواند بر اساس بینه و یمین حکم کند اما در مورد علم شخصی قاضی اول، چنین حکمی برای قاضی تجدید نظر به اثبات نمی رسد، مگر کسی فرجام خواهی را مردود بداند در حالی که اجماعی بر این مطلب وجود ندارد[۳] هر چند محقق حلی آن را جایز شمرده است. محقق آشتیانی نیز معتقد است که باید به این شکایت رسیدگی شود و وجهی بر رد آن نیست، پس با همان ادله ای که بر وجوب توجه به شکایات دلالت داشت، باید به این شکایت هم رسیدگی شود. حتی اگر جواز قضا به علم، بنابر بر این آیات و روایات اثبات شود باز هم معنایش این نیست که دیگری نمی تواند مجدداً به آن پرونده رسیدگی کند گو این رویه کنونی دادگاه ها نیز بر پذیرش تجدید نظر است. بنابرین دلیلی بر جواز استناد قاضی به علم شخصی، وجود ندارد مگر آن علمی که با قرینه های واضح و روشن بهعلم نوعی برگردد و بتواند در دادگاه برای دیگران ایجاد علم کند (هاشمی شاهرودی،علم قاضی،فصلنامه فقه اها بیت،ص ۱۰۹). به بیانی دیگر، در صورتی که علم قاضی در امور سکلی مطلق و نامحدود به حد و مرزی باشد، بایستی اگر قاضی – با هر ملاک یا حتی بدون ملاک نیز – ادعای علم کرد، علم او حجت شناخته شود و فی المثل در این صورت، بایستی محکمه تجدید نظر یا اعتراض به حکم و یا ابطال آن بی معنا گردد.

این فرض علاوه بر این که راه را برای جور و فساد قاضی باز میگذارد و سایه نظارت و مراقبت را از سر او بر میدارد، بر خلاف نصوص و فتاوایی است که به قاضی دیگر در برخی موارد، حق بررسی و احیاناً ابطال حکم قاضی سابق را میدهد. اگر علم معتبر قاضی علم نوعی نباشد، قاضی دوم راهی برای کشف خطای او نخواهد داشت. برخی از فقها در اینجا به اصالت الصحه یا حسن الظن بالحاکم و حتی به اصالت العداله متوسل شده اند ولی اصالت العداله در صورتی است که یک اصل موضوعی در بین نباشد در حالی که حسب ادله موجود، چنین اصلی مسلم نیست، و اصالت الصحه نیز علی المبنی و علی الاصول ناضر به این گونه موارد نیست(العراقی،ضیاالدین،کتاب القضا،ص۲۳۰)
- نگرانی از اقرار گرفتن دادرسی در معرض اتهام و امکان سو استفاده از قدرت.
در وایت صحیحه ابان بن عثمان، عمل به علم شخصی برای این که قاضی را در موضع تهمت قرار میدهد برداشته شده است. متن روایت چنین است: امام صادق(ع) از کتاب علی (ع) نقل میکنند که: پیامبری در مورد قضاوت به خدا شکایت و عرض کرد: چگونه چیزی را که چشم ندیده ام و. با گوش نشنیده ام، قضاوت کنم؟ وحی شد: با بینات و قسم به نام من. آن حضرت در ادامه می فرمایند: داود(ع) به خدا عرض کرد: پروردگارا حق را همان طور که پیش توست به من نشان ده تا بر اساس آن قضاوت کنم. خطاب رسید: تو نمی توانی. پس اصرار کرد تا اینکه چنین شد. آنگاه مردی در نزد او از کسی شکایت کرد و گفت: این مرد مالم را گرفته است. پس خداوند به داود وحی کرد که این شاکی پدر مشتکی عنه را کشته و مالش را گرفته است. لذا داود دستور داد شاکی را کشتند و اموالش را به مشتکی عنه دادند. مردم از این حکم تعجب کردند و حرف هایی بین آن ها شایع شد تا به گوش داود رسید و از آن سخنان ناراحت شد. آنگاه از خدا خواست تا آن حالت از او گرفته شود و چنین شد. سپس به او وحی فرمود: بین مردم با بینات حکم کن و آنان را به نام من قسم بده.(سبزواری،سید عبدالاعلی،مهذب الاحکام،ص۷۰)
همان طور که ملاحضه شد شخصیتی مانند داود نبی (ع) وقتی متهم می شود و نمی تواند یا صحیح نمی داند که همچنان در موضوع تهمت بماند و مامور می شود بر اساس بینه و قسم داوری کند، آیا مجاز است دیگران که در آن موقعیت نیستند به علم خود حکم کنند و خود و نظام راسلامی را در موضع تهمت و عدم مشروعیت قرار دهند؟!
آری، اگر علم قاضی از راه های متعارف و قابل ارائه به دیگران باشد، برای احقاق حق مظلوم حجت خواهد بود و مشکلی برای دستگاه قضا به وجود نخواهد آورد ولی در غیر این صورت شایسته نیست که قدرتی لجام گسیخته و بی نظارت را به قاضی سپرد و به این دل خوش کرد که دادرس دلیل واقعی را در درون نهان داد. اعتقاد قاضی فصل خصومت نمی کند، حکم اوست که تمیز حق میدهد. این حکم باید مستدل باشد تا مقام های ناظر و دو طرف دعوا بدانند که قاضی با بی طرفی و از راه متعارف و به حکم منطق به سوی واقع رهبری شدهخ است. از همین روست که شیخ طوسی(ره) عمل به علم را موجب اتهام قاضی دانسته است. گرچه برخی به این دلیل پاسخ داده ادن که: این دلیل مجرد استحسان و کلیت آن نیز ممنوع است زیرا گاهی تهمت با وجود بینه و نشستن در منصب قضا نیز به وجود میآید (نجفی،محمد حسن،جواهرالکلام،ج۴۰ ص۹۱). در عین حال این تفاوت وجود دارد که اگر مرجع رسیدگی کننده بخواهد سیر پرونده را بررسی کند در موردی که با ادله و شواهد محسوس حکم شده باشد، آن تهمت بر طرف می شود اما در مورد حکم مستند به علم قاضی همچنان این شبهه باقی می ماند. افزون بر این که استناد به علم قاضی، او را در مقام خصم و محکوم علیه قرار میدهد و به محکوم حق اعتراض و آوردن دلیل مخالف آن را میدهد. به همین جهت، برخی از مولفان استناد به علم قاضی را با بی طرفی او در دعوا قابل جمع نمی دانند ومنع قاضی را از لو.ازم حق طرف دعوا در دفاع از خود و اراده دلیل می شمارند (السنهوری،عبد الرزاق احمد ج۲ ص۲۷ به بعد).
ب: بررسی علم قاضی در فقه شافعی
۲-۳ قضاوت و داوری
۲-۳-۱ تعریف قضا :
قضا در لغت دارای معانی متعددی است از جمله :
-
- حکم : گفته می شود : ((قضَی قضاءَ )) یعنی حکم را صادر کرد . خداوند متعال می فرماید (( و پروردگار تو را مقرر کرده که جز او را نپرستید و به پدر و مادر خود احسان کنید ))
-
- فراغت و به اتمام رساندن چیزی : گفته می شود قضای حاجت کرد و از آن فارغ شد .
- پرداخت کردن به اتمام رساندن ( فقه منهجی ، مصطفی البغا و مصطفی الخن ج ۴ ص ۲۱۶ )
۲-۳-۲ دلیل مشروعیت قضاوت :
قضاوت در اسلام مشروع و پسندیده است دلیل مشروعیت آن قرآن، سنت اجماع و عقل است (فقه منهجی ، مصطفی البغا و مصطفی الخن ج ۴ ص ۲۱۸ ) .
قرآن : آیات زیادی در این مورد وارد شده است خداوند متعال می فرماید :
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱ – تعریف کشف جرم
منظور از کشف جرم عبارت است از اقداماتی که پس از اطلاع از وقوع جرم ، برای حفظ آثار و دلایل آن و دستگیری مجرم و جلوگیری از فرار وی و نیز جمع آوری اطلاعات مربوط به بزه ارتکابی انجام می شود . مرحله کشف جرم به مرحله اطلاع بر وقوع جرم ، شناسایی متهم و جمع آوری ادله منتسب به وی ، اطلاق می شود .


با توجه به بند ۸ ماده ۴ قانون نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران حفظ آثار و دلایل جرم بازرسی و تحقیق ، دستگیری متهمین و مجرمین و جلوگیری از فرار و اختفاء آنان بر اساس موازین قانونی همچنان در زمره ی وظایف مأمورین نیروی انتظامی باقی مانده است . از تجمیع مطالب برمی آید که مرحله ی کشف جرم وظیفه ی اصلی و اساسی مأمورین انتظامی به عنوان ضابطان دادگستری خواهد بود .
۲– مقام کشف جرم
قانون آیین دادرسی کیفری مراحل مختلفی را برای دادرسی در امر جزایی قائل شده است و از نظر مقررات آیین دادرسی مرحله کشف جرم مرحله مستقلی بوده و دارای احکام و مقررات خود میباشد .(آخوندی،۱۳۷۴،۲۵)
کشف جرم از هروجه که باشد به طور کلی به عهده ضابطان دادگستری است. (هدایتی، ۱۳۴۲، ۸۵)
قوانین کشور های مختلف مرحله ی کشف جرم ا از دیگر مراحل دادرسی مجزا داشته و انجام آن را به عهده ی پلیس قضایی قرار دادهاند .در کشور ما نیز به تقلید از فرانسه مرحله ی کشف جرم از سایر مراحل دادرسی تفکیک شده و انجام این اقدامات بر عهده ی ضابطان دادگستری قرار گرفته است .
قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب برخلاف کلیه نظام های دادرسی ، مراحل رسیدگی به جرایم را در هم ادغام نموده و انجام آن را بر عهده رئیس دادگستری و حاکم دادگاه محول نموده است . ماده ۱۴ ق . ت . د . ع . ا مقرر میدارد :
… تمامی اقدامات و تحقیقات ضروری از بدو تا ختم تصفیه به وسیله حاکم دادگاه صورت خواهد گرفت ، همچنین اظهار نظر قضایی و انشاء رأی با اوست .
کشف جرم در این قانون مرحله ای مستقل نبوده و قابل تفکیک از دیگر مراحل دادرسی نمی باشد . به عبارت دیگر قانون اصل تفکیک مرحله تعقیب از تحقیقات مقدماتی و دادرسی را نادیده گرفته و رعایت ننموده است . حال اینکه قاعده تفکیک مرحله کشف جرم از دیگر مراحل خصوصاًً مرحله صدور حکم مبتنی بر اجرای اصل عدالت میباشد . چرا که شخصی که مسئول انجام اقدامات پلیس است نباید در مرحله صدور حکم نیز قاضی باشد .
در نظام دادرسی جهان قضات محاکم هیچ وقت به عنوان رئیس ضابطان محاکم انجام وظیفه نمی نمایند . بلکه مقام کشف و تعقیب از مقام صدور حکم جدا میباشد . با توجه به ماده ۱۴ ق . ت . د . ع . ا تحقیقات و اقدامات ضروری به وسیله ضابطان دادگستری و تحت ریاست و نظارت قاضی دادگاه صورت میگیرد . بنابرین پس از ارجاع پرونده به دادگاه این حاکم دادگاه است که مستقیماً با ضابطان در جهت کشف ، تعقیب و تحقیق از جرائم در ارتباط است .
۳ – تسریع در کشف جرم
ضابطان بایستی در کمال بی طرفی و بی غرضی از متهم تحقیق نموده و در کشف اوضاع و احوال که بر نفع یا ضرر متهم است فرق قائل نشوند . ضابطان نبایستی در تحصیل و جمع آوری اسباب و دلایل جرم تأخیر نمایند ، بلکه مکلف اند اقدامات فوری را بدون فوت برای جلوگیری از امحاء آثار جرم و فرار متهم بعمل آورند ، تأخیر در اجرای تحقیقات مقدماتی ممکن است ، موجب از بین رفتن آثار و علائم جرم یا فرار متهم گردد .
چنانچه تحقیقات با تأخیر صورت گیرد و بین زمان وقوع جرم و تحقیقات فاصله ایجاد شود ، کشف جرم مشکل تر می شود . البته تسریع در انجام تحقیقات نباید موجب تضییع حقوق متهم و عجولانه تصمیم گرفتن شود .
بدیهی است تخلف از این امر موجب محکومیت انتظامی خواهد بود .
آنچه از تجمیع مطالب بر میآید این است که فوریت در اقدام ، مربوط به جلوگیری از امحاء آثار و علائم جرم است نه کلیه مراحل تحقیقات مقدماتی . بنابرین اگر پس از جمع آوری دلایل و مدارک جرم ، قاضی دادگاه یا قاضی تحقیق توضیحی لازم بداند ، حتی با تعیین وقت نیز میتواند تحقیقات را انجام دهد و فوریت در اقدام ضرورتی ندارد .
گفتار دوم -تحقیقات مقدماتی
این مرحله از حیث ترتیب زمانی بعد از مرحله ی کشف جرم واقع می شود گام نخستین دادرسی های کیفری است و از حساسیت های ویژه ای برخوردار است تحقیقات مقدماتی شامل دو مرحله می شود :
۱ – جمع آوری دلایل له و علیه متهم و اقدام در جهت جلوگیری از فرار یا مخفی شدن او
۲ – اظهار نظر قضایی در مورد متهم که بتواند از اظهار نظر بر مجرمیت یا منع پیگرد وی و یا با صدور قرار موقوفی پرونده از موجودی دادسرا کسر گردد .
از آنجایی که سرنوشت قضایی متهم در مرحله تحقیقات مقدماتی تا حدود زیادی روشن می شود ، سعی قانونگذار نیز بر این است که کلیه اقدامات در مرحله تحقیقات مقدماتی را به دقت تعیین کرده و برای مقامات این مرحله مسئولیت کیفری و مدنی قائل گردیده است .
۱ – تعریف و هدف تحقیقات مقدماتی
الف – تعریف تحقیقات مقدماتی
علمای آیین دادرسی کیفری تحقیقات را در دو معنی عام و خاص استعمال کردهاند . «تحقیقات مقدماتی عبارت است از مجموعه اقداماتی که به وسیله مقامات قضایی برای کشف جرم ، جمع آوری دلایل و جلوگیری از فرار یا مخفی شدن متهم و اظهار نظر در خصوص قابل پیگرد بودن یا نبودن او به عمل میآید.»(آخوندی،۱۳۷۴،۶۸)
چنانچه ملاحظه می شود در معنی مذبور مرحله کشف جرم داخل در مفهوم تحقیقات مقدماتی قرار میگیرد . اما برخی دیگر از حقوق دانان و نظریه پردازان دادرسی کیفری ، با استناد به مقررات آیین دادرسی کیفری بر معنای فوق الذکر مفهوم تحقیقات مقدماتی را فقط شامل اقدامات قاضی تحقیق در جمع آوری ادله به ضرر یا سود متهم و جلوگیری از فرار یا مخفی شدن و بالاخره اظهار نظر قضایی در خصوص بزهکاری و یا بی گناهی وی دانسته اند . به عبارت دیگر در معنی مضیق مرحله کشف جرم را از مفهوم تحقیقات مقدماتی خارج نموده است .
در حقوق اسلام با توجه به باب قضاء در کتب فقهی ، مرحله ای تحت عنوان تحقیقات مقدماتی در طی رسیدگی به امور کیفری به چشم نمی خورد . اما برخی از مؤلفین با استناد به روش های قضاوت حضرت علی ( ع ) اعمال تحقیقات مقدماتی را برای کشف حقیقت بلامانع قلمداد کردهاند .
ب – هدف تحقیقات مقدماتی
در سیستم های دادرسی کیفری موجود دنیا اعم از مختلط و اتهامی امر تحقیقات مقدماتی را در مورد جرایم مهم ضروری دانسته اند . در نظام های دادرسی هدف از اعمال تحقیقات مقدماتی تأمین مصالح اجتماعی و فردی است . در تأمین مصالح اجتماعی کوشش قاضی تحقیق معطوف می شود به کشف حقیقت ، اجرای عدالت جزائی و حفظ نظم و آسایش عموم افراد جامعه ، اما هدف مذبور نباید موجب عدول قاضی از جاده صواب و انسانیت شده و به حقوق دفاعی متهم لطمه وارد آورد .
ماده۳۹ قانون آیین دادرسی کیفری با الهام از اهداف مذبور مقرر دارد:
دادرسان دادگاه و قضات تحقیق باید با کمال بی غرضی تحقیقات را انجام داده در کشف اوضاع و احوالی که به نفع یا ضرر متهم است بی طرفی کامل را رعایت نماید .
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در حال حاضر ماده ۶۸۸ قانون مجازات اسلامی یکی از مهمترین مواد رکن قانونی این جرم زیست محیطی به شمار میرود. در تبصره ۲ این ماده همانند ماده ۶ قانون حفاظت و بهسازی محیط زیست، ضمن تعریف آلودگی محیط زیست، از آلودگی خاک نیز به عنوان یکی از مصادیق این آلودگی و جرم عام زیست محیطی نام برده شده است. به علاوه، ماده ۶۹۰ قانون یاد شده و قانون مدیریت پسماندها، قانون حفاظت و بهرهبرداری از جنگلها و مراتع مصوب ۱۳۴۶ با اصلاحات بعدی و قوانین برنامه های توسعه کشور را نیز میتوان در این باره مورد توجه و بررسی قرار داد.

۱-۶- آلودگی شیمیایی و هستهای
این قسم از جرایم زیست محیطی از عنصر قانونی مختلف و متعدد برخوردار نیست. در تعریفی که ماده ۹ قانون حفاظت و بهسازی محیط زیست و ماده ۶۸۸ قانون مجازات اسلامی از آلودگی محیط زیست ارائه کردهاست، آشکارا از آلودگی شیمیایی و هستهای سخنی به میان نیامده است. هر چند مطرح نشدن جرم زیست محیطی آلودگی شیمیایی و هستهای در این موارد آن را از قلمرو این جرایم خارج نخواهد کرد. با این حال بهتر بود که مقنن به ویژه در ماده ۶۸۸ و تبصره ۲ آن، از این آلودگیها و سایر مصادیق مهم آلودگی محیط زیست نام برد تا ثابت کردن این نکته که قانونگذار به این موارد، مرتبه و اهمیت آن ها نیز توجه داشته است، نیازمند استدلال نباشد.
برای مواد ۱۸ و ۱۹ قانون حفاظت در برابر اشعه مصوب ۱۳۶۸ بهرهبرداری از منابع مولد اشعه، رعایت نکردن دستورالعملهای حفاظتی توسط کارکنان با اشعه، کار با اشعه بدون اتخاذ تدابیر حفاظتی، ایجاد اختلالدر کار با اشعه و یا منابع مولد اشعه و نیز بهرهبرداری از منابع مولد شعه که توسط واحد قانونی (سازمان انرژی اتمی ایران ـ به موجب بند ۴ ماده ۲ قانون مربوط به تأسیس این سازمان) که ممنوع اعلام شده است جرم محسوب میشود. نکته مهم در این زمینه آن است که احتمال دارد در اثر وقوع هر یک از موارد بالا آلودگی هستهای به وجود آید.

همچنین بر مبنای ماده ۶ قانون مناطق دریایی جمهوری اسلامی ایران در خلیج فارس و دریای عمان مصوب ۱۳۷۲ که هر گونه آلودگی محیط زیست دریایی ایران مشمول مقررات کیفری و مدنی دانسته شده است، به موجب ماده ۹ آن قانون عبور شناورهای جنگی، زیردریاییها، شناورهای با سوخت هستهای، شناورها و زیردریاییهای حامل مواد اتمی یا خطرناک و یا زیانآور برای محیط زیست و مانند آن منوط به موافقت قبلی مقامات صلاحیتدار کشور شده است. در این قانون آلودگی هستهای و اتمی آبها و مناطق دریایی به خوبی مورد توجه قرار گرفته است.
در ماده ۱۰ آییننامه بهداشت محیط مصوب ۱۳۷۱ نیز، آلودگی محیط زیست به وسیله سموم و مواد شیمیایی مورد توجه قرار گرفته است و بر جلوگیری از پیدایش این گونه آلودگیها تأکید شده است.
۱-۷- آلودگی ناشی از زباله و نخاله
مهمترین قوانین و مقرراتی که رکن قانونی این جرم زیست محیطی به شمار میآیند عبارتند از:
۱ـ قانون نحوه جلوگیری از آلودگی هوا و اصلاحی آن
۲ـ قانون شهرداری
۳ـ قانون مجازات اسلامی
۴ـ قانون طرز جلوگیری از بیماریهای آمیزشی و بیماریهای واگیردار مصوب ۱۳۲۰٫
۵ـ قانون مدیریت پسماندها مصوب ۱۳۸۳٫
۶ـ آییننامه بهداشت
۷ـ آییننامه اجرایی قانون نحوه جلوگیری از آلودگی هوا مصوب ۱۳۷۹
۸ـ آییننامه جلوگیری از آلودگی آب مصوب ۱۳۷۳
ماده ۶۸۸ قانون مجازات اسلامی، ریختن زباله در خیابانها را به عنوان یکی از اشکال تهدید علیه بهداشت عمومی (محیط زیست) دانسته و آن را به منزله یکی از مصادیق این جرم بر شمرده است.
در ماده ۲۴ قانون نحوه جلوگیری از آلودگی هوا که مهمترین رکن قانونی این جرم محسوب میشود از این جرم به شکل جداگانه نام برده شده است. در این ماده سوزاندن و انباشتن زبالههای شهری و خانگی و نیز هر گونه نخاله در فضای باز و معابر عمومی ممنوع (جرم) اعلام شده است. دلیل آن که این قانون از جرم آلودگی ناشی از زباله (آن هم به شکل جداگانه) نام برده است آن است که، سوزاندن زباله و آلودگی ناشی از آن اثر ناگوار مستقیمی بر وضعیت و کیفیت هوا خواهد گذارد. به عبارت دیگر، نتیجه این جرم به معنای تحقق آلودگی هوا نیز خواهد بود.
۱-۸- آلودگی ناشی از پسماندها
به موجب ردیف دال بند ج ماده۲ قانون مدیریت پسماندها، مقصود از آلودگی ناشی از پسماندها، همان مفهوم آلودگی است که در ماده ۹ قانون حفاظت و بهسازی محیط زیست (همچنین تبصره ۲ ماده ۶۸۸ قانون مجازات اسلامی) آمده است. قانونگذار به دنبال طبقهبندی پسماندها و بیان ضرورت تلاش مؤثر به منظور جلوگیری از بروز این گونه آلودگیها و تعیین یک سلسله وظایف و تکالیف و مانند آن، به جرم انگاری در این باره مبادرت نموده است و در ماده ۱۳ این قانون مخلوط کردن پسماندهای پزشکی (بیمارستانی) را با سایر پسماندها و نیز تخلیه و پخش کردن آن ها را در محیط، همچنین فروش و استفاده و بازیافت آن ها را ممنوع (جرم) دانسته است.
به علاوه، نقل و انتقال برون مرزی و درون مرزی پسماندهای ویژه را بر حسب مورد تابع مقررات بینالمللی (بازل) و داخلی (آییننامه اجرایی مصوب هیئت وزیران) دانسته است و بر اساس ماده ۱۷ برای متخلفین مجازات پیشبینی شده در ماده ۱۶ را در نظر گرفته است.
همچنین، در ماده ۱۶، نگهداری، مخلوط کردن، جمع آوری کردن، حمل و نقل کردن، خرید و فروش، دفع، صدور و تخلیه پسماندها در محیط را در صورتی که برخلاف مقررات این قانون انجام پذیرد مستوجب تحمل کیفری جزای نقدی دانسته است.
در قانون مدیریت پسماندها، به منظور مقابله با خطرات و زیانهای ناشی از این گونه آلودگیها، به صورت کلی موارد زیر بر حسب مورد پیشبینی شده است:
۱ـ جریمه نقدی در شرایط عادی
۲ـ تشدید میزان جزای نقدی در صورت تکرار جرم
۳ـ رفع آلودگی و پاکسازی محیط
۴ـ توقف اقدامات آلاینده
۵ـ جبران خسارات وارده به اشخاص و دستگاه های مسئول
۶ـ توقیف خودرو تخلیه کننده پسماندها در اماکن غیرمجاز (در دو حالت عادی و تشدید یافته)
در پایان بررسی عنصر قانونی جرایم تهدید علیه بهداشت عمومی و آلودگی محیط زیست باید به این نکته اشاره کرد که، در این باره تعدد و پراکندگی وجود دارد. از یک سو این جرایم دارای قوانین و مقررات خاص هستند و از طرف دیگر مجموع این جرایم در ماده ۶۸۸ قانون مجازات اسلامی بیان شده است.
۲-عنصر مادی
رکن دیگری که وجود آن برای تحقق جرائم تهدیدعلیه بهداشت عمومی و آلودگی محیط زیست ضروری است، عنصر مادی است.
۲-۱- رفتار مرتکب
رفتارمرتکب ممکن است به شکل فعل و یا ترک فعل باشد.رکن مادی جرایم تهدیدعلیه بهداشت عمومی و آلودگی محیط زیست شامل هر دو شکل رفتار مرتکب، یعنی فعل و ترک فعل است با این تفاوت که، جرم زیست محیطی ناشی از ترک فعل بسیار اندک است و عنصر مادی بیشتر این جرایم ناشی از فعل است.
۲-۱-۱- فعل
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
-ازجمله پژوهش های دیگری که در ارتباط با موضوع تحقیق حاضر در داخل کشور صورت گرفته است ،تحقیقی است که توسط (نوروش و همکاران،۱۳۸۹)، انجام گرفته است .موضوع این پژوهش با عنوان بررسی تاثیر اهرم مالی بر سرمایه گذاری در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران میباشد.دوره ی زمانی که این پژوهش مورد بررسی قرار گرفته است از سال ۱۳۸۰تا ۱۳۸۵ میباشد

در این مقاله ارتباط اهرم باتصمیمات سرمایه گذاری در شرکتهای پذیرفته شده دربورس اوراق بهادارتهران بررسی گردید با تعریف دواندازه ازاهرم واستفاده از سهم مدل تجربی،ارتباط اهرم وسرمایه گذاری منفی ومعنی دارحاصل شد .ازسوی دیگر،ارتباط اهرم وفرصت های رشدنیزبررسی گردید. برای بررسی قوت نتایج،متغیرهای مدل بر اساس متوسط صنعت تعدیل شدند . نتایج مدلهای تجربی بعدازاین تعدیل نیزمشابه نتایج قبلی حاصل از پژوهش بود. نتایج به دست آمده نشان می دهد که رابطه منفی ومعنی داربین اهرم وسرمایه گذاری برقرار است. همچنین،نتایج نشان می دهند که ارتباط اهرم-سرمایه گذاری برای شرکت هایی بافرصت رشدکمتر،قویترازشرکتهایی بافرصت رشدبیشتراست .

پژوهش دیگر که در داخل کشورما مشابه تحقیق حاضر صورت گرفته است ،می توان به پژوهشی که توسط (مرادی و همکاران،۱۳۸۵)، با عنوان بررسی رابطه بین اهرم مالی و هموارسازی سوددرشرکتهای پذیرفته شده دربورس اوراق بهادارتهران ،بررسی شده است اشاره کرد. جامعه آماری این تحقیق شرکتهای تولیدی پذیرفته شده دربورس اوراق بهادارتهران وقلمروزمانی دوره هشت ساله ازسال ۱۳۷۷تا پایان سال ۱۳۸۴ بوده است.تعداد شرکتهای نمونه گیری شده جهت آزمون فرضیات ۱۸۴شرکت میباشد.
.نتایج این مطالعه حکایت ازاین داردکه بین اهرم مالی و هموارسازی سودرابطه معنی دارمنفی وجوددارد،به این مفهوم که باافزایش بدهی،هموارسازی سودکمترصورت میگیرد. همچنین در شرکتهای با جریانهای نقدی آزادبالا،بین اهرم مالی و هموارسازی سودرابطه معنی دارمنفی بیشتری وجوددارد . به عبارت دیگر،هرچه بدهی شرکت افزایش یافته است،مدیران منضبط ترعمل میکنند.
-نمونه دیگر از پژوهش های انجام شده در داخل کشورتوسط(صحت و همکاران،۱۳۹۰)، صورت گرفته است باعنوان رابطه بازده دارائیها،بازده حقوق صاحبان سهام و ارزش افزوده اقتصادی درصنعت بیمه بررسی شده است. در این تحقیق تمام شرکتهای بیمه )به استثنای شرکتهای بیمه اتکایی( که شامل شرکت است،برای یک دوره ی ۴ساله (۱۳۸۴تا۱۳۸۷) ارزیابی شده است
یافته های تحقیق نشان میدهند که میان بازده داراییهاوبازده حقوق صاحبان سهام باحاشیه ارزش افزوده اقتصادی درصنعت بیمه رابطه نسبتاًقوی و مستقیمی برقرار است.البته این ارتباط درموردبازده حقوق صاحبان سهام بیشتر میباشد. همچنین جهت مشخص شدن ابعادبیشتری ازرابطه معیارهای سنتی مورداشاره بامعیارارزش افزوده اقتصادی،ارتباط بازده داراییهاوبازده حقوق صاحبان سهام نیز با”نسبت سودعملیاتی پس ازکسرمالیات به مبلغ هزینه سرمایه” نیزبررسی گردید که نتایج آن نیزحاکی ازوجودارتباط مستقیم میان بازده داراییهاوبازده حقوق صاحبان سهام بااین نسبت است.
پژوهش دیگر توسط (محسنی ملکی و همکاران،۱۳۹۲)، انجام شده است با عنوان :تاثیرمالکیت نهادی بربازده حقوق صاحبان سهام شرکتهای پذیرفته شده دربورس اوراق بهادارتهران )مطالعه موردی : صنعت خودرووساخت قطعات( انجام شده است.به همین منظوراطلاعات۵ساله۲۹شرکت که درصنعت خودرووساخت قطعات فعالیت میکنندراطی دوره های زمانی۱۳۸۷تا۱۳۹۱رابررسی شده است.
یافته های این تحقیق نشان می دهدکه باوجوداین که میزان مالکیت نهادی در شرکتهای پذیرفته شده دربورس اوراق بهادارتهران بسیارزیاداست ولی بین درصدسهامداران نهادی وتفاضل بین بازده واقعی وبازده موردانتظارسهامداران شرکت رابطه معنی داری وجودندارد.
-نمونه دیگر از بررسی های انجام شده می توان به تحقیقی با عنوان رابطه بین توان مدیران وعملکرد تواناییهای مصرف کارکنان شهر کرمان که توسط (ملاحسینی و همکاران،۱۳۸۹)،صورت گرفته است.
نتایج آزمون همبستگی نشان می دهدکه متغیرهای تجربه ومرتبط بودن تحصیلات بارشته کاری رابطه مثبت ومعنی داری باعملکردتعاونیهای مصرف دارند،امابین سطح تحصیلات مدیروعملکردرابطه ای وجودندارد.
۲-۳-۲) پژوهش های خارجی :
-ازجمله پژوهش هایی که در این زمینه صورت گرفته است،توسط(آنجلیناگنزالس وپائول آندره،۲۰۱۴)،[۴۰]باعنوان کارایی هیئت مدیره و ریسک کوتاه مدت، باشد.در این پژوهش به بررسی این موضوع پرداخته است که کارایی هرچه بیشتر هیئت مدیره (از لحاظ اندازه،تجربه ،مالکیت،استقلال) ریسک کوتاه مدت را محدود میکندوکاهش میدهد. در این پژوهش ازمدل قیمت گذاری دارایی که توانایی حل ریسک کوتاه مدت مربوط به بازدهی کوتاه مدت و ریسک بلند مدت مربوط به بازدهی بلند مدت رادارد استفاده میکنیم.
نتایج آزمون فرضیه نشان میدهد که کارایی هیئت مدیره در ارتباط منفی با سطح ریسک کوتاه مدت می باشدونتایج این پژوهش برای تمام انواع ریسک های کوتاه مدت ثابت است.در موردی از پژوهش های انجام شده مشابه موضوع تحقیق جاری (لانگ و همکاران[۴۱]،۲۰۱۰) نمونه ای از شرکت های صنعتی آمریکا در سال- های ۱۹۷۰تا ۱۹۸۹ تحلیل نمودند.موضوع تحقیق تاثیر اهرم بر سرمایه گذاری در پروژه های ضعیف میباشد.
-پژوهش دیگر باعنوان اثر اهرم مالی بر بازده حقوق صاحبان سهام وبازار سرمایه در شرکت های پذیرفته شده در بورس هند[۴۲] (راجنی ساینی[۴۳] ،۲۰۱۲)انجام شد.دوره ی زمانی تحقیق ۷ساله از دوره ی زمانی ۲۰۰۵-۲۰۰۴تا ۲۰۱۱-۲۰۱۰ میباشد .اهرم مالی میزان ریسک مالی شرکت را اندازه گیری میکند.سطح بالا از اهرم مالی به سهامداران اجازه میدهد برای به دست آوردن یک بازده سهام بالاتر اما آن ها همچنین در معرض ریسک بالا جهت زیان قابل توجهی هستند اگر نرخ بازده دارایی ها پایین باشد؛اهرم مالی که توسط یک شرکت به کار می رود وبرای به دست آوردن بودجه ثابت هزینه های نسبی خود است.
نتایج یافت شده حاکی از آن است که همبستگی مثبت بین اهرم مالی وبازده حقوق صاحبان سهام یافت می شود.همچنین همبستگی منفی بین اهرم مالی وبازار سرمایه وجود دارد.همچنین بین اهرم مالی وبازده حقوق صاحبان سهام ارتباط معناداری وجود ندارد.ولی بین اهرم مالی وبازار سرمایه ارتباط معنا دار وجود دارد.
-همچنین در تحقیقی دیگر با عنوان بررسی اثر اهرم مالی واندازه شرکت بر روی بازدهی سهام در شرکت های پذیرفته شده در بورس غنا [۴۴]که توسط(آلبرت و همکاران،۲۰۱۴)،صورت گرفته است.اهرم مالی ازروی گزارش های سالانه برای ۵سال از سالهای ۲۰۰۶تا ۲۰۱۰برای شرکت های با فعالیت تولیدی ،محاسبه شده است.از روش رگرسیون حداقل مربعات برای مدل سازی ارتباط بین متغیرهای وابسته ومستقل درتحقیق مورد استفاده قرار گرفته است.علاوه براین متوسط ماهانه قیمت سهام برای سهام انتخاب شده برای سالهای ۲۰۰۶تا ۲۰۱۰ برای شرکت های فوق نیز محاسبه شده است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شاید بتوان دادرسی عادلانه را به این شرح تعریف کرد: «دادرسی عادلانه و منصفانه عبارت است از اینکه دعوای مطروحه میان طرفین دعوا در یک دادگاه صالح و مستقل و بیطرف که مطابق با قانون تشکیل گردیده و در یک فضای آرام و شرایطی برابر توسط قضات متخصص و دانا و با رعایت کلیه تضمینهای شکلی وماهوی مربوط به حقوق اصحاب دعوا مورد رسیدگی قرار گیرد[۱۰۱].»

گفتار دوم: ضوابط دادرسی عادلانه
وجود دادگاه های مستقل و بیطرف، تساوی افراد در برابر دادگاه، حفظ حرمت و آبروی متهم، محاکمه سریع و بدون تأخیر، قابلیت تجدید نظرخواهی و منع محکومیت مجدد از مهمترین معیارها و ضوابط حاکم بر دادرسی عادلانه است که در این گفتار مورد بررسی قرار می گیرند.
دادرسی زمانی منصفانه خواهد بود که اولا دادگاه رسیدگی کننده مطابق با قانون تشکیل گردیده و صلاحیت ذاتی برای رسیدگی به دعوا را داشته باشد، ثانیاًً دادرسی به وسیله قاضی بیطرف انجام شود، منظور از بیطرفی قاضی آن است که قاضی رسیدگی کننده به پرونده، یک قاضی طبیعی بوده و از هر نوع پیش داوری یا گرایش نسبت به یکی از طرفین دعوا پرهیز کند. ثالثاً، قاضی رسیدگی کننده باید کاملاً مستقل باشد، استقلال قاضی به این معنا است که قاضی دادگاه در انجام وظایف قانونی خود، از هر گونه مداخله و اعمال نفوذ و فشار از طرف طرفین دعوا یا هر مقام قضایی واداری دیگر مصون بوده و به صورت کاملاً آزاد و بدون هر گونه وابستگی مادی و معنوی وصرفاً با در نظر گرفتن وجدان و قانون اتخاذ تصمیم نماید.

اصل برابری افراد در مقابل دادگاه ها متضمن چند نکته مهم و اساسی است: نخست اینکه، دادگاه ها با طرفین دعوا رفتار مساوی و برابر داشته باشند، بنابرین خصوصیات و ویژگیهای ذاتی و یا اعتباری افراد نباید موجب تمایز و تبعیض میان آنان شود، دوم اینکه، دادگاه باید سعی کند میان اصحاب دعوا توازن و تعادل برقرار کند، بنابرین چنانچه دادرسی در شرایطی انجام شود که یکی از اصحاب دعوا نسبت به دیگری در موقعیت نامساعدی قرار گیرد، در اینصورت باید در مورد منصفانه بودن دادرسی تردید نمود، سوم اینکه، تشکیلات دادگاه ها، آیین رسیدگی به اتهامات افراد و تسهیلات و امتیازات اعطایی به آنان باید نسبت به همه شهروندان یکسان باشد، بنابرین تشکیل دادگاه های اختصاصی برای رسیدگی بر اتهامات وارده بر قشر یا طبقه خاصی از افراد، مغایر با اصل برابری افراددر مقابل دادگاه است.
آبروی اشخاص از مهمترین حقوق عمومی است که کسی حق سلب آن را از فرد ندارد، چرا که سلب آن از فرد موجب مستاصل شدن و سقوط وی خواهد شد و لذا کسی حق از بین بردن حرمت و آبروی دیگران را حتی با ارتکاب شنیعترین گناه و معصیتها ندارد. بنابرین مأموران و کسانی که کار تحقیق از متهم را انجام میدهند حق ندارند متهم را در شرایطی قرار دهند که حرمت و کرامت انسانی او تضییع شودو بلکه تکلیف دارند که با متهم طوری رفتار کنند که شخصیت انسانی او حفظ شود زیرا متهم کسی است که هنوز جرم او اثبات نشده و ممکن است حتی بعد از اینکه تحقیقات تمام شد حکم برائت اوصادر شود. هرچند که اگر مجرم هم شناخته شود، باز مأموران حق ندارند با او به طور غیر انسانی رفتار کنند. و نیز تا زمانی که حکم قطعی علیه کسی صادر نشده و ثابت نشده است که مجرم بوده هیچ یک از مقامات قضایی حق ندارند که اتهام او را افشا کنند و لطمه به آبرو و حیثیت افراد وارد کنند.
یکی دیگر از مقتضیات دادرسی عادلانه آن است که رسیدگی به اتهام متهم باید در یک مدت معقول و بدون تأخیر انجام شود. اهمیت این امر از آن جهت است که اطاله دادرسی و تأخیر بدون دلیل در محاکمه متهم دادرسی عادلانه و منصفانه را از هدف اصلی آن، که تضمین حقوق اصحاب دعوا از یک طرف و حقوق جامعه از سوی دیگر است، منحرف میسازد. تأخیر بدون دلیل در محاکمه و مجازات متهم، هم قربانی جرم را از رسیدن به موقع حقوق از دست رفته خود محروم میسازد و هم با حقوق دفاعی جامعه مغایر است، علاوه بر این، امنیت زندگی اجتماعی، شغلی و خانوادگی و حتی روانی متهم را نیز با خطر جدی مواجه میسازد و در نهایت موجب سلب اعتماد عموم مردم نسبت به دستگاه عدالت کیفری عمومی گردیده و عدالت کیفری خصوصی را جایگزین آن میسازد. در نظام عدالت کیفری ایران چارچوب مشخص و منسجمی برای رعایت این تضمین پیشبینی نگردیده است تنها در ماده ۵۹۷ ق. م.ا برای آن دسته از مقامات قضایی که رسیدگی و صدور حکم را برخلاف قانون به تاخیربیندازند، برای بار اول ۶ ماه تا یک سال حبس و در صورت تکرار انفصال ابد از شغل قضایی پیشبینی شده است.
تجدیدنظر، که امروزه در نظامهای نوین دادرسی کیفری به عنوان روشی برای پیشگیری از اشتباهات قضایی و جلوگیری از اعمال مجازات بر متهمان بی گناه پیشبینی گردیده، عبارت است از: «رسیدگی مجدد به آرای صادره از دادگاه ها و مراجع قضایی بدوی در یک مرجع قضایی بالاتر» در سیستم کیفری ایران، اصل بر قطعی بودن احکام است دلیل اصلی تصویب چنین مقرراتی، در حقیقت این بوده است که قانونگذار خواسته در تدوین و تصویب این مقررات هم موازین فقهی را که بر اساس آن اصل برقطعی بودن احکام است وهم موازین حقوق موضوعه را رعایت کند، لکن در این امر چندان توفیقی به دست نیاورده است. زیرا از یک طرف اصل قطعی بودن احکام را پذیرفته و از طرف دیگر چنان موارد استثنایی را گسترش داده است که تخصیص اکثر لازم آمده است که از جمله این استثنائات جرایم منافی عفت میباشند. از سوی دیگر، در تصویب این قبیل مقررات، قانونگذار واقعیات اجتماعی و قضایی موجود را در نظر نگرفته و صرفاً بر اساس یک سری پیش فرضهای فقهی و کلامی عمل نموده است.

قاعده ممنوعیت محاکمه مجدد متهم برای یک عمل ونتیجه آن یعنی ممنوعیت مجازات مضاعف از آثار مستقیم قاعده اعتبار امر مختوم کیفری است. منظور از این قاعده این است که وقتی در امور کیفری، رسیدگی به دعوایی تمامی مراحل خود اعم از بدوی و تجدید نظر را طی نمود و حکم یا قرار نهایی صادر گردید و یا مهلتهای قانونی اعتراض منتفی گردید، اصل بر آن است که آن حکم یا قرار برای همیشه معتبر است و طرح مجدد دعوا و رسیدگی به آن جز در موارد استثنایی مثل اعاده دادرسی ممکن نیست.
از لحاظ نظری برای توجیه این قاعده میتوان به دلایلی مثل لزوم تامین امنیت قضایی شهروندان، ممنوعیت استفاده ابزاری از متهم توسط دولت یا مدعی خصوصی، لزوم احترام به احکام و آرای دادگاه ها، ضرورت پایان بخشیدن به دعوا، و رفتار منصفانه و دادرسی عادلانه استناد نمود.
مبحث سوم: اصل آزادی و صیانت ازحریم خصوصی افراد
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- ۴- حمیدی، منوچهر، معاونت در ارتکاب جرم ،تهران، چاپخانه صبح امروز، ۱۳۵۱، ص ۱۸٫ ↑
- ۵- گلدوزیان، ایرج، پیشین، ص ۱۸٫ ↑
- ۶- ولیدی، محمد صالح، مختصر النافع، حقوق جزای عمومی، چاپ اول، تهران، نشرخط سوم، ۱۳۷۸، ص ۳۳۱٫ ↑
- ۷- لنگرودی، جعفر، پیشین،ص ۳۴۲۶٫ ↑
- ۸- فرهنگمجمع اللغات،ترجمهمرتضیآیت الهزاده شیرازی، آذرنوش آذرتاش، محمودعادل، چاپ دوم، تهران،دفترنشرفرهنگ اسلامی، صص۷۶۴-۷۸۵٫ ↑
- ۹- مهیار،رضا، پیشین. صص۲۱۸-۷۸۹ ↑
- ۱- ثروت، جلال، القسم العام، ص ۱۹۶٫ ↑
- ۲ – امیل طوبیا، بیار، الموسوعه الجزائیه، المساهمه الجرمیه، الطبع الاول، لبنان، مؤسسه حدیث الکتاب، ۲۰۰۳ م، ص۵۱۱٫ ↑
- ۳- همان. ↑
- ۴- ثروت، جلال، پیشین، ص ۲۱۶٫ ↑
- ۵- محسنی، مرتضی، دوره حقوق جزای عمومی، جلد سوم، مسئولیت کیفری، چاپ اول، تهران، انتشارات گنج دانش، ۱۳۷۶، ص ۸۶٫ ↑
- ۶- امیل طوبیا، بیار، پیشین، ص ۵۱۱٫ ↑
- ۷- العوجی، مصطفی، القانون الجنایی العام، چاپ دوم، بیروت، مؤسسه نوفل، ۱۹۹۲ ص،۱۵۹٫ ↑
- ۸- نجبیب حسنی، محمود، شرح قانون العقوبات اللبنانی، القسم العام، بیروت دارالنهضه، العربیه، ۱۴۰۴، ه.ق. ↑
- ۹- عالیه، سمیر، اصول قانون العقوبات، القسم العام، الطبع الثانی، بیروت، الموسسه الجامعیه للدراسات و النشر، ۱۹۹۶م، صص۳۰۹-۳۱۰٫ ↑
- ۱- ثروت، جلال ، پیشین.ص۲۰۶ ↑
- ۲- الزغبی،فرید،الموسوعه الجزائیه،ج۲، چاپ سوم، بیروت،دار صادر، ۱۹۹۵م، ص۳۶۳٫ ↑
- ۳- الفاضل، محمد، المبادی العامه فی قانون العقوبات،الطبعه الثالثه، دمشق،۱۹۶۴، ص۲۳۶٫ ↑
- ۴-رزق، فواد، الاحکام الجزائیه العامه، المنشورات الحلبی الحقوقیه، ۲۰۰۳ ، صص ۱۲۸-۱۲۹٫ ↑
- ۵- عالیه، سمیر، پیشین.صص ۳۰۹-۳۱۰٫ ↑
- ۶- فتحی سرور، احمد، اصول العقوبات العام دارالنهضه العربیه، ۱۹۹۱، ص ۵۴۸٫ ↑
- ۷- گلدوزیان، ایرج، پیشین، ص ۲۴۵٫ ↑
- ۸ – objective ↑
- ۹ – subjective ↑
- ۱۰- حمیدی، منوچهر، پیشین، ص ۲۲٫ ↑
- ۱- اردبیلی، محمد علی، حقوق جزای عمومی، ج ۲ . چاپ بیست و پنجم، تهران، نشر میزان، ۱۳۸۹، ص ۳۹٫ ↑
- ۲- ste’fani,cours de droit pe’nal ge’ne’ral et proce’dure pe’nale,paris, Dalloz, 3e edition, 1963-4)p. 257. ↑
- ۳- گلدوزیان، ایرج، پیشین، ص ۲۴۵٫ ↑
- ۴- صانعی، پرویز، حقوق جزای عمومی، چاپ اول، تهران، انتشا رات طرح نو، ۱۳۸۲، ص ۵۶۳٫ ↑
- ۵- زراعت، عباس، جزای عمومی تطبیقی، چاپ اول، تهران، انتشارات فکرسازان، ۱۳۸۴، صص۷۲-۷۳٫ ↑
- ۶- الفاضل، محمد، پیشین، ص ۲۲۶٫ ↑
- ۱- فتحی، سرور، احمد، پیشین، ص ۵۴۸٫ ↑
- ۲- شامبیاتی، هوشنگ، حقوق جزای عمومی، ج۲، چاپ پنجم، تهران، انتشارات ویستار، ۱۳۷۴، ص ۲۱۶٫ ↑
- ۳- میر محمدصادقی، حسین، پیشین، ص ۵۷ ↑
- ۴- همان، صص۶-۳۳٫ ↑
- ۱- اگر تاثیر مداخله و مباشرت شریکی در حصول جرم ضعیف باشد دادگاه مجازات او را به تناسب تاثیر عمل او تخفیف میدهد. ↑

- ۲- صانعی، پرویز، پیشین، ص ۵۶۳٫ ↑
- ۳- ـآقائی نیا، حسین، جرایم علیه اشخاص، چاپ سوم، تهران، نشر میزان، ۱۳۸۶، ص ۹۴٫ ↑
- ۱- نوربها، رضا، پیشین، ص ۲۱۴٫ ↑
- ۲- اردبیلی، محمد علی، حقوق جزای عمومی، پیشین، ج۲، چاپ بیست و سوم، تهران، نشر میزان، ۱۳۸۹، ص ۳۸٫ ↑
- ۳- صادقی، محمد هادی، جرایم علیه اشخاص، چاپ نهم، تهران، نشر میزان، ۱۳۸۵، ص ۲۴۲٫ ↑
- ۴- موسوی بجنوردی، القواعد الفقهیه، ج۲، چاپ دوم، انتشارات مجد، ۱۳۸۸، ص ۲۳۷ ↑
- ۵- همان، ص ۲۳۷٫ ↑
- ۱- العوجی، مصطفی، پیشین، ص ۱۴۷٫ ↑
- ۲- علامه حلی، تحریر، ج۲، ص ۲۴۰ به نقل از صادقی، محمد هادی، جرائم علیه اشخاص، چاپ پنجم، تهران، نشر میزان، ۱۳۸۵، ص ۷۳٫ ↑
- – نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام، ج۴۲، ص ۴۳ کتاب الدیات، بیروت، داراحیاء التراث، ۱۹۸۱م ↑
- – پاد، ابراهیم،حقوق کیفری اختصاصی،ج۱، ص ۱۹۳، به نقل ازصادقی، محمد هادی،جرائم علیه اشخاص،چاپ پنجم،تهران،نشر میزان،۱۳۸۵، ص ۷۳ ↑
- ۳- صادقی، محمد هادی، پیشین، صص۷۴-۷۵٫ ↑
- ۱- واحدی، مهری، «معاونت در ارتکاب جرم در حقوق ایران و تطبیق آن با حقوق کیفری لبنان و انگلستان»، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه قم، ۱۳۸۷٫ ↑
- ۲- صادقی، محمد هادی، پیشین، ص ۷۶٫ ↑
- ۳- واحدی، مهری، پیشین. ↑
- ۴-صادقی، محمد هادی، پیشین، ص۷۷٫ ↑
- ۵- همان، صص۷۷-۷۸ ↑
- ۱- واحدی، مهری، پیشین. ↑
- ۱- ولیدی، محمد صالح، پیشین، ص ۳۴۹٫ ↑
- ۲- همان، صص ۳۵۰-۳۵۱٫ ↑
- ۱- اردبیلی، محمد علی، پیشین، ص ۵۶٫ ↑
- ۱- محقق داماد، مصطفی، قواعد فقه، بخش جزایی، تهران، مرکز نشر علوم اسلامی، ۱۳۷۹، صص۱۷۳-۱۷۴٫ ↑
- ۲- حسینی شاهرودی، علی، محاضرات فی الفقه الجعفری، ج۱، قم، دارالکتب الاسلامی، ۱۴۰۸ ه.ق، ص ۱۹۷٫ ↑
- ۳- نراقی، احمد، عوائد الایام فی بیان قواعد الاحکام ، قم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۴۱۷، ص ۷۰۲٫ ↑
- ۴- انصاری، مرتضی، کتاب المکاسب، ج۱۱، قم، المکتبه الفقهیه ۱۴۱۵، ه.ق، ص ۱۳۲٫ ↑
- ۵- موسوی بجنوردی، حسن،القوعد الفقهیه، ج۱،قم،دارالکتب الفقهیه، ۱۳۸۹، ه.ق ص ۳۰۹٫ ↑
- ۱- موسوی خمینی، روح اله، المکاسب المحرمه، ج۱،قم،مؤسسه تنظیم ونشراثار امام ، ۱۴۱۵، ص ۲۱۱٫ ↑
- ۲- فاضل لنگرانی، محمد، القواعد الفقهیه، ج۱، قم، چاپ مهر، ۱۴۱۶، ه.ق، ص ۴۴۹٫ ↑
- ۳- نراقی، احمد، پیشین، ص ۷۵٫ ↑
- ۴- موسوی خمینی روح اله، پیشین، ص ۱۴۳٫ ↑
- ۱- فاضل لنکرانی، محمد، پیشین. ص ۴۴۴، موسوی بجنوردی، میرزا حسن، پیشین، ص ۳۰۴٫ ↑
- ۲- موسوی بجنوردی، سید محمد، پیشین، ص ۲۱۶٫ ↑
- ۳-موسوی خمینی،روح اله، پیشین، صص۱۳۱-۱۳۲٫ ↑
- ۴- موسوی بجنوردی، محمد، پیشین، ص ۲۱۶٫ ↑
- ۵- مرعشی، محمد حسن« معاونت در جرم»، فصلنامه دیدگاه های حقوقی، شماره ۱، ص ۷٫ ↑
- ۶- مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۴،قم ، انتشارات دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۵۴٫ ↑
- ۷- موسوی بجنوردی، میرزا حسن، پیشین، ص ۳۰۶٫ ↑
- ۱- انصاری، شیخ مرتضی، پیشین، ص ۱۰٫ ↑
- ۲- شیخ طوسی، مبسوط، ج۶، ص ۲۸۵٫ ↑
- ۳- مرعشی، محمد حسن، پیشین، صص۸-۹٫ ↑
- ۴- خویی، ابوالقاسم، مبانی، تکمله المنهاج، جلد ۲، نجف اشرف، مطبعه الادب، بیتا، صص۱۱-۱۲٫ ↑
- ۵- موسوی بجنوردی، محمد، مجموعه مقالات فقهی، حقوقی، فلسفی، اجتماعی، ج۱، تهران، پژوهشکده امام خمینی، ۱۳۸۰، ص۳۰۰٫ ↑
- ۶- موسوی خمینی، روح ا…، پیشین، ص ۱۳۲٫ ↑
- ۱- شامبیاتی، هوشنگ، پیشین، ص ۲۱۷٫ ↑
- ۲ – System de la criminalite de mprunte ↑
- ۱- همان، ص ۲۱۸٫ ↑
- ۲ – ملک اسماعیلی، عزیزالله، حقوق جزای عمومی، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۵۵، ص ۱۴۴ و سمیعی، حمید، حقوق جزا، تهران، چاپخانه شرکت مطبوعات، ۱۳۴۸، ص ۱۱۵٫ ↑
- ۳- مرادی، حسن، پیشین، ص ۱۲۷٫ ↑
- ۴- گلدوزیان، ایرج، پیشین، ص ۱۳۶٫ ↑
- ۱- محسنی، مرتضی، پیشین، صص۷۷-۷۸٫ ↑
- ۲- مرادی، حسن، همان، ص ۱۲۷٫ ↑
- ۳- حمیدی، منوچهر، پیشین، ص ۱۶۵٫ ↑
- ۴- علیآبادی، عبدالحسین، حقوق جنایی، ج۱، چاپ سوم، تهران انتشارات فردوسی، ۱۳۷۳، ص ۲۸۵٫ ↑
- ۵- ولیدی، محمد صالح، پیشین، ص ۳۵۴٫ ↑
- ۱- اردبیلی، محمد علی، ج۱،پیشین، ص ۱۷۳٫ ↑
- ۲- گلدوزیان ، ایرج، بایسته های حقوق جزای عمومی، پیشین، ص ۲۴۸٫ ↑
- ۳- نوربها، رضا، پیشین، ص ۲۷۵٫ ↑
- ۴- ولیدی، محمد صالح، پیشین، ص ۳۶۶٫ ↑
- ۵- زراعت، عباس، حقوق جزای تطبیقی، پیشین، ص ۱۰۰٫ ↑
- ۶- عالیه، سمیر، پیشین، ص ۳۱۱٫ ↑
- ۷- حسینی، محمد نجیب، پیشین، ص ۵۹۱٫ ↑
- ۱- العوجی، مصطفی، ج۲، پیشین، صص۱۷۶-۱۷۷٫ ↑
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
کیفیت زندگی کاری شامل هر گونه بهبود در فرهنگ سازمانی است که حامی رشد و تعالی در سازمان میباشد(فیلیپو[۱]، ۱۹۸۷).

سازمانها میتوانند با برآورده کردن نیازهای اساسی کارکنان، برقراری اعتماد متقابل میان خود و آنان و ایجاد یک فرهنگ سازمانی متناسب آن ها را نسبت به سازمان متعهد کنند. تعهد و پایبندی میتواند پیامدهای مثبت و متعددی داشته باشند، کارکنانی که دارای تعهد و پایبندی هستند، نظم بیشتری در کار خود دارند. مدت زمان بیشتری در سازمان می مانند و بیشتر کار میکنند. مدیران باید تعهد و پایبندی کارکنان را به سازمان حفظ کنند و برای این امر باید بتوانند با بهره گرفتن از مشارکت کارکنان در تصمیم گیری و فراهم کردن سطح قابل قبولی از امنیت شغلی برای آنان، تعهد و پایبندی را بیشتر کنند(الوانی و معمارزاده،۱۳۹۰).

از ا ین رو نظام ارزشی کیفیت ز ندگی کاری سرمایه گذاری بر روی افردا به عنوان مهم ترین متغیر در معامله مدیریت راهبردی مورد توجه قرار میدهد. یافته های مطالعاتی نشان میدهد که اجرای برنامه های مدیریت کیفیت فراگی موجب کاهش میزان شکایت کارکنان٬ کاهش نرخ غیبت از کار، کاهش میزان اعمال مقررات انضباطی٬ افزایش نگرش مثبت کارکنان و افزایش مشارکت آنان در برنامه ها می شود(ترابی و همکاران، ۱۳۹۱).

کیفیت زندگی کاری که به عنوان یکی از رویکرد های بهبود عملکرد و از جمله عناصر مهم و کلیدی فرهنک تعالی به شمار می رود، رویکردی است که موجب هم سویی کارکنان و سازمان می شود. امروزه توجهی که کیفیت زندگی کاری می شود بازتابی است از اهمیتی که همگان برای آن قائلند(عنایتی و همکاران، ۱۳۸۹).
مفهوم کیفیت زندگی کاری در حال حاضر مربوط به فلسفه ای در سازمان هاست که میخواهد شأ ن و منزلت کارکنان را افزایش دهد، تغییراتی در فرهنگ سازمانی ایجاد کند و رفاه فیزیکی و روحی کارکنان را افزایش دهد(انگمبی هلیسی [۲]، ۲۰۰۳).
سازمان ها میتوانند با برآورده کردن نیازهای اساسی کارکنان ، برقراری اعتماد متقابل میان خود و آنان و ایجاد یک فرهنگ سازمانی متناسب آن ها را نسبت به سازمان متعهد کنند. تعهد و پایبندی میتواند پیامدهای مثبت و متعددی داشته باشند ، کارکنانی که دارای تعهد و پایبندی هستند ، نظم بیشتری در کار خود دارند، مدت زمان بیشتری در سازمان می مانند و بیشتر کار میکنند. مدیران باید تعهد و پایبندی کارکنان را به سازمان حفظ کنند و برای این امر باید بتوانند با بهره گرفتن از مشارکت کارکنان در تصمیم گیری و فراهم کردن سطح قابل قبولی از امنیت شغلی برای آنان ، تعهد و پایبندی را بیشتر کنند(الوانی، معمارزاده، ۱۳۹۰).
اهمیت نیروی انسانی در پیشبرد امور یک جامعه به قدری زیاد است که می توان آن را مؤثّرترین رکن تحولات علمی ، فرهنگی و اقتصادی در یک کشور دانست. بااین اوصاف، اگرچه نیروی انسانی در هر واحد سازمانی یکی از منابع زیر بنایی به شمار می رود، ولی در نظام آموزش و پرورش، اهمیت و نقش نیروی انسانی در رسیدن به اهداف سازمانی از سایر سازمان ها مهم تر و حساس تر میباشد، از این رو این پژوهش در صدد آن است که به بررسی رابطه بین کیفیت زندگی کاری با رضایت شغلی و تعهد سازمانی در میان دبیران مدارس دوره متوسطه پسرانه شهرستان رباط کریم بپردازد.

۱-۳-ضرورت انجام تحقیق
کیفیت زندگی کاری یکی از متغیرهایی است که اخیراً به لحاظ اهمیت ، مورد توجه بسیاری از مدیران که در صدد ارتقا کیفیت منابع انسانی خود هستند قرار گرفته است ؛ گرچه مطالعه شاخصهایی که برای کیفیت زندگی کاری سودمند و یا مضر هستند تاریخچهای دیرینه دارد (ماو، سموئلز و الکساندر[۳] ۲۰۰۳)، اما منبع دقیق عبارت کیفیت زندگی کاری مشخص نیست و احتمالا اولین بار در مؤسسه تحقیق اجتماعی دانشگاه میشیگان در کارهای اولیه رنسیس لیکرت و رویکرد او برای تغییر سیستمی به کار برده شده است(هود و اسمیت[۴]، ۱۹۹۴).

کیفیت زندگی کاری توجه بیشتری را بعد از آنکه کارکنان اتومبیل متحده و جنرال موتورز شروع به یک برنامه کیفیت زندگی کاری برای بازساخت و رفرم کارکردند به خود اختصاص داد(لاو و می[۵] ۱۹۹۸). ابتدا نگرانی برای کیفیت زندگی کاری در دهه ۱۹۷۰ اوج میگیرد. این نگرانی بعد از عواقب حیطه سنتی مدیریت علمی و بوروکراسی ناشی از ان که محیط کاری ضد انسانی ، وظیفه محور، غیر شخصی، بدون پاداش و عموما غیرکارا ایجاد میکرد و همه سطوح شان و منزلت شخصی را مورد هتک قرار میداد و منابع انسانی را ضایع مینمود حاصل شد و بعد از فروکش نمودن در دهه ۱۹۸۰ مجددا در دهه ۱۹۹۰ غالب میشود ؛به عبارتی مفهوم کیفیت زندگی کاری حدود ۳۰ سال قبل به کار رفته است. کیفیت زندگی کاری با واکنش و پاسخ به نیازهای فردی و اشتیاق میتواند افزایش یابد(مارتل و دوپویس[۶] ۲۰۰۶ ؛ تراویس[۷] ۱۹۹۵؛ کیمبرلی[۸] ۱۹۹۱).

رابینز کیفیت زندگی کاری را به عنوان فرایندی که به وسیله آن یک سازمان با گسترش مکانیسمهایی به نیازهای کارکنان واکنش نشان میدهد تا به آن ها اجازه دهد کاملا در تصمیمگیریهایی که زندگی شان در کار را طرح میریزد مشارکت داشته باشند تعریف نموده است. کیفیت زندگی کاری سازه چند بعدی است و ممکن است یک سازه جهانی و فناناپذیر نباشد (لاوومی[۹]، ۱۹۹۸).
از دهه ی ۱۹۲۰ تا کنون، رضایت شغلی به طور وسیعی مورد بررسی قرار گرفته و نظریه های متعددی درباره آن ارائه شده است. تنوع رویکردها و نظریه های مربوط به رضایت شغلی را می توان ناشی از سه دیدگاه نهضت روابط انسانی، اتحادیه های کارگری و دیدگاه رشد یا ماهیت کار دانست که در دهه های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ شکل گرفت و پیش هر چیز مفهوم رضایت شغلی را تحت تاثیر قرار داد(کورمن[۱۰]،۱۳۷۸).

به اعتقاد رولینسون، براد فیلد و ادواردز، مرور پیشینه ی مطالعاتی و پژوهشی رضایت شغلی نشان میدهد که بیشتر صاحب نظران و نظریه پردازان، به طور کلی این مفهوم را از دو دیدگاه نگرشی و انگیزشی مورد بررسی قرار دادهاند(خدایاری فرد، ۱۳۸۸)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۸-۴ سو گیری : محافظهکاری به جای ارزیابی واقعگرایانه، موجب سوگیری منظمی در گزارشهای مالی میشود. در نتیجه همچنان که هیئت استانداردهای حسابداری مالی اشاره میکند، «محافظهکاری با ویژگیهای کیفی مهم، از قبیل بیان صادقانه، بیطرفی و قابل مقایسه بودن (شامل ثبات رویه) تضاد دارد» در مورد مفید بودن داده های حسابداری مبتنی بر خط مشیهای محافظهکارانه میتوان سؤالاتی جدید و مشروع مطرح کرد. انجمن حسابداری امریکا (AAA) استدلال میکند: «تصور نمیشود که سوگیری بتواند نیازهای مجموعهای از استفاده کنندگان را برآورده کند، به منافع سایرین کمک کند یا حتی به آن صدمه نزند».

۲-۸-۵ امر ذهنی : محافظهکاری آن قدر در حسابداری مستحکم شده که بیشتر نوعی نگرش حسابداران، یا امری ذهنی، است تا اینکه سازوکاری برای پاسخگویی به ابهام باشد. احتمالاً چنانچه تردید جدی در مورد ارزش گذاری یک قلم وجود داشته باشد، محافظهکاری به بازی گرفته میشود، اما این تمام موضوع نیست، محافظهکاری نگرش حسابداران در مورد تمام جنبههای حسابداری است.

۲-۹ دفاع از محافظهکاری
مدیران و مالکان به طور طبیعی گرایش دارند که نسبت به واحد تجاری بیش از اندازه خوشبین باشند. این خوشبینی زیاد موجب میشود که داراییها و درآمد بیش بیان شود. محافظهکاری نوشداروی لازم برای این خوشبینی بیش از حد است. کارول دِواین ( Carl Devine ,1963) استدلال میکند که فرونشاندن خوشبینی و القا بدبینی مشکل است. خوشبینی که یک ریال سود ایجاد میکند بیش از بدبینی ایجاد شده به وسیله یک ریال زیان است. پیامدهای خوشبینی بیش از اندازه وخیمتر از پیامدهای بدبینی بیش از اندازه است. تحمل یک زیان واقعی در اثر تخمینی بیش از حد خوشبینانه نسبت به از دست دادن فرصت کسب سود ناشی از ارزشگذاری بیش از حد بدبینانه، جدیتر است؛ زیرا احتمالاً سرمایهگذاران، حسابرس را برای زیانهای بیش بیان ارزش خالص داراییها و نه کم بیان ارزش خالص داراییها مورد تعقیب قانونی قرار میدهند.
به دلیل مساوی نبودن پیامدهای خوشبینی بیش از حد در مقابل بدبینی بیش از اندازه، قواعد حسابداری برای ارزش گذاری و ثبت بدهیها و هزینه های عملیاتی و غیر عملیاتی نباید با قواعد حسابداری برای ارزش گذاری و ثبت داراییها و درآمدهای عملیاتی و غیر عملیاتی یکسان باشد. هزینه های غیر عملیاتی را میتوان، اما درآمد غیرعملیاتی را نمیتوان برآورد کرد. ارزشهای بازار چنانچه کمتر از بهای تمام شده باشد، میتواند شناسایی شود اما اگر بیش از بهای تمام شده باشد، نمیتواند شناسایی شود. در گزارشگری اطلاعات ، حسابدار ممکن است مرتکب یکی از این دو اشتباه شود: اول رد اطلاعاتی که بعداً پی برده میشود درست است، و دوم پذیرفتن اطلاعاتی که متعاقباً دریافت میشود که نادرست است. این اشتباهات مشابه اشتباهات تجزیه و تحلیل آماری است که به موجب آن اشتباه نوع اول، رد فرضیهای است که درست است و اشتباه نوع دوم پذیرش فرضیهای که نادرست است. اشتباه دوم ، در حسابرسی «ریسک حسابرس» نامیده میشود؛ زیرا اگر حسابرس قضاوت کند که چیزی درست است در صورتی که نادرست باشد پیامدهای آن جدیتر از عکس آن است. دواین استدلال میکند چنانچه حسابرس اقلامی را بپذیرد که نادرستند به احتمال زیاد به سرمایهگذاران زیان میرساند. با شناخت وجود این دو نوع ریسک میتوان گفت که محافظه کاری با تجزیه و تحلیل احتمالات آماری مطابقت دارد و بنابرین راه منطقی رویارویی با ابهام است. استفاده کنندگان، بخصوص اعتباردهندگان، نیاز دارند که بدانند وضعیت مالی واحد تجاری حداقل همان چیزی است که در صورتهای مالی ارائه شده است. آن ها نیاز به حاشیه ایمنی دارند تا خود را در مقابل تبعات منفی محافظت کنند. با وجود انتقادها، طرفداران عقیده دارند که کماکان از محافظهکاری در عمل پیروی میشود. زیرا سالها تجربه به حسابداران نشان داده که محافظهکاری میثاقی محتاطانه و مفید در محیطی پر از ابهام است.
۲-۱۰ چرخه عمر شرکت ها
سازمانها مانند موجودات زنده دارای منحنی (دوره های) عمر و یا سیکل حیات هستند. از یک طرف در هر مرحله از مراحل این دوره ها با مشکلات خاص آن دوره مواجه هستند و از طرف دیگر در مراحل انتقالی بین دوره ها با مسائل و مشکلات از نوع خاص مواجه میگردند. سازمانها اصولا در روند حرکتی خود پیوسته با مشکلات عدیده ای مواجه اند که عمدتاً به وسیله نیروهای درون سازمانی حل میگردد ولی گاها مسائلی حادث می شود که نیروهای داخلی قادر به حل آن نبوده و برای رفع آن ها دحالت حرفه ای بیرون از سازمان اجتناب ناپذیر میگردد. یک مدیر همواره می بایست در تدوین اهداف، شرایط فعلی سازمان و جایگاه آن را در نظر گیرد.
زمانی که سازمان از دوره ای به دوره دیگر از منحنی عمر حرکت میکند، مشکلاتی که باعث تولید انرژی ها خاصی میباشد بروز می کند. در صورتی که انرژی های به دست آمده صرف نیاز مراحل انتقال گردد، سازمان را با مسائل خاص و عادی انتقال مواجه خواهد نمود. در غیر این صورت این انرژی ها به عوض به کارگیری در جهت رفع مشکلات بیرونی تغییر جهت پیدا کرده و باعث بروز معضلات داخلی میشوند.
همانند موجودات زنده، رشد و پیری سازمانها را ابتداعا با ارتباط بین قابلیت انعطاف و کننرل پذیری نشان میدهند. جوان به این معنی است که سازمان نسبتا به آسانی تغییر میکند و از طرف دیگر به خاطر نبود امکان پیشبینی در پایین ترین سطح کنترل هم قرار دارد. پیر به معنی کنترل پذیری رفتاری است، در حالی که انعطافی وجود نداشته و تمایلی هم به تغییر ندارد.
شکل ۱- کنترل پذیری در مقابل قابلیت انعطاف (ادیزاس،۱۹۸۹)
۲-۱۱ تشریح دوره های حیات سازمانی، مراحل رشد:
۲-۱۱-۱ ایجاد (Courtship): این دوره اولین دوره از حیات یک سازمان میباشد. در این دوره شرکت هنوز متولد نشده است و تأکید بر ایده ها و امکاناتی است که در آینده تحقق آن ها محتمل است. مؤسسه هنوز به طور فیزیکی وجود ندارد. حرفهای بسیاری ردل و بدل می شود، بدون آنکه عملی صورت گیرد. سازمان نیاز به یک پیشاهنگ و قهرمان صحنه کار دارد که در حال ساخت تعهدات خود و طرح و عرضه ایده خود درباره آینده است. در او تعهد و الزام نسبت به ایده هایش شکل میگیرد. میزان تعهدات افراد با حجم ایده ای که میدهند برابری دارد. فرایند ایجاد تعهد همراه با شور، هیجان و احساسات است. تولد یک سازمان زمانی محقق می شود که تعهدات به طور موفقیت آمیزی به معرض آزمایش گذاشته شود.
وجود تردید و ابهام در این دوره از حیات یک سازمان امری طبیعی است و بالعکس چنانچه هیچگونه شک و تردید و ابهامی وجود نداشته باشد سازمان آسیب پذیر خواهد شد.
ایجادی که آزمایش واقعی بر روی آن انجام نشود به سمت « رابطه نافرجام » سوق داده خواهد شد. اولین علائم بروز این حالت محو شدن تعهدات است. نهایتاً ایده ها به صورت رؤیا باقی خواهند ماند ولی هیچ کدام از آن ها عملی نخواهد شد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در مورد غایب مفقود الاثر تا زمانی که حکم موت فرضی صادر نشده است، زنده بودن او را استصحاب میکنند و آثار و احکام شخص زنده را بر وی مترتب میسازند، مگر اینکه خلاف آن ثابت یا این که حکم موت فرضی صادر شود. دادگاه با انقضای مدتی که شخص غایب عادتاً در آن زمان زنده فرض نمیشود اقدام به صدور حکم موت فرضی میکند و انقضای این مدت از نظر قانونگذار اماره موت تلقی شده است و اماره که مبتنی بر غلبه و ظن است بر اصل عملی که در مورد شک به کار میرود مقدم است. در مدت زمانی که غایب عادتاً زنده نمیماند، قانونگذار برای رعایت حقوق ورثه حکم موت فرضی غایب و دادن اموال به تصرف قطعی آنان را با شرایطی پیشبینی کردهاست. ماده ۱۰۱۹ ق. م. در این زمینه مقرر میدارد: «حکم موت فرضی غایب در موردی صادر میشود که از تاریخ آخرین خبری که از حیات او رسیده است مدتی گذشته باشد که عادتاً چنین شخصی زنده نمیماند». این ماده مبتنی بر قول مشهور فقهای امامیه است.


به نظر میرسد که ضابطه درست، برای صدور حکم موت فرضی انقضای مدتی باشد که غایب به طور عادی پس از آن مدت زنده نمیماند و اقوال مختلف تلاشی است برای شناسایی مصادیق و محدود کردن این مدت. قانونگذار ایران نیز به بیان قاعده کلی مندرج در ماده ۱۰۱۹ ق.م. اکتفا نکرده است، بلکه ضمن مواد ۱۰۲۰ تا ۱۰۲۲ ق.م. در موارد مختلف، مدتی را که غایب بعد از انقضای آن عادتاً زنده فرض نمیشود، معین کرده و به اصطلاح حقوقی پارهای امارات قانونی برای زنده نبودن شخص غایب برحسب عادت به دست داده است[۱۴۴]۱ پس از گذشت مدت مقرر در قانون، در صورتی که تقاضای صدور حکم موت فرضی از طرف اشخاص ذی نفع شده باشد، دادگاه اقدام به نشر آگهی کرده و اشخاصی را که ممکن است از غایب خبری داشته باشند دعوت خواهد نمود که اطلاعات خود را در اختیار دادگاه بگذارند. این آگهی سه دفعه متوالی و هر کدام به فاصله یک ماه در یکی از جراید محل و یکی از روزنامههای کثیرالانتشار منتشر خواهد شد. دادگاه وقتی میتواند حکم موت فرضی را صادر نماید که یک سال از تاریخ نشر آخرین آگهی گذشته و حیات غایب معلوم نشده باشد.
به عبارت دیگر قانونگذار در ماده ۱۰۱۹ ق.م. موردی را بیان میکند که دادگاه میتواند با انقضای مدتی که شخص غایب عادتاً در آن زمان زنده فرض نمیشود حکم موت فرضی را صادر میکند و انقضای این مدت از نظر قانونگذار اماره موت تلقی میشود و این اماره بر استصحاب زنده بودن فرد غایب مقدم میشود.[۱۴۵]
با توجه به مطالب فوق، معلوم میگردد که هر گاه ادعایی موافق امارهی قانونی و مخالف اصل استصحاب باشد بدون دلیل پذیرفته خواهد شد و مدعی آن، نیازمند اقامه دلیل نخواهد بود؛ به عبارت دیگر کسی که برخلاف اماره قانونی ادعایی دارد مدعی محسوب می شود، اگرچه سخنش موافق اصل استصحاب باشد.
تقدّم امارهی قانونی بر استصحاب در بسیاری از موارد با مبانی شرعی قابل انطباق است؛ یعنی اماره قانونی همان چیزی است که در شرع، اماره محسوب شده و حجیّت شرعی دارد، لذا بر اصل عملی مقدم است، مانند تقدّم «اماره قانونی تصرّف» بر استصحاب مالکیت مالک سابق؛ زیرا در اینگونه موارد، امارههای مذبور از ظنهای خاص محسوب میگردند که دلیل شرعی بر اعتبارشان وجود دارد؛ به عبارت دیگر حجیّت این موارد به حجیّت شرعی آن ها برمیگردد و قانونگذار به تبع شرع این امارهها را حجت قرار داده است.
اما همه امارههای قانونی چنین نیستند؛ یعنی هر اماره قانونی، اماره شرعی نمی باشد، مثلاً پس از انتشار قوانین در روزنامه رسمی کشور ادعای جهل به قانون مسموع نخواهد بود، یک فرض قانونی است بر عالم بودن افراد جامعه به قوانین. حال اگر کسی در دادگاه مدّعی جهل به قانون شود، با این که در موارد شک، اصل عدم علم است، ولی اماره مذبور بر آن مقدّم است و مدّعی جهل باید ادعای خود را اثبات نماید.
این اماره قانونی، امارهی شرعی نیست؛ امّا در مقام دادرسی به حکم قوانین موضوعه مورد استناد قرار گرفته و بر استصحاب مقدم میگردد.[۱۴۶]
ولی گاهی استصحاب بر اماره مقدم میشود و آن جایی است که اصل عملی در موضوع اماره جاری شود مثلاً زمانی که مجرای استصحاب در طول قاعده ید و مبین موضوع آن باشد؛ مثل آن که سابقه تصرف ذوالید، عدوانی و یا غیر مالکی، و در حال حاضر تردید در تبدیل حالت سابقه باشد و مدت زیادی از این تصرف عدوانی نگذشته باشد؛ زیرا عقلا در این گونه موارد به تفحص و تحقیق میپردازند و بی درنگ مالکیت ذوالید را قبول نمیکنند.
و به عبارت دیگر اگر به دلایلی معلوم شود که شروع به تصرف به عنوان امین یا غاصب بوده است، استیلای کنونی بر مال به تنهایی امارهی مالکیت نیست. تصرفی دلیل بر مالکیت است که پیشینه آن معلوم نباشد و در چنین مواردی که تصرف از جانب غیر یا نامشروع است، متصرف باید تغییر عنوان تصرف و مشروع بودن آن را اثبات کند، یعنی استصحاب مالکیت سابق بر تصرف کنونی مقدم است. ماده ۷۴۷ ق.آ.د.م. در بیان همین فرض میگوید: «کسی که متصرف است تصرف او به عنوان مالکیت شناخته میشود، لیکن اگر ثابت شود که شروع به تصرف از طرف غیر بوده است متصرف غیر شناخته خواهد شد، مگر اینکه متصرف ثابت کند که عنوان تصرف او تغییر کرده و به عنوان مالکیت متصرف شده است[۱۴۷]».
گفتار دوم : تعارض اماره قانونی با اصل برائت
اصل برائت شباهت فراوانی با اصل عدم دارد تا بدان حد که توهم میرود هر دو اصل یک مفهوم دارند؛ زیرا این مطلب: «اصل، عدم چیزی است تا وجودش ثابت شود» که تعریف اصل عدم است، مثل این است که میگوییم : اصل برائت از تکلیف است تا وجود آن ثابت شود. ولی با قبول وجود شباهت زیاد بین این دو اصل توهم یکی بودن آن دو را، با بیان فرق هایشان، رد میکنیم. فرقهای اصل عدم و اصل برائت :
۱- اصل برائت در خصوص تکلیف است ولی اصل عدم اعم است از اینکه تکلیفی مورد بحث باشد یا موضوعات بدون تکلیف.
۲- اصل برائت در جایی به کار میرود که تکلیفی در مرحله واقع وجود داشته باشد ولی دلیلی برای احراز و پی بردن به آن نداشته باشیم و در مقام عمل و در مرحله ظاهر برای معافیت از الزام و تکلیف و آثار دیگر تکلیف، بنا را بر نبودن آن بگذاریم، در حالی که اصل عدم اعم است از مرحله واقع و مرحله ظاهر.
۳- اصل عدم، اصلی است عقلی و از مستقلات عقلی است و اصل برائت، اصلی است شرعی مگر اینکه دلیل آن را «قاعده قبح عقاب بلابیان» که قاعدهای است عقلی بگیریم که در این صورت حاصل برائت نیز اصلی عقلی خواهد بود.
۴- علاوه بر این تفاوتها باید گفت در واقع اصل عدم، استصحاب عدمی است نه برائت.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
آنکتاد[۷] سرمایه گذاری مستقیم خارجی را عبارت از سرمایه گذاری میداند که متضمن مناسبات بلندمدت بوده و منعکس کننده کنترل و نفع مستمر شخصیت حقیقی یا حقوقی مقیم یک کشور در شرکتی خارج از موطن سرمایه گذار باشد. در دائره المعارف پالگریو[۸] سرمایه گذاری مستقیم خارجی به تملک دارایی ها توسط سرمایه گذار در خارج موطن خود تعریف شده است. این نوع سرمایه گذاری از درجه پایداری بالایی برخوردار است و در صورت بروز رکود در کشور میزبان، نه تنها به سهولت از کشور خارج نمی شود، بلکه به خروج کشور از حالت بحران نیز کمک میکند.سرمایه گذاری مستقیم خارجی مستلزم ریسک بالایی بوده و درآمد حاصل از آن نیز تضمین شده نیست. همچنین طول دوره سرمایه گذاری مستقیم خارجی طولانی است و این ویژگی ها آن را از سرمایه گذاری غیر مستقیم خارجی متمایز میسازد. خرید اوراق قرضه و سهام شرکت ها در معاملات بورس و گواهی سپرده در بانک ها از انواع سرمایه گذاری غیر مستقیم خارجی است. ویژگی این نوع از سرمایه گذاریها پایین بودن درجه ی ریسک، درآمد بالا، کوتاه بودن دوره ی سرمایه گذاری و بالاتر بودن قدرت نقدشوندگی است.

استفاده از سرمایه گذاری مستقیم خارجی در زمینه ارتقای کالاهای دارای مزیت باعث ورود به بازارهای بینالمللی و رقابت در سطح گسترده تر و بالاتری میگردد(سالهیمه و ماشال[۹]، ۲۰۱۱: ۳)
تئوریهای اقتصاددانان در خصوص سرمایهگذاری مستقیم خارجی و عوامل مؤثر بر آن به دو شکل میباشد، نخست: بررسی سرمایهگذاری مستقیم خارجی به عنوان بخشی از سرمایهگذاری، همچنانکه تئوریهای اقتصاد کلاسیک، سرمایهگذاری را یکی از عوامل رشد اقتصادی میدانند. امّا تئوریهای جدید اقتصادی افزون بر محفوظ نگهداشتن نقش تاریخی برای سرمایهگذاری، دانش، تکنولوژی و شیوه های جدید مدیریتی را نیز که بخشی از آن را از طریق سرمایهگذاری مستقیم خارجی میتوان به دست آورد، در رشد اقتصادی مؤثر میدانند. جریان سرمایهگذاری مستقیم خارجی افزون بر رفع کمبود سرمایه در کشور میزبان، با داشتن دو عامل جدید رشد، اهمیت زیادی در تئوریهای اخیر دارد (فراوسن و … [۱۰] ، ۲۰۰۴ ، ص۳ ).

بعضی از اقتصاد دانان نیز سرمایهگذاری مستقیم خارجی را به عنوان بخشی از تجارت بینالملل مورد کنکاش قرار دادهاند. در این رویکرد سرمایهگذاری مستقیم خارجی تابع مقررات بینالمللی است و طبق تئوری OLI که به تئوری تولید بینالملل Dunning شناخته میشود، جریان سرمایهگذاری مستقیم خارجی تابع موقعیتهای مکانی میباشد (فراوسن و… ، ۲۰۰۴ ، ص ۲۰ ).
چنانچه سرمایهگذاری به منظور دسترسی به بازار کشور میزبان و تولید برای همان بازار باشد، دارای جهت بازاری و اگر به منظور تولید با هزینه کمتر جهت صدور به بازارهای هدف باشد، دارای جهت صادراتی است. بر اساس مدل جاذبه تعدیل شده Chunlai که خواستگاه آن همان تئوری OLI مزیتهای مکانیDunninig است، عوامل تعیینکننده سرمایهگذاری مستقیم خارجی تابع موقعیتهای مکانی ـ مزیتهای مبدأ، مقصد و عوامل ارتباطی ـ میباشد. شایان ذکر است که در گذشته نظرات و عقاید متفاوتی در خصوص پیامدهای ورود سرمایه مستقیم خارجی به کشور میزبان وجود داشته است و برخی کشورها، بهدلیل در خطر افتادن استقلال اقتصادی، تعدیلات سیاسی مورد نیاز و تبعات فرهنگی، در جذب این سرمایه با عدم اطمینان و شک مواجه بودهاند؛ اما امروزه اکثر کشورهای جهان معتقدند که جذب سرمایه خارجی با رفع کمبود سرمایه، دانش، تکنولوژی و تکنیکهای جدید مدیریتی را نیز بههمراه میآورد. بنابرین بیشتر کشورهای جهان حتی کشورهای پیشرفته، برای مناسب نمودن بستر ورود سرمایه خارجی سعی در شناسایی عوامل مؤثر بر آن و انطباق آن با وضعیت خود هستند. براین اساس شناسایی عوامل مؤثر بر جریان سرمایهگذاری مستقیم خارجی مهم است و شاید تنها راه برخورداری از مزیتهای این جریان بینالمللی سرمایه میباشد (فراوسن و …. ۲۰۰۴ ، ص ۱۱ ).
۲-۲-۲- اهمیت فزاینده سرمایه گذاری مستقیم خارجی
سرمایهگذاری مستقیم خارجی به عنوان یک عامل مؤثر بر جهانی شدن از ویژگیهای اقتصاد مدرن جهانی است. جریان روز افزون سرمایه گذاری مستقیم خارجی که همراه با افزایش سرمایه گذاری سهام پرتفولیو خارجی است، نشان دهنده نقش و سهم بنگاههای فراملیتی در اقتصاد هر دو دسته کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه میباشد . آزاد سازی رژیم سرمایه گذاری مستقیم خارجی مخصوصا توسط کشور های در حال توسعه و اقتصادهای در حال گذار که در گذشته باعث محدودیت جریان سرمایهگذاری مستقیم خارجی می شد، همراه با سایر گامهای مهمی که برای جذب بیشتر سرمایه های خارجی توسط کشورهای مختلف اتخاذ شده، جریان سرمایه های خارجی را در سطح جهان در خلال دهه ۱۹۹۰ بیش از دو برابر کردهاست.
۲-۲-۳- اشکال سرمایه گذاری مستقیم خارجی
سرمایه گذاری مستقیم خارجی معمولاً به دو شکل انجام می شود:
الف- سرمایه گذاری بکر[۱۱] یا سرمایه گذاری در تجهیزات تولیدی جدید.
ب – ادغامها و تملکهای مرزی[۱۲]
ادغامهای تملکهای مرزی در سالهای اخیر روند افزایشی داشته است. در سال ۲۰۰۴ این نوع سرمایه گذاری نسبت به سال قبل از آن ۲۸% افزایش یافت و به ۳۸۱ میلیارد دلار رسید. اگرچه این نوع سرمایه گذاری اکثراً بین بنگاههای موجود در آمریکا و اروپا انجام میگیرد، ولی این پدیده در برخی کشورهای در حال توسعه و اقتصادهای در حال گذار مخصوصاً بین بنگاههای دولتی که خصوصی میشوند نیز اتفاق می افتد. با این حال، آمار نشان میدهد که کشورهای در حال توسعه بیشتر تمایل دارند سرمایه گذاری مستقیم خارجی را به شکل سرمایه گذاری بکر جذب کنند. تعداد پروژه های سرمایه گذاری مستقیم خارجی بکر از ۹۳۰۰ مورد در سال ۲۰۰۳ به ۹۸۰۰ مورد در سال ۲۰۰۴ افزایش یافت که کشورهای در حال توسعه و در حال گذار در مقایسه با کشورهای توسعه یافته تعداد بیشتری از این پروژه ها را جذب کردند. با وجود این، سهم کشورهاردر حال توسعه از کل تعداد پروژه های سرمایه گذاری بکر جذب شده متفاوت است و تمرکز آن به سمت برخی کشورهای در حال توسعه مثل چین و هند بوده است[۱۳]. ۱۱ کشور در حال توسعه هر کدام به تنهایی بیش از ۱۰۰ پروژه سرمایه گذاری بکر را در سال ۲۰۰۴ جذب کردهاند. چین و هند در سال ۲۰۰۴ از لحاظ جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی از طریق ادغامها و تملکهای مرزی نیز عملکرد بهتری در مقایسه با سایر کشورهای در حال توسعه داشته اند، به طوری که تقریباً نیمی از کل تعداد این گونه سرمایه گذاریها در کشورهای در حال توسعه به این دو کشور اختصاص داشته است. اقدامات آزاد سازی اخیر در هند و همچنین در چین در پی عضویت این کشورها در سازمان جهانی تجارت همراه با رشد اقتصادی بالای آن ها مهمترین عوامل موفقیت این کشورها در این مسیر بوده است. نکته دیگر اینکه ۶۰% کل پروژه های سرمایه گذاری بکر انجام شده در دنیا در سال ۲۰۰۴ در بخش خدمات بوده است.
۲-۲-۴- انواع سرمایه گذاری مستقیم خارجی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
(جونز و هنری به نقل از بنت و اوبراین،۱۹۹۴)

جونز و هنری (۱۹۹۴) اذعان میدارند که سازمان یادگیرنده به مدیریت منابع انسانی، آموزش و کسب دانش و مهارتها توجه دارد. این در حالی است که سازمان یادگیرنده را سازمانی با ظرفیت تعریف نمودهاند که به طور مستمر ظرفیت خود را برای یادگیری، تطابق و تغییر در جهت فرهنگ خود افزایش میدهد.دریو و اسمیت (۱۹۹۵)دریو و اسمیت (۱۹۹۵) سازمان یادگیرنده را سیستم اجتماعی که اعضای آن فرایندهای مشترک آگاهانه را جهت ایجاد، حفظ و همگام سازی مستمر یادگیری فردی و جمعی آموختهاند تا عملکرد سیستم سازمانی را به گونهای که برای تمامی ذینفعان مغتنم باشد، بهبود بخشند، تعریف نموده اند. چنین سازمانی، در واقع همان سازمان یادگیرنده است.جفارت و مارسیک (۱۹۹۶)جفارت و مارسیک (۱۹۹۶) معتقدند سازمان یادگیرنده دارای ظرفیت افزودهای برای یادگیری، تطابق و تغییرات است و سازمانی که فرایندهای یادگیری در آن تحلیل، بررسی، توسعه و مدیریت شده باشد و این فرایندها با اهداف نوآوری و بهبود، همسو و هم راستا شده باشند، سازمان یادگیرنده تلقی می شود.واتکینز و مارسیک (۱۹۹۶)واتکینز و مارسیک (۱۹۹۶) هم معتقدند، سازمان یادگیرنده، سازمانی است که در آن یادگیری به طور پیوسته و مداوم، جهت دستیابی به اصلاح و بهبود مستمر، جریان دارد و سازمان، قدرت، ظرفیت و توانایی تحول و دگرگونی خویش را دارا است. همچنین آن ها اذعان می دارند که عامل اصلی افزایش ظرفیت سازمانی، ایجاد و حفظ سازمان یادگیرنده است.آورمیر (۱۹۹۷)به زعم آورمیر (۱۹۹۷) سازمان یادگیرنده، محیط سازمانی خاص است که یادگیری افراد را تسهیل نموده و بدین شکل، کل سازمان را تحت نفوذ خود در میآورد و توسعه مستمر رفتارها و کارکردهای نوین را ترغیب میکند.پدلر (۱۹۹۸)پدلر (۱۹۹۸) معتقد است ،سازمان یادگیرنده آن است که یادگیری همه اعضای خود را آسان ساخته و به طور مستمر خویشتن را دگرگون و متحول میسازد.فینگر و همکاران (۱۹۹۹)آن ها سازمان یادگیرنده را سازمانی می دانند که به توسعه یادگیری در سه سطح فردی ، گروهی و سازمانی می پردازد.یادگیری فردی و گروهی کلید اصلی برای ایجاد یک سازمان یادگیرنده است .مارکوارت (۲۰۰۲)در یک تعریف سیستماتیک ، سازمان یادگیرنده سازمانی است که با قدرت و به صورت جمعی یاد میگیرد و دائما خودش را به نحوی تغییر میدهد که بتواند با هدف موفقیت مجموعه سازمانی به نحو بهتری اطلاعات را جمع آوری ، مدیریت و استفاده نماید .مارکوارت (۲۰۰۲)در یک تعریف سیستماتیک ، سازمان یادگیرنده سازمانی است که با قدرت و به صورت جمعی یاد میگیرد و دائما خودش را به نحوی تغییر میدهد که بتواند با هدف موفقیت مجموعه سازمانی به نحو بهتری اطلاعات را جمع آوری ، مدیریت و استفاده نماید .لین (۲۰۰۴)سازمان یایدگیرنده سازمانی است که در درون فرهنگ سازمانی فرایندهای در نظر گرفته شده است که یادگیری در سطح فردی، گروهی و سازمانی تشویق و حمایت می شود.گلسک و مک نیل (۲۰۰۴)سازمان یادگیرنده سازمانی است که فرصت های یادگیری مستمری فراهم میکند، از یادگیری برای تحقق اهداف سازمانی استفاده میکند. و پذیرای تعارض سازنده به عنوان منبعی برای ابتکار و خلاقیت بوده و با مهارتمندی با محیط اطراف برخورد میکنند.تیلور (۲۰۰۸)سازمان یادگیرنده سازمانی است که به صورت هدفمندی ساختارهای و سازوکارهایی را به خدمت میگیرد تا یادگیری سازمانی خود را ارتقاء و افزایش دهد.هولم ویست (۲۰۰۹)سازمان یادگیرنده دارای فلسفه ذاتی برای پیشبینی، پاسخ و واکنش در مقابل تغییر، پیچیدگی و عدم قطعیت[۴۹] است.پازیوک (۲۰۰۹)به عنوان یک سیستم زنده ، سازمان یادگیرنده با فرایند تحصیل ، اشتراک و بهره برداری از دانشی که توسط افراد جمع شده معرفی می شود که این فرایند به دست یابی سازمان به اهداف استراتژیک آن منجر می شود.لیائو و همکاران (۲۰۱۰)سازمان یادگیرنده سازمانی است که در آن از دانش به نحو احسن استفاده می شود. ظرفیت ها ارتقا مییابد، رفتار ها تغییر مییابد، و صلاحیت لازم به دست میآید.الوانی(۱۳۷۸)الوانی(۱۳۷۸) در تعریف سازمان یادگیرنده بر این باور است که:”سازمان ها، زمانی یادگیرنده و دانش آفرین شمرده میشوند که بتوانند استنباطاتی از تاریخ و تجربیات خود به دست آورند و آن ها را به صورت کاربردی راهنمای رفتارهایشان قرار دهند.

۲-۱۰- دیدگاه صاحبنظران درباره سازمان یادگیرنده
۲-۱۰-۱- پیتر سنگه
به اقرار عموم صاحبنظران، نظریهپرداز اصلی سازمان یادگیرنده، سنگه از دانشگاه ماساچوست میباشد.سنگه در سال۱۹۹۰مقالهای تحت عنوان “کار جدید رهبران: ساختن سازمانهای یادگیرنده[۵۰]” منتشر کرد و سپس در همان سال کتاب ” اصل پنجم: هنر و عمل سازمان یادگیرنده” را به رشته تحریر درآورد که نظریه خود را در رابطه با سازمان یادگیرنده در این مقاله و کتاب به طور مبسوط شرح داده است. اخیراً نیز کتابی با عنوان رقص تغییر[۵۱] را به همراه برخی از صاحبنظران جامعه یادگیری سازمانی[۵۲] دانشگاه ماساچوست تألیف نموده که در آن به تشریح کاربردی و عملی اصول سازمان یادگیرنده و نحوه مواجهه با چاشهای موجود در سر راه تبدیل به سازمان یادگیرنده پرداخته است. به عقیده پیتر سنگه، ایجاد سازمان یادگیرنده نه تنها مشکل نیست، بلکه کاملاً مورد پذیرش کلیه افرادی است که از حداقل آشنایی با آن برخوردارند اما، مانع اصلی در ایجاد سازمان یادگیرنده، مسئله رهبری است. مردم درک درستی از نوع مشارکتی که برای ساختن چنین سازمانی لازم است، ندارند و این وظیفه رهبران سازمانی است که سازمان یادگیرنده را به صورت واقعی، عملی و فراگیر به کارکنان سازمان معرفی کنند. هر چند تصویر سنتی ما از رهبران به عنوان مردمانی که جهتگیری را مشخص میکنند و تصمیمهای کلیدی را میگیرند ـ ریشه در ذهنیت فردگرایانه و غیرسیستمی دارد و می توان گفت که به نوعی محدود کننده همگامی کارکنان و مقامات سازمان با نظریه سازمان یادگیرنده میباشد. به عقیده سنگه، اساس خلقت انسانها در جامعه و کلا در جهان، یادگیری است. هیچکس، اعمال اساسی مورد نیاز کودکان را به آن ها نمیآموزد بلکه، آن ها خود به کمک حس عمیق کنجکاوی(غریزه) و آزمایش که در درون خود دارند، راه رفتن، صحبت کردن و غیره را می آموزند اما متأسفانه، سازمانها در جوامع امروزی غالباً به جای یادگیری، به کنترل کردن تمایل و اشتیاق دارند. این سازمانها افراد را به خاطر کارکردن برای دیگران مورد تشویق قرار میدهند و نه به دلیل بهره گیری از کنجکاوی طبیعی و انگیزه فطری یادگیری که در وجود آن ها است. افراد از زمان کودکی و در اولین برخورد با سازمانی به نام مدرسه، میآموزند که کار آن ها یافتن پاسخ صحیح و اجتناب از خطاست و این بازی در دوره های متمادی عمر انسانها و به هنگام کار برای سازمانهای متفاوت به صورت یکسان در جریان است (سنگه، ۱۹۹۹). سنگه برای سازمان یادگیرنده پنج اصل را مطرح میکند که در اینجا به تشریح اصول مذکور می پردازیم:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بستن پیمان همسری برای انسان، یک کمال وبنابراین یک هدف است آن هم هدفی که مقدمه رسیدن به هدفی دیگریعنی پدرومادرشدن است که این ها نیزهرکدام یک کمال محسوب میشوند به همین جهت این ها را هم هدفی برترازدواج به حساب می آوریم منتها مقصود سخن درباره پدرومادرخود ساخته است نه پدرومادری که فقط ازلحاظ فیزیکی پدرومادرند.


همچنین هدف از ازدواج فقط جنبه فیزیکی نیست بلکه شرط اساسی آن خود ساختگی آمادگیهای شرعی و اخلاقی وانسانی است .
پدر و مادرخود ساخته شخصیتهایی هستند دارای ابعاد وسیع؛ آن ها درحال عبادت با خدایند و در اجتماع با مردم و در خانه با همسرکه مرحله همسانی و یگانگی آن ها است وبا فرزند خردسال خود،کودک خردسال
چونکه با کودک سروکارت فتاد پس زبان کودکی باید گشاد.
پدران ومادران خود ساخته که پیش کودکان بچگی میکنند با مردم چگونهاند؟ با خدا چگونهاند با یکدیگر چگونه اند؟حالت آن ها دربرابرخدا؟ اِذا ذُکِرَالله وَجِلَت قُلُوبُهُم (حج : ۲۵) هنگامی که به یاد خدا می افتند دلهایشان ترسان می شود .
در برابر مردم : بَعضُکُم مِن بَعض ( آل عمران : ۱۹۵) شما جدای ازیکدیگرنیستید و همگی اعضای یک پیکرید.
نسبت به یکدیگر: خَیرُکُم خَیرّ لِنسأنِه ، وانا خیرکُم لنسائی پیامبراکرم(ص) میفرمایند: بهترین شما کسی است که برای همسر خود بهتر باشد و من بهترین شما نسبت به همسرم هستم.
اگربخواهیم ابعاد وجودی یک شخصیت تکامل یافته را مورد تجزیه وتحلیل قراردهیم ، می بینیم او در بعد فرزند و پدر و مادری و همسری و اجتماعی در حد کمال است و هم این ها در بندگی او در پیشگاه خداوند خلاصه میشود. بنده خالص خدا، جزخدا نمی پرستند و در برابر والدین روش احسان و نیکوکاری پیشه میکند و در برابر همسر، حسن معاشرت دارد و در برابر فرزند می کوشد که از نظر الگو و نمونه باشد.
قران در آخرسوره فرقان آیاتی دروصف : « عبادالرحمن» دارد که همان انسانهای کاملند در این آیات « من » خانوادگی واجتماعی این گونه افراد درهدف والای انسان یعنی بندگی خدا تجلی میکند . این ها غافل از مسأله خانواده وابعاد آن یعنی همسری وپدرومادری نیستند یکی از خواسته های قلبی آن ها این است :« رَبَّنا هَب لَنا مِن ازواجِنا و ذُریاتِنا قُرَه اعین » (فرقان :۷۴)
بندگان خدا وانسان های کامل چشم ودل به هرجایی ندارند: زنان وشوهرانی که به کمال انسانی وبه بندگی خدا رسیده اند دردل یکدیگرجای دارند وبه آن گونه وحدتی رسیده اند که جزحوادث تلخ طبیعت هیچ عاملی نمیتواند آن ها را از یکدیگر جدا کند.
چشمان پاک آن ها جز روی همسر قرار و استقرار پیدا نمی کند ( نور: ۳۱ ،۳۰) قُل لِلمُومنینَ یَخُصنُّوا مِن أبصَارِهِم
در برابر فرزند نیزچنینند، فرزند آرامش بخش دل وجان وقره العین آن ها است. چشم آن ها شب وروز به فرزند دوخته است .
پرواضح است که این ها همه چیزرا با عینک بندگی خداوند رحمان می نگرند زیبایی طبیعت را ، یکدیگر را ، فرزندان را و… بنابرین تنها چهره ظاهری فرزند را نمی بینند چهره جان و چهره انسانیت و چهره بندگی اش در برابرخداوند رحمان را هم می نگرند ( بهشتی ،۱۳۸۳: ۲۳۶-۲۳۴).
هدف کلی خانواده سعادتمند کردن افراد خانواده است نه تنها به معنای مادی بلکه درجنبه معنوی هم غرض ایجاد کانونی است که نمونه کوچکی از جامعه اسلامی مورد نظر باشد واعضای آن دارای تقوا و شرف و انسانیت باشند هدف خانواده در تربیت اسلامی رشد وپرورش همه جانبه اعضای خود، درجنبه های مغزو تن و روان فعلیت دادن سجایای اخلاقی و ملکات فاضله چون میل به وصول به کمال، وصول به خیر، رسیدن به عدالت و انصاف در افراد خود و پرورش شخصیتهایی ارزنده برای جامعه بشری است.
اسلام خانواده ای میخواهد که در آن وظیفه شناسی ، حقیقت دوستی ، شجاعت اخلاقی وجود داشته و زمینه برای پرورش وگشایش همه جوانه های استعداد به صورت موزون وهماهنگ فراهم باشد. اسلام میخواهد خانواده کانون اخلاق، مرکز آموزش دفاع از خود و جامعه، مقاومت در برابر بدآموزیها و نارواییها و مرکز حفظ شرف انسانی و دفاع از فضیلتها باشد.( قائمی ،۱۳۶۳: ۶۳)
در خانواده های موفق افراد اهداف با ارزشی درنظردارند وبه آن ها دست مییابند خانواده برای آن ها مهم است.سعادت حقیقی را دربا هم بودن میبینند حس هیجان و اعتماد به نفس وجود دارد.خانواده های موفق دارای برنامه هستند و فعالیتهای خانوادگی انجام میدهند وبرای انجام دادن وظایف مختلف سازماندهی میکنند ایجاد کانونی برای رسیدن به زندگی بهتر، دوست داشتن ویادگیری بهتروتازه کردن خانواده با فعالیتهای تفریحی وسنتها میسر می شود.
پدر و مادر اولین وبهترین الگوهای بچه ها هستند چه بخواهند وچه نخواهند و درحقیقت نمی توانند الگو نباشند غیرممکن است چون مردم آن ها را چه مثبت وچه منفی به عنوان پدرومادر، الگویی برای چگونه زندگی کردن می بینند. نویسنده ناشناسی به زیبایی میگوید:
– اگربچه ای با انتقاد بزرگ شود یاد میگیرد سرزنش کند.
– اگربا خشونت بزرگ شود می آموزد بجنگد.
– اگربا پذیرش دیگران بزرگ شود می آموزد عشق بورزد.
– اگربا امنیت بزرگ شود می آموزدبه خودش ایمان داشته باشد.
– اگربا ترس بزرگ شود ترسو بارمی آید.
– اگربا شناخت بزرگ شود یاد میگیرد هدف داشته باشد.
– اگربا حسرت بزرگ شود یاد میگیرد برای خودش متأسف باشد.
– اگربا تأیید دیگران بزرگ شود می آموزد خودش را دوست بدارد.
– اگربا حسادت بزرگ شود احساس گناه میکند.
– واگربا دوستی بزرگ شود یاد میگیرد که جهان جای خوبی برای زیستن است .
اگر دقیق تربنگریم میتوانیم ضعف هایمان را درزندگی فرزندانمان ببینیم . نقش الگویی ما به عنوان والدین اساسی ترین مقدس ترین و روحانی ترین مسئولیت ما درقبال فرزندانمان است ما سناریوی زندگی را دست به دست به فرزندانمان میدهیم . (لاجوردی،۱۳۸۴: ۳۴۹).
اسلام میخواهد خانواده محیط شاداب وامنیت ، رضایت خاطر، آسایش ورفاه بوده واعضای آن در برابر اجتماع به گونه ای اندیشیده که به مسائل روزآگاه وازمخاطرات برحذروبرکنارباشد. هدف خانواده ساختن انسانی کامل وشرافتمندانه است ، انسانی که دارای میل به ارزشهای عالی علاقمند به حریت، دارای شخصیتی شکفته ، آماده برای زندگی اجتماعی، موجد تحول وسازندگی باشد انسانی که درعین برخورداری از سلامت تن و روان و حفظ جنبههای رشد وداشتن خوروخواب مناسب ازجنبه های خودشناسی وخود سازی برخوردار، دربرابرشرور مقاوم، از قبول بندگیها در شهوات و اسارت نفس بر کنار، از فروماندن در اسارتها و آلودگیها برحذر، دارای روح اجتهاد واستنباط برای کشف حقیقت و از تحجر و تعصب نیاندیشیده دور و برکنار باشد.هدف خانواده باید پرورش افرادی کارآمد از لحاظ اقتصادی، دارای رشد علمی و اجتماعی، آماده برای همکاری ، قائل به احترام به انسانیت، دارای عادات اخلاقی مطلوب وپذیرنده مسئوولیتها و وظیفه شناسی، علاقمند به انجام مسئوولیت ، مؤمن به ارزش فـداکاری درراه احیای حـق وخلق ، دارای گذشت و ایثارو درک صـحـیـح از ارزش صلح باشد.
وبالاخره هدف خانواده باید تقویت جنبههای روانی ، ایجاد خصال پسندیده ، ایجاد زمینه برای تکامل موثردرامرتفکر، یادگیری راه ورسم تحقیق باشد. ( قائمی ،۱۳۶۳: ۶۴)
۲-۱-۵- اهمیت خود سازی والدین :
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ب- گاه اتفاق می افتد که برخلاف مورد اول، شخص مکلف به حضانت از انجام دادن وظیفه خود سرپیچی می کند. ضمانت اجرای حضانت را در این مورد ماده ۱۱۷۲ قانون مدنی پیشبینی نموده و میگوید «هیچ یک از ابوین حق ندارند در مدتی که حضانت طفل به عده آن ها است از نگاهداری او امتناع کنند. در صورت امتناع یکی از ابوین، حاکم باید به تقاضای دیگری یا به تقاضای قیم یا یکی از اقربا و یا به تقاضای مدعی العموم نگاهداری طفل را به هر یک از ابوین که حضانت به عهده اوست الزام کند و در صورتی که الزام ممکن است یا مؤثر نباشد حضانت را به خرج پدر و هرگاه پدر فوت شده باشد به خرج مادر تأمین کند» در این ماده مختصراً چند مطلب بیان شده:

اولاً، در صورت امتناع شخص مکلف به حضانت ممکن است او را تعقیب نمود. ثانیاًً، چون صاحب حق صغیر است و مستقیماً نمی تواند اقامه دعوی کند حق ادامه دعوی را به پدر یا مادری که حضانت با او نیست و قیم و خویشان طفل و مدعی العموم واگذار کردهاند. ثالثاً، قاضی، شخص مکلف به حضانت را الزام میکند ولی در صورتی که الزام ممکن یا مؤثر نباشد خرج حضانت به عهده شخصی که محکوم شده است واگذار نمی شود بلکه در این حال قاضی حضانت را به خرج پدر و در صورت فوت پدر به خرج مادر تأمین میکند. فرض کنیم طفل دختری پنج ساله یا پسری ۱۸ ماهه است. میدانیم که در این سه مادر مکلّف به حضانت میباشد. مادر از حضانت امتناع میکند قاضی او را به حضانت الزام می کند، الزام مؤثر نمی شود، در این حال قانون خرج را بر عهده پدر گذاشته است و فقط در صورت فوت پدر حضانت به خرج مادر تأمین خواهد شد.[۳۹]
شخصی که مکلف به نگاهداری طفل است به واسطه عدم لیاقت یا فساد شایسته حضانت نیست. ماده ۱۱۷۳ قانون مدنی در این خصوص میگوید «هرگاه در اثر عدم مواظبت یاانحطاط اخلاقی پدر یا مادری که طفل تحت حضانت اوست صحت جسمانی و یا تربیت اخلاقی طفل در معرض خطر باشد محکمه میتواند به تقاضای اقربای طفل یا به تقاضای قیم او یا به تقاضای مدعی العموم هر تصمیمی را که برای حضانت طفل مقتضی بداند اتخاذ کند».[۴۰]

گفتار سوم-ولایت قهری
در موضوع ولایت قهری ابتدا تعریف و بعد ضمانت اجرای آن را بیان میکنیم.
– بند اول- تعریف ولایت قهری
ولایت قهری حق و تکلیفی است که قانون گذار برای اداره امور صغیر و مجنون و سفیهی که جنون و سفه آن ها متصل به صغر باشد به پدر و جد پدری واگذار میکند. این تعریف ارکان سه گانه ولایت قهری را که ولی و مولّی علیه و موضوع ولایت است در بردارد.[۴۱]
الف- ولی: به موجب ماده ۱۱۸۱ قانون مدنی «هر یک از پدر و جد پدری نسبت به اولاد خود ولایت دارند» بنابرین بین اولیای قهری طفل تساوی است نه ترتب. یعنی پدر و جد پدری راجع به حق ولایت در عرض هم هستند ولی همین که یکی از آن ها مبادرت به امری نمود مثلاً خانه مولی علیه را اجاره داده حق دیگری در خصوص آن معامله از میان می رود و معامله صحیح است.[۴۲] به این ترتیب واضح است که چون پدر یا جد پدری محجور یا به علتی ممنوع از تصرف در اموال مولّی علیه گردد مثلاً دیوانه یا از حقوق اجتماعی محروم شود ولایت قانونی او ساقط میگردد.[۴۳] ممکن است همین اتفاقات برای ولی منحصر هم پیش آید که در این صورت موضوع ولایت اصلاً از میان می رود و مدعی العموم مکلف است مطابق مقررات راجع به تعیین قیم، قیمی برای مولّی علیه معین کند .[۴۴]

ب، مولی علیه: مولی علیه صغیر یا مجنون یا غیر رشیدی است که عدم رشد یا جنون او متصل به صغر باشد.[۴۵] بنابرین صغیر مطلقاً و مجنون و سفیه در صورتی که جنون و سفه آن ها قبل از تمام شدن صغر وجود داشته و بعد از کبر هم ادامه پیدا کرده باشد تحت ولایت پدر و جد پدری هستند. پس صغیر چون کبیر شود موضوع ولایت از میان می رود و اگر بعد از آن سفیه یا مجنون گردد برای او قیم معین می شود.[۴۶]
ج- موضوع ولایت: به موجب ماده ۱۱۸۳ قانون مدنی «در کلیه امور مربوط به اموال و حقوق مالی مولّی علیه، ولی نماینده قانونی او میباشد» موضوع ولایت فقط اموال و حقوق مالی مولی علیه نیست بعضی از امور غیرمالی از قبیل نگاهداری و مواظبت شخص مولی علیه نیز بر عهده ولی است ولی مسامحتاً به آن تعرض نشده.[۴۷] اموری که به عهده ولی واگذار شده اصولاً همان اموری است که در اختیار قیم است جز این که «هر یک از پدر و جد پدری بعد از وفات دیگری میتواند برای اولاد خود که تحت ولایت او میباشد وصی معین کند تا بعد از فوت خود در نگاهداری و تربیت آن ها مواظبت کرده و اموال آن ها را اداره نماید».[۴۸] بنابرین فقط ولی منحصر حق دارد برای مولی علیه خود وصی معین کند و الّا یعنی اگر پدر و جد پدری هر دو در حیات هستند تعیین وصی میسر نیست. ممکن است تصور شود که پدر یا جد پدری با وجود دیگری برای بعد از وفات خود نمی تواند وصی معین کند ولی برای بعد از فوت خود و ولی دیگر، میتواند چنین کند.[۴۹] برای رفع این توهم ماده ۱۱۸۹ قانون مدنی میگوید «هیچ یک از پدر و جد پدری نمی تواند با حیات دیگری برای مولّی علیه خود وصی معین کند» علاوه بر حق تعیین وصی، ولی میتواند به وصی اختیار تعیین وصی بعد از فوت خود او را هم بدهد[۵۰]ولی هر کس را بخواهد وصی قرار میدهد جز این که «ولی مسلم نمی تواند برای مولی علیه خود وصی غیرمسلم معین کند» .[۵۱] زیرا «لن یجعل الله للکافرین علی المسلمین سبیلا» پدر و جد پدری و وصی منصوب از طرف آن ها را ولی خاص گویند.[۵۲]
بند دوم- ضمانت اجرای ولایت
ممکن است ولی منحصر به علتی نتواند به اداره امور مولی علیه رسیدگی کند و یا آن که لیاقت این کار را نداشته باشد و یا امین نباشد و همچنین وصی منصوب از طرف او هم ممکن است به تکلیف خود عمل ننماید.[۵۳] قانون موارد مذبور را پیشبینی نموده و تکلیف مولّی علیه را معین کردهاست:
۱- نصب امین.
«هرگاه ولی قهری منحصر به واسطه غیبت یا حبس یا به هر علتی نتواند به امور مولی علیه رسیدگی کند و کسی را هم از طرف خود معین نکرده باشد حاکم یک نفر امین به پیشنهاد مدعی العموم برای تصدی و اداره اموال مولی علیه و سایر امور راجعه به او موقتاً معین خواهد کرد» .[۵۴] این ماده با ماده ۱۱۸۵ که حجر ولی را پیشبینی نموده چنان که ملاحظه می شود تفاوت دارد زیرا حجر ولی از اسباب نصب قیم است.[۵۵]
۲- ضم امین. به موجب ماده ۱۱۸۴ همان قانون «هرگاه ولی قهری طفل لیاقت اداره کردن اموال مولی علیه را نداشته باشد و یا در مورد اموال او مرتکب حیف و میل گردد به تقاضای اقربای طفل یا به تقاضای مدعی العموم بعد از ثبوت عدم لیاقت یا خیانت او در اموال مولی علیه به طرفیت مدعی العموم در محکمه، حاکم یک نفر امین به ولی منضم میکند همین حکم در موردی نیز جاری است که ولی طفل به واسطه کبر سن یا مرض یا امثال آن قادر به اداره کردن اموال مولی علیه نباشد» بنابرین موارد ضم امین عبارت است از عدم لیاقت ولی یا خیانت و ناتوانی او به هر علتی که باشد مثلاً پیری یا مرض و امثال آن. عدم لیاقت طوری تعمیم دارد که شامل ناتوانی و حتی خیانت ولی هم می شود ولی قانون گذار تفصیل را ترجیح داده است.[۵۶]
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
امروزه با تحولات سیاسی و حقوقی صورت گرفته در مجامع بینالمللی و به خصوص با گسترش مفهوم «صلح و امنیت بینالمللی» توسط شورای امنیت، مداخلات بشردوستانه به کرات روی داده و اصل «عدم مداخله در امور داخلی دولت ها» تا حد زیادی نسبت به معنای آن در سده های گذشته تغییر محتوا یافته است. در ادامه رویه سازمان ملل در این زمینه بیشتر مورد بررسی قرار میگیرد.

بند دوم- رابطه حاکمیت و مداخله بشر دوستانه در رویه سازمان ملل
به هنگام تدوین منشور ملل متحد، بر اصول «تساوی حاکمیت ها»، «منع توسل به زور» و «منع مداخله» تأکید شد. بند اول ماده ۲، تصریح میکند «سازمان ملل بر پایه اصل تساوی حاکمیت کلیه اعضای آن استوار است.» مطابق بند چهارم ماده ۲ منشور ملل متحد، دولت ها ملزم هستند در روابط بینالمللی خود از توسل به تهدید یا کاربرد زور خودداری نمایند. طبق بند هفت ماده ۲ منشور«هیچ یک از مقررات مندرج در منشور، ملل متحد را مجاز نمی دارد در اموری که ذاتاً جزو صلاحیت داخلی هر کشوری است، دخالت نماید و اعضا را نیز ملزم نمی کند چنین موضوعاتی را تابع مقررات این منشور قرار دهند. لیکن این اصل به اعمال اقدامات قهری پیشبینی شده در فصل هفتم لطمه وارد نخواهد آورد.»
این ممنوعیت بر اساس ماده ۵۱ منشور، لطمه ای به حق طبیعی دفاع مشروع وارد نمی سازد. ماده ۴۲ منشور نیز استثنای دیگری نسبت به این قاعده در نظر میگیرد. طبق این ماده، شورای امنیت میتواند علیه دولت هایی که به نقض یا تهدید صلح یا تجاوز می پردازند، اعمال زور نماید. رویه سازمان ملل نشان میدهد که حاکمیت هر دولت در امور داخلی خود تا آن جا که با حقوق سایر دولت ها برخورد میکند و یا یکی از حقوق اساسی انسان را مورد تهدید قرار میدهد، محدودیت می پذیرد.[۴۳] اقداماتی که در جهت حفظ حقوق بشر انجام گرفته است، به خوبی نشان میدهد که می توان روزنه هایی در اصل عدم مداخله بدین منظور گشود، بی آن که با بند هفت ماده ۲ تعارضی به وجود آید. به دنبال پایان یافتن جنگ سرد و فعال شدن سازمان ملل در برخورد با مسائل مربوط به صلح و امنیت بینالمللی، این سازمان در بعضی موارد به تخطی از حدود اختیارات و نادیده انگاشتن حاکمیت دولت ها و مداخله در امور داخلی آن ها متهم شده و به خاطر عدم رعایت منشور مورد انتقاد واقع شده است.
«خاویر پرز دکوئیار»، دبیر کل اسبق سازمان ملل متحد در نطقی که در بهار سال ۱۹۹۱ ایراد کرد در مورد مداخله گفت: «باید با موضوع به نحوی محتاطانه و متهورانه برخورد کرد. محتاطانه از این لحاظ که اصل حاکمیت را نمی توان به چالشی بنیادی طلبید. متهورانه به این دلیل که احتمالا ما به مرحله ای از تکامل اخلاقی و احساسی در تمدن غرب رسیده ایم که در آن تجاوز گسترده و تعدی نسبت به حقوق انسانی دیگر قابل تحمل نیست.» [۴۴]و سپس نتیجه میگیرد «اصل عدم مداخله در امور داخلی دولت ها نمی تواند به عنوان مانعی باشد که در پشت آن دولت ها مبادرت به نقض گسترده و سیستماتیک حقوق بشر نمایند.» [۴۵] در سال ۱۹۹۲«پطروس غالی»، دبیر کل وقت سازمان ملل در نامه ای به شورای امنیت که به عنوان «دستورکاری برای دیپلماسی صلح پیشگیرانه» معروف شد، می نویسد: «احترام به حاکمیت … برای هر گونه پیشرفت مشترک بینالمللی امری حیاتی است. ولی زمان حاکمیت مطلق و انحصاری سپری شده است و تئوری آن هیچ گاه با واقعیت منطبق نبوده است.» وی در این نامه، تنها راه جلوگیری از مداخله دیگر کشورها در امور داخلی یک کشور را اجرای هر چه دقیق تر و کامل تر تعهداتی دانست که دولت مورد نظر نه تنها در قبال شهروندان خود بلکه در مقابل دیگر دولت ها دارد.[۴۶]

۱- اقدامات مجمع عمومی: مجمع عمومی سازمان ملل طی تعدادی از قطعنامه ها و اعلامیه هایی که به تصویب رسانیده به موضوع اصل عدم مداخله پرداخته است. اعلامیه سازمان ملل در زمینه عدم مداخله که در قالب قطعنامه شماره ۳۱/۲۱ مجمع عمومی در ۱۹۶۵ به تصویب رسید بر حق کشورها در زمینه انتخاب و اداره امور خود بدون هر گونه دخالت خارجی تأکید ورزید. این اعلامیه صریحاً مداخلاتی را که حاکمیت و استقلال سیاسی کشورها را تهدید میکند ممنوع اعلام نمود.
شش سال بعد، مجمع عمومی با تصویب «اعلامیه اصول حقوق بین الملل در زمینه روابط دوستانه و همکاری میان کشورها بر طبق منشور ملل متحد» در قالب قطعنامه شماره ۲۵/۲۶ در سال ۱۹۷۰، تمامی اشکال دخالت در شخصیت حقوقی یک کشور با عناصر سیاسی، اقتصادی و فرهنگی آن را منع نمود و در این میان فهرستی از انواع تدابیر و اقداماتی که با هدف سوء استفاده از چنین مداخلاتی صورت میگیرد ارائه کرد. در این اعلامیه آمده است: «هیچ دولت یا گروهی از دولت ها حق مداخله مستقیم یا غیرمستقیم بنا به هر دلیلی در امور داخلی یا خارجی هیچ دولت دیگری را ندارد. در نتیجه، مداخله مسلحانه و تمامی دیگر اشکال دخالت یا تلاش برای تهدید شخصیت دولت یا عناصر سیاسی، اقتصادی و فرهنگی آن ناقض حقوق بین الملل است.».[۴۷] در سال ۱۹۸۱، مجمع عمومی با تصویب قطعنامه شماره ۱۰۳/۳۶ در زمینه اجرای اعلامیه «غیرقابل پذیرش بودن مداخله در امور داخلی کشورها» گام دیگری در جهت تقویت اصل عدم مداخله برداشت. در این اعلامیه، مجمع به طور جدی اعلام کرد اصل عدم مداخله در امور داخلی و خارجی کشورها دربرگیرنده حقوق و وظایف ذیل میباشد:

– خودداری از هر گونه اقدام زورمندانه و قهرآمیزی که ملل تحت سلطه استعمار یا اشغال بیگانگان را از اعمال حق تعیین سرنوشت، آزادی و استقلال خود محروم سازد؛
– خودداری از سوء استفاده و مخدوش نمودن موضوعات حقوق بشری به عنوان ابزار دخالت در امور داخلی کشورها و اعمال فشار بر کشورهای دیگر یا ایجاد جو بی نظمی و عدم اعتماد میان کشورها یا گروهی از کشورها؛
– حمایت و پشتیبانی کامل از حق تعیین سرنوشت، آزادی و استقلال ملت های تحت سلطه استعمار، اشغال خارجی یا رژیم های نژادپرست و همچنین حق این ملت ها در زمینه دست یازیدن به مبارزه سیاسی و مسلحانه برای نیل به این اهداف بر اساس منشور؛
– رعایت، گسترش و دفاع از تمامی حقوق بشر و آزادی های اساسی در محدوده قلمروی ملی خود و اقدام در زمینه امحای موارد جدی و گسترده نقض حقوق بشر ملت ها و مردمان، به ویژه در جهت از میان برداشتن آپارتاید و تمامی اشکال نژادپرستی و تبعیض نژادی.[۴۸]
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
|
|
|
|